تاریخ درج خبر : 1392/08/30
کد خبر : ۱۴۰۹۷۹
+ تغییر اندازه نوشته -

آقای رضا توفیقی! لطفا مردم ما را دوباره ناامید نکنید

یادداشت زیرجوابیه‌ای به مطالب مطرح شده توسط آقای “سید‌ضیاءالدین رضا توفیقی” در مصاحبه منتشر شده از وی در سایت استان به نقل از “بشارنیوز است” که توسط “سیدیوسف مرادی” از مخاطبان سایت استان ارسال شده که فارغ از هر گونه جنجال سیاسی بر اساس سیاست و رسالت رسانه‌ای (سایت استان) که همیشه سعی کرده است مستقل و مردمی عمل کند؛ منتشر می‌شود.

سعید جلیلی که در فرودگاه یاسوج پیاده شد، پیش خودش فکر می‌کرد تمام کسانی که به پیشواز او آمده‌اند از طرفداران و اعضای ستادش هستند، در حالی که یک نفر به همراه یک پسر پنج ساله آمده بود اما نه برای حمایت از جلیلی که برای درخواستی که داشت. پدر آن پسربچه پنج ساله چند روزی بود که همراه چند نفر دیگر به خاطر مسائل مربوط به انتخابات بازداشت شده بود و حالا با عمویش آمده بودند فروگاه تا جلیلی پادرمیانی کند و آزاد شوند. خانم زهرا موسوی که از سر اتفاق از آشنایان قدیمی سید ضیا رضا توفیقی یکی از بازداشت شده گان وهمچنین مسؤل ستاد بانوان جلیلی در استان بود، آن فرد و پسر بچه را نزد جلیلی برد و خود از خدمات سید ضیا گفت و اینکه او از انقلابیون اول انقلاب بوده است و اینکه دو نفر از بازداشت شدگان برادر شهید اند. جلیلی آن پسر بچه خردسال را روی زانوهایش نشاند و قول داد قبل از خروجش از یاسوج دستور آزادی آنان را بگیرد و همین کار را هم کرد و قبل از آنکه از یاسوج خارج شود بعد از تماسهای متعدد با نهادهای مسؤول خبر آزادی آنان را به همان مردی که به فرودگاه آمده بود داد. این را معروض داشتم تا دلیلی باشد بر احترامی که ما «انحصارطلبان» –به زعم آقای رضا توفیقی- نسبت به رییس سازمان ]منحله[ مجاهدین انقلاب داریم که آنهم به خاطر هزینه‌هایی است که خانواده ایشان در راه آرمانهای انقلاب داده است و البته خدمت های ایشان در دوران مظلومیت انقلاب در اوایل دهه شصت.

1111

می دانم این نوشته که حاوی نکات و سؤالاتی است که از طرف یک هم استانی به هم استانی دیگرش است باعث خواهد شد تا دوستان «اخلاق مدار» جناب آقای رضا توفیقی حملاتی را علیه حقیر به کار گیرند، اما بر این اعتقادم که شاید این سری مطالب باعث شود این حقیر که در مقابل اقیانوس بی کران مردم وفادار به انقلاب اسلامی قطره ای بیش نیستم حداقل بتوانم از «اندک آبرویی» که دارم در جهت پیوستن به رودهای خروشانی که به این اقیانوس خروشان می پیوندند استفاده کنم.

اما نکات و سؤالاتی که خدمت جناب آقای سید ضیاالدین رضاتوفیقی دارم:

۱- در اولین قسمت مصاحبه‌تان که در خصوص حقوق هسته‌ای بوده است مواضعی را اخذ نموده‌اید که آدمی را به یاد مواضع محمود احمدی نژاد می‌اندازد اینکه حداقل شما – در میان دوستان و هم فکرانتان – متوجه تغییر نگاههای مردم به منافع مردم شده اید و خود را با آن هماهنگ کرده اید، جای تشکر دارد. اما راستش را بخواهید برای من جای سوال است که چرا در طول ده سال گذشته شاهد مواضعی اینچنینی از طرف شما و دوستان هم سازمانی تان نبوده ایم؟ آیا این مواضع را می بایست یک اعلام برائت از دوستانتان بدانیم؟ دوستانی که در مجلس ششم با نوشتن نامه و سخنرانی های متعدد رهبری و ملت را تشویق به نوشیدن جام زهر هسته ای می نمودند؟ یا شاید هم برائت جستن از کسانی چون عباس عبدی و بهزاد نبوی که یا به جرم جاسوسی در دادگاههای صالحه محاکمه شدند یا به جرم ایستادن در مقابل خواست و رای مردم و قانون شکنی به زندان افتادند؟ قصد نیت خوانی ندارم اما مطالعات این حقیر در خصوص قریب  به چهار دهه  فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب نشان داده است که سازمان مجاهدین در برهه هایی از تاریخ انقلاب هر گاه مواضعی وطن دوستانه گرفته اند حتما بعد از آن حملات شدیدی علیه ارکان قانوان اساسی و حاکمیت اسلامی داشته اند. مانند همین مصاحبه شما که ابتدای امر به اخذ مواضع انقلابی در خصوص حقوق هسته ای ملت دست یازیده اید و بعد از آن حملات خود را علیه ارکان حاکمیت اسلامی شروع کرده اید. ای کاش برای روشن شدن ذهن این حقیر و خوانندگان مطلبتان و نشان دادن صداقتتان بفرمایید که چرا در طول یک دهه اخیر شما و دوستانتان یکبار (تاکید می کنم حتی یکبار) هم از حقوق هسته ای ملت ایران دفاع نکردید و در عوض همیشه نسبت به ایستادگی ملت ایران در مقابل استکبار جهانی نگاهی انتقادی داشته اید؟

۲- فرموده اید «اصلاح طلبان باید دنبال تغییر ترکیب مجلس باشند تا با دولت همسو باشد» اگر چه هر جریانی حق دارد که در چهارچوب قانون اساسی و احترام به آن فعالیت سیاسی داشته باشد اما سووال اساسی این است که منظور شما از اصلاح طلبان چه کسانی هستند؟ آیا هر طیف و شخصی که از اصلاح طلبان در انتخابات مجلس پیروز شود با دولت آقای روحانی همسو است؟ آیا شما اصلاح طلبی روحانی را با اصلاح طلبی مشارکتی و مجاهدینی و نهضت آزادی یکی می دانید؟ اگر همه اینها در یک قالب جا می گیرند پس تفاوت مواضع دکتر روحانی و و سازمان مجاهدین انقلاب را در فتنه ۸۸ چگونه توجیه می کنید؟ آیا این دو می توانند همسو باشند؟ آیا تندروهایی که آقای روحانی از مدیرانش خواسته است تا در مدیریت ها از آنها استفاده نشود از همین اصلاح طلبان مد نظر شماست؟از همه اینها گذشته چگونه است که شما همسویی مجلس هفتم را با دولت نهم – دوره اول احمدی نژاد- یک فاجعه برای منافع ملی می دانستید اما حالا از همسو شدن مجلس و دولت حمایت می کنید؟

۳-فرموده اید :« مجلس از این حرمتی که آقای روحانی برای مجلس قایل شده اند خوب استفاده نمی کند و مردمی که به آقای روحانی رای داده اند از مجلس آزرده شده اند». سوال این است که این مجلس را چه کسانی انتخاب کرده اند؟ آیا این مجلس را نمایندگان مردم تشکیل نداده اند؟ و باز هم از اینها گذشته چطور وقتی همین نمایندگان هر هفته با کشاندن وزرا و رییس جمهور سابق – احمدی نژاد- به مجلس آنها را مورد سووال قرار می داد یا استیضاح می کردند و تا خلع ریاست جمهور هم پیش رفتند کار ناپسندی انجام نمی دادند و دوستان شما در رسانه هایشان آن را مورد تایید و تشویق قرار می دادند، اما همان نظارت ها را – که با دولت روحانی بسیار آرام و محتاطانه بوده است- بی حرمتی به رییس جمهور می دانید؟

