تاریخ درج خبر : 1392/07/29
کد خبر : ۱۱۳۳۸۴
+ تغییر اندازه نوشته -

دانشگاه، جنبش دانشجویی و سیاست

سایت استان: شهرام خادم
بررسی نقش دانشجو در جامعه و جایگاه دانشگاه در ارتباط با نهادهای تنظیم کننده ی قدرت های چهارگانه ی نظم اجتماعی، از زوایای مختلف پیچیدگی ها و اهمیت به سزای آن را به خوبی نشان می دهد. در جهان مدرن نظریه دانشگاه اجتماعی و یا نظریه مسولیت اجتماعیِ دانشگاه در رابطه ای متوازن و همه جانبه با نهادهای چهارگانه ی قدرت تاکید دارد؛ لذا در برابر دولت، بازار و جامعه مسول و پاسخ گو می باشد.این بدان معناست که جهان مدرن به دانشگاه به عنوان یک نهاد مادر و با کارکرد های متنوع، نقش عمده ای را عهده دار ساخته است. نگاهی که به اعتباری ویژه به دانشگاه به عنوان نمود مهمی ازنظام فرهنگی، کنترل ونظارت از طریق تولید دانش و اطلاعات را در جامعه توجیه می کند.آن چنان که با ایفای نقش فرهنگی مطلوب خویش حتی نظام سیاسی را هدایت و جهت دهی می کند و نیز از طریق تربیت نیروی انسانی لازم وایجاد ارتباط با صنعت مفید واقع می شود. برای نظام اجتماعی نیز الگو و راهنمای عمل خواهد بود در شرایطی که بتواند از طریق ایفای نقش خود در ثبات وحفظِ انسجام جامعه ی دانشگاهی کارگر افتد. چنین نظرگاهی که ایفای نقش عمده ی دانشگاه در برقراری ساز و کارها و خط مشی کلی آن در تحولات سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را ضروری می داند. با فراهم آوردن پیوند های نهادی با بخش های اقتصادی، ارتباط بین دانشگاه و صنعت را ضروری می سازد و همزمانی دانش و تولید و افزایش کیفیت زندگی دانشگاهی برای اساتید و دانشجویان را به ارمغان می آورد.در باب ارتباط با نهاد های فرهنگی، افزایش انگیزه جهت تولید فرهنگی، وسعت دامنه پژوهش های فرهنگی از کارکردهای این مراوده است. پر رنگ کردن سرمایه های اجتماعی دانشگاه و پیوند بین دانشگاه وتوسعه ی اجتماعی، پرهیز از سیاست زدگی و امنیتی شدن فضای دانشگاه و مشارکت اعضای هیئت علمی ، انجمن های علمی، بخش های صنعتی بیرون دانشگاه و نهاد های مدنی در انتخاب مدیریت های دانشگاهی، همه و همه با نگاهی کارکردگرا و چند جانبه به نقش دانشگاه در تاثیرگذاری در تحولات اجتماعی می باشد. چنین نگاهی به دانشگاه میسر نخواهد شد مگر با توجه ویژه به دانشجو و پتانسیل های جمعی که او می تواند به میزان ویژه ای از آن بهره برد. رفتار جمعی دانشجویان که در قالب های مختلف نمود پیدا می کند(تحرکات دانشجویی، مبارزات دانشجویی، فعالیت دانشجویی و کلی تر جنبش دانشجویی) ماهیت بخشِ حرکت دانشگاه در مسیرِ تحول و تاثیرگذاری خواهد بود. با بررسی فیلسوف جامعه شناسانی همچون مارکوزه و هابر ماس نتایج خوبی در این زمینه بدست می آید که از آن جمله می توان به خصوصیاتی که آنان برای دانشجو به عنوان زمینه ساز تحول اجتماعی اشاره کرده اند، اشاره نمود.خصوصیاتی از قبیل جوان بودن، انقلابی و پرشور بودن که تسهیل کننده ی حرکت در مسیر آزادی خواهی و پرداخت هزینه های گزاف است. نگاه معرفتی به پدیده ها با چشمی نقادانه که به سبب دسترسی به اطلاعات نو و شیوه های معرفت شناسی، غبار از چهره ی کژتابی ها و انحطاط روابط قدرت می زداید. عدم محافظه کاری، بصورتی که با توجه به تحلیل طبقاتی از جامعه که نشان می دهد طبقات اجتماعی به دلیل وابستگی به شغل و کار و درآمد یا منافع طبقه ای خاص، به محافظه کاری روی آورده باشند؛ لذا با توجه به احساس گسیختگی و آزادی در انتخاب راه و نبود دغدغه ی کاری و شغلی و اراده ی معطوف به حقیقت و نه منفعت، لعبتی را از دست داده نمی بینند. پس دانشجو بهترین موتورِ محرکه ی جنبش های اجتماعی نوین می باشد. درون مایه جنبش، حرکت جمعیِ داوطلبانه و یا بصورت برنامه ریزی شده است و در آن قصد تغییر و تحول وجود دارد(دلایل ذاتی موقعیت دانشجو)؛ تحولی که می تواند در سطح فکر و اندیشه تا دگرگونی نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. با بسیج عمومی مبتنی بر مجموعه ی مشترکی از اعتقادات و تعلقات که موجب شکل گیری هویتی جمعی، برای کل جنبش می شود به پیش می راند و با تمرکز بر منازعات سیاسی و یا فرهنگی وحضور در اعتراض عمومی در جریان حرکتی که تحت تاثیر منافع گروهیِ خاصی نیست و رهبری منحصر ندارد مهم ترین نقش تحول خواهانه را ایفا می کند. به این ترتیب به محوریت جریان تحول خواه درجامعه تبدیل می شود. مشارکت سیاسی همانا پررنگ ترین و عمده ترین نقش جنبش دانشجویی خواهد بود. از آنجا که حتی در سطحی پایین تر و در رابطه با کارکردهای صنفی می توان گفت حتی در رفتار عمودی نهادهای صنفی(در قیاس با رفتار افقی نهادهای صنفی:در سطح ماهیت و هدف یعنی، روش ها، شکل، خواست ها و روابط اصلا سیاسی نیستند) اگرچه هدف سیاسی نیست اما ماهیت رفتار سیاست است؛ چرا که منطق آن در رابطه با نهادهای بالادست اعم از دستگاه قدرت دولتی و نهادهای اجرایی تصمیم گیرنده، از جنس “گفتگو” و “قدرت” است که همان چانه زنی ، گرفتن امتیاز، تامین مطالبات و توقعات و مصوبات نهاد صنفی است که با ابزار “قدرت حمایت” صنف امتیاز کسب می شود. در سطحی بالاتر نیز حتی نماینده ای معرفی و حمایت می شود جهت سکانداری کرسی های تصمیم گیری جهت تامین هر چه بیشتر کارکردهای صنف و در این سطح نیز نمی توان سایه سیاست را از فعالیت ها و نهادهای دانشجویی برداشت. مطالبات جنبش دانشجویی که به مثابه مشارکت سیاسی قلمداد می شود در سطحی کلی تر نیز معنای تلاش برای انتخاب مدیریت کشور و شرکت موثر در فعالیت ها و امور سیاسی و اجتماعی و تاثیرگذاری برصورتبندی و هدایت سیاسی دولت است. لذا جان مایه جنبش دانشجویی که همان دانشجوی سیاسی است باید با درک سیاسی از نوع شرکت در تعیین سرنوشت خود و جامعه، ماشین جنبش دانشجویی را به پیش برد و با داشتن درجه ی بالایی از بینش سیاسی که نتیجه ی مطالعه و نقد و مناظره و گفتگو های “محتوا محور” است با اتخاذ موضع، حساسیت خود را نسبت به جامعه و رخداد ها در سطح داخلی و خارجی با طرز تفکری منطقی و عقلانی نشان دهد. این در شرایطی است که با پررنگ شدن آسیب ها و نا به سامانی ها در عرصه ی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و دشواری های اقتصادی، تحجر و جزم اندیشی در باورهای دینی و مذهبی، طلسم شدگی و افسون زدگی آداب و سنن در جامعه، زمینه های مشارکت سیاسی در سطوح مختلف، نهادی وزین، تحلیل گر، نقاد، مبارز و آماده را می طلبد که بهترین نمود آن جنبش دانشجویی ست. در سطوحی مختلف از نقدهای ساختاری به دستگاه قدرت ، رای دادن، اعلام کاندیداتوری در صحنه های انتخاباتی و ایفای نقش در رفورم درون ساختاری گرفته تا حرکتی به جهت تغییر بنیادین، یک صدا عزم جنبش دانشجویی را طلب می کند.جنبش دانشجویی به دور از باند بازی ها و سمپاتی با جریانات حاکم و پوستر چسبانی ها و باج گیری ها و تامین منافع گروهی، حتی با کشمکش درونی در سطح افراد و افکار نیز بدون آسیب های مذکور، زمینه ساز تحول اجتماعی خواهد بود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    شهرام جان چه چهره ی زیبا و چشمای …. داری…..برو حال کن…ولی مغرور نشو که درونی زیبا داشتن به از ظاهر زیباست…..

  • سراج می‌گه:

    بسیار شیواتر از پیش و همجنان پر محتوا. تشکر

200x208
200x208