تاریخ درج خبر : 1392/08/21
کد خبر : ۱۲۷۳۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -

پاسخی به نامه سرگشاده “پذیرفته شدگان بورسیه دانشگاه یاسوج” به دکتر رمضانی

سایت استان: محمد ذکاوت – مدیرمسئول سایت استان

ظهر روز شنبه مورخه 11 آبانماه، خبری با تیتر “فهرست کسانی که ارژنگ درصدد جذب آنها به عنوان هئیت علمی بود+ سند” و روتیتر “در دانشگاه دولتی یاسوج چه خبر است” بر روی خروجی سایت استان قرار گرفت.

در خبر مذکور ضمن احترام به کسانی که صلاحیت آنها از نظر علمی برای بورس در دانشگاه یاسوج تأیید شده بود؛ تأکید شد که نام برخی از افراد نیز که نسبتهای خویشاوندی و دوستی از جمله سیاسی، اداری و کاری با رئیس سابق دانشگاه یاسوج دارند؛ نیز به چشم می‌خورد.

این خبر به رغم اینکه همراه با اسناد به صورت مشخص و غیر قابل‌انکار درج شده بود ولی به دلیل برخی از رایزنی‌های صورت گرفته (شما بخوانید نوازش‌های دوستانه) برخی از مسئولان و مدیرانی که از قضا بی‌ربط با این لیست نبودند؛ به رغم میل باطنی مجبور به حذف خبر شدیم که از تمامی مخاطبان سایت استان پوزش می‌طلبیم.

مجموعه افکار عمومی نیز نسبت به این خبر واکنشهای بسیاری نشان داد که یکی از آنها، نامه سرگشاده پذیرفته‌شدگان بورسیه دانشگاه یاسوج به دکتر رمضانی با عنوان (تیتر کپی شده از روزنامه کیهان) “ناگفته‌ها را بگویم استخوان‌ها می‌ترکد” بود.

این نامه سرگشاده را باید “گاف تمام‌عیاری” نامید که سراسر پر از عقده‌گشایی، تهمت‌ها ناروا، مصادره‌ به مطلوب کردن ارزشها و سایر مواردی است که خود برهان و دلیلی قاطع برای تأیید خبر  سایت استان البته درمورد برخی از بورس‌شدگان دانشگاه یاسوج است.

و اما بعد…

(بند 1).

بر اساس قانون مطبوعات و رسانه‌های جمعی و همچنین رویه‌های معمول، اگر فرد یا افرادی نسبت به خبری از سوی رسانه و روزنامه‌ای اعتراض دارند باید جوابیه و تکذیبیه حتی در قالب بیانیه خود را برای همان ارگان خبری و مطبوعاتی ارسال کنند که متأسفانه دوستان از این کار امتناع کرده و آن را در اختیار سایت خبری “عصر دنا” و دیگر سایتها قرار دادند. ما نیز برعکس این دوستان که خلاف عرف رایج عمل کردند، عمل نکرده و جوابیه آنها را در سایت استان منتشر کردیم.

دوستان بورسیه‌ عزیز بهتر بود که جوابیه را به امضاء خود به صورت مستند مزین می‌کردید تا مشخص شود که دقیقاً چند نفر‌ هستند. این دوستان که به قول خودشان (سطر آخر بیانیه) از هیچکس نمی‌ترسند چرا از انتشار نامشان در لیست بورسیه‌های دانشگاه یاسوج ترسیده و آسمان به ریسمان بافته‌اند.http://k-b.ir/124226

 

>این بیانیه که به نظر می‌رسد در برخی از جمله‌ها آن از فعلهای مفرد استفاده شده است (پاسخ می‌دهم، سخنم، توصیه‌ می‌کنم و …) بیشتر شبیه بیانیه یک فرد است تا جمعی از بورسیه شدگان دانشگاه یاسوج البته شاید هم تعداد اندکی.

