تاریخ درج خبر : 1392/07/22
کد خبر : ۱۰۷۵۵۰
+ تغییر اندازه نوشته -

آقای خادمی! انتظار داریم داس باشید

سایت استان: شهرام مرتضوی
“مرحبا ای طایر فرخ پی فرخنده پیام / خیرمقدم….” ضمن توفیق در خدمت و خیر مقدم به شما استاندار عزیز، ساحت وجودی شما را به تامل و تفکر در دردواره زیر فرا می خوانم:

32123
1 – دیر زمانی بود که “تدبیر” در محاق بود و “تعجیل” بدون تدبیر در پیشواز،پیشگامان سنت “تعجیل”، “بر خر مراد سوار بودند” و چهار نعل می تاختند، عمارت ساخته ها می سوختند و بر خاکستر سوخته ها ویرانه می ساختند.الغرض”آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت”،مردی از جنس تدبیر با توشه ای از امید با لبی خندان و دلی پر آزرم که شاهین بخت اش همراه بود و ردای سیاست و دولت برازنده اش بر عرش نشست.لیک این سیاست ورزی هاشمی ،قناعت خاتمی،دوراندیشی عارف و همدلی مردم بود که دکتر روحانی را عزیز کرد و بر تخت خدمت نشاند وموجب شد تا غلغله شادی و هلهله امید کوبه ی در خانه ها را بکوبد.

2 – برادر عزیز جناب آقای موسی خادمی؛

می دانم دوست دارید قهوه ای تلخ نباشید، بل ماه عسل شیرینی باشید که این استان را از “توسعه نیافتگی” کوچانده و به تپه ماهورهای سبز”توسعه یافتگی” رسانده؛اما واقعیت های ملموسی آزارتان خواهد داد،گریانتان خواهد کرد؛پارادوکسی از “خدمت و خیانت” در کاررزاری مدام وجدانتان را می تراشد،از فرهنگ مرسوم “غریب نوازی” و “خود زنی” این قوم در امان نخواهید ماند؛در تعیین اولویت بین “تعارض – منافع” دچار هجمه خواهید شد،و این چالشی است که شما باید بین “خدمت” یا “خیانت” یکی را برگزینید و چاره ای جز انتخاب ندارید،پس کوله بارتان را بردارید، کوله باری پر از دوست و همراه و همزاد، چرا که برای “حرکت” و “گشایش” به جای کفش،چکمه و به جای قلم، گاهی تبر، و به جای کلید، گاهی می بایست داسی در دست داشت.
غرض از واگویه کردن “دیروز” در رقعه پیشین، تلنگری است که “امروز” را دریابید تا “فردا” پشیمان و پریشان نشوید.

“بی پیر مرو تو در خرابات / هرچند سکندر زمانی”

و اما مرقومه ای که در زیر می آید گرچه خالی از غرض نیست اما حدیث نفس نسلی است که “زجرها کشیدند،به تیر تهمت ها دوخته شدند،نیش طعن و کنایه ها چشیدند،از مهتری به کهتری فتادند،نامردمان بر غل و زنجیرشان فزودند و به سیاه چالشان حوالت کردند ،”فقط به جرم فریاد. آری فقط “فریاد”؛
فریاد برائت از بی عدالتی و تنگ نظری،گرچه راهزنان فریادشان را با سکوت خریدند ،اما این سکوت دردناک تر و غرنده تر از هر فریادی بود.
این فرزندان عزیزگرچه سالها از اسب افتاده بودند اما هرگز از اصل نیفتادند.
کنون که این فرصت خدمت برای شمایان مهیا و مهنا شده،چون خادمی صادق، موسی وار با عصای تدبیر کاری کنید کارستان،صحبت از بایدها را به فردا می سپاریم چرا که هنوز شما به زنجیر گذر زمان آزموده نگشته اید و اما نقل امروز تعارف و اما و اگر نیست،بی گمان خود می دانید این خوان پرشوکت خدمت که کنون نصیب شما گشته از گرده خونین اصلاح طلبان حاصل شده است و نه هیچ اصولگرایی،اصول گرایان با “رافضی و ناصبی و دشمن خلق و فتنه پرور …. خواندن” اصلاح طلبان، فرصت حضور را از آنان دریغ کردند،کنون که اقبال یار و دوست مددکار شده مبادا”تسبیح تان پاره شود” و در استیفای حقوق تضییع شده ی هم سلف و سلک های خود نکوشید و تعلل ورزید،نمی خواهیم بلدوزر باشید(نمادی از افراط) ولی انتظار داریم داس باشید(نمودی از اعتدال)، “نامردمان” را بُبُرید و “مردمان” آن هم از جنس اعتدال و اصلاح طلب بکارید،کلید تدبیری که بدست شما فتاده با این “داس” که ملزم به استفاده از آن هستید تیز و کارا می شود وقفل ها را می گشاید؛ملزم هستید، چرا که جنس شما “اصلاح طلبی” است و می بایست مقید به “تغییر” باشید، چرا که پیام انتخاب مردم “تغییر” است و هر کس که این پیام را نشنیده بی شک اهل تدبیر نیست و اهلیت حکمرانی دولت تدبیر را ندارد.
دل آزده نشوید که در نوشتار چون رعد می غریم و چون طوفان می تازیم،که بسی خون به دل شده ایم.”حذف” بی رحمانه، مسلک رقیب بود، کنون توقع داشتن از چون تویی دوست (که هم مسلک و هم پیمان و هم پیاله ما هستی )داس بودن نه تنها افراط نیست بلکه جانمایه اعتدال است و غیر ازاین ره پوییدن تفریط مسلم است.
این “تغییر” گذری است از حال بد به حال خوب، در این گذار”یارگیری” از ناب ترین و وفادارترین و شایسته ترین ها در دایره خودی ها اصل است و نه چشم طمع بر غیر خودی ها داشتن.گرچه مرزبندی ناخوشایند است،اما تدبیر حکمرانی ایجاب می کند که شایسته و گزیده های هم مسلک بر تخت نشینند و پس از پوشیدن رخت عافیت و جلوس برمصدر خدمت اگر در ساحتی قحط الرجال بود ، رقیب را به مشارکت طلبیدن صلاح عقل است و سلاح خدمت.

