تاریخ درج خبر : 1392/08/11
کد خبر : ۱۲۳۴۲۲
+ تغییر اندازه نوشته -

“آیت الله با کرامت”

سایت استان: ابوالحسن توفیقیان

اشاره ابتدایی

در خزان 1391ش نه تنها رادمران و شیرزنان دیار دنای سرفراز تکیه گاه و پدر معنوی خود را از دست داده بودند که ایران اسلامی فقیهی مبارز و دانشمندی مجاهد را از کف داده بود. آیت الله سیدکرامت الله ملک حسینی در سحرگاه روز جمعه دوازدهم آبان ماه سال 1391 شمسی دار فانی را وداع گفته و مرغ روحش از قفس تن جهیده بود. این عالم ربانی که درخت وجودش در خزان طبیعت دچار هجوم پائیز شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد از علمای عامل و دانشمندان پرهیزگار و برجسته منطقه کهگیلویه و بویراحمد بود و بزرگان مذهب به ایشان با دیده احترام می نگریستند. این نوشتار مختصری از شرح حال و زندگی پر برکت این سید با کرامت را به شما خواننده عزیز تقدیم می‌دارد.

شناخت نامه

 

·        تبار کرامت

اندکی پس از آنکه امام رضا(ع) از مدینه به مرو فراخوانده می شود، تعداد زیادی از سادات از همان مسیر به سمت مرو و خراسان حرکت می‌کنند. تعدادی از آنان به مقصد و مقصود می‌رسند، اما عده‌ای با شنیدن خبر شهادت مظلومانه هشتمین آفتاب آسمان پر نور ولایت و امامت، در منلطقه فارس و اطراف آن سکنا گزیده و مشغول عبادت الهی و ترویج معارف اهل بیت(ع) می‌شوند. عده ای از اینان به دست نانجیبان به شهادت رسیده و دسته ای از سادات مهاجر پس از گذراندن یک عمر بندگی و عبادت خداوند و انجام وظایف دینی، دیده از جهان بسته و در این منطقه به خاک سپرده شده و خاک منطقه را نورانی و مطهر می نمایند. به این سبب و برخی دلایل دیگر، امامزادگان بسیاری در استان های فارس، کهگیلویه و بویراحمد و مناطق اطراف وجود دارد.

یکی از امامزادگانی که به این منطقه هجرت نموده و عاقبت در همین منطقه به لقاء الله پیوسته، سیدی واجب التعظیم و جلیل القدر به نام سید قاسم از نسل امام زین العابدین(ع) است. این سید را به رسم رایج ایرانی‌ها شاه قاسم می‌گویند و  محل دفن و مزار وی به «گوشه شاه قاسم» معروف است. چندین قرن بعد و از نسل همین امامزاده، کودکی دیده به جهان می‌گشاید که نامش را کرامت الله می نهند. کودکی که در آینده بزرگترین و مشهورترین عالم منطقه خویش شده و منشأ تحولات و خدمات بسیار در منطقه می گردد.

·        خاندان کرامت

در میان خاندان پربرکت و با کرامت شاه قاسمی، شخصیت‌های برجسته زیادی وجود داشته‌اند. یکی از این شخصیت‌ها که در واقع شهرت آیت‌الله ملک‌حسینی و اسلاف وی نیز به واسطه انتساب به او می باشد، «میر سید ملک حسین» است. وی در نواحی کهگیلویه و بهبهان و مناطق اطراف آن دارای معتقدان بسیار بوده و مردم بسیار بدو توجه و اعتنا داشته‌اند. شاه طهماسب صفوی در نامه‌ای به یکی از متصدیان جمع خراج و مالیات امر می‌کند که خراج را به سید ملک حسین تحویل دهد تا صرف بقاع و مکان‌های دینی نماید و اگر هم زیادتی در کار بود به اصفهان و مدرسه جده (همان مدرسه مادر ِشاه) ارسال شود. این امر نشان از مقبولیت و شهرت خاندان سید کرامت الله از گذشته‌ای دور دارد. این خاندان را به علت انتساب به همین سید مَلک حسین، ملک حسینی می نامند.

بین آیت الله سید کرامت الله ملک حسینی و مرحوم سید ملک حسین، هفت نسل فاصله وجود دارد. ملک حسین در زمان شاه طهماسب صفوی می‌زیسته و فرزندش سید محمدباقر که از مشاهیر این خاندان در عهد شاه عباس کبیر بود، نیز وضعیتی مشابه وضع پدر خویش داشته است. به طور کلی این سلسله از مورد اعتمادترین افراد منطقه در نزد مردم بوده اند و حتی مردم برای ایشان قائل به کرامت و استجابت دعا بوده‌اند. در این اواخر نیز آیت الله سید حبیب‌الله ملک حسینی(پدربزرگ سیدکرامت الله) و آیت‌الله سید صدرالدین ملک حسینی(پدر سید کرامت الله) همینگونه بوده و مورد اعتماد و احترام مردم قرار داشتند. سلسله نسب مرحوم ملک حسینی تا سید ملک حسین بدین شرح است: سید کرامت الله فرزند سید صدرالدین فرزند سید حبیب الله فرزند سید صدر الدین محمد فرزند میر سید علی شیر فرزند میر شمس الدین محمد فرزند میر محمد یوسف فرزند میر سید محمد باقر فرزند میر سید ملک حسین.