دوستان بورسیه‌ای معترض برخلاف پند و اندرزهای خود در جوابیه کاملاً شعاری عمل کرده‌اند و مشخص است که همانند تیتر مطلب خود که آن را از روزنامه وزین کیهان وام گرفته‌اند؛ چیزی جز بیانات کیهانی را بر روی کاغذ نیاورده‌اند. این دوستان باید بدانند که در دانشگاه قبل از هر چیز برای عضو هئیت علمی بودن، داشتن علم و دانش و توانایی‌های مرتبط با آن ملاک است و لاغیر.

دوستان عزیز باید بدانند که بنیانگذار کبیر انقلاب در ایران اسلامی غریب نیست بلکه برخی از شما دوستان هستید که همه را غریبه می‌پندارید. مگر نشنیده‌اید این سخن زیبا و به جای جانشین امام روح‌الله؛ مقام معظم رهبری را که می‌فرمایند: “خدا لعنت کند کسانی را که نمی‌گذارند دانشگاه سیاسی باشد.” در بند اول بیانیه خویش صحبتهای امام خمینی (ره) را به نفع خود مصادره کرده‌اید در حالی که وضعیت دانشگاههای کشور طی 8 سال گذشته خلاف این را اثبات می‌کند و نشان می‌دهد که برخی‌ها با نام بومی‌کردن و اسلامی کردن دانشگاه تیشه به ریشه آن زدند.

(بند 2).

جریان حزب‌الله و اصولگرایی را نیز در چنبره خویش گرفته‌اید و می‌گویید که عده‌ای به دنبال انتقام طلبی‌اند در حالی که اقدامات حضرت دکتر ارژنگ طی دو دوره مدیریت چهار ساله در دانشگاه یاسوج نه تنها در قاب هیچ فرد حزب الهی واقعی نمی‌گنجد، بلکه فارغ از هر اصولی بود. به قول یکی از دانشجویان دانشگاه یاسوج هر چند هم با اغراق “هر روز مدیریت دکتر ارژنگ خود یک بحران بود.”

گفته‌اید که در طول دولتهای گذشته هزاران نفر از بورس تحصیلی استفاده کرده و صلاحیت لازم را نداشته‌اند. آخر دوستان عزیز علمی، بورسیه‌‌ای، حزب‌الهی، اصولگرا و راست؛ این چه استدلالی است. اگر با فرض باطل شما، متصور شویم که در دولتهای گذشته خلافی صورت گرفته باشد آیا عملی خلاف قانون در دولتهای گذشته دلیلی برای ارتکاب به همین عمل در دولت دوستدار و مرید شماست! در شگفتم از این منطق.

به روی کار آمدن دولت اصولگرا و درس گرفتن آنها از سالهای 1378 و 1388 اشاره کردید. من نیز به عنوان یک دانشجوی بسیجی و حزب‌الهی حوادث مذکور را محکوم می‌کنم. ولی آیا برخورد پادگانی و نامحرم جلوه دادن دانشجویان و افکار عمومی متعلق به آنها در طی سالهای اخیر چیز جز تهی کردن دانشگاه از سیاست و حاکم کردن فضای رکود و پسرفت در دستگاههای انسان‌ساز کشور بوده است. برای اظهارنظر ذهن خود را از توهم توطئه پاک کنید، “ضمناً در دانشگاهها هم خبری نیست.” در همین سطور به ویژگی دولت و نظام در فهمیدن این نکته که بدنه دانشگاهها در اختیار کامل سکولارها و منحرفین بود اشاره کرده‌اید که قابل تأمل است. اول چگونه است که بعد از 30 سال از انقلاب دانشگاههای ما تحت تسلط منحرفین و سکولار ها بوده؟ کشف العجایب کرده‌اید! آری درست است اگر کسی با روش و شیوه شما سازگار نبود که خیلی‌ها نیستند به زعم شما سکولار و منحرف هستند. فارغ از اینکه این خود تهمت و افترا به جامعه فرهیخته و دانشگاهی ما است و جای این حق را باقی می‌گذارد که مدعی‌العموم در مقام دفاع از نظام و انقلاب این اتهام‌ها را مورد پیگیرد قانونی قرار دهد!