3 – “عدل چه بود وضع اندر موضعش/ ظلم چه بود وضع در ناموقعش”

یک حکمران خوب “وضع اندر موضع” را عدالت معنا می کند و در یک حکمرانی بد “تساوی” نسخه حکمرانی می شود،در نتیجه این بینش(تساوی)ملغمه ای از همه جریانهای سیاسی در هم می آمیزند تا در راستای مسوولیت اجتماعی و سیاسی شان به جامعه حرکت دهند، لیک در عمل این نیرو و توان به خنثی کردن اصطکاک و استهلاک نیروهای اجتماعی می انجامد،اما در یک مدیریت هم راستا و هم صدا با اعتدال(وضع اندر موضع)،ناخدای کشتی سریعتر و بی حاشیه تر کشتی را به سر منزل مقصود رهنمون می کند؛گرچه “آرمانها” صحبت از رفاقت جریانهای سیاسی دارد و به دنبال هم افزایی نیروهاست اما “واقعیت” ،مطالبه دیگری دارد و حقیقت دیگری در آستین می پروراند، جنس “واقعیت” ازدل روزمرگی ها و قلب توده مردم نشات می گیرد و با زندگی مردمان در اشک ها و لبخند هایشان تجلی می یابد، اما آرمانها فقط در ساحت اندیشه و رویا مجال پرواز می یابند و تعبیری سحر آمیز می شوند،آری آرمانها زیباست اما با این آرمانها نه شکم گرسنه ای سیر می شود، نه حق تضییع شده ای استیفا و نه جامعه ای اصلاح. باشد که شما حکمران خوب و شایسته ای برای استان باشید.
4 – باری باز با نیم نگاهی به گذشته یادآوری می کنیم که مبادا از مشورت و مشایعت دوستان اصلاح طلب- آنانکه در بیم و امید ها چون کوه استوار ماندند و در این سالهای عزلت به هم افزایی نیروهای خود بی هیچ واهمه ای کوشیدند و تاوان این پیروزی را سالیان پیش هنگفت پرداخته اند و برای اعتلای آزادی و عدالت در این سرزمین محرومیت ها به جان خریده اند – در عزل و نصب ها غفلت ورزید که اگر چنین کنید مدیون و بدهکارشان خواهید ماند.

“عقل قوت گیرد از عقل دگر / نیشکر کامل شود از نیشکر”

5 – بی شک واقفید که عصاره اصلاح طلبان استان-آنانکه مُهر و مِهر اصلاح طلبی را سالها بر پیشانی دارند و در دل می پرورانند و با تازیانه جور رقیب نواخته می شدند- در کدام خانه عزلت نشینشان کرده بودند،مبادا سره از ناسره نشناخته،خرمهره به جای گوهر برگزینید که این روزها بازار کاسه لیسان و بادانجان دور قاب چین ها گرم است و کاسبی شان به راه.اگر دوستی دوستان اصلاح طلب این استان را ارج می نهید و اجر می دهید، بدانید خانه دوست ناکجا آباد نیست،در همین حوالی است،در اتاقی شیشه ای حول محمد خاتمی،مهدی کروبی،مصطفی معین،میر حسین موسوی،حسن روحانی،محمدرضاعارف و اکبرهاشمی می شود به دیدارشان رفت ولی یادتان باشد به سراغ شان اگر می روید با قدمی محکم و دلی بی غرض بروید. مطمئن باشید دست هایتان را به گرمی می فشارند ولی قدم هایتان را هم می شمارند.
در پایان باورمندیم “در خانه اگر کس است یک حرف بس است”.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • زن غربت می‌گه:

    مدعیان اصلاح طلبی که در دوره اصلاحات مدیر کل و فرماندار و بخشدار و………شدند.همگی امتحان خود را پس دادند.فقط وضع مالی خود را خوب اصلاح کردند!! …. دو سال آخر ریاستشان هم به سمت محافظه کاران چرخیدندو عرصه را بر اصلاح طلبان واقعی هم تنگ کردند..بهر حال خوردند و بردند و ….. و به ریش همه خندیدند!! حالا هم دوباره سر برآورده اند.دوباره به این غارت طلبان میدان دادن ،خیانتی بزرگ به این جامعه است.

