تاریخ درج خبر : 1391/12/05
کد خبر : ۱۰۸۱۶
+ تغییر اندازه نوشته -

حوزه ورزش و جوانان؛همگرائی یا نقطه اختلاف نمایندگان استان

سایت استان: بهنام عکاشه/ اگر چه برای تحلیل رفتارها و بستگی های نمایندگان استان کهگیلویه و بویراحمد، راه های بهتری از یک جستجوی ساده در اینترنت هم یافت می شود ولی سرچ کردن خسته کننده نام هر سه نماینده استان در گوگل، خبرفارسی و قطره، بی شک نشان می دهد که این سه تا الان به جز احتمالا یک یا دو بیانیه مشترک که نمود اجتماعی موثر چندانی نداشته است معمولا اشتراکات کمتری داشته اند.+

گاهی سفرهای مشترک برخی نمایندگان به حوزه های یکدیگر و تعارفات معمول سیاسی از این دست مشاهده می شود ولی واقع این است که حتی خوش بین ترین ناظرین بیرونی صحنه سیاست در استان کهگیلویه و بویراحمد هم نمی توانند چشم خود را به واگرائی های پیش آمده در ماه های اخیر بپوشانند.

تعلق سه نماینده به گرایش های مختلف سیاسی، دم دستی ترین دلیل و ساده ترین پاسخ به این واگرائی ها می باشد ولی کنکاش در تعاملات آنها و هواداران شان و منافع برخاسته از حوزه های نمایندگی با سلایق، نیازها و تعاریف متفاوت از پدیده نمایندگی، می تواند یک عامل نهفته و مهم دیگر باشد.

اگر چه تقسیم قدرت رسمی در دوره نمایندگان پیشین به دلیل قرابت های فکری و سیاسی و منافع و خاطرات مشترک سیدقدرت، بزرگواری و هدایتخواه در دهه شصت به خصوص در شهرستان باشت که آن روزها به زحمت شهر می شد، کمی آسان و البته پنهان تر بود و فقدان رسانه های تحلیلی و نبود شفافیت در عرصه سیاست استان، در تسهیل ایجاد روابط و عدم پرتاب اختلافات به لایه های زیرین جامعه کمک می نمود ولی حالا با تغییرات عمده در فضای سیاسی استان، به خصوص با تکثر رسانه های مستقل خبری و تحلیلی و ایجاد حساسیت های واقعی در جامعه با ارائه اخبار و تحلیل های جدی، موضوع روابط نمایندگان به صورت دقیق تری جلوه می نماید.

در این نوشتار به واکنش های سیاسی احتمالی پس از تغییرات احتمالی در اداره کل ورزش و جوانان استان کهگیلویه و بویراحمد و ایجاد شفافیت در فضای مبهم سیاسی استان خواهیم پرداخت.

برای بازشدن موضوع باید به این اشاره شود که معمولا واکنش ها به نداشتن کرسی در ادارات کل در شهرستان های کهگیلویه و گچساران(به اختصار به حوزه های نمایندگی بزرگواری و تاجگردون اشاره می شود) کمی قوی تر از حوزه بویراحمد(به اختصار به حوزه نمایندگی بحاج زارع اشاره می شود) می باشد.

احتمالا عقربه ها، گذشت پاسی از شب را نشان می داد که یکی از دوستانم که رئیس یکی از هیئت های ورزشی استان بود خبر داد که قرار است محمد شفیعی جای خود را به فردی بدهد که آن روزها به او می گفتند «یک روحانی».

شاید اگر می دانستم شفیعی قرار است چندماه بعد فرماندار گچساران شود مصاحبه ام را در نیمه شب ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ جور دیگری تنظیم می کردم ولی انگار شفیعی خودش هم نمی داست برای او جای بهتری را در نظر گرفته اند. بعدها شفیعی در گچساران مرد شماره یک اجرائی شد ولی خاضع نتوانست رضایت رسانه ها را جلب نماید و واقع این است که با اعلام تغییر خاضع در ورزش استان، به جز بزرگواری شاید هیچ کس دیگری تعجب نکرده یا متاسف نشد. خاضع خود نیز چندان راغب به ماندن در فضائی نبود که بازیگرانش چندان به کاپیتان تیم شان اعتقاد نداشتند.

فقدان اتوریته اداری از خاضع پدیده ای مانند بزرگواری البته با تفاوت های بسیار بزرگ تر در میزان جذابیت رسانه ای ساخته بود.

بزرگواری که به لحاظ ذهنی خود را آماده رفتن خاضع کرده بود بعد از چند روز که از واکنش های رسانه ها مبنی بر احتمال جانشینی جهانبخش عنبریان به جای حجه الاسلام خاضع بود به ناگاه و به خصوص پس از تاکید استاندار بر غیرضروری بودن تغییرات در ورزش استان،با استاندار همراه شده و در این بین توانست با ایجاد آلترناتیوی در دل سازمان ورزش، همراهی حاج زارع را نیز در پشت خود داشته باشد.

در این بین بزرگواری با زیرکی و بنا بر شنیده ها، با همراهی دهراب پور موفق شد حجت اله بهامین را که از قدمای سازمان ورزش بود معرفی نماید تا تاجگردون را به ماندن خاضع راضی نماید. اگرچه تا کنون موضع شفافی از سوی تاجگردون اتخاذ نشده است ولی واکنش ها در درون جریان هواداران مرد اول سیاست در گچساران و باشت کمی برای او مایوس کننده به نظر می رسد.