دوستان به قولاً حزب الهی و اصولگرای بورسیه‌ای نقطه ضعف و به قول ادبیات دانشجویی، گاف و سوتی بزرگ شما در همین بیانیه استناد به مصاحبه “حجت‌الاسلام سید‌صدرالدین شریعتی”  رئیس (بزرگ) سابق دانشگاه علامه‌طباطبایی در مصاحبه با روزنامه کیهان است که باز آدمی را به فکر فرود می‌برد که مگر قدرت استدلال شما دوستان علمی فرو خفته بود که از وی مثال به میان آورده‌اید. ایشان مثال نقضی است که حد و حصر ندارد. خود به عنوان دانشجوی علامه‌ای بارها شاهد عنایت‌های ویژه حضرتشان (بخوانید ظلم‌ها) به دانشجویان بوده‌ام. فقط کافی است در جستجو‌گر گوگل نام وی را تایپ کنید تا با عناوین مختلفی البته از نوع برخورد با دانشجویان، اخراج اساتید، پادگانی کردن فضای دانشگاه، رکود علمی و دهها فعالیت دیگر ضد دانشگاهی روبرو ‌شوید. در طی این سالها واژه تعلیق، اخراج و تهدید با نام این دانشگاه عجین شده بود.  (http://www.kayhan.ir/920606/8.htm#N801 و http://www.kayhan.ir/920613/8.htm#N801)

پرده‌دری و مشت نمونه خروار کردن‌های آقای شریعتی در مصاحبه با کیهان که همیشه نگاهی تک بعدی به مسایل داشته چه ربطی به دانشگاه یاسوج دارد. از قضا آقای شریعتی با این مصاحبه و کیهان با درج آن خود را مضحکه خاص و عام کردند که بیشتر شبیه “گل به خودی” است. البته مدیریت و نگاه کیهانی زیاد تفاوتی با مدیریت آقای شریعتی در دانشگاه علامه طباطبایی نداشت و ندارد.

اگر قرار است روزی دانشگاه جای اساتید حزب‌الهی و بسیجی باشد (که به زعم نگارنده قبلاً هم بوده) با روش و شیوه تزریقی همچنین کاری امکانپذیر نیست؛ دقیقاً مثل رسانه ملی که با نگاه میلی کارهای خود را به پیش می‌برد.

در ناصواب و (خالی‌بندی) بودن افاضات حاج آقا شریعتی  همین بس که یکی از دانشجویان در شب شعری که در طول هشت سال دوران مدیریت او به تعداد انگشتان یکدست نیز برگزار نشد و اکثر همان چند مراسم را هم بسیج دانشجویی مخالف مدیریت وی (علوم اجتماعی) برگزار کرد؛ در دو بیتی سرود:

دانشکده‌‌هایت، تک‌تک مال خودت

آموزش ابتدایی‌ات مال خودت

ما رفتیم و شما را به درک

علامه طباطبایی‌ات مال خودت

آیا اینگونه صحبتهای شریعتی که خود را بیشتر پدرخوانده می‌دانست، چیزی جز آب به آسیاب دشمن ریختن است. خدا را شاهد می‌گیرم که وقتی مصاحبه ایشان با کیهان که از نزدیک من را به خوبی هر چه تمام‌تر (از فضایل ایشان نیز به ما رسیده است) می‌شناسد را خواندم برای ایشان گریه کردم نه با خاطر تغییرشان بلکه به خاطر اینکه یک فرد چقدر می‌تواند ذلیل باشد و عاشق پست و مقام. (http://www.asriran.com/fa/news/291581/زور-وزیر-علوم-به-تغییر-رئیس-بزرگ-می‌رسد)

(بند 3).

