تاریخ درج خبر : 1392/07/20
کد خبر : ۱۰۶۰۲۰
+ تغییر اندازه نوشته -

باغ پاییز زده ی سیاست ایران

سایت استان: شهرام خادم
چندی است که تغییراتی در راس قوه اجرایی کشورمنجر به بهبود فضای سیاسی آشفته و بیمار به جا مانده از مدیریت هشت سال پیش شده است. فضایی مشوش که بارقه های امید از چشمان مملکتی بیدار را کوراند و عزلت و انزوا را ارزانی ملتی کرد که با فریادی رسا هارمونی تغییر را سروده بودند.سالهایی سخت و طاقت فرسا که با مدیریتی نالایق و ناکارآمد، نه تنها کارکردهای متداول قانون اساسی: عدالت ،امنیت و آبادانی را فراهم ننمود که اسباب ویرانی سازه هایی را که سالیان سال مردم این خطه از کره خاکی با گوشت، پوست و استخوان بنا ساخته بودند هموار ساخت.”عدالت” مفهومی چند وجهی و محتوای نظم اجتماعیِ مردم سالار که لازمه توسعه ی پایدار و دموکراتیک بوده است. تنها ، جایگاهی نمادین بر زبان ادا کنندگان آن و ابزاری برای عوام فریبی زیرکانه ی بزرگترین تخطی کنندگان ازآن مهم ترین کارکرد قانون اساسی شد. قشری نگری و سطحی قلمداد کردن کنش سیاسی و تقلیل آن به حرکتی جناحی –باندی و مافیایی و همچنین تهمت زنی و فضای عتاب آلود و مشمئزکننده ی به اصطلاح “افشاگری ” و برچسب های ناروا به صاحبان علم ، اندیشه ، فن وسیاست نا کجا آبادی بنا نهاد که در آن احساس ترس و عدم امنیت سراسر حوزه های فردی- اجتماعی زندگی جمعی این دیار را آنچنان به محاق از خود بیگانگی فرو برد که فرد-فرد جامعه حتی از دیدن سایه ی خویش نیز به هراس می آمدند.هراس از بیان اندیشه ی سیاسی در وهله ی اول و مطالبات صنفی- اجتماعیو حتی کنکاش های علمی و فنی–تکنیکال از میوه های ممنوعه ی باغ پاییز زده ی سیاست این سالهایمان بود.آبادانی که به بیان همه ی شاخص ها یوارده در هر وادی توسعه اعم از علمی، فرهنگی، سیاسی، هنری، اقتصادی و …. تنهانمودی از ویرانی با خود به جای گذاشت.مصوبات فله ای، پروژه های نیمه کاره ، رانت های گزاف، طرح های بدون مطالعه همه و همه از گفتن “نه”ی بزرگ به اتحادیه ها، تشکل ها ونهادهای نظارتی- اجتماعی که تضمین کننده ی سلامتِساز و کار اجرایی شکلِ بیرونِ دموکراسیِ پیاده شده در جامعه هستند، آغاز شده و با قرق کردن و عدم اجازه ی شکل گیری چنین نهادهایی،سند های چشم انداز را یکی یکی همچون مدارک دانشگاهی کاغذ پاره خوانده شده به زباله دان تاریخ فرستاده و از ایران نامی جز “ویران” بر جای نگذاشت.می توان گفت به مراتب آثار زیان بار مدیریت هشت ساله ی مجموعه ی اصولگرایان بر کشور از دوران جنگ هشت ساله بیشتر بوده است.تک صدایی و مونولوگی در فضای سیاسی کشور که به تدریج بهسایر حوزه های قدرت بوجود آورنده ی “نظم اجتماعی”یعنی قدرت های اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی بدل شد.با واگذاری های عمده ی پروژه های ملی و بزرگبه نهادهای شبه دولتی آغازشد. کانالیزه کردن فرهنگ و دولتی کردن آن و محدود سازی رسانه ها به خودی و غیرخودی ادامه ی آن روند بود. ناکار کردن و برچیدنبساط نهادهای اجتماعی از قبیل اتحادیه های کارمندی، بازاری و تشکلات دانشگاهی از دموکراسی نیم بند پیش از آن به مشتی آهنین برای حفظ “نظم اجتماعی” موجود و معطوف به قدرت تبدیل شد. که حتی بر روی کاغذ نیز نتوانست نوع روابط این قدرت ها را به عنوان شکلی دموکراتیک پیاده کند.از آنجا که دموکراسی کارکردگرا بواسطه نهادهای نظارتی- حقوق بشری(ضدقدرت:شکل گیری،قوام،تاثیرگذاری و ثبات نهادهای قدرت اجتماعی است.)زمینه ساز نظم اجتماعی معقول و انسانی(عدالت محور) است.برچیدن چنین قدرتی و نهادهایی با کارکرد موازی در سایر حوزه های قدرت در هشت سال پیش شرایط بغرنج و بسته ی این روزها را در پی داشته تا آنجا که گریز به یک مرحله ی بالاتر و روشی به نام اعتدال برای توده تنها راه فرار بن بست های ایجاد شده بود.