چنانکه گفته شد این خاندان در بین مردم جایگاه نمونه‌ای داشته است. آیت الله ملک حسینی در این باره می‌گوید: «خاندان ما در بین طبقات مختلفه مردم آبرومند و محترم بوده و بر این اساس با نفوذ کاملی می زیسته و تبلیغات آنها در جوامع نقش مهمی ایفاءِ نموده و با داشتن اعتقادات صحیح، ایمان راسخ واَعمال صالح، خداوند بزرگ بآنها عزت و موقریت داده بود و مردم در مورد اجداد ما عقیده و خلوص باطنی عجیبی داشتند که مظاهری از آن ارادت ها و عقیده ها را در قسمتی از عمر طولانی پدرم که قریب ۹۰ سال بود، احساس و مشاهده نمودم.»

آیت الله ملک حسینی در عرصه علم

·        تولد و دوران کودکی

سیدکرامت‌الله ملک حسینی در سوم مهرماه سال 1303ش در روستای گوشه شاه قاسم متولد شده و مایه خوشحالی سادات شاه قاسمی و مردم ده می شود.  او 4-5 ساله است که رضا شاه پهلوی برای سرکوبی عشایر منطقه بویراحمد و تسلط بر آنها امیر لشکر شیبانی را به منطقه می فرستد. در این مرحله عشایر موفق به شکست دادن فرستاده شاه می‌شوند، ولی بر اثر اغتشاش منطقه، مرحوم سید صدرالدین فرزند خردسال خویش را به دهی در همان اطراف به نام دژکُرد که از توابع چَرکَس است می‌فرستد. سید دو سال در این ده مانده و در مکتب‌خانه همانجا خواندن و نوشتن را فرا می‌گیرد. در همین زمان بود که دوباره نیروهای دولتی به سمت عشایر غیور دنا آمده و اگر چه این بار نیز عشایر آماده دفاع از حیثیت خویش‌اند، ولی بر اثر خیانت برخی افراد نیروهای دولتی موفق به تسلط بر منطقه شده و از طرف شاه طاغوتی یک نفر بر این منطقه حاکم گشته و با زور و اجبار، مردم و از جمله پدر دانشمند و اهل دل مرحوم ملک حسینی را به تل خسرو می فرستند.

·        تحصیلات

تحصیلات سید کرامت الله از همان دو سال دوری از پدر آغاز شد و در مکتبخانه ده، نزد دو روحانی محترم به نام‌های «ملا باقر» و «کربلایی ملا جواد» نصاب الصبیان، دیوان حافظ و گلستان سعدی را فرا می گیرد. رسم رایج در آن عهد این بود که در مکتب‌خانه‌ها علاوه بر فراگیری خواندن و نوشتن و نیز آموختن قرآن، کتاب‌های فارسی مشهور همچون منشئات گروسی و گلستان سعدی و نصاب الصبیان فراهی را درس می‌گرفته اند.

بعدا در تل خسرو مدرسه‌ای ابتدایی تأسیس می‌شود و سید کرامت الله در انجا ثبت نام نموده و کتاب‌های نظم و نثر فارسی، حکم و امثال، تاریخ، جغرافیا و ریاضی، فرائد الادب و مرزبان نامه و … را فرا می‌گیرد. سید کرامت الله از همین زمان نبوغ و هوش خویش را به همگان نشان داده و از شاگردان ممتاز کلاس به شمار می‌آید. در 15 سالگی برای ادامه تحصیل به شیراز رفته و وارد کلاس ششم می شود. ایشان تحصیلات را در مقطع متوسطه تا سال 1319ش ادامه داده و سپس بر اساس علاقه بسیار و نیز پیشینه روحانیت در خاندان خود، به تحصیل علوم دینی روی می‌آورد.

ادبیات عرب را بیش از همه نزد پدر و عموی خویش(سید امر الله ملک حسینی) که در ادبیات قوی بودند فرا گرفته، تا اینکه حوادث شهریور 20 روی می‌دهد و رضاخان از ایران رانده می‌شود.در این زمان است که ایشان برای ادامه تحصیل وارد مدرسه منصوریه شیراز می شود. این مدرسه از مدرسه‌های مشهور شیراز بوده و به غیاث الدین منصور دشتکی منسوب است و شخصیت‌ها و فلاسفه بزرگی از این خاندان و از این مدرسه برخاسته‌اند. این مدرسه از مدارس مهم بین مکتب اشراق تا ظهور مکتب متعالیه ملاصدرا محسوب می‌شود.

سید کرامت الله دروس معقول خویش را در این مدرسه آغاز می‌کند و کتبی همچون حاشیه ملاعبدالله، شرح شمسیه، شرح منظومه ملا هادی سبزواری، و همچنین کتب معانی، بدیع و بیان را به علاوه کتاب کلامی تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی و کشف المراد علامه حلی نزد ملا احمد دارابی در طی چند سال می خواند. از همدرس های ایشان در درس مرحوم دارابی مرحوم شیخ مجدالدین محلاتی را باید نام برد.