در موارد اول و دوم پاسخ را به آقای دکتر رمضانی رئیس جدید دانشگاه یاسوج واگذار می‌کنم. اما قطعاً اظهار نظر در زمینه صلاحیت علمی 90 نفری را که گفته‌اید ضمن احترام به صلاحیت علمی آنها باید به گروههای علمی دانشکده‌های دانشگاه واگذار شود. البته بعید می‌دانم که بیشتر از 9 نفر این بیانیه را امضاء کرده و یا دیده باشند. در بند سوم اشاره کردید که اصل موضوع که مورد نظر جریان اصلاح‌طلب است، مسئله بزرگنمایی افراد بورسیه‌ای بوده چون این افراد حزب‌الهی و دارای سوابق بسیحی هستند؛ چطور می‌گویید این روش ارتباطی با رئیس دانشگاه یاسوج و رئیس سابق آن ندارد در حالی که مسیر تعیین شده از این سو است.

در همان بند سوم آسمان و ریسمانهایی را به هم بافته‌ایدکه در بخش‌نامه ها و تبصره‌های هر نهاد و سازمانی در کشور وجود دارد ولی باز تا حدی حق با شما است.

به سیاست دکتر رمضانی هجمه برده و با مثال معروف “به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن” اشاره کرده‌اید و اینکه 25 نفر از این افراد عضو نیروهای بسیج و حزب‌الهی بودند و هدف دانشگاه را پاکسازی نیروهای بسیجی می‌دانید. آخر من نمی‌دانم عضو بسیج و حزب‌الهی بودن دقیقاً چه تفاوتی با عضو بسیج نبودن و حزب‌الهی بودن دارد؟ تا جایی که می‌دانم و خود را نیر بسیجی می‌دانم، بسیجی بودن به معنای تافته‌ای جدا بافته از بقیه نیست.

بورسه‌های عزیز علمی، اصولگرا، حزب‌الهی و راست از چه می‌ترسید؟ چه برخورد سیاسی و حذف نیروهای ارزشی رخ داده است که اینگونه به تکاپو افتاده‌اید. بنده آقای رمضانی را نه می‌شنایم و نه تاکنون دیداری با وی داشته‌ام ولی اگر قرار است دانشجویان و نیروهایی مشروطی و خارج از تأیید صلاحیت گروههای آموزشی دانشگاه که با رانت‌خواری و استفاده از نام اصولگرایی و حزب‌اللهی به دانشگاه تزریق شده‌اند حذف شوند؛ به نظرم این عین اصولگرایی است. از طرف دیگر چرا پیش داوری می کنید. وی (دکتر رمضانی) در هیچ موردی تصمیمی نگرفته و قضاوتی نکرده است و فقط لیستی را از زیر میز به روی میز آورده و خواسته است تا اساتید هر گروه با خرد جمعی تصمیم بگیرند. کجای این تصمیم سیاسی و حذف نیروهای حزب اللهی بوده؟ شانتاژ تا چه اندازه؟ اینگونه می خواهید تنویر افکار عمومی کنید؟ مگر تنها شما حزب‌الهی هستند؟

درمورد زوایای روند بورس و قانون مرتبط با آن در بند (الف) حرف شما کاملاً درست است ولی در ماده (10) بورسیه وزارت علوم که گفته‌اید اعضای فعال فرهنگی و مؤثر دانشجویی خبری از دانشجوی بسیجی نیست. در سطر بعد آن در یک پاراگراف به تحلیل همین بند پرداخته‌اید که باز مصادره به مطلوب بوده است. گفته‌اید که در ادوار گذشته افرادی سیاسی از این طریق بورس می‌شدند و دولت احمدی‌نژاد از میان نیروهای حزب‌الهی و بسیجی با شاخصه بسیج دانشجویی دست به انتخاب زده است که به نظر من بزرگترین ظلم به بسیج و بسیج دانشجویی است و لکه ننگی را بر پیکره بسیج قرار داده‌اید که به این زودی‌ها پاک نمی‌شود. من در دانشگاه یاسوج تحصیل نمی‌کنم ولی در همین بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه (علامه‌طباطبایی) بارها دیدم که دانشجویان بسیجی دست رد بر سینه اینگونه بورس‌ها زدند و حتی از چنین پیشنهادهایی احساس شرمساری می‌کردند.

