تاریخ درج خبر : 1392/07/29
کد خبر : ۱۱۳۳۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

از این آتش آبی گرم نمی‌شود

سایت استان: فضل الله یاری

غلامعلی حداد عادل، اسماعیل کوثری،جعفر شجونی،مهرداد بذر پاش، علیرضا زاکانی، حمید رسایی، حسین شریعتمداری، محمدحسین صفار هرندی، روح الله حسینیان،مهدی کوچک زاده،کامران باقری لنکرانی،علی فلاحیان، حسن عباسی و… یک دوره مهمان برنامه «دیروز، امروز، فردا» می‌شوند و مواضع سیاسی خود را بیان می‌کنند و وقتی دوباره نیاز به کارشناس و تحلیل گر سیاسی پیدا شد دوباره از اول به تلویزیون می‌آیند و با همان مجری،همان سؤالات و همان پاسخ ها، اما عنوان و لوگوی برنامه را عوض می‌کنند و می‌گذارند مثلاً «شناسنامه». بعد که هرکدام یک بار صحبت کردند،به همان ترتیب به تلویزیون می‌آیند و مثلاً در برنامه ای با عنوان «مناظره» حاضر می‌شوند….

این است روایت مردم ایران از برنامه‌های به اصطلاح چالشی تلویزیون. برای اینکه خیلی- به قول امروزی ها- «تابلو» نشود هر چند ماه یک بار یکی مانند مصطفی کواکبیان یا علیرضا محجوب (از جناح مخالف) را دعوت می‌کنند تا عدالت(!) را هم رعایت کرده باشند.
به این ترتیب رسانه عریض و طویل ملی ایران، جدول پخش برنامه‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خود را پر می‌کند و در این میان آنچه نادیده گرفته می‌شود، شعور مردمی است که هر از چندگاهی می‌خواهند آنتن خود را به سمت رسانه ای بر می‌گردانند که از پول مالیات آنان ارتزاق می‌کند. مردمی که سال هاست انتظار انعکاس دغدغه‌های خود از رسانه ملی از دست داده اند.
درباره عملکرد صدا و سیما و مدیریت حاکم بر آن سالهاست که «آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.» این دستگاه عریض و طویل که با امکانات بی رقیبی که در کشور دارد بارها در نظر سنجی‌های مختلف سلیقه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم ایران را سنجیده است. بارها و بارها بازخوردهای غیر قابل انتشار این مردم را دریافت کرده است. در دو دهه اخیر بارها حضور مردم در انتخابات و گرایش سیاسی آنها را دیده است، اما در همه این سال‌ها هیچ تغییری در شیوه خود نداده است.
متولیان این رسانه بزرگ هر گاه بی توجهی مخاطبان را نسبت به خود و نحوه مدیریت شان و توجه به رسانه‌های دیگر را دیده اند به جای آنکه در جستجوی علت آن برآیند و تلاش کنند تا آنان را نگه دارند، دست به هر اقدامی می‌زنند تا این مخاطبان از گرایش به رسانه‌های دیگر بازدارند.ارسال پارازیت بر سر راه گرایش مخاطبان به رسانه‌های دیگر، از جمله این اقدامات بی فایده در سال‌های اخیر بوده است.
مدیریت این دستگاه عریض و طویل نشان داده است که چندان توجهی به سلیقه مخاطبان خود ندارد و از این منظر بسیاری از فعالان حوزه ارتباطات، نسبت به اصلاح رویه آن قطع امید کرده اند. پس روی سخن این نوشته با متولیان رسانه ملی نیست بلکه با آنانی است که فکر می‌کنند از فرصت منحصر به فرد حضور در رسانه ملی استفاده کنند و افکار و سخنان خود را به مخاطبان برسانند. این فعالان سیاسی که عمدتا از جناح اصولگرای جمهوری اسلامی ایران هستند، می‌اندیشند که وقتی برای چند ثانیه تبلیغ پفک و چیپس میلیون‌ها و بلکه میلیاردها تومان پرداخت می‌شود چرا از یک فرصت نیم ساعته و گاه یک ساعته استفاده نکرده و بی حضور هیچ مخالفی مواضع سیاسی خود را تکرار نکنند ؟ از همین منظر است که حضور چند باره برخی از این افراد و تکرار سخنان و مواضع سیاسی با یک ادبیات و یک شیوه بیان قابل توجیه است.
اما واقعیت این است که تحولات چند سال اخیر به خوبی نشان داده این حضورهای مکرر و بیان سخنان تکراری چندان فایده ای برای گویندگان آن نداشته است. آیا سخنان مکرر غلامعلی حداد عادل درباره «فتنه» توانسته است آبی بر آتش آن بپاشد؟ آیا حملات عجیب و غریب رسایی و کوچک زاده ودیگران از کانال رسانه ملی به هاشمی رفسنجانی و خانواده اش، مردم را از آن‌ها رویگردان کرده است ؟ آیا اتهامات بی سابقه حسین شریعتمداری به سید محمد خاتمی فرصت نقش آفرینی اجتماعی و سیاسی در میان مردم را از او گرفته است ؟
به نظر می‌رسد که به دلیل آنچه مردم در سالهای گذشته از رسانه ملی دیده اند، اعتماد خود را نسبت به این کانال ارتباطی از دست داده اند و نمی‌توانند پیام‌های ارسالی آن را دریافت کنند(یا حداقل آن چه فرستندگان پیام مدنظر دارند، را دریافت نمی‌کنند).
ارسال پیام از طریق این رسانه مانند ارتباط گیری از طریق دستگاههای صوتی و تصویری معیوبی است که تصویر را به صورت کج و معوج و صدا را با تغییرات گوش خراش به آن طرف خط انتقال می‌دهند. به همین خاطر است که باید به این افراد گفت از آتش رسانه ملی برای به کرسی نشاندن حرف خود و یا جذب آرای مخاطبان آبی گرم نمی‌شود. که اگر غیر از این بود نه فضای سیاسی ایران هشت سال ریاست جمهوری خاتمی را به چشم می‌دید و نه تاریخ پارلمان در ایران مجلس ششم را تجربه می‌کرد. اگر دستگاه رسانه ملی خوب کار می‌کرد هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی هیچ گاه نمی‌توانستند وضعیت انتخابات را به گونه ای رقم بزنند که فرد نزدیک به آنان پیروز انتخابات شود. صریح تر این که اگر همه اجزای این دستگاه غول پیکر می‌توانست خوب کار کند الان هر کس دیگری به جز دکتر حسن روحانی رئیس جمهور ایران بود.
باید به برخی از فعالان سیاسی اصولگرا که در آینده نیز سودای ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس دارند گفت که استفاده از رسانه ملی برای این امر فرصتی است که برای پیروزی رقیب مهیا می‌کنید.صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران سالهاست که بی توجه به هشدارهای متخصصان ارتباطات و فعالان سیاسی چشم بستن بر نتایج عملکرد دو دهه گذشته، راه خود را می‌رود. شما اگر طالب نتیجه بهتری هستید راه دیگری را انتخاب کنید!

* سرمقاله ابتکار – یکشنبه 28 مهر 92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208