ملا احمد دارابی با یک واسطه شاگرد ملاحاجی سبزواری فیلسوف شهیر عهد قاجار است. حکیم عباس دارابی واحدالعین شاگرد ملاهادی و استاد ملا احمد دارابی است و ملا احمد بسیار از وی یاد نموده و مدحش می‌گفت.سیدکرامت الله به موازات تحصیل معقول، علوم منقول و از جمله فقه و اصول را از محضر علمای شیراز فرا می‌گیرد.

میرزا عبدالکریم یزدی یکی از اساتید سید کرامت‌الله در این زمینه است که به تعبیر ایشان «از بزرگان علماء شیراز و از نخبه های علماء» بود و تحصیلات او در نجف بوده و سپس در شیراز رحل اقامت می افکند. شایان ذکر است که نباید ایشان را با مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، یکی دانست. مرحوم ملک حسینی درباره میرزا عبدالکریم و تدریس وی فرموده‌اند: «در نهایت اخلاص و علاقه به ما درس می داد و از تقوی و نفس مهذبه او بسیار بهره می‌گرفتیم.»

تحصیلات سید کرامت الله در شیراز 5 سال طول می‌کشد تا اینکه ایشان برای استفاده بیشتر و تکمیل تحصیلات خویش راهی حوزه علمیه قم می‌شود، حوزه‌ای که در این زمان معروف‌ترین حوزه علمیه شیعه محسوب شده و علمای بسیاری در علم متنوع در این حوزه به تدریس می‌پرداخته‌اند.

·        هجرت به قم و اساتید

آیت‌الله سید کرامت‌الله ملک حسینی که چندین سال در سایه حضرت شاهچراغ(ع) استفاده‌های معنوی و از حوزه درس اساتید بهره‌های علمی و اخلاقی برده، در سال 1324 ش به شهر قم، هجرت نموده و علاوه بر استفاده از فیوضات معنوی حضرت معصومه(س) به درس بزرگان حوزه علمیه و مراجع معظم تقلید که اغلب از پرورش یافتگان شیخ عبدالکریم حائری یزدی بودند، حاضر گشت و طی سالیان متمادی در فقه و اصول و حکمت دارای تبحر بسیار شد و به درجه اجتهاد رسید.

از اساتید مطرح ایشان در قم باید ابتدا از آیت الله سید احمد خوانساری یاد کرد. مرحوم ملک حسینی قسمتی از تجرید الاعتقاد خواجه نصیر را نزد این عالم بزرگوار که از علمای جامع منقول و معقول بود، فرا گرفت. مرحوم خوانساری در این زمان در قم بوده و بعدها با امتثال امر آیت الله بروجردی به تهران عزیمت نمود و در این شهر ساکن شد.

مرحوم ملک حسینی در ایام  تحصیل در قم حتی روزهای تعطیل نیز استفاده بهینه از وقت می نمود و برای دانش ورزی و  علم اموزی تلاش می‌کرد. کفایه الاصول مرحوم آخوند خراسانی را نزد مرحوم شریعت زنجانی فرا گرفت. بخشی دیگر از این کتاب را نزد مرحوم آیت الله مجاهدی تبریزی که از اساتید مطرح دروه تدریس سطوح در قم بود، آموخت. اندکی بعد دوران سطح را به پایان رساند و به درس خارج فقه و اصول حاضر شد. اساتید ایشان در این مقطع از اعاظم عالَم تشیع و بزرگان امامیه محسوب می شوند. رئیس علمای شیعه در این زمان مرحوم آیت الله العظمی سید حسین بروجردی است که سید کرامت الله توفیق می یابد چندین سال در دروس فقه و اصول ایشان شرکت نماید. از این روی، مرحوم ملک حسینی با یک واسطه شاگرد مرحوم آخوند خراسانی می باشد.

استاد دیگری که سید کرامت الله در درس خارج وی حاضر می شود، آیت الله سید محمد یزدی مشهور به محقق داماد است. درس ایشان و بیان این شخصیت علمی سترگ به گونه‌ای بود که شاگردان اندک، ولی پخته ای به مدرس ایشان حاضر می شدند و مرحوم ملک حسینی چندین سال در درس فقه محقق داماد شرف حضور می‌یابد و علاوه بر فقه از درس اصول ایشان نیز بهره‌مند می‌گردد.

از جمله اساتید دیگر مرحوم ملک حسینی در قم مرحوم آیت الله سید محمد حجت کوه‌کمری تبریزی بود که سید کرامت الله بعد از درس آیت الله بروجردی به درس ایشان حاضر می شد و مباحثی از اصول و قسمتی را از فقه را (بحث بیع و معاطات را) در محضر ایشان طی می‌کرد و نسبت به درس ایشان می فرمود: «الحق درس مُمتّعِ و پُر باری بود.»آیت الله ملک حسینی مدتی نیز به درس فقیه زاهد مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری؛ همان کسی که نماز بارانش شهرت بسیار دارد، حاضر گشت و پس از رحلت ایشان مقداری از درس ابوالزوجه وی که مرحوم آیت الله شیخ محمد علی اراکی باشد را نیز درک نمود.

