تاریخ درج خبر : 1392/08/13
کد خبر : ۱۲۴۷۸۲
+ تغییر اندازه نوشته -

حزب الهی، نور چشمی، رابطه سالاری!

سایت استان: مرتضی رستگارفر*

(پاسخی به نوشته احسان یوسفی)

طی روزهای اخیر اخباری به صورت زنجیر وار بر روی سایتهای محلی رفت که خروجی آنها انتشار اسامی تحت عنوان ” فهرست کسانی که ارژنگ درصدد جذب به عنوان هیأت علمی بود” و در نتیجه مقاله ای به قلم احسان یوسفی که با گاف این سایتها قبل از انتشار اسامی بر روی خروجیشان رفت بود.

وی ابتدا همانند نماینده محترم بویراحمد و دنا که سایتهای مخالف خود را سایتهای مواجب بگیر عنوان کرده بود « سخنرانی دانشگاه آزاد بعد از پیروزی وی» با تاخت و تاز به سایتهای مخالف خود آنها را مواجب بگیر بیت المال می خواند و همانند نماینده محترم شعار زنده باد مخاف من نیز سر می دهد.

وی در این مقاله بارها گفته که عده ای در سرتاسر کشور خود را حزب الهی معرفی کرده و از این عنوان به سود خود سوء استفاده می کنند و گفته حزب الهی مختص یک عده نیست بلکه برای همه افراد جامعه است : «کسانی که ادعای حزب الهی بودن را سر می دهند آیا خود نباید الگوی صداقت ، راستی و عدالت باشند؟ یا نکند به خاطر این القاب ارزشمند باید دست به سوء استفاده و رانت بزنند ؟ آیا کسانی که خود را حزب الهی می دانند اما به اصول اخلاقی، ایمانی و قانونی پایبند نیستند ، شایسته این القاب ارزشمند اند؟ چرا با انتصاب اینچین افرادی که خلاف قانون عمل می کنند و نور چشمی های عده ای خاص هستند سعی در تخریب واژه های مقدسی چون حزب الهی بودن را دارید؟ »

نخست در دفاع از واژه حزب الهی چند نکته را یادآور کنم و آن اینکه حزب الله همانطور که از نامش بر می آید یعنی راه خدا و راه خدا یعنی قرآن و عترت ، در قرآن هم از مساله حجاب سخن آمده هم از مساله کمک به نیازمندان و هم از سایر مسائل دیگر مرتبط به زندگی ، آقای احسان یوسفی در یادداشتی در صفحات اجتماعی مجازی خود می نویسد : «کاش واعظ شهرم به جای نگران بودن برای برهنه بودن موهای سر دختران کمی نگران پاهای برهنه بود » و در کامنتی ذیل این مطلب در پاسخ به شخصی که گفته بود کاش نگران هر دوی آنها بودیم می نویسد : « پوشش موی دختران یک پدیده شخصی و فردی است و هر کس بر اساس اعتقادات و علایق خود دوست دارد رفتار بکند ، و عنوان می کند که نظر من بر اساس اعتقاد فارغ از مرزبندی های سیاسی و کشوری و قانونی بوده و الا هرشخصی در هرکجا که زندگی کند ولو آن قانون متکبرانه و سخت گیرانه هم باشد باید مطیع آن باشد»

به اعتقاد نویسنده وی شاید در کامنت اول خواسته از آیه لااکراه فی الدین استفاده بکند و بگوید دینی که واعظان تبلیغ آن را می کنند حق دخالت در امور شخصی مثل حجاب را ندارد ، این در حالی است که در قران به صراحت از مساله حجاب و امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آمده و بر هر بچه حزب الهی است که در برابر ناهنجاری به اسم بی حجابی در جامعه اسلامی سکوت نکند و این را به حساب علاقه شخصی وی نزند.

