تاریخ درج خبر : 1392/08/05
کد خبر : ۱۱۷۷۲۶
+ تغییر اندازه نوشته -

شعر/ غزل محلی گلم! از فریدون هاشمی

شعر/ غزل محلی گلم! از فریدون هاشمی

پیچهسه بوی پهللت مث میخک و عنبر گلم!
نیدم و طهرت، و .. گشتمه دنیانه سرتاسر، گلم!
من هسخونم دردته، عشق مو زلف زردته
شکر خدای پروردته، قربون پیغمبر، گلم!
قربون پهلل خرمن ت، پنبه ی سفی واش تن ت
الماس سرخ گردنت، ای از همه بختر، گلم!
قی چی سفیدارت خشه، سینه ی مث نارت خشه
نشم ایکنی، دارت خشه، چی نشم کوگ در، گلم!
مث شعر نابه لوولت، کاسه ی شرابه لوولت
صی تا کتابه لوولت، چی شعر حافظ، تر گلم!
بی تو درخت سهته یم، پابند آه و ناله یم
غم ایزنه بی مو قیم، بی بالم و بی پر، گلم!
***
ای کاش واگرده زمون، تا کل د برنو و پرون
وابوهه از نو آسمون، بی دال و بی شوپر گلم!
شادی بیا من در- سرا، افتو د ارمونم ورا
وابو بهار، از نو درا، باوینه و کنگر، گلم!
سازل کنن از نو صیا، شیون و ایل وابو جیا
بلبل و نو خوندش بیا، گوش مصیبت کر، گلم!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کائید می‌گه:

    سلام…..همیشه یه مشت ادم بیسواد بی هنر و ریاکارباعث نابودی و عقب ماندگی مملکت و مردم میشن…ادمهایی ک همیشه ظاهر خود را خوب نشان میدهند….نفهمی هم حدی داره…یاسوجی شما اگه حرفی برا گفتن داری و جرات رودررویی و بحث داری خب با اسم واقعی پست بذار و وارد شو…..رئیس جمهور عزیز میگفت: آبو بریز همونجا ک میسوزه….مشخصه ک شما با خود شاعر مشکل داری ن با شعر…..متاسفم سیت..لااقل یکم مطالعه کن ک یه حرفی برا گفتن داشته باشی ،بعد انتقاد کن..

  • سلام.عرض تبریک دارم خدمت جناب هاشمی به خاطر غزل زیباشون وهمچنین مدیریت محترم این سایت به دلیل گزینش اشعارفوق العاده

    من این غزل رو قبلا شنیده بودم واتفاقا کنجکاو بودم بدونم از کیه.یه نگاه هم به دیدگاههاوطرز برخورد دوستانمون باهنر وهنرمند کردم حقیفتا دلم سوخت.
    واین دو بیت رو زمزمه کردم.
    جیر خین ودل پر سیچنت بی؟— بگو یی حرس شرشر سیچنت بی؟—یه عمریه که غم وسته وه بارم !
    یکی دامه بگو کرسیچنت بی؟—
    -مریم-

  • آرشام می‌گه:

    من از شعرهای شما خوشم میاد، قبلا وبلاگ مجلس رندان شما عالی بود ولی دست از نوشتن برداشتید، از آدم هایی که می خوان به همه چی تقدس ببخشن دلگیر نباشید و حرف های زیباتون رو در قالب شعر یا نثر بیان کنید. خلاقیت در آزادی و شادی است

  • م-حسین زاده می‌گه:

    باسلام.
    دلم می سوزد وقتی امسال سید یونس آبسالان ,سیدغفار موسوی ,احمدانصاری ,فریدون هاشمی ,حسن بهرامی واحسان گنجی وعلی نرگس نژاد وفاطمه صداقتی وعلی انصاری هارادراین استان داریم یاآنهارانمی شناسیم ویامی شناسیم وازآنها غافلیم. شاعران وهنرمندانی که هرکدام به نوعی مایه ی فخرومباهات دیارمان دراین دوران هستند ,دیاری که دربرگ برگ تاریخش ردی از مردان بزرگ دیده می شود اما چه رخ داده است که مابرای تخریب چنین دوستانی ازهیچ کاری فروگذارنیستیم.
    دوست عزیز جناب آقای آرام روحیه وصبر شما درپذیرش انتقاداتی که گاه از نوک تیز هرپیکانی گزنده تر است قابل تقدیر وستایش می باشد.
    جایگاه فریدون هاشمی درشعر استان وحتی کشور بر همه ی اهل هنروادییات استان مشخص است.
    قصد دفاع ازهیچ شخص وجریان خاصی راندارم ومعتقدم که چنین دفاع کردنی نیز چیزی برداشته های دیارمان نمی افزاید، اما معتقدم که ما بایدهمواره به گونه ای تلاش کنیم تادرحوزه ی هنر وادبیات کشور حرفی برای گفتن داشته باشیم.
    به امید درخشش نام هنرمندان وشاعران هم استانی مان برقلل هنروادبیات کشور.

