تاریخ درج خبر : 1392/01/28
کد خبر : ۱۴۰۹۵
+ تغییر اندازه نوشته -

رابطه فرهنگ و توسعه

توسعه یافتگی، سطحی از فکر است. هر جامعه‌ای، هر قدر که بیشتر از فکرش استفاده کند و بلوغ فکری بیشری داشته باشد، توسعه یافته‌تر است. هر چقدر انسانهای یک جامعه، از غریزه به طرف عقلانیت حرکت کرده باشند، به همان اندازه، عقل انسان پرورش بیشتری پیدا می‌کند. این عقل‌گرایی می‌تواند جمعی یا فردی باشد. توسعه یافتگی در واقع یک نوع جهان‌بینی است. سه کشور ژاپن، آمریکا و آلمان 65% تولید جهان را در اختیار دارند. این، حکایت از نوعی جهان بینی و تعریف از زندگی،‌ خود، زمان و تکنیک می‌کند. توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی، نتیجه این نوع جهان‌بینی است.

جامعه‌ای که به زمان، تکنیک، کارآمدی، وقت‌شناسی، وجدان کاری، و دقت و نوآوری اهمیت می‌دهد، در واقع تعریف دیگری از زندگی دارد نسبت به کسی که زندگی را عبث می‌بیند. انسانها با تعاریفشان زندگی می‌کنند، چه در قالبهای درحال توسعه و چه در جامعه‌ای توسعه یافته و صنعتی. برای شناخت هر فرد، مؤسسه، دولت ومردمی، ابتدا باید تعاریف آنها را بشناسیم. این تعاریف البته معمولاً آشکار نیست؛ مانند فونداسیون یا ستونهای یک ساختمان، که می‌دانیم حتماً وجود دارند، گرچه دیده نمی‌شوند.‌ تمام افکار و اعمال انسانها بستگی به تعاریف آنها دارد. آنچه کار را بسیار دشوار می‌کند، این است که اکثر انسانها از تعاریف خودشان ناآگاهند و با عادات زندگی می‌کنند. در جامعه‌ای مثل آلمان، این عادات، صنعتی و توسعه یافته است. توین بی می‌گوید: «مهمترین کاری که یک حکومت می‌تواند انجام دهد، عقلانی کردن عادات جامعه است.» مثلاً اگر کسی از چیزی اطلاع ندارد و می‌گوید: «نمی‌دانم»، این‌گونه نیست که فرد در این باره فکر کند و بعد اظهار به ندانستن کند، بلکه جامعه به او آموزش داده که وقتی چیزی را نمی‌داند، به راحتی بگوید: «نمی‌دانم». بین توسعه یافتگی و آزادی رابطه‌ای وجود دارد. تاریخ شوروی نمونه بارز این قضیه است.
از زمانی که کمونیسم از بین رفت، مردم روسیه خلاقیت بیشتری پیدا کردند و جامعه روس در زمینه هنر، نرم‌افزار،‌ ادبیات و… وارد جهان شد. نمونه دیگر، چین است. اینکه تلقی افراد یک جامعه از همدیگر چیست و چگونه درباره هم فکر می‌کنند، نیز مورد مهم دیگری است. توسعه یک کار جمعی است؛ مثلاً هارمونی موجود در میان مردم ژاپن خود به خود یک نوع سازگاری در انجام کارها ایجاد می‌کند. بنابراین مهمترین ستون توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نظام باورها، هنجارها و جهان‌بینی و در نتیجه، فرهنگ یک جامعه است. اگر کشوری خیال پیشرفت دارد، باید ابتدا فرهنگش متحول شود؛ انسانهایش باید نگاه دیگری به زندگی داشته باشند و تلقی‌شان از زندگی متفاوت باشد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • از همین استان می‌گه:

    بله جناب کریمی نژاد :توسعه یافتگی، سطحی از فکر است //

    اما نظرتون در باره طایفه گرایی چیه؟ طایفه گرایی علت بدبختی استان ما علی الخصوص اصلاحات و به خصوص در دهدشت بود . که متاسفانه دوستان هم فکر شما به خصوص ل….. به این مساله دامن زده؟
    و شما هنوز از آقای ل…. حمایت میکنید

    • کریمی نژاد می‌گه:

      ضمن تشکر از نظر دوست عزیز لازم است چند نکته اتشاره شود
      1-آقای لاهوتی در زمانی که اوج تعصب و طایفه گرایی بود از نظر تفکر سیاسی از آقای تاجگردون حمایت کرد و همین مساله در طول دوران سیاسی و انتخاباتی به ضرر ایشان تمام شد.
      2-خود من در انتخابات شورا در دور گذشته که نوار آن هم موجود است اعلام نمودم من رای طایفه ای نمی خواهم و نتیجه آن هم شکست بود که از فکری هنوز احساس پیروزی می کنم
      3-البته هر شخصی نقطه ضعفهای زیادی دارد که امثال بنده و آقای لاهوتی بی نصیب از آن نیستیم
      4-من گرجه با آقای لاهوتی اختلاف سلیقه دارم ،اما بی انصافی است اگر نگویی ایشان گفتار و رفتار و فکرش قابل پیشبنی است و خیلی رک است و من گاهی تلخی صداقت ایشان را بر رفتار منافقانه و ریاکارانه خیلی ترجیح می دهم
      5-خیلی خوشحال می شوم که باب گفتگو با این نظر دهنده عزیز باز شود.
      من هم قبول می کنم که متاسفانه رسوبات تفکر طایفه ای بر ویندوز من و امثال بنده نصب است که امیدوارم با همین نقدها و جایگزینی تفکر علمی و حزبی پاک شود.

200x208
200x208