تاریخ درج خبر : 1392/07/16
کد خبر : ۱۰۲۶۳۱
+ تغییر اندازه نوشته -

“در جستجوی روزگار از دست رفته”

سایت استان: حمیدرضا صفایی

(( فروش سال 91 اگر حافظه ام یاری کند حدود 200 میلیون بود که فکر می کردیم بدجور توی گل زده ایم! غافل از اینکه مقرر شده بود دروازه سال 92 گلباران شود))
ذوق زدگی و خوشحالی، وجه مشترک عکسهای چند روز اخیر گوینده این جملات است و منظور از گلباران، فروش 635 میلیون تومانی 112 اثر هنری (شامل 98 نقاشی و 14 مجسمه). صحبت از یک فضای شصت متری در محله “دروس” تهران است که قریب به 21 تابستان، میزبان نمایشگاهیست تحت عنوان 100 هنرمند 100 اثر (البته 100 بیشتر یک نماد است و تقریباً از دوره ی اول که 120 اثر شرکت داشته. این روند سیر صعودی داشته تا امسال که به 280 اثر رسیده است) که حالا دیگر عنوان کهنسال ترین رویداد تجسمی ایران را یدک می کشد. دیدن 350 سی دی در عرض 10 روز و انتخاب آثار با کیفیت، قیمت گذاری آثار برگزیده، تحویل گرفتن و چیدن آثار نه کار دستگاه عریض و طویلی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بلکه هنر بانویی است فرهیخته و جنگجو از تبار ابراهیم گلستان. صحبت از ” لی لی گلستان” ، همسر سابق نعمت حقیقی و مادر مانی حقیقی فیلمساز جسور سینمای ایران است که سالهاست یک تنه بار این نمایشگاه را در گالری گلستان به دوش می کشد، آنهم در شرایطی که در 8 سال گذشته مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد، قفل به دست، به دنبال بستن هر مرکز و صنفی بوده اند که در جهت دفاع از حقوق هنرمندان برآمده بود. مدیرانی که تنبیه و به محاق بردن هر هنرمند و روشنفکری که نظری خلاف نظر آنها داشت را به مثابه یک رسالت برای خود برگزیدند.

اما هدف این نوشتار با این مقدمه نسبتاً طولانی ذکر چند نکته است:

1) تلاش یک ساله 177 هنرمند و کوشش و پیگیری مترجم و نویسنده ای چون لی لی گلستان آن هم در فصل گلباران! نتیجه اش می شود 635 میلیون تومان ( تا لی لی گلستان خود را در میان ابرها ببیند)
واین یعنی یک دهم پولی که باشگاه قرمزپوش تهرانی برای آوردن یک بازیکن فوتبال سرشار از حاشیه، از لیگ امارات خرج کرده است! بازیکنی که احتمالاً مانند اکثر فوتبالیستهای ایران در نزدیکی های گرفتن سیکل و دیپلم، درس را رها کرده و به عشق مام میهن! به سخت ترین شغل دنیا روی آورده است! تا خورده نانی به کف آرند و …
آری این است روزگار فعلی هنر و هنرمند در فضایی که دولت معجزه هزاره سوم پدیده آورده است.
2) علی جنتی وزیر جدید فرهنگ و ارشاد پا به ویرانه ای گذاشته که نتیجه یکه تازی و لجبازی دو وزیر بی نظیر! قبلی است. دو وزیری که یکی از زیر شنل نوسترآداموس عصر حاضر، استاد حسین شریعتمداری بیرون آمد و فضای فرهنگ و هنر را به حضور خود مفتخر کرد! و دیگری در کسوت نمایندگی مجلس و در ردای استیضاح کننده ی وزیر ارشاد دولت خاتمی، سیمین دانشور و سیمین بهبهانی را با هم اشتباه گرفت و موجبات خنده و نشاط ملی را فراهم آورد. بازسازی ویرانه تحویلی به علی جنتی که ابتکارات مضحکی همچون سازمان سینمایی و قائم مقام شعر و … را در دل خود جای داده بی شباهت به بازسازی ژاپن بعد از سونامی نیست. اما نکته مهم اینجاست که نوع مواجهه علی جنتی با این ویرانه شبیه چشم بادامی هایی است که منش و عملکردشان همواره تحسین مراد دیرین علی جنتی را در پی داشته است(و از یاد نبریم این علاقه، سابقه ای 40 ساله دارد تا جایی که چاپ عکس هاشمی رفسنجانی با تی شرت آستین کوتاه که چند سال قبل از انقلاب در ژاپن گرفته شده بود باعث تعطیلی روزنامه عصرآزادگان شد)
یا به رسم و عادت مالوف ما ایرانی ها با رویکردی منفعلانه و باری به هرجهت انجام خواهد شد.
3) در فضایی پر از شک و تردید و بدبینی که در بسیاری از موارد رنگ و بوی امنیتی به خود گرفته بود، مدیرانی نیز وجود داشتند که برخلاف وضع و جهت گیریهای شایع، با هنرمندان همگام شدند و کوشیدند در حد توان خود به تلطیف این فضای سنگین و جلب اعتماد هنرمندان همت گمارند.
امین کمالوندی که از حدود دو سال و اندی پیش به سمت مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان منصوب شد را می توان از شاخص ترین مدیرانی به شمار آورد که بر خلاف غالب مدیران فرهنگی پاک ترین دولت تاریخ، رویه ای متفاوت در مواجهه با هنر و هنرمند را برای خود برگزید. اعتماد به هنرمندان و واگذاری بخش زیادی از فعالیتهای فرهنگی تحت اختیار خود به آنها مهمترین اقدام کمالوندی در این مدت بوده است. برای هنرمندانی که در زمان بسیاری از مدیران قبلی(حتی در دوره اصلاحات) به “مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان” نیز راضی بودند، حضور کمالوندی، فرصتی مناسب برای استعداد و قابلیتشان بود. راهیابی چندین گروه نمایشی به جشنواره تئاتر فجر، موفقیتهای هنرمندان تجسمی و عکاسی در جشنواره های مختلف، برگزاری کنسرت ها و انتشار آلبوم های متعدد موسیقی، برگزاری جشنواره های تئاتر و موسیقی همزمان با جشنواره فجر، توجه به زیرساختها و در نتیجه افتتاح تئاتر شهر، برگزاری موفق جشنواره های داستان کوتاه متیل و خلیج فارس و شعر زاگرس، برگزاری کارگاههای متعدد در تمامی حوزه های ذکر شده، افتتاح سینما تک و …. از مهمترین فعالیتهای این دوره است.
بدیهی است که حداقل توقع هنرمندان از آیندگان این مسند، ادامه هرچه بهتر و کامل تر روند فعلی است. چه بسا کار کردن در فضای عقلانی و اخلاقی که وزیر کنونی تاکید کرده به دنبال آن است، بسیار راحت تر از فضای پر از توهمات به ظاهر اخلاقی حاکم بر وزارت فرهنگ و ارشاد دولتهای نهم و دهم باشد.
4) ” انسانها از ملالت می گریزند و لذت، آن چیزی است که انسانها در جستجویش می کوشند” (1)
بر همین اساس است که انسانها به سرگرمی روی می آورند. زیرا ” یگانه نعمت برای آدمیان آن است که سرشان به چیزی غیر از اندیشیدن به آن چه هستند گرم شود، حالا به کمک مشغولیتی که ذهن آنها را به چیز دیگری معطوف کند، یا از طریق میل یا شهوتی تازه و خوشایند نظیر شکار، تماشای نمایش جذاب و … و در یک کلام آنچه سرگرمی نامیده می شود” (2)
در روزگار رشد قارچ گونه انواع و اقسام ساختمانهای تجاری و مسکونی در مرکز استان، کم کم داشتن یک سالن سینما بدل به یک آرزوی محال برای هنرمندان و جوانان یاسوجی شده است که مهمترین پاتوق شان فضای سبز اطراف اداره کل فرهنگ و ارشاد استان است. احداث یک مجتمع فرهنگی، هنری با محوریت سینما و سپس یک سالن جمع و جور نمایش، گالری، فروشگاه عرضه کتاب و دیگر محصولات فرهنگی و هنری در محل سینمای سابق می تواند نقطه عطفی در تاریخ فرهنگ و هنر این استان باشد. در این راه چند اگر وجود دارد. احتمالاً اگر خیرینی که گاه و بی گاه، صحبت از کمک های میلیونی شان به این و آن نقل محافل است، بخش اندکی از سرمایه خود را وقف فرهنگ و هنر کنند و باز اگر منتخبین شورای شهر تبلیغات انتخاباتی چند ماه پیش خود را از یاد نبرده باشند و شهردار منتخبشان نیز به فرهنگ و هنر، روی خوش نشان دهد و از همه مهمتر اگر نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، بخش کوچکی از وقتشان را به این امر اختصاص دهند، احتمالاً علی جنتی و مدیر منتخبش در استان نیز قاتع خواهد شد که اولین و شاید مهمترین وظیفه شان در استان احداث این مجتمع باشد.امیدواریم که در سال 1396 باز هم مجبور نباشیم زمزه کنیم که:
کسی به فکر گلها نیست/کسی به فکر ماهیها نیست/ کسی نمیخواهد باور کند باغچه دارد می میرد/ ته قلب در باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است/ ته ذهن باغچه دارد آرام آرام/ از خاطرات سبز تهی می شود/ و حس باغچه انگار/ چیزی مجرد است که در انزوای باغچه پوسیده است…

