تاریخ درج خبر : 1391/11/21
کد خبر : ۱۰۲۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -

سایه روشن کوچ‌نشینی

جشنواره صدای عشایر از 14 تا 19بهمن با حضور عشایر 31 استان کشور در محل نمایشگاه‌های دایمی تهران برگزار شد. بنا بر ادعای برگزار‌کنندگان، این جشنواره بزرگ‌ترین برنامه‌ای است که تاکنون توانسته عشایر کشور را در پایتخت گردهم آورد. در اختتامیه این جشنواره همچنین معاون گردشگری کشور آمار بازدید‌کنندگان آن را هفت‌میلیون نفر اعلام کرد، نمایشگاه کتاب تهران با شلوغی، ترافیک و استقبال مثال‌زدنی‌اش در بهترین حالت گفته می‌شود پنج میلیون مخاطب داشته است. حال آنکه بسیاری یکی از نقاط ضعف اساسی جشنواره صدای عشایر را عدم تبلیغات کافی برای آن عنوان می‌کنند. با این همه این جشنواره روز پنجشنبه تمام شد و خاطره اتراق ایل در تهران را به دشت برگرداند. در همین‌باره به سراغ حسن غفاری عکاس شناخته شده عشایر و پژوهشگر مسایل ایل رفتیم تا نظر او درباره گردهمایی بزرگ کوچ‌روهای نقاط مختلف کشور در پایتخت را جویا شویم.
آقای غفاری! شما سال‌هاست از عشایر چهار گوشه ایران عکاسی می‌کنید و با زندگی آنها آشنایید، جشنواره صدای عشایر که اخیرا در تهران برگزار شد را چگونه دیدید، آیا برگزار‌کنندگان آن توانستند جذابیت‌ها و واقعیت‌های زندگی کوچی را به شهرنشینان نشان دهند؟
ظاهر جشنواره برای کسانی که آشنایی چندانی با زندگی عشایر ندارند گویای آن است که نمایش نزدیک به واقعیت از زندگی کوچ‌روهای ایرانی است. مسوولان هم خیلی تلاش کردند این تصور را به مخاطبان القا کنند، با این حال آنچه من در این نمایشگاه دیدم بیش از آنکه نشان‌دهنده زندگی عشایری باشد تصویری از فضاها و زندگی روستاییان نقاط مختلف کشور بود و در بسیاری مواقع اصلا در تعاریف عشایری نمی‌گنجید.
اما شیوه و سبک زندگی اقوام مختلف در این نمایشگاه به خوبی تصویر شده بود.
حتی اگر بخواهیم در تعاریف قومی به موضوع نگاه کنیم، باز هم این جشنواره گویا نبود، چرا که جای بسیاری از فرهنگ‌های قومی و به‌خصوص فرهنگ‌های قومی اقلیت‌های دینی که بخش مهمی از فرهنگ قومیتی کشور است در این برنامه خالی بود.
در مجموع شما نمایشگاه را چطور دیدید؟
به نظر من تصویری از عظمت از دست رفته عشایر ایران بود، یا اگر بخواهم بدبینانه‌تر بگویم آن را پوستر یا آگهی ترحیم عشایر می‌نامم.
اما نمایشگاه با استقبال بسیار مخاطبان همراه بود و زندگی عشایر هم تقریبا به خوبی نمایش داده شد.
من خودم عشایرزاده‌ام و سال‌ها با بسیاری از عشایر کشور زندگی کرده‌ام و زیر و بم و سختی‌ها و خوشی‌های زندگی کوچ‌روهای ایرانی را می‌شناسم، اما واقعیت این است که همه آدم‌هایی که در این جشنواره زندگی عشایر را نمایش می‌دادند، افرادی هستند که کارشان برگزاری چنین نمایش‌هایی است و هر وقت اراده شد فورا آماده اجرای مراسم می‌شوند. البته من نمی‌خواهم همه وجوه این نمایشگاه را نفی کنم، این برنامه از جهات زیادی هم خوب است، چون فرهنگ و روحیه عشایری در قالب همین نمایش‌ها نشان داده می‌شود، فرهنگی آمیخته با شادی، ساز و آواز، رقص‌های محلی زیبا، همدلی و بسیاری ویژگی‌های بی‌نظیر دیگر.