مشاهده می‌شود که ایشان محضر چه اساتید برجسته و جلیل القدری را درک نموده و مطمئنا نفس گرم این بزرگان و غوطه وری در اقیانوس دانش آنها برای هر دانشجو و طلبه مستعدی می‌تواند گنجینه‌ای نایاب محسوب شود که در صورت دستیابی بدان‌ها می‌توان روح را صیقل و کیمیای جان را رونق داد.

خود مرحوم ملک حسینی نیز به همین مطلب مقر و معترف است و از این اساتید معظم به‌عنوان عوامل شکل دهنده روح اخلاقی و علمی اش یاد می‌کند: «مهمترین و اولین شخص در شکل‌گیری شخصت اخلاقی و روحی من، پدرم (رَوّحَ الله روحه)  بود که از عبادات و اذکار و اوراد و سرسختی در برابر عناصر طاغوت و صلابت اراده در راست گوئی ولو به ضرر او می انجامید و نیز احتیاط او نسبت به مشتبهات، آثار عمیقی در قلب من گذاشت که البته دیدار عده ای از اعلام شامخه قم و شیراز مکمل روحیه اینجانب گردید.» ایشان از دیدارهای بسیاری که  با آیت الله سید احمد خوانساری، مرحوم آیت الله آقای سید محمد تقی خوانساری، مرحوم آیت اله سید حجت، مرحوم آیت الله صدر و مرحوم آیت الله بروجردی و آیت الله داماد داشته اند نیز در اثرپذیری خویش سخن می‌گوید. اما مرحوم ملک حسینی با استاد معزز و محترم دیگری برخورد می کند که بیش از همه از وی تأثیر پذیرفته و مسیر زندگی مجاهدانه ای را تا انتهای زندگی برای وی رقم می زند و این شخص کسی نیست جز امام خمینی(علیه الرحمه). «از همه بیشتر مرحوم امام خمینی در محافل درسی و غیر درسی در روحیه اینجانب تاثیر بسیار نهادند، همچنین تحلیلات علمی و دقت نظر ایشان در ورود و خروج مطالب، مهمترین عامل موثر در فکر اینجانب بود.»

مرحوم ملک حسینی صبح و غروب به درس فقه و اصول امام راحل حضور می‌یافت و جزو شاگردان قدیمی امام محسوب می‌شود. از این رو که قبل از انتقال حوزه درس امام به مسجد سلماسی(که نام واقعی آن سلماسلی است) و در زمانی که هنوز شاگردان فقه و اصول امام اندک بوده و درس ایشان در مسجد محمدیه دایر بود، مرحوم ملک حسینی به امام پیوسته بود.

·        دوستان و هم مباحثه ای ها

مرحوم ملک حسینی از ابتدای تحصیلات تا انتهای دوران تحصیل در قم که اواخر زندگی مرحوم بروجردی بود، دوستان و هم مباحثه‌ای‌های مطرح و مهذبی داشت که بعدها در شمار علمای مطرح محسوب شدند. مراوده طولانی مدت با هم مباحثه‌ای های صالح و فرهیخته و داشتن دوستان نیک اندیش و اهل دل نه تنها در بالابردن عیار دانش آدمی مؤثر است که اخلاق و رفتار انسان را نیز روز به روز اصلاح می کند.

مرحوم ملک حسینی نه تنها در بین هم درسان و هم مباحثه‌ای‌های خویش دوستان صالحی داشت که با برخی از افرادی که در حکم استاد وی بودند مانند مرحوم مجاهدی تبریزی و مرحوم شیخ غلامحسین شرعی دارابی نیز ارتباط بسیار داشت. در اینجا اسامی برخی از هم مباحثه‌ای‌ها و دوستان مرحوم آیت الله ملک حسینی را که در زمره علمای اعلام یا شخصیت های برجسته انقلاب هستند ذکر می نماییم:

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی؛

آیت الله العظمی جعفر سبحانی؛

آیت الله شیخ مجد الدین محلاتی؛

آیت الله شیخ احمد جنتی؛

آیت الله شیخ حسین شب زنده دار؛

آیت الله شیخ عبدالمجید رشید پور  تهرانی؛

آیت الله شیخ ابوالقاسم خزعلی بروجردی؛

آیت الله امام موسی صدر.

·        تدریس و شاگردان

مرحوم آیت‌الله ملک حسینی به موازات تحصیل، اقدام به تدریس علومی نمود که فرا گرفته بود. تدریس ایشان از همان شیراز آغاز و در قم ادامه پیدا کرد. در این زمان در قم تدریس شرح نَظّام که از کتب مشهور ادبیات عرب محسوب می شود و نویسنده ان عالم جلیل القدر مرحوم شیخ رضی استرآبادی است به واسطه مرحوم ملک حسینی رواج می یابد. از شاگردان این درس ایشان می توان افرادی چون آیت الله آدینه­وند لرستانی و سید فشارکی اصفهانی را نام برد.

آیت الله ملک حسینی سپس مطوّل تفتازانی که از کتاب‌های شهیر دنیای بلاغت است را درس گفته و  به تدریس فقه و اصول در سطح مقدمات و انتهای سطح و آغاز ورود به درس خارج می‌نماید. شرح لمعه شهید ثانی، قوانین میرزای قمی، رسائل و مکاسب شیخ انصاری و کفایه الاصول مرحوم آخوند خراسانی از کتاب های دیگری است که سید به تدریس آنها در قم اقدام نموده است.