  • مخاطب می‌گه:

    جناب اقای خادمی جلسه با اصولاگرایان در مورد اصول کلی استان و استفاده از انان در بخش های کارشناسی اشکال ندارد. اما استفاده مدیریتی از اصولگرایان افراطی خشم اصلاح طلبان را مضائف می کند.

    خدمت جنابعالی عرض شود منهای کسانی از اصلاح طلبان که به سمت اصولگرایان شیفت کردند، همه میدانند جریان اصولگرایان اصلا فرصت خدمت رسانی به اصلاح طلبان اصیل در بخش های مدیریتی را نداند پس انتظار میرود در تحقق شعار دولت و خواست اکثریت کاری کنی که مردم بگن دوستان مخالف حضور شما در استان حرف های لاحقی می گفتند.

    لذا انتظار است با بهره‌گیری تمام عیار از ظرفیت‌های موجود و حرکت مدبرانه در مسیر خواست‌های اصلاح‌طلبی و دولت تدبیر و امید به رای اصلاح طلبان احترام بذارید و محبوب شوید اطمینان داشته باشید کوچکترین امتیاز به اصولگرایان در بخش مدیریتی سودی که ندارد عمر مدیریتی شما را کوتا و تلف می کند.

    از روابط عمومی و دیگر مدیران جدید هم خواسته میشود به استاندار مشورت دلسوزانه بدهند نه مشورت محافظه کارانه

  • حمید طاهری بویر احمدی می‌گه:

    استادبزرگوارنظرشما برای من محترمه

  • بئاتریس می‌گه:

    جناب حمیدخان طاهری بویراحمدی!! برای بریدن علفهای هرز داس لازم است.این روزها علفهای هرز بیشتر از بقیه فعالیت میکنند.جان سخت و پررو هم که هستند.اتفاقا شهرام وسیله خوبی را مثال زده است.داس شهرام وسیله پاکسازی است نه بریدن .

  • حمید طاهری بویر احمدی می‌گه:

    شهرام جان سلام داس برای بریدن است نه برای اصلاح.خدا را شکر دوستان موفق شما دارای مسئولیت نیستد وگر نه مثل یونجه ملت را درو میکردید. شما که حرکت و گشایش را توصیه میکنید چرا به استاندار محترم پیشنهاد می کنید داس باشد مگر ایشان برای جنگ امده که باید داس بردارد چکمه بپوشد و یا تبر به دست باشد. احتمالا شما مسند استانداری را با صحنه نبرد و کار زار اشتباه گرفته اید. استاندار محترم با هم فکری و هم اندیشی با تمام اقشار وگروه های فکری و جناحی کارامد می تواند استان را از توسعه نیافتگی کوچانده و به تپه ماهور های توسعه یافتگی برساند….

  • میلادی می‌گه:

    بسیار جالب بود…

  • مسافر از تهران می‌گه:

    درود بر دوست خوبم آقا سید شهرام مرتضوی،نوشته ات زیبا وستودنی و بسیار درمندانه. سخن از زبان خیلی از هم استانیهای ما گفته ای. بویژه پاراگراف آخر :بی شک واقفید که عصاره اصلاح طلبان استان-آنانکه مُهر و مِهر اصلاح طلبی را سالها بر پیشانی دارند و در دل می پرورانند و با تازیانه جور رقیب نواخته می شدند- در کدام خانه عزلت نشینشان کرده بودند،مبادا سره از ناسره نشناخته،خرمهره به جای گوهر برگزینید که این روزها بازار کاسه لیسان و بادانجان دور قاب چین ها گرم است و کاسبی شان به راه.اگر دوستی دوستان اصلاح طلب این استان را ارج می نهید و اجر می دهید، بدانید خانه دوست ناکجا آباد نیست،در همین حوالی است،در اتاقی شیشه ای حول محمد خاتمی،مهدی کروبی،مصطفی معین،میر حسین موسوی،حسن روحانی،محمدرضاعارف و اکبرهاشمی می شود به دیدارشان رفت ولی یادتان باشد به سراغ شان اگر می روید با قدمی محکم و دلی بی غرض بروید. مطمئن باشید دست هایتان را به گرمی می فشارند ولی قدم هایتان را هم می شمارند. احسنت ودرود بر شما

  • ال می‌گه:

    درود براصلاحات

200x208
200x208