یعنی زندگی واقعی عشایر با آنچه در این جشنواره به نمایش درآمد متفاوت است؟
بله، چهره امروز عشایر با توجه به خشکسالی‌های پی‌درپی، از بین رفتن مراتع و مسیرهای کوچ، تورم و مشکلات اقتصادی، ضعف در تعاونی‌های عشایری و… دچار آسیب شده است اما این جشنواره کارت پستالی زیبا از عشایر را نشان می‌دهد. امروزه دیگر چیزی به اسم کوچ نداریم، کوچ به حاشیه رفته و ما آن را کشته‌ایم، طرح‌های غیرکارشناسانه‌ای مانند فلاحت در فراغت، طوبی و… کوچ و فرهنگ عشایر را از بین برده است. محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها به خصوص در زمینه موسیقی و رقص و آواز عشایر نیز بخش دیگری از فرهنگ این مردم را دستخوش تغییر کرده است. جامعه ما شادی ندارد، امروزه تازه متوجه ارزش عشایر شده‌ایم و می‌خواهیم آن را جبران کنیم، از عشایر به عنوان تفریحی برای شهرنشین‌ها استفاده می‌کنیم. باید پرسید این جشنواره چه دستاورد و پیامدی برای عشایر واقعی که در پشت کوه‌ها و دل دشت‌ها زندگی می‌کنند خواهد داشت. اگر اینطور نباشد فقط حالتی مثل پارک رفتن دارد. این جشنواره موجب خوشایند تهرانی‌ها شد، زندگی لذتبخش عشایری مانند شادمانی و رضایت از زندگی، آواز خواندن، دست به ساز بودن و شاد بودن بی‌دلیل به شهرنشین‌ها یادآوری شد.
یعنی شما معتقدید این برنامه تاثیری بر زندگی عشایر ندارد، به هر حال مسوولان و مردم پایتخت بدون واسطه با شیوه و سبک زندگی آنها آشنا شده‌اند و این می‌تواند در آینده تاثیراتی داشته باشد، دست‌کم برای احیا یا حفظ و بقای فرهنگ کوچ، اینطور نیست؟
درست است که من خودم سال‌هاست شهرنشینم، اما روحیات عشایری دارم، حس تعاون عشایری را لمس کرده‌ام، من دوست دارم این روحیه به جامعه ما سرایت کند اما اینقدر زندگی بر عشایر سخت و عرصه بر آنها تنگ شده که همه دارند یکجانشین می‌شوند و این سبک زندگی را ترک می‌کنند. الان در کشور ما معلوم نیست متولی اصلی عشایر کیست، در مناسبت‌های سیاسی اجتماعی و… پای عشایر وسط کشیده می‌شود و آنها را به نمایش می‌گذارند اما زندگی واقعی آنها چه می‌شود، این رفتار مناسبتی با عشایر تاثیر بدی خواهد داشت.
در کشور سازمانی داریم با نام سازمان امور عشایر که رسیدگی به مسایل عشایر بر عهده آنان است.
بله سازمان امور عشایر یکی از اصلی‌ترین متولی‌های عشایر است اما با شناختی که من دارم یکی از نهادهای کم‌بودجه در کشور است، مسوولانش هم هر چه فریاد می‌زنند فایده‌ای ندارد، علاوه بر این در ذیل مجموعه ریاست‌جمهوری و سپاه پاسداران هم بخش‌های عشایری گنجانده شده اما اینها بیشتر در مواقع مناسبتی سراغ عشایر می‌روند. اینکه اخیرا سازمان میراث فرهنگی درباره عشایر قدمی برداشته، این در بخش فرهنگی ستودنی است. در زمان دولت دفاع مقدس یک انتشاراتی به اسم عشایر داشتیم که بسیار فعال بود اما امروزه تعداد آثار مصور یا مکتوب که سالانه در این‌باره چاپ می‌شود کمتر از انگشتان یک دست است، ما درباره عشایر خروجی فرهنگی نداریم.
شما از عشایر واقعی و اصیل سخن می‌گویید، این عشایر چه تعریفی دارد و چگونه می‌توان آن را شناخت؟
بر اساس تعاریف علوم اجتماعی عشایر باید سه ویژگی داشته باشد، اول اینکه معیشتش بر پایه دامداری باشد، دوم سالانه حد فاصل دو نقطه سردسیر و گرمسیر را کوچ کند و جابه‌جا شود و سوم هم اینکه سلسله‌مراتب و نظام طبقه‌بندی ایلی در آن وجود داشته باشد. بسیاری از گروه‌هایی که در جشنواره صدای عشایر نمایش داده شد معیشت‌شان بر پایه دامداری بود اما کوچ‌رو نبودند و سلسله مراتب نداشتند، به همین دلیل نمی‌توان آنها را عشایر دانست.
امروز در کدام استان‌های کشور عشایر به معنای واقعی که در تعاریف اصلی بگنجند داریم؟
هنوز هم در بسیاری از استان‌ها و به‌خصوص در استان‌های مرزی عشایر داریم، جمعیت آنها به نسبت سال‌های قبل ثابت است اما درصد آنها به نسبت کل کشور هر سال کمتر می‌شود.
عشایر در کدام بخش‌های کشور دست نخورده‌تر و اصیل بر پایه این تعریف که شما داده‌اید هنوز دیده می‌شوند؟
عشایر مطابق این تعاریف بسیار کم است اما در بین اقوام بختیاری و قشقایی همچنین در لرستان و ایلام هنوز عشایری زندگی می‌کنند که واجد هر سه ویژگی گفته شده هستند.
