تاریخ درج خبر : 1392/08/28
کد خبر : ۱۳۹۳۳۲
+ تغییر اندازه نوشته -

شعر/ “عشق می بارد” غزلی از حسن بهرامی

شعر/ “عشق می بارد” غزلی از حسن بهرامی

عشق می بارد و در جان درختان غوغاست
آسمان محو تماشای اهورا مزداست

سالها می گذرد از تب آن داغ و هنوز
در دلم شعله ی آتشکده هایت برپاست

خطی از لوح اوستای نگاهت خواندم
سیل جاری شد و فریاد خدایان برخاست

نامت آرامش لبخند زلال زرتشت
یادت آیینه ی روحانی آناهیتاست

خانه در سایه ی زیتون و کبوتر داری
دامنت تازه تر از غنچه ی نیلوفرهاست

آریایی تر از اندوه تو اندوهی نیست
گریه کن گریه ی باران بهاری زیباست

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • جان بی جان می‌گه:

    سلام

    نه یاد …………………………………………………….ونه از یاد

    همیشه زندگیت خوش همیشه قلبت شاد…………

  • نورانی ..لنده می‌گه:

    بدنبال توباپای پیاده میایم قریهذ قریه جاده جاده توخاتون غزل بانوی باران ومن مردی دهاتی صاف وساده…………….اد شعرتو بی نهایت دوسدارم نه به اندازه روزهای باتو واون باقر….

  • نورانی ..لنده می‌گه:

    حسن جان بعد 16سال سلام دلم برای خودت وچارراه شهناز وایلگلی و…………. وچمن دانشگاه وبیشترازهمه چیزبرای شعرهای قشنگت تنگ شده…..من گم شدم مراندیدی؟؟؟؟؟؟؟

  • بوذری می‌گه:

    همیشه عاشق این شعر بهرامی بوده وهستم ومی خواندم(برف می بادودرجان درختان غوغاست ……..).

200x208
200x208