    پ

  • حسن بهرامی می‌گه:

    غزل بومی آقای فریدون هاشمی در مجموع زیباست و با شعرهای خوب بومی مناطق لُرنشین برابری می کنه. به نظر من هم ساختار منسجمی داره؛ هم فضایی پاک و مفهومی زلال و ایلی رو انعکاس می ده. از همه ی دوستان عزیز می خوام که به دیدگاه همدیگه احترام بذارن. عمر کره ی زمین حدود چهار و نیم میلیارد ساله و ما اول و آخر کاینات که نیستیم. پس هر کسی حق داره هر جور که دلش می خواد، فکر کنه. فقط یادمون باشه: “حرف اونایی شنیده می شه که وقتی حرف می زنن، تخصصش رو داشته باشن”.

  • مسعود وحیدیان فر می‌گه:

    واقعن حیفم میاد .این همه شعر فوق العاده محلی داریم،اونوقت شما باید این شعر بی سر و ته رو بذارین؟جای اشعار پرشور انصاری،عاشقانه و اجتماعی رستاد و ولوی و تقی زاده و خیلی های دیگر باید چنین شعرهای مبتذلی رو ببینیم؟انصافا محمود آرام فقط چند کیلو گوشته.

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      سلام
      ویژگی شعر چندوجهی بودن آن است. یعنی می توان گفت قرائتی که دو نفر از یک شعر دارند الزاماً یک گونه نیست. هرکس می تواند درک و برداشتی داشته باشد. گاه این برداشت ممکن است به گونه ای باشد که برای خود شاعر نیز جالب است و با اون اندیشه ای که شاعر را وادار به گفتن شعر کرده کیلومترها فاصله دارد و این به معنای کج فهمی نیست.فقط برداشتی دیگرگونه است. و در واقع شعر وقتی گفته می شود دیگر به شاعر تعلق ندارد و همگان می توانند بخوانند و لذت ببرند و گاهی هم آن را چرت و پرت بخوانند.این ویژگی هنر و اثر هنری است و اگر اینگونه نبود که هیچ زیبایی در پی نداشته و نخواهد داشت.
      اگر به این چوب(مبتذل بودن برخی کلمات) بخواهید شاعران را نقد کنید اول بزرگانی مثل مولوی و سعدی و عبید و … را بنوازید و بعد بقیه را …
      همه دوستانی که نام بردید انسانهای محترمی هستند که ما نیز برخی را در فهرست مفاخر استانی معرفی کرده ایم. دسترسی به شعرهای دیگر نیست. شما زحمت بکشید و این اشعار را برای ما بفرستید.
      موفق باشید.

    • یزدی می‌گه:

      این شعر فوق العاده بود. کمی انصاف و علم کافی ست.
      لذت بردم. لطفا به ادبیات خودتون ادیبانه تر نگاه کنید. مگر چند اثر عاشقانه لری تا بحال سروده شده با این معماری و استحکام کلمات؟ شعر که صرفا یک کار ذوقی نیست.

  • تئاتر استان می‌گه:

    عجب سایت مذخرفی.وچه آدمهای مذخرف تری سکاندارش هستند.
    فقط نظراتی که دوست دارند را اجازه انتشارمیدهند.آدمهای ………

  • تئاتر استان می‌گه:

    عجب سایت مذخرفی.وچه آدمهای مذخرف تری سکاندارش هستند.
    فقط نظراتی که دوست دارند را اجازه انتشارمیدهند.آدمهای ….

  • ربطی ندارد جناب آرام عزیز.درخواست شما برای نوشتن اسم واقعی غیرمنطقیه.من حرفم را زدم و شما هم که ادعای آزادی بیان داری باید منتشر کنی بدون شرط.درغیراینصورت بیهوده ادعانکن.تشکر.

    • دانشجو می‌گه:

      ربطش به اینه که تمام چیزهایی که نوشتی دقیقا در مورد خودت صادقه و هاشمی کسی ست که در بدترین شرایط با اینکه فرصت استفاده از موقعیت های فراوان داشت کار و تحصیل و جایگاه خود را فدای صداقت گفتار و اعتقاد خود کرد و چاپلوسی و ریاکاری نکرد. ربطش به اینه که شما عادت کرده اید برای یک سکه و کمتر از آن هر انگی را به هرکسی بچسبانید. کوتوله هایی که دستشان نمی رسد و کوتاهی دیگران را ارزو می کنند وگرنه اگر ذره ای هنرمند بودید جز زیبایی نمی دیدید. زشت بینان زشت پسند هرگز هنر را درک نکرده اند.
      ربطش به اینه کهدر آزادی بیان گوینده تمام قد خود و ادعایش را در معرض می گذارد والا به دیگران توهین کردن هنری ندارد.

  • فریدون هاشمی می‌گه:

    باسلام و تشکراز دوستانی که نظر داده ند، سایت استان این شعر را از بنده نگرفته و خود انتخاب و منتشر کرده است و من تلاشی یا علاقه ای به نشر شعرهایی که گاهی برای خودم و دنیای شخصی ام سروده ام نداشته ام آنگونه که برغم مسولیتم بعنوان رییس انجمن شعر و درخواست مراکز انتشاراتی و برخی افراد مسوول تا کنون کتابی چاپ نکرده ام و باشرایط موجود نیز قصد اینکار را ندارم.
    در مورد نظرات دوستان هم اگر کسی واقعا نقد ادبی و جدی یا مفهومی و اعتقادی دارد با نام و مشخصات واقعی خودش نظر بدهد تا جواب دهم و الانوشتن بدون ذکر نام بیشتر شبیه دیوارنویسی در برخی جاهای خاص و مخصوص ادم هایی با روانشناسی خاص است. در عرصه ادبیات این استانحداقل با تجربه 25 ساله دیگر افراد حاضر در این فضا و قدرت زبانی و فکری شان را میشناسم.
    عقده های مختلف شخصیتی و روانی و ناهنجاری های فکری بلایی است که امروزه گریبانگیر خیلی هاست. کسانی که خود هنری ندارند و در این عرصه محلی از اعراب ندارد کلاغ وار به تمسخر دیگران می نشینند و مگر غیر از این چاره دیگری دارند؟
    چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست/سخن شناس نه ای جان من، خطا اینجاست
    با تشکر. عذرم را بپذیرید اگر سخن نیشدار بود

  • محمود آرام عزیز،لطفن دیدگاه و شعر بنده راهم تایید بفرمایید.چون راستش را بخواهی من حتی میوه ای ندیدم چه برسد به بستان.

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      سلام
      لطفا با نام واقعی شعر خود را دوباره بگذارید تا منتشر شود.
      موفق باشید.

  • جلیل جبا می‌گه:

    برادرهاشمی عزیزباهوش واستعدادذاتی که ازشماسراغ دارم وباتوجه باینکه قاری ممتازقران نیزهستیدمیتوانیدبجای تمثیل های لخت وبی ارزش ازواژه های زیباترکه شمابهترازبنده میدانیداستفاده کنیدتازبان تلخ منتقدان نیزبسته بماند .

  • تشکر اقای ارام می‌گه:

    از سایت استان و تلاشی که اخیرا در نشر اشعار هنرمندان استان نموده اند تشکر می کنم. این عمل ارزشمندی ست که متاسفانه رسانه های محلی و بومی در این مورد اغفال نموده و باعث شده اند به فرهنگ و ادبیات بومی مان ضربه بخورد. دست مریزاد. کاش صدا و سیما و روزنامه هو و نشریات دیگر این عمل ارزشمند را متوجه شده و در این راستا حرکت نمایند

  • همشهری می‌گه:

    این شعر در حوزه تغزل قابل بررسی است و از معماری کم نظیر کلمات و با قافیه ای سخت بگونه ای استادانه سروده شده است. نگاه کنگ نظرانه و نقد غیر ادبی اثر هنری کاری بیهوده و اشتباه است. در شعر بومی ما و نیز در اشعار تغزلی فارسی در اثار برترین تغزل رایان همین گونه سرودن رایج است. کسانی که با اعضا بدن انسان مشکل دارند و فرهنگ را در چهارچوب نگاه تنگ خود می بینند بی گمان با شعر سعدی و حافظ و … هم مشکل خواهند داشت.
    حافظ: از چار چیز مگذر گر زیرکی و عاقل/امن و شراب بی غش معشوق و جای خالی!
    گزیدن لب و محبوب چهارده ساله و می چارساله و دست در ساعد ساقی و گردن سفید و پیرهن چاک و … را در شعر حافظ نخوانده اید؟

    بهتر است قدر این آثار بی نظیر و شاعران بزرگ استان مان را بدانیم و آنها را محترم داریم. اینها در خارج این استان مورد تکریم اهل هنرند اما در شهر خدمان ناشناس مانده اند. قدری بیاندیشید!

