تاریخ درج خبر : 1391/05/07
کد خبر : ۱۲۰۵
+ تغییر اندازه نوشته -

«خون‌بس» ثبت ملی می‌شود

صدرا محقق : برخی می‌گویند سنتی ضد زن است، برخی اما آن را رسم نیکی برای «جلوگیری از ادامه جنگ و دعوا و پایان دادن به قتل و کشتار و اصلاح روابط خانواده‌ها» می‌دانند؛ سنتی که به «خون‌بس» معروف است. هرچه هست، حالا از استان کهگیلویه و بویراحمد خبر رسیده پرونده این آیین از سوی اداره کل میراث فرهنگی این استان به منظور بررسی در پنجمین اجلاس شورای سیاست‌گذاری ثبت و ورود به فهرست آثار ملی آماده شده است.

خبر را معاون میراث فرهنگی کهگیلویه و بویراحمد اعلام کرده است. رحیم دادی‌نژاد، در این‌باره می‌گوید: «در زمان‌های گذشته، وقتی بین عشایر و گروه‌های مردم دعوا یا جنگی درمی‌گرفت و یک نفر از یکی از طرفین کشته می‌شد، گروه یا خانواده مقتول برای خونخواهی، شخصی از خانواده یا طایفه قاتل را می‌کشت و این جریان به‌صورت سلسله‌وار ادامه می‌یافت. به همین دلیل هم برای جلوگیری از ادامه جنگ و دعوا و پایان دادن به قتل و کشتار و اصلاح روابط خانواده‌ها مراسمی با عنوان خون‌بس و با حضور واسطه‌هایی از هر دو طرف برگزار می‌شد که در آن یک ازدواج اجباری صورت می‌گرفت و خواهر یا یکی از نزدیکان قاتل را به عقد برادر یا یکی از نزدیکان مقتول درمی‌آوردند.» وی با اشاره به اینکه این آیین مزایا و معایبی داشت، افزود: «خون‌بس به دلیل ازدواج اجباری که در آن اتفاق می‌افتاد امروزه منسوخ شده اما از طرف دیگر به دلیل جلوگیری از ادامه خونریزی، اقدام کارسازی بوده است. در مراسم خون‌بس، قرآنی توسط ریش‌سفیدان وسط گذاشته و قاتل بخشیده می‌شد. خانواده قاتل نیز هدایایی برای خانواده مقتول می‌آوردند که با آیین خاصی این هدایا پذیرفته می‌شد.» «عطا طاهری بویراحمدی» نویسنده و فعال فرهنگی در استان کهگیلویه و بویراحمد در رابطه با خبر تهیه پرونده ثبت ملی رسم خون‌بس به «شرق» می‌گوید: «خون‌بس یا به گفته مردم استان ما «خین‌بس» را باید در ظرف زمانی و فرهنگی عشایری و ایلیاتی با آن شرایط خاص بررسی و داوری کرد. در زندگی و فرهنگ ایلیاتی، خین‌بس اقدامی مهم، راهگشا و بسیار تاثیر‌گذار برای جلوگیری و پایان دادن به خشونت‌ها بود، چراکه در غیر این صورت دعوا و قتل و خشونت ادامه می‌یافت و شدیدتر می‌شد، اما در حال حاضر و با توجه به فرهنگ امروزی، اجرای آن دشوارتر شده است. با این همه حتی داوری و نظردهی درباره خوب یا بد بودن این رسم را نیز باید در ظرف و شرایط زمانی خاص خودش انجام داد، چرا که اگر از زاویه فرهنگ و دیدگاه‌های امروزی خون‌بس را تحلیل کنیم آن را امری ناهنجار و نامناسب خواهیم دید.» وی در رابطه با اینکه آیا هنوز این رسم در میان مردم استان کهگیلویه و بویراحمد اجرا می‌شود یا خیر نیز می‌گوید: «با توجه به رایج بودن سنت‌ها و شیوه زندگی ایلیاتی و طایفه‌ای در بخش‌هایی از این استان هنوز این رسم هرچند به ندرت و کم اما در میان برخی طوایف اجرا می‌شود، به اعتقاد من دلیل اینکه هنوز خون‌بس در میان برخی از مردم رواج دارد ضعف قضایی و دادگاه‌هاست. مردم وقتی می‌بینند که روند رسیدگی به یک پرونده دادگاهی گاه تا 15 سال طول می‌کشد سعی می‌کنند به شیوه و رسوم قدیمی خود پایبند باشند.» طاهری بویراحمدی در پایان، ثبت ملی رسم خون‌بس را مفید می‌داند و می‌گوید: «البته اگر با این کار قرار نباشد که آن را برای جامعه و زندگی امروزی ترویج کنند، ثبت ملی این سنت قدیمی برای آشنایی با سنت‌های گذشتگان مفید خواهد بود.» نیره توکلی استاد جامعه‌شناسی نیز در گفت‌وگو با «شرق» در این‌باره می‌گوید: «باید از مسوولانی که می‌خواهند خون‌بس را ثبت ملی کنند پرسید که آیا این رسم، سنت ملی ایرانیان و مساله‌ای افتخار‌آمیز است که برای ثبت ملی آن پرونده تهیه کرده‌اند؟ به اعتقاد من این رسم ناپسند، سنت ملی ایرانیان نیست، همین الان هم در میان ترک‌های ترکیه و دیگر کشورهای عرب این رسم اجرا می‌شود. حالا اینکه این مساله در میان برخی اقوام ایرانی هم رایج بوده به این دلیل است که ایران چهارراه برخورد و تهاجم اقوام مختلف بوده و به احتمال زیاد این‌گونه وارد فرهنگ ما شده است.» وی می‌افزاید: «این یک پدیده قبیله‌ای و قومی است و ملی نیست، از آن سو چون برخوردی فراقانونی با یک مساله فراقانونی دیگر که کشت و کشتار بوده نیز هست، رسم قابل دفاعی نیست که ارزش ثبت ملی داشته باشد. در این رسم برای حل مشکل، یک قربانی جدید می‌آفریدند و دختری بیگناه را با ازدواج اجباری و قراردادی، از مسیر زندگی و ازدواج طبیعی خارج می‌کردند. به نظر من به این رسم در نهایت به اندازه یک پژوهش مردم‌شناسانه که چیز جالبی هم نبوده باید پرداخت و نه بیشتر. چراکه در این رسم به زن به عنوان کالا نگاه می‌شد. در صورتی که ما در اسلام چیزی به عنوان ازدواج اجباری و تحمیلی نداریم.»
اجرای این رسم تنها مختص به جغرافیا و فرهنگ مردم ساکن در استان کهگیلویه و بویراحمد نبود، خون‌بس در میان همه اقوام و طوایف ساکن در جغرافیای ایران از مردم استان‌های لرستان، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، ایلام، کردستان، کرمانشاه، تا بخش‌هایی از فارس و بوشهر و گلستان و استان خوزستان رایج بود. شیوه اجرای این رسم در میان طوایف و اقوام مختلف متفاوت است، در میان اعراب خوزستان، چهار زن به عنوان «دیه» به طایفه مقتول داده می‌شود؛ یک زن به خانواده مقتول و سه زن دیگر به بقیه طایفه. در عشایر بختیاری و لر در ازای هر مقتول یک زن، به علاوه زمین و گاه مقداری پول پرداخت می‌شود. در میان اعراب زنی که به عنوان خون‌بس می‌رود «فصیله» نام دارد که از حق و حقوق چندانی برخوردار نیست، حق طلاق و شیربها ندارد و تنها از طرف شوهر برای او مهریه‌ای تعیین می‌شود. در خون‌بس حتی ممکن است دختری که به خون‌بها می‌دهند حتی یک‌ساله باشد و متعهد می‌شوند که وقتی به سن بلوغ رسید، او را به عقد خانواده مقتول درآورند. از آن سو نیز برخی از «خون‌بس» به عنوان سنتی پسندیده یاد می‌کنند، به عنوان مثال در «تارنمای موعظه نقادانه حزب‌الله وابسته به ستاد مرکزی حزب‌الله» از خون‌بس به عنوان سنت اسلامی یادشده و این موارد به عنوان مزیات این رسم ذکر شده است: «رهیافت تربیت و اصلاح اسلامی به جای مجازات مجرم، اصلاح و تربیت مجرم به جای مجازات و نابودی مجرم، عفو مجرم توسط سنت خون‌بس به مثابه نماد همبستگی دینی و محیطی، تجدید سنت‌های حسنه بومی، راهکار زیرکانه شوراهای حل اختلاف منطقه، لیاقت و مدیریت روحانیت دستگاه قضایی منطقه و استفاده از مسجد به‌عنوان مرکز اجتماعی».

 

منبع: روزنامه شرق شنبه 7مرداد91

 

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208