در مقاله خود از احکام و دستورات خود ساختگی گفته اید ، اگر منظورتان احکام مراجع تقلید و احکام رسیده از شریعت و دین است که مقاله را همینجا به پایان می برم و از ادامه سخن خود داری می کنم ، اگر منظور شما این است که احکام و دستورات دینی توسط اشخاصی که شما آنها را بچه حزب الهی هایی خوانده اید که قصد سوء استفاده از این القاب را دارند ، شما به عنوان یک متخصص امور دینی! هرجا که احساس کردید احکام دینی مصادره شده بگویید تا هم ما نام آنها را با ذکر سند منتشر کنیم هم علما و مراجع دینی و دادگاه ویژه به آن رسیدگی کند و کسانی که تحت عنوان حزب الهی قصد سوء استفاده از دین و احکام دین را دارند طبق قوانین کشوری که خود شما بارها و بارها در صفحات اجتماعی خود و همچنین مقاله فوق به آنها اشاره داشته اید رسیدگی شود ولو آن قانون سختگیرانه باشد چه در مورد شما و چه در مورد کسانی که آنها را متهم به سوء استفاده از این القاب کرده اید.

بله حزب الهی بودن فروشگاه هیچ کس نیست ، حزب الله همانطور که از اسمش مشخص است یعنی راه خدا ، راه خدا هم مشخص است قران و عترت و هرکس که در راهی غیر از این باشد تحت هر عنوان و مقام و جایگاه ، حزب الهی نیست.

نوشته اید «کسانی که در جامعه اینچنین برخورد می کنند و دیگران را به فتنه انگیزی در دانشگاه به دلیل متفاوت بودن تفکرات سیاسیشان متهم می کنند آیا کارهای دیروز برخی از این نورچشمی ها که امروز با استقامت و شجاعت دکتر رمضانی افشاء شده اند خود مصداق فتنه علمی در دانشگاه ها نیستند …..» شما را به خاطره کوتاه مدتتان رجوع می دهم روزی که ارژنگ ریاست دانشگاه را بر عهده می گیرند از همان روز بود که وی را به دلیل متفاوت بودن تفکرات سیاسی اش با طیف شما مورد هجمه قرار دادید و با برچسبهایی همچون خشک مقدسی ، دیکتاتور و … از وی استقبال کردید.

از رکود علمی و ناتوانی در ارائه مباحث علمی در چند سال آینده توسط دانشجویان این دانشگاه که آنها را به طعنه نورچشمی خوانده اید گفتید ، چطور است که دکتر رمضانی شما که هنوز هیچ گونه عملکردی از خود نشان نداده و او را در حد اسطوره بزرگ می کنید لیست بورس شده ها را می دهد اما لیست پیشرفتهای دانشگاه که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود را در اختیار شما نداده؟

معاونت فرهنگی و اجتماعی این دانشگاه ۲ سال نمونه کشوری می شود ، معاونت دانشجویی دانشگاه یکسال به عنوان نمونه برتر کشوری معرفی می شود ، هیأت امنای دانشگاه مستقل می شود ، مقطع کارشناسی ارشد از ۳ کد رشته به ۱۲۰ کد رشته ارتقا می یابد ، در هنگام ورود وی به دانشگاه در مقطع دکتری هیچ گونه رشته ای نداشتیم و امروز ۲۰ رشته دکتری در این دانشگاه تدریس می شود ، تعداد کل دانشجویان ۲ برابر می شود ، و…..

از هزینه های بیت المال که خرج نورچشمی ها شده نوشته اید! کاش قبل از دست به قلم شدن معنای نورچشمی را هم می نوشتی تا خواننده واضح تر جملات با طعنه شما را می خواند ، در ادبیات سیاسی نورچشمی به فرزند ، برادر ، خواهر ، عمو ، عموزاده ، دایی ، دایی زاده و در سالهای اخیر فامیل و طایفه می گویند ، شما که اینقدر دلسوز بیت المال هستید و از واژه نورچشمی هم خون دل می خورید چگونه است که وقتی آقایان که شما به نوعی نورچشمی آنها می شوید صاحب پیمانهای میلیونی و گاها میلیاردی می شوند سکوت پیشه می گیرید؟ آیا در آنجا خساراتی به بیت المال وارد نمی شود؟

