تاریخ درج خبر : 1392/08/21
کد خبر : ۱۳۳۴۷۸
+ تغییر اندازه نوشته -

تقرب به نمایندگان؛ قانون اساسی استان!

سایت استان: شهرام خادم

گفتنی است دانشمندان و علمای حوزه ی جامعه شناسی پس از بررسیِ زوایا و ابعادِ مختلف و محتملِ سوژه ی مورد بحث، نتیجه را در قالب شکلی نمادین ارایه می دهند واز آن سمبل و مدلی خلق می کنندکه مبینِ ویژگی هایی از آن دست، می باشد. از این روش به عنوان “نمونه ی مثالی” نام برده می شود. از آن قبیل می توان به نمونه ی مثالیِ “اقتدارگرایی” ، “دموکراتیک” و “توتالیتاریسم” و… به جهت پوششی بر قامت حاکمیت ملت ها اشاره نمود. نمونه ی مثالی که بیشتر برای تبیین مسایلی بنیادی در حوزه های علوم اجتماعی به کار می رود. اما از این روش ناگزیر برای رونمایی از جوِ ناآشنا و نامانوسِ قلمروِ جغرافیاییِ کهگیلویه و بویراحمد می باست بهره برد؛که ” استان کهگیلویه و بویراحمد” بهترین عنوانِ نمونه ی مثالی برای بیان عجایب، خصایص، مراودات و مناسبات سیاسی، فرهنگی و اجتماعیِ سایه گستر بر آن می باشد. در فضای سیاسی حاکم بر استان طی سالیان و دهه های مدید، تنها به جمله ای از کارکتر طنزِ تلخ “قهوه ی تلخ” می توان بسنده کرد؛ آنجا که از سر عجز و درماندگی حاصل از هم زیستی با درباریان و توده وشناخت شان، ضجه زنان خطاب به آن ها می گوید:”آخر شما چند شخصیت دارید؟!”. حرکت های اسپینی( دورانی) حول هر مدیرِ جدید تا حد یک بخشداری، آن هم بصورت مقطعی، تقلیل حرکت های اجتماعی و سیاسی به پیمان های خانوادگی و طایفه ای، بی سوادی و فقدان شناخت از ساحت های اندیشه ای و عملی، خیال پروری، توهم، ترس و محافظه کاری و فروغلتیدن در پاره ای سنت های مذموم و ناپسندِ عهد عتیق، همه و همه به پیچیدگی های شناخت این هستی- اجتماعی می افزاید. فقدان شناسنامه ی سیاسی ، تشکیلات و نهادهای کلاسیک در عرصه های فرهنگی و سیاسی آن چنان هویداست که یک شبه، از پس ماشین فتوکپی، “روزنامه نگار” تکثیر می کند. یک روزه و با مسافرتی به پایتخت، پربارترین روزنامه ی کشوری، استانی می شود و اسباب دست شانتاژ، هجمه ی تبلیغاتی، شخصیت پروری و سهم خواهی می شود. وکیلی از پس میز وکالت و صحنه ی نزاع های خیابانی مردم و ثبتِ منگوله ی چهار قفله ی قطعه ای زمینِ مانده بی صاحب، کونگ فو کاری زبده، مدرسی خصوصی و ناآگاه به امور اداری- آموزشی، کهنه کاری در سودای نمایندگی مجلس، شهرداری با کارخانه ی تولید کارمند بی آزمون، مدیر آموزش و پرورشی ناکام در علم و تربیت فرزندان این دیار…جملگی مشاوران و مبتکران مدیر اول استان می شوند. از آن غریب تر این پرسشی است خطور کرده به ذهن، که با این حساب، مشاور کیست؟ و مشاوره چیست؟. اگر اینان مشاورند، در چه موضوع؟ و کدام اثر؟ می توان ردی از تاثیرشان را یافت. آنجا که هیچ مدیری و معاون مدیری و کارشناس دفتری و حتی سرایداری از روزنه ی چشمانِ تیزبینِ نمایندگان مجلس این ایالتِ مستقل ناپیدا نمی ماند. گویی قانون اساسی در “استان کهگیلویه و بویراحمد” میزانِ فاصله از نمایندگان است. نه اساس نامه ای مکتوب و نه تبصره ای و متممی و نه مجازاتی و کیفری- آنچه هست “نزدیکی به نمایندگان” است. عجیب تر آنکه در شناخت این پدیده می توان گفت حتی استاندار( استان + دار) نیز در این ماراتن نفس گیر فاصله ی خود را از حریفان حفظ می کند و نفس زنان در رسیدن به “محبوب” از رقبا گوی سبقت می رباید. در مواجهه با این ساختار معیوب اما، وجه دیگری، نیز خودنمایی می کند. این وجه هرچند وجه دیگری از حیات اجتماعی است اما بر همان سبیل وجه پیش، سمبل یافته است! آنجا که مردم این ولایت با تغییر موسمی قدرت رنگ اصول گرایی از رخسار خویش زدوده و جهت کسب فیوضات بیشتر، خویش و کارنامه شان را لعن و نفرین کرده و حال، خود را معتدل و اصلاح طلب هم می نامند. اقشاری که یا سر از خانه و پستو( ناشی از محافظه کاری) در آورده یا از خیل گروه های فشار و افراط گرایان رهیده اند. حال به زبان -که “حجتِ تام” شده است- گویا غریو اصلاح طلبی سر دادن کافی است! و شگفتا که همه( علی رغم حضور در ماراتن نزدیکی به قدرت) به راحتی می پذیرند.