    • یاسوج می‌گه:

      شما هم حافظ و سعدی و مولوی را بیار بزن تو قدفریدون هاشمی

      • دهدشتی می‌گه:

        چیزی کم ندارند . جز همشهریانی که که متخصص نابود کردن داشته های خود هستند

      • شاعر می‌گه:

        حضرت یاسوج
        اگر حرفی برای شنیدن و خواندن داری با نام و مشخصات و مردانه و صریح بگو تا هنرت را سنجه ای باشد وگرنه تف سربالا به منبع ش برخواهد گشت.

  • یاسوج می‌گه:

    این اشعار چیه میذارین روسایت.به نظرم شما اصلا ویرایشی رو مطالبتون انجام نمیدین و هرکس یک مطلبی براتون میفرسته میرارین تو سایت

    قی چی سفیدارت خشه، سینه ی مث نارت خشه

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      سلام
      اگر قرار باشد شعر های بومی و محلی استان سانسور شود، فکر کنم بالای 80 درصد اشعار قابلیت انتشار ندارند. رهایی و آزادگی که در زندگی عشایری ما وجود داشت در شعر هم خود را نشان می دهد. در ضمن شعر می تواند چند وجهی هم باشد. شما نظر به میوه می کنید اما ما تماشا کنان بستانیم.
      موفق و بهروز باشید.

      • یاسوج می‌گه:

        این شعر لذت بردن یک شاعر از یک وجهه نفسانی را ترویج می دهد.فرهنگ استان را با همین شعرها و کارهای دیگه به خورد جوانان دادید که وضعیتمان این شده.نمونه بارزش سایت مزخرف شما

        • دهدشتی می‌گه:

          فرهنگ استان را با همین شعرها به خورد جوانان دادید!!! جل الخالق! خودت معنی جمله ات را فهمیدی؟

        • شاعر می‌گه:

          وضعیتمون این شده؟! با این شعرها وضعیت مون این شده؟ یا پول نداری یا خبر نداری! وضعیتمون بخاطر چیزهای دیگه این شده یاسوجی!
          این شدن خیلی بده، مواظب …. باش!

        • هاشمی می‌گه:

          دوست عزیز، اگر یک شاعر از یک وجه نفسانی لذت می برد چه اشکالی دارد در شعر بیاید؟ احتمالا منظور جنابعالی وجه جسمانی بوده است! که آنهم هیچ مشکلی ندارد. به تاریخ بشر نگاه کنی لبریز از ادبیات جسمانی ست. مگر جسم در دین وشرع و اخلاق مشکلی دارد. چرا ما مردم قبل از آنکه سانسورمان کنند خودمان برای چیدن قسمتی از وجودمان قیچی برداریم؟

  • میر مصطفی می‌گه:

    ای فریدون خانی که از دوران ابتدایی تا راهنمایی افتخار همکلاسی بودنش را داشتیم. همون دوران کودکی و نوجوانی مهلی باکلاس تر اینوشت و…
    ولی یه مثل قیمی هه که ایگو:
    بچه تام… مال بالا وره ایره مال وزیر چنگپل ایکنه ( بچه… هنگام کوچ به سردسیر در فصل بهار راه میرود و در فصل پاییز و کوچ به گرمسیر که قطعاً بزرگتر شده روی چهار دست و پا راه میرود) افول و رکود
    والا ای سبک شعر «پهلل» سی خونندیل کوچه بازاری خوبن.

    • هاشمی می‌گه:

      سلام دوست
      من تا بحال شعر کوچه بازاری نشنیده ام!
      این غزل یک عاشقانه آرام! است
      با چه چیزی ش مشکل دارید؟
      یعنی سخن از عاشقانه های شخصی و زمینی کوچه بازاری ست؟
      شعر خیابانی و بزرگراهی کدام است؟ شعر جاده خاکی و ریلی چطور؟
      دوست عزیز. این شعر را با تغزل های بومز مقایسه کنید، هرچند داعیه و دفاعی از اثر ندارم و هر اثرهنری در جریان ارایه به خواننده هویت می یابد و جاری می شود اما از منظر یک خواننده شعر بومی فکر نمی کنم شعر کوچه بازاری باشد. اگر نمونه های بهتر و ارایه شده را معرفی کنید به صورت واقعی تری می توان به موضوع پرداخت،
      خوشحالم که سال های گذشته ام را به خوطر داری!

200x208
200x208