بنابراین تداوم فقر و نابرابری و زیر و رو شدن مفهوم عدالت در کارکرد متناقض این شکل از دموکراسی نیازمند بازبینی در مفهوم دموکراسی وراه های توزیع واقعی قدرت در نظرگاه نخبگان می باشد. نخبگانی که بار همیشگی فشار ودرد و جبر را با جان دل خریده ودر تداوم چرخه ی ناخوشی ها و نابرابری ها همچنانتنها سنگرگاه تجدید قوا ، تشکیل و نیرمند سازی جامعه ی مدنی بوده و هستند. از آنجا که تحول اجتماعی پدیده ای انسانی و حاصل فعل و کنش انسانی است و نیاز به انسانهای آزاده و فارق از میل به سلطه و فرمانروایی (انسان مادی – انسان کوچک: انسانی که به قول نیچه دیگر دغدغه ی کارهای بزرگ ندارد و در پیچ و خم روزمرگی و فقدان آرمان خواهی به سر می برد.) به جهت تحقق آگاهی و نهادینه کردن شکلی انسانی به زندگی اجتماعی تنها با طرحِ تصویری درست و کارآمد از قدرت اجتماعی به مثابه ی نهادهای مدنی و تشکیلات صنفی است که با درون مایه و محتوای دغدغه ها و آسیب های مبتلا به فرد – فرد جامعه به شکل مطالباتی مشترک با قالبی “حداقل تا حداکثری” است که می توان هم از یکسو در تمرین دوری از سودای قدرت به سبب نزدیکی با درد های اجتماعی به میزانی از رواداری رسید ؛ هم از سوی دیگر لازمه ی پاسخگویی دستگاه قدرت در برابر مطالباتی عنوان شده و مشخص را فراهم آورد و از این رهگذرراه را تا اندازه ایبریکه تازی و صحنه آرایی های زور مدارانه ی دستگاه قدرت در آینده ای ممکن خواهد بست.
رویکرد نگارنده به مساله ی آینده ی فضای سیاسی( به تبع آن اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) در کشور رویکردی کنشگرانه است که تنها به شناخت و پرداخت به موضوع قدرت و رویایی آن در دستگاه حکمرانی کشور ختم نشده و لازمه ی کنترل و هدفمند کردن آن با اراده ای معطوف به حضور در عرصه های مختلف با نگاهی جامع و ساختاری است که خیزش عمل گرایانه ای را به دنبال داشته باشد.قدرت اجتماعی و اقتصادی اما یک حرف و ایده نیست؛ باید قالبی مشخص و اجتماعی به خود گیرد و تنها زمانی توان استفاده از این اصطلاح را داشته که عموم مردم توانایی دست اندازی و حضور عملی درعرصه تصمیم گیری ها و شکل گیری روند جریانات حاکم بر زندگی اجتماعی و اقتصادی را داشته باشند. بسته و باز شدن فضاهای حداقلی و حداکثری در کشاکش دایمی نبرد قدرت مابین دستگاه و مردم بوده است و هیچ گاه از جانب دستگاه قدرت تحفه ای به مردم از سر سخاوت داده نشده است و هر آنچه که در در دو ماهه اول دولت جدید(دولت آقای روحانی) از آزادی زندانی های سیاسی گرفته تا عزل مدیران نا کارآمد، فسخقراردادهای “شبهترکمن چای” عقد شده با کشورهای خارجی از طرف دول پیشین، همه و همه نتیجه درخواست حداقلی توده برای بازپس گرفتن حقوق به یغما رفته خود بوده است. حال نیز با بازتر شدن دریچه های تنگ امید می بایست خواست ها و مطالبات را با پیگیری های مصرانه و زیرکارانه به پیش برد.مشروعیت یک نظام سیاسی بدون “مقبولیت عام” و “تامین خواسته ها، انتظارات و مطالبات” در وضعیت “تعادل ناپایدار” به اصطلاح جامعه شناسی قرار می گیرد. لذا به توانایی و پتانسیل نهادهای مدنی و اجتماعی و نقش خود در حضور حداکثری در سر دادن فریاد مطالبات حداکثری در حوزه های عمومی در وهله اول(امکانات ، رفاه و معیشت) و حوزه های خاص در وهله دوم (حقوق شهروندی و آزادی های فردی ) به عنوان شاکله ی حفظ یک سیستم با نگاهی تاریخی و واقعی بایست امیدوار بود.

*(مطلب منتشر شده، نظر شخصی نویسنده محترم می باشد و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ترنم حسینی کیا می‌گه:

    بنازمت خورزو ی خودم
    درسته 8 سال از بهترین روزهای زندگیت یه جورایی از دست رفت اما هنوز اول راهی… امیدوارم این تغییر فرصتی ایجاد کنه جایگاه واقعیتو که خیلی بالاتر از الانه پیدا کنی.

    • من می‌گه:

      خانم محترم خورزوت تنبلی از خودش بوده..هشت سال رو هم اگر به قول خودش تحلیل گر باشه تلف نکرده…مبارزه هزینه می طلبه

  • شهرام خادم می‌گه:

    دوست عزیز این یادداشت تحلیل بود و راهکارها هم اومده که کلیتش نهادسازی مدنیه و ارج به تشکلات و تشکیلات و هسته های پراکنده و نهایتن کنش آگاهی بخشی؛اجرای این مهم هست که بی توجه مونده

  • دوست می‌گه:

    دوست عزیز تمام مطالبتون تکراریه . الطفا حرفی نو کلامی نو……………..

200x208
200x208