در بند (ب) نیز به سابقه آقای رمضانی اشاره کردید که پاسخ آن را نیز به خود ایشان واگذار می‌کنم اما اینگونه ادبیات “بگم‌بگم” در شأن کسانی که ادعای بسیجی و حزب‌الهی بودن می‌کنند نیست. ضمناً دستاویز قرار دادن ارزشها و اعتقادات اسلامی و ایرانی با اهانت به دیگران تبدیل به رویه‌ای معمول نزد شما دوستان بورسیه‌ای اصولگرای حزب‌الهی شده است که تا با استفاده از آنها به منافع خود دست‌ یابید. این شیوه و روش کیهانی که با وام گرفتن از ارزشها به دنبال نان رفته‌اید دیگر سودی ندارد و باید گفت، “حنای پوسیده شما دیگر رنگی ندارد”. برادر عزیز در کارزار علمی تنها دانش و علم است که می تواند مثمرثمر باشد.

در بند (ج) به سیاستهای دولت تدبیر و امید اشاره کردید در حالی که خود دکتر روحانی اعلام کرد که با کسانی که بدون بلیت سوار اتوبوس شده‌اند، تعارفی ندارد. حال مگر در طی 8 سال گذشته به خصوص در دانشگاه یاسوج چنین امری حاکم نبوده است و حتی به نظرم اگر سید صدرالدین شریعتی نیز به دانشگاه یاسوج می‌آمد، بهتر از ارژنگ عمل می‌کرد چون وی روی امثال رئیس بزرگ را نیز سفید کرده است. به یاد دارم در نمایشگاه کتاب سال 91 در تهران وقتی در غرفه انتشارات “سوره مهر” مشغول معرفی کتاب “پایی که جا ماند” اثر “سید ناصر حسینی‌پور” بودم توسط یکی از دوستان به آقای ارژنگ به صورت کاملاً اتفاقی معرفی شدم که بدون مقدمه گفت: “فلانی اخبار را در یاسوج علیه ما می‌زدی و حالا آمده‌ای تهران!”. “تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.”

در بند (د) به گرفتن سهمیه استانی برای بورس اشاره کردیدکه جا دارد از تلاشهای نمایندگان استان نیز تشکر شود اما مگر تقسیم اعتبارات است. قرار نیست که برای بدست آوردن یک کرسی، حق کسی را ضایع کنیم. در دانشگاه ملاک باید وضعیت علمی افراد باشد نه استفاده از رانت تحت هر عنوان و منصبی. من اصلاً مخالف پیشرفت فرزندان استان کهگیلویه و بویراحمد نیستم ولی اگر همین افرادی که به قول شما در دانشگاه با سؤال علمی یک دانشجو از دیار دیگری روبرو شود و به دلیل عدم احراز صلاحیت علمی آن را بی‌پاسخ بگذارند و یا جواب غلط بدهد؛ آیا چیزی جز شرمساری نصیب ما می‌شود.

در ادامه با همان ادبیات به دور از شأن فضای علمی گفته‌اید که آقای رمضانی اگر شما می‌توانید یاالله. قطعاً اگر زمانی دکتر رمضانی این روند را در پیش بگیرد سایت استان اولین رسانه‌ای خواهد بود که از حق مردم دفاع کرده و مقابل او می‌ایستد. اساتید غیربومی بودن و حتی با نگاه توحش‌آمیز قطعاً بهتر از استاد بومی غیرمتعهد و دارای عدم صلاحیت علمی است. اینگونه اظهارنظرهای غیردانشگاهی و خارج از عرف اجتماعی تنها در شأن کسانی است که به صورت “یک شبه می خواهد ره صد ساله را طی کنند”.

در بند (ه) اشاره کرده‌ اید که افرادی با سابقه چندین ساله و سابقه اشتغال از حقوق خود محروم شده‌اند و ضایع کردن حقی صورت گرفته‌ است. طبق قانون حقوق گرفتن از دو نهاد دولتی ممنوع است و برخی از این دوستانی که مد نظر نویسندگان این بیانیه است برای اندکی پول بیشتر (بخوانید ریال بیشتر) و شاید هم وجهه علمی دست به خوداخراجی زده‌اند.