یک سال قبل از رحلت آیت الله بروجردی یعنی از سال 1339ش، سید کرامت الله ملک حسینی که اینک مجتهدی والامقام است، به شیراز بازگشته و کرسی تدریس خویش را در این شهر عالم پرور دایر می‌کند. محل تدریس ایشان مدرسه علمیه خان است؛ همان مدرسه‌ای که 4 قرن قبل مرحوم ملاصدرا در یکی از مَدرس‌های آن برای دوستداران حکمت، به تدریس فلسفه و حکمت می پرداخت. آیت الله ملک حسینی در این مدرسه به تدریس خارج فقه و اصول پرداخته و طلاب بسیاری از دروس ایشان بهره وافر می بردند. بعدها و پس از پیروزی انقلاب نیز مدرسه امام صادق(ع) و مدرسه امام رضا(ع)را احداث نمود و همچنین برای خواهران طلبه نیز فاطمیه ای بنا نهاد تا بیش از پیش علاقمندان به علوم حوزوی بتوانند به آموختن دانش بپردازند.

 مرحوم ملک حسینی شاگردان بسیاری تربیت کرده اند که چند تن از ایشان را به عنوان نمونه یاد می کنیم:

آیات و حجج اسلام شیخ خلیل مبشر کاشانی، شیخ مصطفی زمانی، آقای حیدری فسائی، حاج سید علی اصغر حسینی، حاج شیخ محمد علی جعفری، محمدرضا قبادی آدینه وند (نحوی) و بسیاری دیگر.

·         تألیفات

اشتغالات بسیار زیاد مرحوم ملک حسینی و تدریس فراوان و مبارزات دائم چندان موقعیت نگارش کتب علمی نیافته اند. در عین حال برخی نوشته ها از ایشان باقی مانده که ذکر می شود:

  1. تقریرات فقه آیت الله بروجردی؛
  2. تقریرات اصول آیت الله بروجردی؛
  3. تقریرات دروس آیت الله محقق داماد؛
  4. تقریرات بسیاری از دروس فقه و اصول امام خمینی؛

5. رساله ای در لُقطه(یک مبحث فقهی).

6. رساله توضیح المسائل.

آیت الله ملک حسینی در عرصه سیاست و اجتماع

·         قبل از انقلاب (روحیه انقلابی)

یکی از شاخص های اصیل رفتاری مرحوم آیت الله سید کرامت الله ملک‌حسینی روحیه مبارزه و داشتن روح انقلابی ایشان است. وی که روحیه مبارزه را از اسلاف و گذشتگان خود به ارث برده بود، به واسطه آشنایی با امام خمینی(ره) لهیب آتش مبارزه با نظام طاغوت در وجود ایشان شعله ور شده و علاوه بر انجام وظایف خویش اعم از ارشاد مردم و تدریس دروس دینی و تربیت طلاب، به روش های مختلف به مبارزه با رژیم پهلوی بر می خیزد.

ایشان در ارتباط با تاثیر پذیری انقلابی از بزرگان دینی و سیاسی اینگونه می گوید: «توجه به سیما و شرح حال اعلام و بزرگان از پیشینیان و متأخرین و معاصرین، عامل بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت سیاسی و اجتماعی اینجانب بوده و از همه مهتر در معاصرین، توجه به مبارزات مرحوم آیت الله کاشانی با تشکیلات منحط طاغوتی پهلوی و مخصوصاً نبرد مسلحانه او و مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری و مرحوم آیت الله سید اسماعیل مهدوی دشتستانی که از همه شدید تر بود، در جبهه جهاد با انگلیسی ها و از همه اینها مهمتر مبارزه امام(ره) از آخر سال ۴۱ و ۴۲ که منتهی به زندان رفتن امام (ره) و عده ای قلیل از روحانیت و متواری شدن ۹ ماهه این جانب شد» ایشان با مرحوم نواب صفوی و مرحوم واحدی مراوده داشت و در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی از مشرب امام راحل به شدت طرفداری کرد و در دیگر موارد نیز با نظام طاغوتی در می افتاد.

در جریان حمله رژیم شاه به مدرسه فیضیه و قتل و جرح طلاب علوم دینی مرحوم ملک حسینی در فیضیه حضور داشت و به شدت مجروح شد. در جریان قیام 15 خرداد 42 نیز نقش مهم ایشان را در منطقه در تهییج مردم و هماهنگ نمودن روحانیت می بینیم. چنانکه ساواک ایشان را ممنوع المنبر اعلام کرده و بارها تحت تعقیب قرار داد. ایشان نیز نزدیک به یک سال در شهرهای مختلف متواری بود و مدتی را نیز در زندان و حبس گذراند. بارها به ساواک فراخوانده شد و در اسناد ساواک و کتاب های تاریخ سیاسی معاصر نام ایشان به عوان یک شخصیت مبارز که در راه اهداف قیام امام خمینی بسیار ساعی و پر تلاش بوده مذکور است. وی طلاب را برای تبلیغ به مناطق اطراف شیراز و یاسوج و دهدشت می‌فرستاد و به همراه آنها رساله امام خمینی را نیز پخش می کرد. در حالیکه به همراه داشتن رساله امام خمینی در آن زمان جرم بزرگی محسوب می شد. به تعبیر وی«اعزام طلاب به قراء و شهرستانها در استان فارس و استان کهگیلویه و بویراحمد به منظور ارشاد و هدایت مردم  و روشن ساختن اذهان مردم و سوق آنها با اهداف عالیه مترتبه بر مبارزه روحانیت» یکی از اقدامات ایشان بود.