 آیا در دیگر کشورهای جهان هم فرهنگ‌هایی مشابه عشایر ما وجود داشته است، یعنی مردمی که اهل کوچ باشند و زندگی‌شان بر پایه دامداری باشد؟
عشایر تقریبا در همه جهان زندگی می‌کنند. بسیاری از کشورهای دنیا هنوز هم کوچرو دارند، مثل اسکیموهای گوزن‌پرور در کشورهای قطبی، عشایر ماهیگیر وزوو، کولی‌های اروپایی در اروپای شرقی، عرب‌ها، در مغولستان و… . در بیشتر این کشورها هم روزهای خاصی به نامشان است و حمایت‌های ویژه‌ای از آنها می‌شود اما در ایران ما ایلات و عشایرمان را به صورت آگاهانه و حساب‌شده به زندگی امروزی تشویق نکردیم، می‌توانستیم آنها را برای تولید گرما، نور و… به انرژی‌های نو مثل انرژی خورشیدی مجهز کنیم تا زندگی‌شان راحت‌تر شود اما این کار نشد.
عشایر در طول تاریخ خدمت‌های بزرگی به کشور کرده‌اند، یکی از اصلی‌ترین عوامل حفظ مرزهای کشور بوده‌اند، تولید پشم و گوشت کشور بر عهده آنان بود، از مراتع و جنگل‌های کشور محافظت کرده‌اند. البته من خوشحالم که با دیدن جشنواره صدای عشایر شهروندان بفهمند رنگ و شاد بودن و آواز و ساز که در زندگی عشایر است از زندگی‌شان حذف شده است و شاید این‌گونه تکانی به خودشان بدهند اما باز هم می‌گویم به عنوان کسی که از نزدیک با زندگی عشایری آشنا هستم و بحث بهداشت، فشارها و سختی‌هایی که دارند را از نزدیک دیده‌ام توقع دارم این نمایشگاه‌ها خروجی درستی برای خود عشایر هم داشته باشد و فقط یک شو نمایشی نباشد.
امروزه خیلی‌ها بر گردشگری بر مبنای فرهنگ عشایری تاکید می‌کنند، به نظرتان صنعت گردشگری در مجموع برای زندگی عشایری مفید است یا به آن ضرر خواهد زد؟
معتقدم اینکه گردشگر را مستقیما و بدون آموزش و هماهنگی لازم به محل زندگی عشایر ببریم برای آنها مضر است اما اگر آمادگی‌ها و زمینه مهیا شود جامعه میزبان آموزش لازم داده شود که میزبانی کند خیلی هم مفید است. یکی از پیامدهای این جشنواره هم می‌تواند رسیدن به همین نقطه باشد. این افراد که این‌کاره هستند می‌توانند در تهران میزبان مردم باشند پس می‌توانند در جغرافیای خودشان میزبان بهتر و زیباتری برای گردشگران باشند. مطمئنا اگر این پتانسیل در هر کشور دیگری بود درآمدش بیشتر از نفت بود، بسیاری از شهرنشین‌ها عاشق این هستند که این فرهنگ‌ها را ببینند. الان مشابه این تجربه در کویر رخ داده، در یزد بسیاری از کاروانسراها مرمت شده و میزبان گردشگران است، بسیاری هم برای دیدن آنها هزینه می‌کنند. همین کار را می‌توان با سیاه‌چادرها و در مناطق تعریف شده در دل طبیعت تکرار کرد که هم رشد صنایع دستی را موجب می‌شود و گردشگری را رونق می‌دهد، هم عشایر به منابع جدید درآمدی خواهند رسید و رضایتمندی‌شان از سبک زندگی افزایش می‌یابد.
آینده عشایر در ایران را چگونه می‌بینید، آیا در آینده‌ای معلوم ما همچنان عشایر خواهیم داشت یا این سبک زندگی از بین می‌رود؟
خوشبختانه عواملی وجود دارد که موجب می‌شود عشایر همچنان زنده بمانند. آنها برای حفظ مراتع خود مجبور هستند کوچ کنند، یکی اینکه عادت به این نوع زندگی دارند و دل کندن از آن برایشان بسیار سخت است، بسیاری از آنها که ایل را ترک کردند خیلی زود دچار آسیب‌های روحی و روانی بدی شدند. دیگر هم اینکه وضعیت کساد کاری و اقتصادی موجب می‌شود که عشایر این نوع معیشت را رها نکنند، علاوه بر این بسیاری از آنها شغل دیگری غیر از این کار بلد نیستند. البته بسیاری از جوانان عشایر بعد از تحصیل یا سربازی در شهرها زندگی عشایری را ترک کرده‌اند و این آینده عشایر را تهدید می‌کند.
منبع: شرق

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208