در بند (و) به نقش خود در کوران اصلاحات اشاره کردید که خود به فضای سیاسی آن زمان نقدها دارم اما اگر منظورتان تبدیل فضای دانشگاه به میدان مبارز با استفاده از چوب و چماق است که نه تنها مجاهدتی نکرده‌اید، بلکه ظلم بوده است. اگر قرار باشد روزی در محضر عدل الهی که به آن یقین دارم اینگونه رویدادها (حوادث سالهای آخر دوران اصلاحات در دانشگاه یاسوج) مورد ارزیابی قرار گیرد، قطعاً کفه ترازو به سمت شماها نخواهد بود که همیشه می‌خواهید به تکلیفتان عمل کنید و نتیجه را در نظر نمی‌گیرید. یاد دارم دوستانی از خارج از دانشگاه یاسوج با تعطیل کردن جلسات و سخنرانی‌ها و حمله به دانشجویان دانشگاه، حتی  از ضرب و شتم دختری با چوب و چماق ابایی نداشتند. دوستان عزیز بورسه‌ای حزب‌الهی اصولگرای نویسنده این بیانیه، بدانید بسیجی واقعی هیچ وقت روی کسی دست بلند نمی‌کند بلکه شمشیر او زبانش و سلاح او قدرت استدلال عقلایی‌اش است.

در میان همین لیست اعضای بورسیه‌ای دانشگاه یاسوج؛ رئیس بسیج دانشگاه اصفهان در دوران اصلاحات با مدارج علمی و دانشگاهی قرار دارد که از قضا با زبان و بیانش در کوران دوران اصلاح‌طلبی به مبارزه با اندیشه‌های غیراسلامی می‌رفت و هنوز هم زبانزد است. اینگونه حرکتهایی در دوران سرزندگی و حیات بسیج دانشجویی صورت می‌گرفت نه حرکتهای غیرانسانی افرادی که خود را داعیه‌دار انقلاب و همه چیز این نظام می‌دانند.

در پایان متذکر شده‌اید که عافیت‌طلبی موجب شده که شور انقلابی و غیرت‌ دینی‌مان بخشکد والا…. دوستان بورسیه‌ای حزب‌الهی اصولگرا، بهتر است به جای تهدید، راه صواب پیشه کنید و به دنبال توشه‌ای از علم باشد که اگر قرار است فرداها در دانشگاهها محملی برای بحث و مناظره ایجاد شود؛ راه ورود به آن داشتن علم و دانش است.

در پایان به نویسنده و یا نویسندگان این بیانیه، دوستانه توصیه می‌کنم که برای نوشتن بیانیه‌های بعدی حتماً با عقلای خود مشورت کنید و عجله هم نکنید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بی غرض می‌گه:

    عالی بودبرادر

  • در مسیر اصلاح می‌گه:

    عاجزبیوم بخونمش طولانیه.
    اما همشون هم بد نبودن که. مثلا دکتر سالمیان عالیه

  • هاشم زندی می‌گه:

    سربازان بی گناه رو در سراوان گروهک های انحرافی و ضد انقلاب به وحشیانه ترین شکل ممکن به شهادت میرسونن ولی در داخل کسانی که خود را انقلابی و ارزشی معرفی میکنن تحت لوای بسیج و ارزش و انقلاب فقط از رانتها استفاده میکنن . اگه راست میگید که …. حافظ امنیت و جان مردم هست شما برید سر مرز بلوچستان و از مرز دفاع کنید نه اینکه تعدادی نوجوان معصوم چون پارتی نداشتن خدمت سربازیشون افتاد سراوان که این اتفاق براشون بیفته
    بسیجی واقعی جهان آرا و شهید همت و شهید باکری و… بودن که بدون چشم داشت جانشون رو فدآی ایران و مردم کردند نه مشتی رند رانت خوار

  • ناشناس می‌گه:

    این دوستان حزب الهی حتما جمله شهید چمران رو شنیدن. تخصص مهم تر است یا تعهد؟ انسان متعهد چیزی رو که در اون تخصص نداشته باشه نمی پذیره!