آیت الله ملک حسینی از زمان نهضت سال 42 تا پیروزی سال 57 با مبارزان داخلی و رهبر نهضت که در عراق بودند دائم در ارتباط بود. ایشان در این باره می فرمود: «با رهبر نهضت اسلامی چه در ایران و چه در عراق ارتباط دائر بود، مخصوصاً درسال ۱۳۴۶ که بعد از زیارت بیت الله الحرام و انجام مناسک به سوریه عزیمت کرده و سپس به عراق مشرف شده و خدمت ایشان در حرم مطهر حضرت اباالفضل العباس (سلام الله علیه) رسیدم. چهاردهم محرم ۱۳۴۶ به نجف اشرف رفته و هر روزه خدمت امام رسیده و از دیدار ایشان مستفیض و برخوردار می گشتم. بعداً هم ارتباط به صورت مکاتبه ای برقرار بود و عده‌ای از نامه های امام به این جانب از منزل و از حجره تدریس در مدرسه علمیه خان بوسیله ساواک اخذ و بعض از آنها هم موجود است.»

در این اواخر که نهضت رو به پیروزی می رفت، فشار همه جانبه بر مرحوم ملک حسینی وارد بود و حتی در یک مرتبه به بهانه تدریس فلسفه توسط یکی از دانشگاهیان در مدرسه خان شیراز، مرحوم ملک حسینی و طلاب را از این مدرسه اخراج می نمایند، هر چند بعدها خود ایشان با پشتیبانی طلاب و مردم مدرسه غصب شده را باز پس می گیرند. در همین اواخر هم اندکی درزندان عادل آباد شیراز  طعم حبس را چشیده و می رود تا انقلاب به پیروزی نهایی خود برسد که امام راحل از فرانسه به صورت تلفنی با مرحوم ملک حسینی تماس گرفته و مطالبی را به ایشان گوشزد می نماید.

عشایر منطقه کهگیلویه و اطراف از گذشته دور با روحانیت ارتباط وثیق و عمیق داشته اند و حتی از برخی از این عشایر بزرگانی را در زمره عشایر مشاهده می کنیم. به عنوان نمونه می توان علامه جهانگیر خان قشقایی را نام برد. و نیز می توان از جلوه های مبارزاتی عشایر و ایلات این منطقه از قضایای مشروطه و نامه هایی که مرحوم آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی یاد کرد که عشایر این ناحیه را به دفاع از آرمان های انقلاب مشروطه فرا می خواندند و نقش عشایر جنوب اصفهان و منطقه کهگیلویه و شیراز در فتح تهران امری نیست که بتوان ان را منکر شد. در این زمان نیز عشایر منطقه که ضرابتی از رژیم پهلوی خورده بودند کماکان پشتیبان روحانیت و نهضت امام راحل بودند و مرحوم ملک حسینی به واسطه سابقه دیرینه‌ای که خاندان ایشان در بین عشایر داشت و همچنین روحیه مبارزاتی خود، مورد پشتیبانی قوی مردم منطقه و عشایر اطراف دنای بلند بالا بود. حتی در یک زمان که رژیم شاه ایشان را دستگیر می‌کند، بر اثر ترس از طغیان و  حملات عشایر مجبور می شود مرحوم ملک حسینی را در اندک زمانی آزاد نماید. امام خمینی که از نقش مهم عشایر و تاثیر مرحوم ملک حسینی بر آنان آگاه بود در تماس تلفنی به ایشان در زمینه همگرایی بیشتر روحانیت و جلوگیری از اغتشاش و نیز پشتیبانی از انقلاب توصیه هایی بیان می دارد؛ و الحق که مرحوم ملک حسینی در این آزمون نیز به شایستگی هر چه تمام موفقیت کسب نموده و منطقه یاسوج و اطراف آن در زمان انقلاب بر خلاف بسیاری مناطق دیگر، از آسیب های تحول نظام غالبا به دور بود.

بالاخره پس از مبارزات طولانی مدت روحانیت و با مشارکت مردم، رژیم شاهنشاهی سقوط نمود و  نظام مقدس جمهوری اسلامی در ایران تأسیس شد. امام راحل نیز با توجه به حُسن سابقه مرحوم ملک حسینی و نفوذ ایشان در بین مردم منطقه و اعتقاد بسیار مردم به ایشان، اقدام به تعیین وی به عنوان نماینده تام الاختیار خویش در منطقه نمود.