واقع این است که سیدقدرت کمی گچسارانی ها را به داشت مردانی در مرکز استان مانوس نموده و تاجگردون در اولین حرکت سیاسی و در حالی که ظاهرا در تعاملات قدرت، اتفاقات مطابق قرارها پیش می رفت ولی مهره های سیاست حوزه ورزش را هم کیش و مات کردند و این بار البته بزرگواری تاکنون موفق شده بازی را با فراستی که کمتر تجربه شده است، مدیریت نماید.

اگر چه در گچساران همه دهراب پور را معادل حاج زارع می دانند و تلاش های پنهان این مرد قدرتمند را در راستای منافع زارع ارزیابی می کنند ولی واقع این است که دهراب پور خود می تواند به دنبال افزایش قدرت خود در میان جوانان بویراحمد باشد. امری که با توجه به نزدیکی انتخابات شوراها در بویراحمد کاملا منطقی به نظر رسیده و واکنشی عقلانی از سوی دهراب پور برای افزایش ضریب نفوذ او تلقی خواهد شد.

دهراب پور که همواره در میان کارشناسان سیاسی به عنوان پشت پرده جریانات سیاسی حوزه بویراحمد شناخته می شود سال هاست زیر سایه برادر تیرتاجی خود حاج زارع می باشد و به نظر می رسد با افزایش نفوذ و اعتبار زارع در میان بخش مهمی از اصولگرایان، دهراب پور به ایفای نقش در شورای شهر قانع شده باشد و او به راحتی نمی خواهد و نمی تواند حوزه مدیریت شهری را به جریان دیگری واگذارد.

دهراب پور در برخی نظرات کارشناسان به عنوان آلترناتیو همه کاندیداهای اصولگرای حوزه بویراحمد و دنا هم شناخته می شود. او البته تاکنون و در دو دوره اخیر با قدرت پشت حاج زارع ایستاده و به نشانه های ظهور میل قدرت در خود، اجازه بروز به جامعه را نداد و خیال زارع احتمالا از جایگزینی دهراب پور لااقل تا سه سال دیگر راحت خواهد بود.

این اولین تجربه سیاسی مشترک تاجگردون و نمایندگان دیگر استان بوده است و در این ین به نظر می رسد او بازی را به دوستانش در مجمع نمایندگان واگذار کرده باشد. در حالی که نامه وزارت خانه در کشوی دفتر پاکدل می باشد و او حالا حقوق بگیر ورزش شده و نفت با ترخیص او موافقت نموده است و تاجگردون هم مکاتباتی در این بین با راس وزارت خانه داشته است ولی به نظر می رسد تلاش های او موفیتی دربرنداشته باشد.

هواداران تاجگردون حالا دست خالی از رقابتی آسان به خانه بازگشته اند و برخی نیز امیدوارند این فقط یک بازی باشد. همان گونه که برخی معتقدند همه چیز در این موضوع یک تصادف و یک فرآیند ناقص اداری سیاسی می باشد که به تلخ کامی تاجگردون منجر شده است.

تاجگردون حالا به حرکتی قوی تر از آنچه اتفاق افتاده نیاز دارد تا وجهه کم و بیش خدشه دار شده اش در این موضوع را بازگرداند. برخی موضوع عنبریان، خاضع و بهامین را موضوعی برای ایجاد شکاف های بزرگ در آینده می دانند.

امری که به زعم برخی، چندان با واقعیات صحنه سیاسی استان هخوانی نداشته و میزان بزرگی واقعه و تفاوت ارزش های قبل و بعد از واقعه را برای ایجاد واگرائی های غیرقابل بازگشت موثر نمی دانند.

برخی دیگر نیز می گویند تاجگردون بایستی به دنبال ترمیم شکاف ها بوده و گروهی دیگر که در عرف سیاسی افراطی خوانده می شوند تاجگردون را به واکنشی فراتر از توان سیاسی رقبایش دعوت می کنند.

فعلا نمی شود چندان روی این احتمالات حساب باز کرد ولی برخی اصلاح طلبان به واکنش های احتمالی تاجگردون در انتخابات آینده و ارائه چهره مستقل تر از خود چشم دوخته اند. آنها متقدند تاجگردون که در صحنه به این کوچکی نتوانسته از دوستانش امتیازی کسب نماید در آینده دچار مشکلات فراوانی خواهد شد.

آنها به جدائی فکری و سیاسی تاجگردون از دو نماینده دیگر می اندیشند. خیلی ها البته هنوز از مدافعین وحدت میان سه نماینده هستند. بخش کوچکی از وحدت گرایان، حالا به واگرائی در انتخابات آینده می اندیشند. برخی که هنوز قدرتمندتر به نظر می رسند می گویند برای دوری از فضای تنش میان نمایندگان، زمان و رفتارهای آینده تا زمان انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان عاملی تعیین کننده می باشد.

هرچه باشد بین نمایندگان حالت شومی وجود ندارد. به خصوص تاجگردون در دوراهی انتخاب قرار گرفته و گزینه های زیادی برای انتخاب نخواهد داشت.

او یا باید قید دوستانش در مجمع نمایندگان را بزند یا باید هواداران خود را که سعی فراوانی برای حضور در عرصه رسمی قدرت می کنند کاملا توجیه نماید.

منبع:آنکس

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208