اگر سارق ، جاعل ، زناکار و … باشی قانون اساسی جمهوری اسلامی که شما مرتب به آن تأکید می کنید می گوید تا زمانی که قاضی جرمی را اثبات نکرده حق دادن این الفاظ را به شخص مورد نظر را نداریم و هرکسی که این الفاظ را به آنها نسبت دهد برابر قانون مجرم هست ، آیا اطمینان خاطر دارید که نظام و رهبری از ادبیات شما خرسند است؟!

گفته اید یقینا بهترین راهکار این است که از سوی وزارت علوم تحقیقات و فناوری کمیته ای با عنوان تحقیق و تفحص شکل گیرد ، چطور خود را یک فرد سیاسی که فردا می خواهد در سرنوشت کشورش تأثیر گذار باشد می دانی و از امروز دست به قلم می شوی اما نمی دانی در ابتدای نمایندگی غلام محمد زارعی که مهمترین آرمانش از نمایندگی حذف دکتر ارژنگ با شعار شایسته سالاری بود و امروز شایسته سالاری را فدای طایفه سالاری دیده با زدن همین اتهامات بازرسان را به دانشگاه یاسوج آورد اما با چشم غره بازرسان مواجه شد؟ البته از شما این انتظار هست که بگویید آنها هم نورچشمی ریاست دانشگاه بودند.

گفته اید برخی از بورس شدگان فارغ از صلاحیت بر اساس کدام شاخص و معیار ، قانون را کج و له کرده اند که حقوق شایستگان را تضییع نموده اند؟

چرا از روند بورسیه و استخدام دکتر رمضانی در دانشگاه یاسوج چیزی نگفته ای؟

آقای رمضانی سرپرست فعلی دانشگاه یاسوج در زمان دکتر عسکریان هنگامی معاونت اداری مالی را در اختیار می گیرند که هنوز سرباز امریه در دانشگاه بود ، طبق کدام قانون وی در زمانی که هنوز سرباز هستند یک معاونت را عهده دار می شوند در حالی که جوانان شایسته و بیکار زیادی پشت درهای اشتغال تا زمان دریافت کارت پایان خدمت یا معافی می مانند؟

چرا باید آقای رمضانی که یک تیرتاجی است و در سوابق وی هم در نوع استخدامش و هم در بورس شدنش (طبق آنچه که شما نوشته اید که این افراد چگونه بورس شده اند) شک و تردید هست سرپرستی دانشگاه را عهده دار شود و این شائبه را بوجود آورد که یک انتساب فامیلی با نماینده بویراحمد و دنا بوده در حالی که گزینه های دیگری که سابقه مدیریتی آنها در دانشگاه بیشتر است مانند آقایان دکتر فردین تقی زاده ، دکتر ابولقاسم عوض پور که اتفاقا همفکر شما هستند نباید ریاست دانشگاه را بر عهده بگیرند؟ آیا حمایت تمام قد و پیگیریهای آقای زارعی نماینده محترم بویراحمد و دنا از آقای رمضانی که از طایفه وی است طبق آنچه که شما گفته اید را باید مصداق رفتار غیر قانونی وی نامید ، در حالی که دکتر رمضانی هنوز به صورت رسمی آزمایشی است و نیروی هیأت علمی نیستند اما به عنوان سرپرست این دانشگاه هستند در حالی که مقالات علمی ارائه شده توسط وی با کسانی که از آنها به عنوان بورس شدگان غیر قانونی نام می برد برابری نمی کند و به مراتب کمتر است.