·        بعد از انقلاب

آیت الله ملک حسینی پس از پیروزی انقلاب با تمام قوا در راه تحقق آرمان های امام خمینی تلاش می نمود و سعی در راه اتحاد نیروهای داخلی و از بین بردن آثار منفی دوران فلاکت بار و فساد انگیز پهلوی از ابتدایی ترین اقدامات ایشان بود. آن فقید سعید پیرامون همین فعالیت های ایام پیروزی انقلاب بیان می دارد: «مردم منطقه و عشایر وفاداری شان را نسبت به جمهوری اسلامی ابراز کردند و مردم با حفظ آرامش و امنیت ، اخلاص و ایمان و اعتقاد خود را به اسلام و جمهوری اسلامی بارز و ظاهر ساختند. آنچه که فوق العاده حائز اهمیت بود این بود که با قدرت و توان بسیار نگذاشتیم  این منطقه مرکز تاخت و تاز و تضارب آراء احزاب، گروهک­ها و معاندین دین قرار گیرد و اگر هم اندکی از منحرفان از جمله کمونیست ها از نواحی کشور در این سامان پیدا شدند با حسن تدبیر و اعمال قدرت، اخراج شدند و زمینه را برای تشکیل مخرّبین و عناصر بی وطن و فاقد اعتقاد صحیح، زیر و زبر ساختیم، الحق استان کهگییلویه و بویراحمد  با اقتضات خاصّی که داشت، سالمترین و وفادارترین منطقه کشور بوده است.»

آیت الله ملکی حسینی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مدت سه دهه فعالیت های بسیاری در جهت سازندگی و پیشرفت منطقه انجام داده و سعی در راه زدودن غبار کدورت ها، ایجاد روحیه همگرایی برادرانه، رفع معضلات اجتماعی، ترغیب مردم برای شرکت در تظاهرات و مشارکت در مشارکت های مردمی از جمله رأی دادن در عرصه های مختلف داشتند.

خود ایشان هم مناصب و مسئولیت های خطیر و مهمی را بر عهده داشتند که از بین آنها می توان به تاسیس دادگاه انقلاب در استان با صدور حکم امام و دادن اختیارات تامه از سوی امام به ایشان، ریاست ستاد پشتیبانی جنگ در استان چند سال، نمایندگی مجلس خبرگان رهبری در دور دوم و سوم، نمایندگی ولی فقیه در استان بعد از ارتحال امام راحل (ره) و در زمان رهبری آیت الله خامنه ای (حفظه الله تعالی) را یاد نمود. از جلوه های بصیرت ایشان ایجاد پشتوانه قوی مردمی در جریان 8 سال جنگ تحمیلی بود. خود ایشان در جبهه ها حضور می یافتند و حتی یک مرتبه تا مرز شهادت نیز پیش رفتند. یکی از فرزندان ایشان نیز در جریان دفاع از وطن شهد شیرین شهادت را چشید و به اعلی علیین پیوست. رزمنده های اعزامی از منطقه از جسورترین مبارزان جبه های نبرد حق علیه باطل بودند. به تعبیر مرحوم ملک حسینی: «رزمندگان کهگیلویه و بویر احمد قوی ترین و نیرومندترین جهادگران جبهه بوده و خطرناک ترین و موحش ترین سنگرها را در هم می شکستند، مخصوصا خاطره جنگ ایران با عراقی ها که در صحنه “بازی­دراز” ارتفاعات را تماما تحت قدرت گرفتند، فراموش نشدنی است، دلاوران منطقه سفیدار بویر احمد که دو نفر از طلاب حوزه علمیه مدرسه خان شیراز بنام سید امان الله رحیمی و سید محمد حسین موسوی در رأس آنها قرار گرفته بودند و اولی خود سربازی کرده و قوت و ورزیدگی خاصی داشت، چنان یورش و هجومی قهرمانانه کردند که تمامی آن ارتفاعات را از عراقیها گرفته و با وارد ساختن تلفات زیادی غنائم بسیاری از از آنها به دست آوردند.»

آیت الله ملک حسینی با اینکه در سالیان اخیر کماکان به تدریس دروس اشتغال داشتند ولی از اوضاع منطقه غافل نبوده و علاوه بر جلسات وعظ عمومی و برپایی جلسات تفسیر قرآن-که مکتوب این جلسات به زودی طبع خواهد شد-، اقدام به برگزاری درس اخلاق برای مسئولین منطقه می نمود و آنها را به رعایت تقوای الهی در نهان و آشکار ترغیب می نمودند. همچنین توصیه به رفتار صحیح با ارباب رجوع و تلاش کافی در راه برآورده کردن خواسته های آنها از چیزهایی بود که ایشان تا این اواخر بدان تاکید فراوان داشت.

یکی از مطالب بارز در منطقه کهگیلویه و بویراحمد، مشارکت بسیار زیاد مردمی در عرصه های راهپیمایی و جریان های موید نظام از جمله رأی گیری هاست. این امر به گونه ای است که در بسیاری از آمار، رتبه اول را به نام خویش ثبت کرده اند. مشاهده این وضعیت در مردم باعث می شود که مسئولیت مسئولان در قبال این مردم شریف همیشه در صحنه بسیار سنگین شود. مرحوم ملک حسینی تا اخرین روزهای زندگی خویش بر این امر تکیه داشتند که مسئولین نظام و کارگزاران منطقه از مسائل حزب بازی و  امور تفرقه افکنانه پرهیز کنند و سعی  نمایند، در راه توسعه منطقه و ایجاد خدمات بهتر برای مردم ترغیب کرده و بدان تاکید داشتند.