  • محمدی می‌گه:

    سلام
    لطفا خودتان را به مسائل حاشیه‌ای سرگرم نکنید. خانه از پای بست ویران است. همین هایی که الان می خواهند وضعیت بورسیه ها را بررسی کنند خودشان به لحاظ علمی زیر سوالند. سرپرست دانشگاه با رانت …….. دکتر شد. در کدام کنکور شرکت کرد؟ الان وضعیت علمی وی چطور است؟ پرونده سرپرست عزیز، …، ….زاده، …..و… را بررسی کنید متوجه می شود که ضعیف ترین بورسیه فعلی هم چیزی از خودشان کم ندارد. اگر واقعا به دنبال شفاف سازی هستید بگویید این افراد اولا چطور هیات علمی شدند و دوم الان چه وضعیت علمی دارند؟ در کنار این، ….. و ….. مگر سال ها معاون ارژنگ نبوده اند؟ خودشان در همین تخلفات که قرار است بررسی شود مستقیما نقش داشتند. بنابراین من پیشنهاد می نمایم هم پرونده علمی هیات علمی قبلی و هم بورسیه ها را با هم بررسی کنید. اطمینان می دهم خیلی از هیات علمی دوره قبل ار ارژنگ را هم باید عذرشان را خواست. شفاف سازی یعنی این؛ نه اینکه بیایید از اقدامات قوم گرایانه و افراطی سرپرست جدید و دوستانش که اتفاقا خودشان متهم به عضویت غیر قانونی در هیات علمی هستند حمایت کنید. لطفا در ورطه اقدامات مشکوک و حناحی آقایان نیفتید .

  • ناشناس می‌گه:

    بالاخره این بحران به وجود آمده برا بورسیه های عزیز تموم می شه ولی پایان شب سیاه سفیده

  • علی می‌گه:

    لبیک یا حسین لبیک یا حسین
    درود بر شما که در راه حسین قدم برمی دارید….

  • راستگویان می‌گه:

    دوست عزیز به فرض که شما در نوشتن مطالب خود

    واقع امر خلاف اون مطالبی است که اشاره کردید باید به دنبال پاسخ سوالهای ذیل رفت و اقدا مات را تحلیل کرد:

    1- آیا اولویت اصلی دانشگاه یاسوج در ساعت اولیه ابلاغ سرپرستی همین موضوع بوده و اولویتی وجود نداشته ؟

    2- افشای اسرارشخصی افراد،عمل غیر انسانی نیست؟ بد اخلاقی نیست ؟
    ؟خلاف قانون نیست ؟
    3- غرض ورزی سرپرست دانشگاه در تمامی مصاحبه به وضوح هویدا نبوده است است؟
    4- چرا باید برا ی یک محیط آکادمیک افرا د بیرون از دانشگاه تصمیم بگیرند؟
    رجوع کنید به اظهارات نماینده محترم مردم بویراحمد در برخی جلسات
    خصوصی؟
    5- دوست عزیز کاش اسامی اعضای هیات علمی فعلی گروهها را که در زمان مسولیت ایشون بوده جذب شده بودن را هم انتشار می دادن؟ تا واقعیت ها مشخص تر می شود؟
    6-

    در

    5- کاش یک کم از مشاوران

    • تایید می‌گه:

      واقعا حرف دل خیلی ها را زدید چرا اسامی اعضای هیات علمی فعلی گروهها را که در زمان مسولیت دکتر ارژنگ جذب شده بودن را انتشار نمی دن مگر این افراد چه فرقی با بورسیه های آن زمان دارن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • مانی خان می‌گه:

    عالی بود !
    دست شما درد نکنه! امیدوارم این فضای نقد و انتقاد تداوم یابد! و ارزومندم دوستان بقول خودشان ارزشی و بقول من … بدست هم از این فضا راضی و استفاده کنند!
    وانگهی دوستان ارزشی خود میدانند که با هیاهیو و غوغاسالاری کار به جایی نخواهند برد!! بنازم به غیرتت بسیجی دلاور دکتر رمضانی!

200x208
200x208