تاریخ درج خبر : 1392/07/20
کد خبر : ۱۰۵۹۰۴
+ تغییر اندازه نوشته -

آقاى استاندار! نان را گفتید، نام را از یاد نبرید

سایت استان: دکتر مهدی غفاری

بدونِ مقدمه و با این فرض که استاندارِ محترم ( مستقیم یا غیر مستقیم ) علیرغمِ انبوه کارهاى پیشِ رو نیم نگاهى هم به نکاتِ طرح شده در رسانه هاى محلى مى اندازد، مواردى را به اجمال و گزیده اشاره مى کنم؛

132321

یکم؛

همه ى آنچه را که جامعه خواهانِ آن است به شکلِ فشرده مى توان اینگونه بیان کرد؛ ” نام” و ” نان ” و ” حال “! بدیهى ست که نام یعنى فرهنگ، نان یعنى معیشت و رفاه، و حال یعنى سلامت و آرامش. هرچند استاندار در روزِ معارفه ( با توجه به مجموعِ شرایط و به درستى ) از ” نان ” به عنوان اولویت کارىِ خود یاد کرد و از ” نام ” و ” حال ” نامى نبُرد، بعید است آنها را نادیده گرفته باشد. آنچه در این مجال به آن خواهم پرداخت، سخنى ست درباره ىِ ” نام “.

دوم؛

از روزگارِ کهن تا به امروز از ” نام ” و درباره اش سخنان گرانمایه ىِ بسیار گفته شده و در برابرش ” ننگ ” به فراوانى شماتت شده است. ( ننگ یعنى براى تکه ى نان یا ضربانِ جانى، نامى را لگدمال و لجن مال کردن. ) این ” نام ” همان است که هویت را شکل مى دهد، باورهاى انسانى را سر و سامان مى بخشد، ارزش و هنجار ها را بازتعریف مى کند، سلامتِ روان را تضمین مى نماید و چهارچوبى براى ” انسانى، اخلاقى و عقلانى ” زیستن در جامعه به ارمغان مى آورَد. ” نام ” در زبان پژواک مى یابد، از آن قوام مى گیرد و همزمان آن را اعتلا مى بخشد. زبانى که خود را بیش از هرجا و هر چیز در ” ادب و هنر ” به وجود مى آورد و به تماشا مى نهد. ” نام ” حتى به دست آوردنِ ” نان ” را آسان تر و مزه ىِ آن را بهتر و گواراتر مى سازد و در پرتوىِ آن است که ” حال ” قرینِ بهبود و آسودگى مى شود. و براى مردم و جامعه چه آرزویى مى توان داشت بهتر از این که ” نامِتان سربلند و نانِتان برقرار و حالِتان به کام باشد” ؟

سوم؛

اما ” نام ” را چگونه مى توان ساخت و چه کسانى مى توانند مایه ى سربلندىِ آن شده، از درغلتیدنش به کم مایِگى، درماندگى و ننگ پیشگیرى کنند؟ پاسخ به این دو پرسش واضح تر از آن است که توجیه و دلیلى بخواهد؛ چه کسانى؟ – مردم. ( چه توده ى مردم و چه نخبگان، چه به صورتِ خلاقیت هاى فردى و چه به شکل فعالیت هاى گروهى و مدنى ). چگونه؟ – با آزادىِ اندیشه و عمل در آوردگاهِ زندگى.
بى گمان ” نام ” یا به زبانى دیگر فرهنگ، گستره ىِ پهناورى را فرا مى گیرد و در عمل بخش هاى متعددى را شامل مى شود که هر یک جایگاهِ خود را دارد و پرداختن به هر کدام، مجالى خاص مى طلبد. به عنوان نمونه، بررسیدنِ ” نام ” در عرصه ى ملى و رسمى، وقتى که سخن از زبانِ پارسى و عرصه ى آموزش باشد، تنها در یک شاخه ى خود پاىِ آموزش و پرورش و آموزشِ عالى را به میان مى کشد و پرسش هاى بسیارى را طرح مى نماید و راهکارهایى مرتبط با خود مى جوید که با همه ى اهمیتى که این موضوع دارد، مدِّ نظرِ این نوشته نیست. کلى گویى را کنار مى نهم و در این مجال به چهار مصداقِ مشخص ( در حوزه ى فرهنگِ بومى و محلى ) اشاره مى کنم؛
١) زبان یا گویشِ لرى. زبان یا گویشِ ترکى براى هم استانى هاى ترک.
٢) موسیقىِ محلى.
٣) شعر و ادبیاتِ عامه.
۴) معمارىِ بومى.
این فهرست بخشى از تجلّىِ ” نام ” ما به عنوان لرها یا ترک هاى استان است. مواردِ دیگرى مى توان به آن افزود. فهرستى که ” نام ” و ” هویت ” ما را نمایندگى کرده با آن ارتباطى دو سویه و متقابل برقرار مى کند. به عنوانِ نمونه یک لُر زاده ى بویراحمدى را در نظر بگیرید که به گویشِ لرى سخن نمى گوید، در سبدِ هنرىِ او از موسیقىِ محلى خبرى نیست، با شعر و ادبیاتِ عامه میانه اى ندارد و زندگى در بنایى به سبک و سیاقِ بومى بخشى از رؤیاىِ او را شکل نمى دهد و از این قبیل. به سختى مى توان چنین کسى را آنهم تنها به صورتِ شناسنامه اى ( و اگر عامیانه تر بگویم، خشک و خالى ) واجدِ نامِ ” بویراحمدى ” دانست. این نام با چنان چیزهایى گره خورده و با آنها در پیوندى تمام عیار است و مادامى که تغییر و تحولى بنیادین در این نام و پیوندش با آن فهرست روى نداده است، چنین کسى را مى توان زاده ىِ بویراحمد دانست اما بویراحمدى؛ نه! چرا؟ – چون این نام در درونِ کالبدِ جغرافیایىِ خود قلب و مغزى دارد که آن قلب و مغز، فرهنگ و هنرِ این مرز و بوم اند.
با دانستنِ یک چنین مفهومى از نام، سخن این است که آیا این نام و در پیوندى ناگسستنى با آن، این فرهنگ و هنر در دنیاى امروز حرفى براى گفتن، پیامى براى شنفتن و کارى براى به انجام رساندن دارد؟ پاسخ این است؛ – بله.
پرسشِ دیگر این است که آیا این نام و فرهنگ توانسته خود را آنچنان که هست و شایسته است، به معرضِ تماشا و داورى و بهره ى مخاطبان ( چه بومى و چه غیر بومى ) قرار دهد؟ – نه.
در سالهاى اخیر، این نام و فرهنگ در فرایندى پیش رونده و اعتلایى و شکوفا قرار داشته یا در بهترین حالت خمود و بارى به هر جهت و ایستا بوده است؟ – ( اگر نگوییم در فرایندى پس رونده رو به شیب ) باید با خوش بینى بگوییم؛ ایستا بوده.
( پرسش هاى بسیارى از این دست مى توان برشمرد و به سادگى و روشنى پاسخ شان را یافت. )

