تاریخ درج خبر : 1392/08/13
کد خبر : ۱۲۴۸۲۱
+ تغییر اندازه نوشته -

ما یغماگران کوچه های پلشت سیاستیم!

سایت استان:  دکتر بهاره حسینی

دختری در پاتاوه به سن نوجوانی بنگی شد! بنگرو خورده یا بنگرو را دیده نمیدانم، همی دانم که نه مدیران فرهنگی مان شنیدند و فهمیدند و دیدند و نه ملا و بزرگ ایل. ایکاش هیچوقت ادای قلم بدستان را در نمی آوردم که نه تاب بعضی مردان است و نه تاب خودم که مجبور به دیدن احساساتی گونه، گونه دختران میشوم و هم نوعان پسر! اینجا کجاست، مدیران کم تدبیر، به بهانه فرار از تندروی!

مدیران روابط عمومی به خط، به خط که موقع گزارش دادن به استاندار است! مدیران مالی به خط، به وقت تصحیح لایحه بودجه است! اضافه کاری از قلم نیافتد که محک ما مدیران محک خورده از گزارشات همکاران است! مستندسازان به خط، که خط خطی شده یک جشنواره خاص به شرکت هنر برای هنر!

فهلیون به فارس باشد و خان احمد به ما توفیری نیست، همه به خط باشیم که سیاست، ما را درنوردیده و فرزند و ایل و تبارمان را به غارت برده، ما یغماگران کوچه های پلشت سیاستیم! بنگ و منگ، تهل و مهل، بی ثباتی و بی سوادی، حشیش و کشیش، تم چیزک و برچیدن، گردن بادآورده  و رگ تیغ دیده، مسجد از یاد رفته و محاسن بر باد داده، … دل پاک سیری چند، جان عسل که همان خدایم آرزوست!

فرهنگ مان به شمارش طویله ها در کدامین جایگاه است، تفکر جوان ما از عمق تا سطح در چه لایه ای دست و پا میزند؟ دهدشت مان به عشق هیئت های ملا حسنقلی و بالاخص تعزیه تاریخی اش له له بزند یا نظاره گر اعدامهای سر میدان! ای وای بر ما که انفجار مین های زیر پای نظاره گران اعدامی را نمی بینیم! گناه طفلی که در کنار آنهاست گردن من. پینه پاهای حسین پناهی نه بر پا و نه بر زبان، که بر گوشه چپ مخ و مخچه اش، به صداقت کودکان و عاقلان دیوانه خوانده بود.

بویراحمدمان سر بلند کند و قلم ملا قباد سی سختی را ببیند یا اسپورت پورشه زوزه کش فروش از زمینهایش یا گنجهایش! کدامین مدیر سربرگردانده که چهارراه سبزی فروشان به غیر ازسبزی، سری چندبه باد میرود؟! تازیانه بر سرتان بخورد که نظاره می کنید تازیانه پائین آمده بر سر زنان ایل را. که با نهیب پسر خاله هایمان “کنگر” می فروشند و هزینه اش شاید یک نخود است و بس.

ایا امید و تدبیر که با تدبیرآنهایی که هشت سال سر ما خوردند، بردند و به آرامی نشستند! وای و هزار وای که امید استخراج نفت از دل پیران اش رخت بر نبسته و هنوز به عشق بوی نفت و گازش تدبرها داشته اند، به بوی آن خوش باشند یا جنازه های سوخته ولی چشم روشن زیر پل قدس اش! یا هم که: “کام بی خیال!”  تا کی به نسل آینده بگوییم پری به خود پرواز کرد و پریوش نظریه شد! کور کنید اینهمه وعده های واهی. نسل و نسل های گچساران تشنه یک تدبیراند و یک امید. شاید به واقع.

خادم پیر غلامان، موسی نام گرفته بر عصای پنهان، یک شب چشمی بر هم نه که بگریستم بر هم نوعان. و وای بر تو اگر به هشت سال بعد وجودت سرمه ای نشود از لحظه لحظه بلند شدن کمر قاموس شکسته استان.