رحلت و تشییع و دفن

فقیه بزرگوار و عالم پرهیزگار حضرت آیت الله ملک حسینی پس از قریب به نود سال زندگی در پاییز 1391 ش  با تنی رنجور ولی دلی مملو از عشق و اخلاص به مردم و انقلاب در بستر بیماری افتاد. دست علاقمندان ایشان و شیفتگان این سید بزگوار برای دعا نمودن و طلب سلامتی ایشان از منان بی همتا بر سجاده‌های نماز و مکان های مقدس رو به آسمان رفت. اما تقدیر الهی چیز دیگر رقم زده بود و این سید جلیل القدر می رفت تا از این عالم خاکی خداحافظی کرده و به اجداد طاهرین خویش ملحق شود و اینگونه بود که روح منور آیت الله ملک حسینی در سحرگاه روز جمعه که برای مسلمانان یک عید محسوب می شود و در زمانی که مردم خود را برای شادی روز عید غدیر آماده می کردند، قالب تن را رها کرد و جان به جان آفرین تقدیم نمود. او اگر چه به اجداد معصوم خویش پیوست و ابتدای خوشی و راحتی اش را آغاز نمود اما غم فقدانش بر دل شیفتگان وی به ویژه مردم منطقه کهگیلویه و فارس بسیار سخت آمد و از همان لحظات ابتدایی انتشار خبر درگذشت ایشان به ابراز احساسات پرداختند.

 فرزند دانشمند ایشان حجت الاسلام و المسلمین سیدشرف الدین ملک حسینی در بیانیه ای اعلام داشت:

“و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

خبر ارتحال بزرگمردی را به مردم مهربان و یاران دوران سخت و پر محنت، می دهیم که صراحت و صداقت و صلابت او هماره در ذهن ها و زبانها بود.فقیهی عظیم و سترگ که خاطره های درسها و تحقیقاتش از یادها نمی رود. سرباز مقاوم ولی الله الاعظم که با ارشادات و مقاومت های او در دوران ستم شاهی در حمایت از استادش امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به فراموشی سپرده نمی شود.دلسوز مردی که در کنار حمایت از خدمتگزاران به نظام مقدس اسلامی لحظه ای از دفاع نسبت به حقوق مردم که آنان را شیعه امیرالمومنین علیه السلام می شمرد فروگذار نکرد.سرانجام امروز در صبح روز جمعه روز متعلق به ولی الله الاعظم ارواحنا له الفداء در آستانه عید سعید مولایش امیر المومنین علیه السلام به ملکوت اعلی پرواز کرد و درجوار اولیا و اصفیا جای گرفت. عاش سعیدا و مات سعیدا.

شرف الدین ملک حسینی”

دو روز بعد پیکر مطهر سید ملک حسینی بر روی دست صدها هزار تن از شیفتگان و دوستداران ایشان تشییع مهیبی به خود دید و جسد پاک سید را در کنار جد مبارک خود در امامزاده شاه قاسم روستای گوشه یاسوج به خاک سپردند. علما و مسئولین نظام که آیت الله ملک حسینی را نماد ایثار و تلاش و مجاهدت می دیدند در پیام های متعدد غم خویش را از این واقعه ابراز داشتند که در ادامه تعدادی از این پیام ها ذکر خواهد شد.

پیام های تسلیت

در پی رحلت حزن انگیز آیت الله ملک حسینی بیانیه ها و پیام های تسلیت متعددی که در نوع خود کم نظیر بود، از سوی مراجع معظم تقلید، علمای بزرگوار بلاد ایران، شخصیت های مملکتی و نهادهای انقلابی صادر شد که از حضرات آیات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، نوری همدانی، علوی گرگانی، ریاست مجلس خبرگان رهبری آیت الله مهدوی کنی، هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت‌الله مقتدایی، ریاست قوه قضائیه از ارسال کنندگان پیام تسلیت بودند.

در نهایت این بخش پیام تسلیت مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را ختم مقاله قرار می دهیم:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

رحلت عالم مجاهد آیت‌الله آقای حاج سید کرامت‌الله ملک‌حسینی رحمت‌الله علیه را به عموم مردم عزیز استانهای فارس و کهگیلویه و بویراحمد و بالخصوص به علماء اعلام و ارادتمندان ایشان و بالاخص به بازماندگان و خاندان مکرم و معزّز ملک‌حسینی تسلیت میگویم.

در طول دهها سال آشنایی و ارتباط با این عالم بزرگوار، همواره مجاهدت در راه حق و اهتمام بر خدمت به مردم و تلاش برای تعلیم و تربیت متعلمان و جویندگان، همراه با صدق و صفای کم نظیر را از خصوصیات بارز این روحانی بزرگوار شناخته‌ام و این‌گونه خصال نیکو و برجسته، در میزان الهی از برترین حسنات است.

رحمت و رضوان الهی بر روح پر فتوح آن عالم ربانی باد..

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208