تاریخ درج خبر : 1392/01/28
کد خبر : ۱۴۰۹۱
+ تغییر اندازه نوشته -

تردد در محیط طراحی

 

در همه حال از ساعات شبانه روز در هر محیط و شرایط اقلیمی بشر با زبان و فرهنگ خاص خود به گفتگو می پردازد و ارتباطات مورد نظر خود را با کلام و الفبای شناسای خود بسط و گسترش می دهد . در این میان انتقال اندیشه و فهوای کلام هنرمند به زبان و الفبایی نیازمند است تا بتواند احساس و معنای نیرومند نهفته ی در خود را بر پهنه ی جامعه جاری سازد . طراحی می تواند راوی وفادار حقایق تلخ و شیرین اتفاقات ممکن در جامعه باشد . طراحی یکی از زبان های مرسوم در ارائه و بازتعریف شناخت ظرفیتهای هنرمند تلقی می گردد و یک هنرمند به مدد آن یارای مکاشفه گری پیدا می کند و بقولی آنچه را که نا دیدنی است بیان و دیدنی می کند .

ضرورت طراحی از اندام انسانی (طراحی فیگو راتیو )

حادث شدن یک اتفاق بسیار اعجاب انگیز که تأثیر مستقیمی بر پیدایش و گسترش انقلاب رنسانس هنرهای تجسمی واقع گردید می تواند نمونه بسیار خوبی برای دامنه بحث ما باشد . این رخداد سهم بسیار بزرگی بر جریان فکری و زایش آثار هنری این دوران و مکاتبات هنری پس از خود داشته است .

روز 14 ژانویه سال 1506در شهر رم ، شخصی بنام فلیچه دِفردیس هنگامی که در تاکستان خود سرگرم شخم زدن بود ناگهان بیل او به چیز سختی خورد ولی آن چیز سنگ نبود . با خود گفت شاید اسکلت انسانی باشد ! حیرت زده به گود کردن زمین ادامه داد ، ناگهان بازوها ، سرو سینه ی یک مجسمه از زیر خاک نمایان گشت . عظمت و بلندای هشت پایی این مجسمه موجب گردید که میکل آنجلوبوناروتی در پیش روی پاپ ژول دوم بدون توجه به جایگاه ایشان و در کنار مجسمه با لرزش و تحسین به دوست خود اشاره کند که به عضلات بازو، سینه و شکم آن توجه کن ! نگاه کن! جولیانو، ببین چطور ماهیچه های شکم منقبض شده اند و چطور عضلات دندانه دار و عضلات مورب می لرزند . او دست به سینه در مقابل این مجسمه و در اشاره به پاپ بیان داشت این است آن انسانی که خداوند تصویر خودش را در آن آفرید . ستایش ابدی بر آفریننده جهان … ضرورت دانستن طراحی فیگو راتیو را میتوان در این مجسمه و احساس پاک هنرمند که در زایش آن متجلی شده بخوبی نگریست . طراحی فیگو راتیو ترجمان احساس و ادراک عالی انسان از شواهد پیرامون خود می باشد . شاید هیچ کدام از انسانهای عادی بخوبی نمی توانند از عهده ی پاسخگویی به پرسشهای ذیل باشند و شاید اصلا هیچ حس و ذهنیتی درباره چنین پرسشگری هایی نداشته باشد،

1-اندام انسان بالغ و یک کودک چه وجه تشابهی با هم دارند ؟

2-آیا اندام زن و مرد باهم برابرند ؟

3-اندام زیبا چه اندامیست و تناسبات طلایی چه چیزهایی هستند ؟

4-درباره ی جمجمه چه می دانند؟

5-جناق سینه چه نوع استخوانی است ؟

6- چنانچه سنگینی بدن بر روی یکی از پاها باشد لگن خاصره چه حالتی پیدا می کند ؟

7- عضلات و ماهیچه های صورت یک مرد چاق و لاغر در هنگام ترس و وحشت ، هیجان و احساس شادی و ضعف ، فریاد ، غم و استیصال چگونه می تواند باشد ؟ ُ

8-حالتهای چشم و جای گیری آن در چهره در چنین وضعیت هایی چگونه هستند و غیره و غیره .

تنها یک هنرمند طراح می تواند به مدد تجربه و دانش خود به این پرسشها پاسخ دهد و مطالعه درست و دقیقی را در تقابل با این گونه چرایی ها عرضه بدارد .

حساس شدن هنرمند به این طیف پرسشها و نظایر این در تاریخ هنر موجب گشته که با توجه به اتفاقات در حال گذر و مألوف به مکنونات خود دست به آفرینش آثاری زند که علاوه بر پیدایش انگیزه های خاص در مکاتبات هنری موجب حیرت و اعجاب همگان در طول تاریخ شود . ثبت و گزارش احوال آدمی ، مورد توجه همیشگی هنرمندان بوده و هنرمندانی نظیر لئوناردو، میکل آنژ ، را مبراند ، اِل گرگو ، اَنگر ، کوربه ، دلاکروا ، وان گوگ ، ماتیس ، پیکاسو ، کمال الدین بهزاد ، رضا عباسی ، سلطان محمد و … با در نظر گرفتن همین خصوصیات آثار جاویدی را بیافرینند .

الزام به آموزه های پیشینیان ما در این مسیر موجب شکل گیری آثار هنری فاخر و موجب پیدایش خصوصیاتی بارز و همچنین تشخص در باورهای یک هنرمند می شود . ذکر نمونه هایی چند شاید در تحکیم و بسط موارد ذکر شده کمک شایانی می نماید .

1-پیدایش و شکل گیری دوره ای بنام سنت گرایی و خلق آثاری بزرگ در این دوره و دوره های بعد رنسانس که با تأکید فراوان هنرمند بر مطالعه تناسبات طلایی و غیره ممکن شد .

2-تلألؤدرخشندگی و قامت های کشیده آثار و بناها در دوران باروک .

3-الزام به حفظ نظریه های فراوان پوسن گرایی و روبنس گرایی در خلق آثار . (خط و رنگ)

4-تأکید هنرمند به موضوعاتی نظیر شاعرانگی ، عاطفه گرایی و شعف گرایی (احساس مقدم بر تعقل گرایی )

5-تأکید بر واقعیتهای موجود و تأثیرگذار در جامعه و رد نظریه تخیل و شاعرانگی .

6-خلق آثاری بر مبنای نظریه امپرسیونها نظیرسزان و الزام بر مطالعه رنگ و نور در محیط.

7-توجه به موضوعاتی نظیر درد، رنج و احساسات ناشی از انزجار به جنگهای جهانی اول و دوم و فاجعه های اثر گذار بعد از آن .

8-حساس شدن هنرمند نسبت به مقوله بُعد زمان در پیدایش آثار هنری کوبیسم و …

9-ارائه راهکارهایی همچون تأکید بر شی های حاضر و آماده در محیط پیرامون خود بعنوان آثار هنری .

10-تأکیدهای فراوان بر ساخت و سازهای ویدئویی وپیدایش اسلوب و ملتی مدیایی بعنوان یک ژانر اثر گذار هنری

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208