تاریخ درج خبر : 1392/07/29
کد خبر : ۱۱۳۴۲۰
+ تغییر اندازه نوشته -

“کوچ اجباری”

سایت استان: غریب واحدی پور

سال ها قبل , نوجوانی از بستگان نزدیک نسبتاً برخوردارم .دارای استعداد وپشتکاری مثال زدنی واز بسیاری جهات هم الگو وقابل احترام بود .

لذا,در آن شرایط انتظار می رفت که با سرمایه پدر وتأمین شرایط روحی وروانی مساعد زمینه بروز خلاقیت هایش فراهم گردد .تا درآینده نه چندان دوری متخصص صاحب نامی گردد که مایه افتخار خود ,خانواده و میهن باشد .

از اینرو,بواسطه ارتباط فامیلی با اصرار وتوصیه خانواده اش بطور مرتب جهت مشاوره ,حمایت وهدایت تحصیلی اش به خانه آنها رفت وآمد داشتم وچون او راضی ومشتاق بود ومن هم از علاقه او به وجد می آمدم . همکاری ام بدون وقفه ادامه داشت وبه اصطلاح همه چیز آرام بود .

dena

تا اینکه ,عصر یک روز تابستان ,پدر خانواده با حالتی بسیار آشفته وپریشان و قطرات خون بر لباس هایش وبا چهره ای بر افروخته وارد شد واین مشاهدات وشنیدن علیک سرد وبی روح جوابش به سلام اعضای خانواده واینجانب که همواره با گرمی جوابم را می داد .حکایت از وقوع حادثه ای تلخ داشت .

بگذریم که مدتی بعد معلوم شد که در مشاجره ای با اقوام بخاطر چندین اصله درخت وقطعه زمینی یکی از طرفین ماجرا مصدوم شده بود .

لذا, فضا چنان سنگین بود که بلافاصله چاره ای جز ترک آن خانه را نداشتم. اما , هنوز با گذر قریب به دو دهه از آن دوران هرگز سیمای نگران آن نوجوان مستعد وامیدوارکه چنین ماجراهائی را هنوز تجربه نکرده بود . از فایل تصویری ذهنم محو نشده است .

در نتیجه آنچه را که شنیدنش حتی برای من که آن هنگام دانشجوی سال اول دانشگاه بودم از زبان پدر هنگام نقل خاطرات دوران بی قانونی وعذر می خواهم فقر فرهنگی مردمان دیارمان همیشه آرام وقرار از روحم می ربود اکنون ناباورانه نه در قصه ها بلکه در عالم واقع بوقوع پیوسته بود.

کوچ اجباری بستگان خیلی نزدیک از موطن وعوارض بیشمار ناشی از این تراژدی دردناک که سال ها به طول انجامید .پیشرفت تحصیلی شاگرد موصوف مرا تحت تأثیرقرار داد .بطوریکه چند سال بعد برای مادام العمر با کتاب وقلم خداحافظی کرد و…

بنابراین,چه استعدادها وفرصت های ارزشمندی که بخاطر نزاع ها ودرگیری های قومی وقبیله ای بی حاصلی که فقط نشأت گرفته از تعصبات بوده اند .قربانی نشده اند وبدینوسیله چه رنج ها که بر دردمندانی که خود رنج کشیده گان مظلوم تاریخ بوده اند روا داشته نشده است .

لکن ,زمانه تغییر کرد وفرزندان این قوم در داخل وخارج از کشور دوش به دوش دیگر اقوام ایرانی در عرصه های مختلف علمی وفرهنگی رشد کردند وضمن افتخار آفرینی ,فقر فرهنگی را با غنای فرهنگی جایگزین کردند ودیگر نقل محافل بیش از آنکه اخبار کوچ اجباری ومشاجرات عصر جاهلیت باشد ذکرافتخارات علمی ,هنری وفرهنگی وبرجستگی نخبه های ملی این خطه بود.

ولی درست در هنگامه سرمستی از سرآمدن آن دوران سیاه واطمینان از اینکه دیگر فرصت سوزی به تاریخ پیوسته واستعدادی تباه نمی شود ودرد ورنجی بر رنج کشیده ای نمی رود .

شنیدم که باز مشاجرات محلی در سرزمینی قربانی گرفته و قومی که چندین دهه خود قربانیان درگیری های خونبار بوده اند برای جلوگیری از گسترش حادثه وجنگی بدتر مجبور به کوچ اجباری از خانه وکاشانه شده اند .وآنگونه که راوی وقهرمان داستان “سرگذشت سپیدار”دردمندانه نقل کرده بود .

جوانی که با تلاش ,سخت کوشی ومبارزات خستگی ناپذیر با عوامل جبری وغیر جبری در سایه فضای بسیار مساعد روحی وروانی خانواده استعدادهای بالقوه خود را بالفعل ودر معتبرترین دانشگاههای پایتخت موفق به اخذ مدرک مهندسی در یکی از رشته های ناب ونادر تخصصی گردیده بود .درست هنگامه ای که طی طریق کمال بدون از مال دیگر برایش میسر نبود وچاره را در عمران وآبادی در زمین آباء واجدادی اش یافته بود تا با دست رنج خود هموار کننده مسیر کمال یعنی ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه علم وصنعت تهران باشد .

چون همیشه قصه پر غصه غلبه تعصب وتندروی بر تدبیر ودوراندیشی تکرار وطبل کوچ اجباری به صدا در می آید وامیدش را به نومیدی مبدل واورا مجبور به ترک دیاری می کند که قرار بود به او بورس تحصیلی عطا کند ومحصول آن کمک هزینه ادامه تحصیل اش باشد .

با امید روزی که پیروان پیامبری که قهرمان مبارزه با جهل وتعصب بود .به تأسی از او ریشه تعصب وجهل بنیان کن و فرصت سوز را با تدبیر ودانائی خود بخشکانندتاهیچ استعدادی ناشکفته نماند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • محمد از نفت مرکزی می‌گه:

    با سلام و عرض خسته نباشید تشکر بابت مطالب سنجیده و اشاره بجا به منش پیامبر رحمت، صبر و تدبیر. یقینا اگر این منش در جامعه و در میان مدیران و مسیولین ما که داعیه پیروی از پیامبر را داریم جاری شود، جامعه و کشوری علمی و نمونه خواهیم داشت که بسرعت مسیر موفقیت و سعادتمندی را طی خواهد کرد و دیگر دختری رنج کشیده از فرط فقر و درماندگی برای هفته ای 40 هزار تومان هزینه تحصیلات ارشدش مجبور نخواهد شد زجه نامه برای مسؤولین بنویسد. به امید آن روز

  • امین رایگان می‌گه:

    سپاس فراوان به شمامهندس واحدپور عزیز که قلم شیواورسای شما که بوی صداقت وانساندوستی میدهد گویای پاره ای از درد های دردکشیده ها میباشد وهمواره نظرات وراهکارها وتحلیل های زیبای شماکه طی مقالاتی زیبا ازسایت استان منتشرمیشود گویای این حقیقت میباشد.

  • میر مصطفی-شیراز می‌گه:

    مهندس عزیز مثل همیشه کوتاه ، مفید و مختصر و صد البته زیبا قلم.خوشا به حال مردمانی که وطنی آباد (از لحاظ فرهنگی و اقتصادی و…)دارند تا سنگینی گمنامی و بار غربت را بر خود هموار ننمایند.

200x208
200x208