*
1) کولاکوفسکی، لشک، درسهایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ، طرح نو، چاپ اول 1377 ، ص 98
2) پاسکال، بلز، سرگرمی(مقاله)، ترجمه مراد فرهاد پور، هفته نامه راه نو، شماره 7، ص 27

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • م.ح می‌گه:

    شنل نوستراداموس و سیمین و نشاط ملی ….دمت گرم حمید جان
    ……. دوست مجهول المکان !! م-ح

  • مسعود می‌گه:

    دوست عزیز هم استانی اگه رضا گشتاسب و مجتبی ملایی و…………بادمجان دور قابچین محسوب میشن ما هم افتخار میکنیم به اینکه از 11 باری که تو یک دهه اخیر تئاتر استان ما به فجر راه پیدا کرده 7 بارش سهم رضا گشتاسب بوده و از هنر شما ودوستانتون فقط توهمات نشئگی رو
    دیدیم وبس

  • بچه مثبت می‌گه:

    بله ما هم میگیم که برای کاسه لیسان و دور قاب چینان خوب کار میکنه
    شما که اصلن قضیه رو زبیخ نگرفتی
    اصلن ما تو باغ نیستیم
    شما توسایت نیستی
    مطمئنن تا کمالوندی ها سربازان گمنامی مث شما ها دارن فرهنگ تکون بخور نیست

  • یکی می‌گه:

    رهایی از فضای مسموم و بهت زده ی فرهنگ و هنر میسر نمی شد مگر به معجزه ای و بی شک این معجزه امین کمالوندی بود .به قول حمید صفایی حتی در دوره اصلاحات هم که ما امیدی به خیر رساندنشان نداشتیم با آمدن امین کمالوندی در دولتی که معلوم الحال بودنش را همه واقفیم شرایطی پیش آمد تا دوباره جان رفته به کالبد بی جان فرهنگ و هنر بازگردد و بی انصافی است اگر عملکرد کمالوندی را در طول 29 ماه تلاش بی وقفه ی او نادیده بگیریم .
    ایجاد بیش از 5 نگارخانه ، 6 پلاتو ، ساخت سالن سینما تک و تالار هنرنما و تجهیز چندین سالن جهت فعالیتهای فرهنگی و هنری در استان از جمله کارهای عمرانی است که این مدیر جوان و پرتلاش در دوران مدیریتش انجام داد .
    برگزاری جشنواره های مختلف فرهنگی و هنری از جمله : جشنواره های تئاتر شهرستانی و استانی ، هنرهای تجسمی جوانان،داستان کوتاه متیل ، داستان کوتاه خلیج فارس ، شعر زاگرس ، مجموعه جشنواره های دهه کرامت ، جشنواره های موسیقی فجر ، فیلم کودک و نوجوان ، فیلم و عکس جوان ، جشنواره ی منطقه ای فیلم و عکس دنا ، اولین آرت اکسپوی آثار هنرمندان استان و برگزاری ده ها کارگاه تخصصی در رشته های مختلف هنری ، تنها گوشه ای از خدمات صادقانه ی این مدیر خوش آتیه به هنرمندان این استان است .
    مسلما کم لطفی برخی از افراد که بعید به نظر می رسد از اهالی هنر باشند ، چشم بستن به روی این حقیقت و جدال بیهوده و بی نتیجه ای با واقعیت است . نگاهی گذرا به کارنامه ی فعالیتهای فرهنگی و هنری سالهای گذشته ، خود روشنگر و بیانگر این حقیقت است که این دوران کوتاه اما طلایی چه بسا قابل تکرار و بازگشت نباشد .
    امیدوارم که انسانهای فهیم و واقع نگر تلاش خود را برای طولانی شدن زمان مدیریت امین کمالوندی انجام داده و به آینده ی هنرمندان استان با نگاهی دلسوزانه نظر کنند.

