تاریخ درج خبر : 1392/07/14
کد خبر : ۱۰۱۱۸۸
+ تغییر اندازه نوشته -

منطق هم خوب چیزی است!

20202123

سایت استان: فضل الله یاری

ظاهرا در فضای سیاسی ایران هر چیزی ممکن است. منتظر باشید،احتمالا به زودی گفته خواهد شد که خاتمی در روز دوم خرداد 76 به ناطق نوری رای داده است یا در انتخابات گذشته نام احمدی نژاد را دور از چشم میرحسین موسوی در برگه رای خود نوشته است.این روزها او به خاط هشدارهای اخیرش متهم به ترور هم شده است. یادداشت من در ستون سرمقاله روز یکشنبه 14 مهرماه 92 رزوزنامه ابتکار به همین موضوع پرداخته است:

گویا برخی از فعالان سیاسی کشور به درجه ای از اجتهاد رسیده اند که سخن خود را در قالب یک حکم قطعی صادر می‌کنند،اما به منطق حاکم بر کلیت سخنان خود چندان توجهی نمی‌کنند. در این میان اگر مخاطبی نتوانست بی اعتنا به معیار‌های منطقی حاکم بر پدیده ها، سخن آنان را بفهمد، باید در درک و فهم خود تردید کند.
آیا می‌توان کسی را که با توجه به شواهد و قرائن گذشته از احتمال وقوع حادثه ای ناگوار سخن می‌گوید، محکوم کرد ؟آیا اگر یک متخصص زلزله شناسی هر ساله از احتمال وقوع زلزله در تهران، سخن می‌گوید،می توان او را به مقدمه چینی برای انجام انفجار‌های هسته ای متهم کرد ؟ آیا اگر جامعه شناسی با توجه به داده‌ها و تحقیقات حوزه خود درباره احتمال گسترش فساد در جامعه هشدار دهد، او را باید متهم کرد که خودش قصد گسترش فساد دارد ؟یا اگر اقتصاددانی نسبت به روند رشد قیمت‌ها و افزایش تورم در جامعه هشدار دهد که ممکن است به فرو پاشی اقتصادی جامعه منجر شود، می‌توان او را به مقدمه چینی برای تخریب بنیان‌های اقتصاد کشور متهم کرد؟
گفتار و رفتار برخی از فعالان سیاسی نشان می‌دهد که به راحتی زبان در دهان چرخاندن، همه این موارد ممکن است.گور پدر منطق حاکم بر پدیده ها!
موضوع را می‌توان مصداقی تر تشریح کرد. سید محمد خاتمی که هشت سال سکان ریاست جمهوری اسلامی ایران را در دست داشته و در زمان ریاست جمهوری وی، خودسری برخی گروه‌ها در بر هم زدن اجتماعات قانونی،ضرب و شتم مخالفان سیاسی، ترور فعالان سیاسی و قتل‌های زنجیره ای،آرامش جامعه را سلب کرده بود، در روزهای اخیر مشابه برخی از رفتارهایی را مشاهده کرده که به اتفاقات تلخ دوران ریاست جمهوری وی منجر شده بود. او از جایگاه کسی که هم منطق می‌داند و هم روابط علت و معلولی در حوزه سیاست و جامعه را به خوبی می‌شناسد، نسبت به تکرار نتایج حاصل از خود سری‌ها هشدار داد.جمله رئیس جمهور سابق این است؛«اگر خود سری‌ها ادامه یابد به ترور منجر می‌شود.»
او از منظرکسی که هشت سال در مقام ریاست جمهوری،پرونده‌های ترور و قتل را بررسی کرده و به نتایجی از جمله خود سری برخی گروهها و افراد رسیده،نسبت به تکرار این موضوع در فضای آرام و معتدل کنونی هشدار می‌دهد. اکنون به واکنش‌های برخی از فعالان سیاسی مخالف وی (که به نظر می‌رسد به تنها چیزی که در لحظه گفتن این سخنان می‌اندیشند، مخالفت با خاتمی است ) توجه کنید:
– اگر تروری در کشور رخ دهد،مسئولیتش با خاتمی است.( این گفته یک نماینده روحانی و با سابقه مجلس شورای اسلامی است )
– احتمالا خاتمی از فعالیت تروریست‌ها مطلع است. ترور حجاریان کار دوستان خاتمی بود(این هم از سوی نماینده ای بیان شد که مخالفت با خاتمی را در چند سال گذشته پشتوانه سخنان خود قرار داده است.)
– پروژه کشته سازی برای بحران سازی در کشور (این هم سخن دبیر یک تشکیلات سیاسی دانشجویی است که نشان داده می‌تواند همانند دیگر دوستان خود هر چیزی را به چیز دیگری ربط دهد.)
– خاتمی الان باید در حصر باشد.(این هم سخن یک روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران است،که درباره خاتمی واصلاح طلبان قضاوتی کمتر ازدشمن نظام و انقلاب نمی‌کند.)
اما کیست که در فضای سیاسی ایران نفس کشیده باشد و همین هشدارها را از زبان دیگر فعالان سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا نشنیده باشد؟ آن هم پیش از رخ دادن برخی حوادث تلخ خشونت بار. در آن زمان بسیاری از رسانه‌ها و فعالان سیاسی درباره تئوریزه کردن خشونت در برخی تریبون‌های رسمی کشور و بی تفاوتی در برابر خود سری برخی گروه‌ها،اخطار داده بودند،اما با کمال تعجب این هشدارها در هیاهوی سیاست بازان ناشنیده ماند وپیش بینی این هشدار دهندگان به راحتی به وقوع پیوست.
به نظر می‌رسد که برخی از این افراد در زمان اظهار نظر درباره موضوع یا فردی که نسبت به وی پیشداوری دارند، آن چنان خود را نیازمند به کار بردن منطق نمی‌بینند و می‌اندیشند همین که درشت بگوید، یعنی این که درست هم گفته اند.آیا این که کسی جامعه را از خطری که در پیش رو دارد، آگاه کند،سزاوار این همه حمله است؟
منطق سلاح کارسازی است که برخی از این افراد در هجوم هیجانات سیاسی و ازسر حب و بغض آن را به کناری نهاده اند و در غیاب آن سخن می‌رانند و انتظار دارند که مخاطب دربست آن را بپذیرد. اما اشکال کار(آنان) اینجاست همه مخاطبان نه دغدغه‌های سیاسی آنان را دارند و نه دلدادگی یا نفرتی نسبت به موضوعات و افراد. آنان که به دنبال دریافت چیزکی از سخنان گویندگان باشند، کانال‌های ارتباطی خود را آماده دریافتی منطقی می‌کنندکه واژه‌های گوینده را به هم مرتبط می‌کند.از همین منظر ساده است که می‌توان با متخصصان فلسفه وکلام همرای شد که منطق چیز خوبی است.

*سرمقاله ابتکار

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208