از پاسخ به جملات شما گریزی بزنیم به این جمله از شهید آوینی که می گوید « در جمهوری اسلامی همه آزادند الا حزب الهی ها » نمونه بارز این جمله شهید آوینی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بود آنجایی که همزمان با پخش مستند دکتر جلیلی برق شهر یاسوج و روستاهای اطراف به صورت گسترده ای قطع می شود و همزمان با تیتراژ پایانی مستند برق وصل می شود و مسئولین مربوط پاسخی جز خرابی ! شبکه برق ندارند ؟ دکتر جلیلی نماد مظلومیت حزب الهی ها در انتخابات گذشته در نشست خبری در فرودگاه یاسوج در پاسخ به سوال خبرنگار ما چنین می گوید : اینها را به حساب بداخلاقی های انتخابات نزنیم و از این موضوع به همین سادگی عبور می کند ، چطور تاکنون که بیش از ۵ ماه از این قضیه گذشته نه شما در آن مورد سخنی گفته اید و از رضایت نظام و رهبری چیزی نوشته اید و نه مسئولان مربوط پاسخی به رسانه هایی که این خبر را منتشر کردند ، که تعدادشان در سطح کشور کم نبود و با یک سرچ کوچک می توان آنها را دید ، داده اند؟

اقدامات دکتر رمضانی همانطور که شما گفته اید ماندگار است به چند جهت ، نخست آنکه تیری بود در تاریکی از طرف کسانی که وی را وادار به این اقدام کردند ، چطور ممکن است بگوییم بورسهای غیر قانونی به نور چشمی های ارژنگ در حالی که بورس فرایندی است که وزارت علوم طی می کند و اداره کل بورس پیگیر مسأله بورس هست و هیچ گونه دخل و تصرفی دانشگاه در آن ندارد؟ آیا شما و دکتر رمضانی از روند بورس شدن اطلاعی دارید؟

نورچشمی هایی که بلافاصله اسامی آنها را بعد از نوشتن مقاله فوق همراه با تیک در سایتهای زنجیره ای خود انتشار داده اید نگاهی مختصر به محل تولد آنها هر عقل سلیمی را به تفکر وامی دارد که چرا این نور چشمی ها هر کدام محل تولد خاصی دارد؟ شیراز ، بویراحمد ، گچساران ، کهگیلویه ، تلگرد ، دنا …. محل تولد دکتر ارژنگ کدام یک از این مناطق می باشد؟ آیا همانند ارتباط سرپرست دانشگاه با نماینده محترم ، بورس شدگان هم ارتباط قومی ، طایفه ای با دکتر ارژنگ دارند؟

*مدیرمسئول سایت قبس

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم می باشد و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    ….. زیای غلط ایکنه یو هم وریش

  • فرشید عزیزی می‌گه:

    اولا منظور از نور چشمی ها همان افراد نزدیک خطی و سیاسی و معرفی شدگان از طرف هدایت …. و … همان به قولا کسانی که حزب الله را با خود یدک میکشند و آن را انحصار کرده اند
    دوما دانشگاه اصل دخالت را در بورس کردن دارد چون اولین مرحله که گزینش و معرفی به تهران توسط ریس و مسولین منتخب اوست
    سوما آقای جلیلی ملت را به …. داد و چراغ خانه های مردم را با آوردن تورم بواسطه یه دندگی و استقامت خاموش کرد و مسلما میدونه که هرکس به دیگران بد کرد بهش بدی میشه و همانطور که باعث قطع برق مردم شد برق هم سرش باید قطع شه و قبول نشدنش به لطف خدا و همت مردم یک گریز از بدبختی بیشتر بود

  • دانشجو می‌گه:

    خب برادر عزیز، تخلف به این عظمت گفتن ندارد؟ یعنی به علم و حق و شایستگی و جوان و دانشگاه قشنگ پاشیده رفته پی کارش. کسی توی این مملکت نیست جواب بده؟ اینهم شد پاسخ که پیشرفت هم بوده؟ یک بچه دبستانی هم مدیر ربشه به هرحال پیشرفتی خواهد بود حداقل در امار. ولی اینکه تخلف ها را توجیه نمی کنه!

200x208
200x208