“میزان”، خویشاوندی با قدرت است. گذشته، شناسنامه، عقبه و صبغه ی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و خدمت وشایستگی کشک است. از آن که ساعتی در حضورِ رفقای خاص دست بندِ جنبشی به دست کرده تا آن ها که مقام  . . شخصیتِ ژورنالیستی ِمعتدل و شهیری را در کارنامه ی خود داشته اند و آن که ایامی است به مقامِ فامیل شورای شهر رسیده و او که دو هفته ای هم محله ای نماینده و استاندار بوده، تمامن به عنوان شخصیت های موثر و عملگرا، سیاسی و شایسته ی جاه و تکریم و انعام شناخته می شوند(هم به ادعای خود شان و هم دیگران!!!). اینجا هیچ کس یاری گر دیگری نخواهد شد.”مردم و خدمت” تنها نقل و نباتِ ضیافتِ عظیمِ زورپرستی، شهرت طلبی و آزمندیِ این دوران ما هستند. نه “حیرتی” و نه “تردیدی” که ما را به خود آورد، نه پرسشی و نه پاسخی که مدیران را به پیشگاه مردم پایین کشد. نه اندیشه ای و نه ساختاری، نه ساختارشکنی و عرفی زدایی مختصری. اینجا هیچ چیز به هیچ چیز بند نیست، تنها بند قدرت است آویزان بر دیوارهایِ کوتاه و خار گرفته ی حیاطِ خانه ی تاریک مان در این برهه از تاریخ و این خطه از جغرافیا!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حسنی می‌گه:

    «تا آن ها که مقام . . . شخصیتِ ژورنالیستی ِمعتدل و شهیری را در کارنامه ی خود داشته اند»
    و باز هم تیغ سانسور “محمود آرام”!

  • سرباز می‌گه:

    این شهرام خادم کیه؟

  • نرخ روز می‌گه:

    خیلی جالب بود..مثل مدیر جهادکشاورزی ….. که صبح این وریه شب اونوری

  • دانشجوی زیرتل می‌گه:

    با سلام…یکی از بحثهای افای خادم لابی گریهای نماینده های محترم مجلس میباشد..که همه ما اینو با هر سن و سالی که باشیم میتونیم این لابی گری هارو ببینیم..از تعیین مدیر کل فلان سازمان تا دهدار فلان روستا….ولی اگر نگاهی به قانون اساسی بندازیم چیزی که نمایندگان محترم مجلس حتی وقت نگاه انداختن بهش رو ندارن خواهیم یافت وظایف اصلی یک نماینده چیست؟ایا تعیین بخشدار و دهدار یا رسیدگی به مشکلات و معضلات حوزه انتخابیه؟البته با نگاهی اجمالی به چند عامل در روند روی کار امدن این افراد خواهیم رسید.1:قبیله گرایی و عشیره ای بودن استان که سهم مهمی در تصمیم گیریها دارد2:نبود اگاهی و منطق سیاسی در اغلب افراد3:نبود کادرسازی در استان4:منزوی شدن نخبه های استان بر فشار5:محافظه کاری حاکم بر فضای استان..پس با اندکی تفکر خواهیم یافت راه برون رفت ازین عقب ماندگی همه جانبه در استان تجدید نظر بنیادین در تمامی اصول میباشد مطلبی که مقاله فوق به ان تاکید دارد

  • دانشجو می‌گه:

    سلام، مطلب خوبی بود اما به همه بد گفتین

200x208
200x208