  • حاشیه می‌گه:

    کاش مدیر بعدی هم اندازه کمالوند کار کنه بیشترشو نمیخوایم

  • بیلا می‌گه:

    عملکرد کمالوند قابل دفاع ترین در بین همه مدیران فرهنگی 20 سال اخیر استانه وبعدش هم تقوی رئیس اسبق حوزه قرار میگبره تصور کنید اگه مثل قم رئیس ضد شورش سپاه میشد رئیس ارشاد باید چیکار میکردیم

  • مثبت ٢ می‌گه:

    مگه قبلیا چه گلى به سر هنر و هنرمند زدن،لااقل کمالوند یه تغییرات اساسى تو ساختار مرده ى اون ارشاد ایجاد کرد،تا قبل کمالوند حتى کارمنداى اداره کل فرهنگ و ارشاد هم جایگاهى براى هنر و هنرمند قائل نبودن،حتى خود هنرمندا هم نمى دونستن براى چى میان ارشاد و میرن

  • بچه مثبت می‌گه:

    نه کاری به دلسوزانه بودن جملات آخر متن بالا را دارم
    در حوزه هنر (منهای هنر های ….. ) ؟! رسالت دوستان بالا تعطیلی هنر بوده و هست ، از جمع شدن امضا های بی سرانجام علیه عبدی مدیر کل تا جواتی جدید و نقد روشنفکورانه ی شاگردان سوراخ حقیقت بین مراد فرهاد پور که رانت را با سوراخ موش یک جا قباله میزنند و لمپمن بازی نوشتاری …. بنده خاص خدا کدوم مدیریت ؟شما چند گالری دولتی تو استان داری و چن نمایشگاه برا حضور مردم زدن
    چن تا آموزشگاه فعال هنری داری ؟ همه شون دارن تعطیل میشن که ؟ چن جلسه شعر خوانی داشتی ؟ اقتصاد هنرمند بیچاره هم جای خود ؟ زمینه رو حتا نتونسته برا حضور یه نمایشگاه گروهی تو همین استان فراهم کنه ؟ هنرهای دیگه که وامصیبتا ….
    باید دستت تو کار باشه تا بدونی چه بلایی بر سر هنرمندا و خونواده هاشون توی این استان اومده هنرمندای استانی که چن دسته ان– به هر جهتاش
    لاک پشت رونده هاش که محتاطند
    حوزه ی هنری هاش که در فکر درنوردیدن قله های موفقیت اند
    و تعدادی انگشت شمار هنر مند دلسوز و متخصص که در مقاله شما و اقتصادهنرمند نه جایی دارند ونه کسی به فکر آنهاست
    برین در مدح داوری و کمالوندی و… مداحی کننین ول کنین مردم مفلوک استانو

  • حرف حق جواب نداره می‌گه:

    . ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ
    ﻭ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭﯼ ﺑﺨﺶ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﺤﺖ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﮐﻤﺎﻟﻮﻧﺪﯼ

    یونه مو شاهد بیدم

  • همشهرى می‌گه:

    حداقل بودجه رو خرج تبلیغات عکس و اسم خودش تو روزنامه هاى استان نکرد

  • يكى از هنر می‌گه:

    خداییش کمالوند حرف نداره،تو دولت فقر و امارهاى دروغ،بهترین و مفیدترین کارها رو واسه هنر استان انجام داد

200x208
200x208