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فروغ می‌گه:

    خانم حسینی در یک کلام؛خیلی چول مینویسی.تجدید نظر کن

  • احسان می‌گه:

    در ضمن اگه نیاز به استدلال بیشتر دارین میتونم اشکالات فنی،نگارشی و ماهوی این مقاله و مقاله قبلیتونو همینجا یکی یکی بنویسم

  • احسان می‌گه:

    به خانم حسینی توصیه ی اکید دارم حتما چند جلسه ی فشرده ی آموزش نگارش و مقاله نویسی تشریف ببرن، قلم و نگارششون بسیار سطحی و آماتوره و به شدت توی ذوق میزنه.شما که استعداد مقاله نویسی یا اصولا نگارش ندارین چه نیازی ایست به نوشتن؟ چرا وقت خودتون و دیگران رو تلف میکنین؟

  • رویا ع -مدرسه بله زارسال 87 می‌گه:

    باعث افتخاره که مطالب خواندنی دبیر خوش قلمم رو مطالعه میکنم

  • میلاد می‌گه:

    درود بر خانم حسینی خیلی خوب مینویسی همیشه مطالبتون را میخونم. آفرین بر شعور وبینشتون اگه تونستی به من ایمیل بزن یکسری مطالب را بهتون بدم.

  • سعید می‌گه:

    از کدام خرد حرف میزنی ملا سهیل نکنه این هم برگرفته از همین کلاماتی هست که مدتیه داره باهاشون بازی میشه؟!

  • بهاره حسینی می‌گه:

    برای دوستانی که منتظر جواب بودند:
    سپاس از کسانی که قبول دارند و درود بر دوستانی که تاب نمی آورند وبیکران ممنون از منتقدانی که بنظر میرسد حرمت نگه می دارند.
    منظور از ساده نویسی و پیچیدگی متن را مبرهن می دانم به سطحی نگری و عمیق بودن افکار دوستان.
    قطعا موسیقی پاپ لذت خود را دارد و آوای شجریان دنیای خود!

  • روزگار می‌گه:

    اگرپی کسب شهرت آمدی تخریب دیارزیبایمان هنر نیست چقدر کی فلان وملا فلان برای شماافتخارشده که سی سال هنر فرزندان انقلاب برای شما غریب شده خانمدکتر

  • سهیل می‌گه:

    درود
    دوس دارم خانم حسینی جواب بده و بگه بهتر نیست در نوشتنش تغییر بوجود بیاره و ساده تر بنویسه؟
    و اما جواب آقای صادقی،ساده نویسی باعث میشه تمامی خوانندگان مطلب،به افکار و دغدغه های نویسنده پی ببرنند.خانم حسینی شما از همین تعداد نظرات میتونید خوانندگان مقالات خودتونو بشمرید.مطمئنم همیشه خودمون چند نفر خواننده نوشته های شما هستیم.بنده از رو علاقه و حسن نیت نظرمو میگم هرچند با قسمتهای از نوشته بالا مخالفم و شک ندارم از رو غرض و دشمنی نگارش شده.موفق باشید

  • ناظر باطرف می‌گه:

    یاد سریال ” پشت کوههای بلند” امرالله احمد جو افتادم و اون آقای عموزاده حاکم. ساده باشیم . راحت بنویسیم و بگوییم و بخوانیم.
    باز هم سپاس از دوستانی که وقت می گذارند و می نگارند، و آنها که می خوانند.

  • ابوطالب صادقی می‌گه:

    نمی دانم چرا سهیل به نوشته های شما حساس شده ولی ما که از همین سبک و سیاق نوشته تان خیلی لذت بردیم و معتقدم اثر گذاری این دل نوشته ها بیشتر از ساده نویسی و خبر نویسی است چون مثل دودی که از آتشفشان دل بر میخیزد هم جلب مخاطب می کند و هم مخاطب را به تفکر وا میدارد امیدوارم به اینگونه نوشتن ها ادامه دهی

  • سعيدبخشوده می‌گه:

    احسنت بر شما.درد دل مارا گفتى.تشکر

  • سهیل می‌گه:

    در ضمن میگی نسل و نسلهای گچساران سالهاست تنشه تدبیر و امیدند‏!دلیلش چی بود‏!با همه احترام دلیلش بی تدبیری و نادانی خیلی از اونها بود در سالهای گذشته،حالا تازه دو سال پیش بعد از سالها خرد اومد سراغشون و…
    و اگه امثال تو بذارید هم امید بهشون برمیگرده هم بقیه داستانها حل میشه،با انجام دستورات دکتر اقتصاد بوسیله عصای خادم پیر غلامان موسی عزیز

  • سهیل می‌گه:

    ما که اوکی اوکی مثل همیشه،ولی تو که به فکر اون سوخته ی چشم روشن زیر پل قدس و ساپورتها و کنگرفروشها و بقیه هستی عامیانه تر بنویش تا مخاطبانت راحت تر باشن،تعریف نداره در مورد این مباحث اینطور نوشتن‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏بنده دوستانه گفتم چون دوست دارم حالا دیگه خوددانی

200x208
200x208