سخنِ این نوشته در این فرصتِ کوتاه درباره ىِ بخشى از زیرمجموعه ى بزرگِ ” نام سازان و نام آوران و نام پردازانِ ” این مرز و بوم است یعنى اصحابِ فرهنگ و هنر در استان کهگیلویه و بویراحمد که دلمشغولى شان ادب و هنر و اندیشه است و در شاخه هاى شناخته شده اى از این عرصه، شناس یا ناشناس، حرفه اى یا تازه کار، با گرایشاتِ ملى یا محلى، رسمى یا غیرِ رسمى در زیست بوم یا جایى بیرون از آن به کار و فعالیت مى پردازند.
از چنین دریچه و با چنین مصداقى، پرسش این است که نقشِ دولت و اربابِ قدرتِ سیاسى در عرصه ى کارِ این نخبگانِ فرهنگ و هنر چیست؟ پاسخ باز هم روشن است؛ ( به بخشى از آنها اشاره مى کنم؛ )
١- باور به آزادى و پایبندى به لوازمِ آن در عرصه ى عملِ فرهنگى.
٢- روادارى و مدارا با خردورزىِ انتقادى و منتقدان.
٣- تلاش براى برقرارى و ساختِ زیرساخت هاى مادى و معنوىِ عرصه ى فرهنگ و هنر.
۴- پر و بال دادن به نهادهاى مدنىِ حوزه ى فرهنگ و هنر به عنوانِ صاحبانِ خانه ىِ ” نام ” و پرهیز از دخالت هاى گاه و بیگاه در کارهایشان.
۵- تسهیلِ کارِ نخبگانِ فرهنگ و هنر براى ارائه و نشرِ آثارِ خود.
۶-حمایت هاى مستقیم و غیرِ مستقیمِ مادى و معنوى از این نخبگان.
٧- تکریمِ فرهنگ و هنر و آفرینندگانِ آن، آنچنان که در خور و شایسته ى نام و نشانِ آنهاست.

چهارم؛

وقتى بنا به اوضاع و احوالِ موجود ( و با در نظر داشتِ انبوهى از نابسامانى هاى برآمده از سالیانِ پیش که کمترین نتایجش رشدِ منفىِ اقتصادى! و نرخِ بالاى تورم و بیکارى و بدترین آثارش شلختگىِ فرهنگى و گسستِ اجتماعى بوده و هست )، قرار است آقاى استاندار به درستى، بیشترِ همّ و غم خود را بر ساماندهىِ معیشت و اقتصاد بگذارد، جا دارد که در انتخابِ مدیرانِ عرصه ى فرهنگ و هنر ( چه در پست هاى معاونت و مشاوره اى خود و چه مهم تر از همه در اداره ى فرهنگ و ارشاد استان و شهرستان ها ) با مشورتِ اهلِ آن، نهایتِ دقت لحاظ شود به گونه اى که هم خیالِ خیلِ فرهنگ و هنر از این بابت راحت و آسوده باشد و آنها را به روزهاى خوبِ آینده امیدوار سازد و هم خودِ استاندار را از جهتِ پیگیرىِ برنامه هایى براى اعتلا و سربلندىِ ” نام و فرهنگ ” آسوده خاطر سازد. روا نیست که به بهانه ى ” نان “، نام به فراموشى سپرده و نادیده گرفته شود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ساسان می‌گه:

    قشنگ بود
    نوشته زیبای بود و پرمفهوم

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    شنیدن سخن کسانی که دل در گرو فرهنگ دارند و استفاده از نظر و مشورت آنها انتظار بی جایی نیست! البته حاملان فرهنگ و دلسوزان آن باید صدایی رساتر در بیان مطالباتشان داشته باشند و فرهنگ را مقدم بر سیاست بشمرند. سپاس فراوان آقای دکتر غفاری

  • رضا می‌گه:

    آقای استاندار : جهت انتخاب معاونین فریب قیافه ها را نخورید

200x208
200x208