۴- فرموده اید:« در کنار نهادهای حاکمیتی دو سه تا نهاد وجود دارد نهادهای انتخاباتی را مثل شورای شهر و روستا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری حداقل در همین سه تا اجازه بدهند که رقابت عادلانه باشد» شما در مصاحبه تان چند بار از واژگان نهادهای حاکمیتی استفاده نموده اید که گویا صلاح ندانسته اید آن را برای خواننده بشکافید که منظورتان کدام نهادهاست. اما من به جای شما آنها را نام می برم. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شورای نگهبان و جایگاه رهبری. سپاه پاسداران که یک نهاد نظامی است و سازوکار اداره آن در قانون اساسی آمده است و در هیچ جای جهان برای انتخاب یک فرمانده نظامی انتخابات برگزار نمی کنند! می ماند جایگاه رهبری و شورای نگهبان. رهبری انقلاب توسط مجلس خبرگان انتخاب می شود که این مجلس هم با رای مستقیم مردم انتخاب می شود. شورای نگهبان هم شامل ۱۲ نفر است که ۶ نفر آنها توسط مجلس شورای اسلامی( به پیشنهاد رییس قوه قضاییه) و شش نفر هم توسط رهبری انتخاب می شود. پس ما نهادی نداریم که با رای مردم ( چه مستقیم و چه غیر مستقیم) انتخاب نشود. اما در مورد سه نهادی که شما -فقط – آنها را انتخابی دانسته اید و از اصول گرایان خواسته اید که این سه نهاد را به حال خود رها کنند. به نظر حقیر با توجه به نتیجه هفت انتخابات اخیر، شما به جای اصول گرایان می بایست از مردم این  درخواست را داشته باشید نه اصول گرایان. می پرسید چطور؟ عرض می کنم! اصلاح طلبان بعد از انتخابات شورای دوم شهر تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به تعداد هفت انتخابات که در همه آنان اصلاح طلبان با تمام قدرت در آنان شرکت داشته اند شکست خورده اند:

۴-۱ شورای شهر دوم: برای اولین بار حتی اعضای تشکل غیر قانونی نهضت آزادی آنهم با پوسترهایی که تصاویر آنها را در حالی که کراوات زده بودند در انتخابات شرکت کردند و نتیجه رای مردم شد: پیروزی اصول گرایان در سراسر کشور و شهردار شدن احمدی نژاد.

۲-۴ مجلس هفتم: آقای کروبی و اعضای روحانیون مبارز و بسیاری از احزاب و تشکلهای اصلاح طلبان در انتخابت لیست های متعدد دادند اما نتیجه رای مردم شد: مجلس اصولگرای هفتم.

۳-۴ ریاست جمهوری نهم: در دور اول تمامی احزاب فعال اصلاح طلبی شرکت داشتند و سازمان مجاهدین و حزب مشارکت به طور رسمی از دکتر معین حمایت کردند اما معین نتوانست به دور دوم بیاید. در دور دوم وضعیت از چنان حساسیتی برخوردار شد که سید محمد خاتمی سوگند ریاست جمهوری را فراموش کرد و به طور واضح از کاندیداتوری هاشمی حمایت کرد(منبع: روزنامه شرق یک روز قبل از انتخابات نهم ریاست جمهوری) کار به جایی رسید که حتی سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبها و نهضت آزادی هم به صحنه آمدند اما نتییجه رای مردم شد: محمود احمدی نژاد.

۴-۴ مجلس هشتم: احزاب گسترده اصلاح طلبان از حزب مردم سالاری تا دیگر احزاب با تمام توان به انتخابات آمدند و با دان لیست های متعدد قصد فتح مجلس را داشتند که باز هم نتیجه رای مردم شد: مجلس اصول گرا. ( اگر چه توانستند در برخی حوزه ها مانند یاسوج و گچساران برنده شوند اما تعداد اقلیت اصلاح طلبان باز هم ثابت ماند).

۵-۴ ریاست جمهوری دهم: در این انتخابات حتی ریاست جمهوری ایالات متحده هم وارد گود شد و باز هم جریان اصلاحات با تمام قدرتی که داشت وارد صحنه شد اما نتیجه رای مردم باز هم پیروزی اصول گرایان بود.( شکست اصلاح طلبان به حدی بود که کروبی در بین چهار نفر پنجم شد! و تازه اعتراض هم داشت!)

۶-۴انتخابات شورای شهر سوم: اصلاح طلبان باز هم هر چه در چنته داشتند آوردند. اما باز هم نتیجه آن شد که مردم می خواستند: پیروزی اصول گرایان.

۷-۴ انتخابات مجلس خبرگان: و باز هم حضور حداکثری مردم و پیروزی مردم!

آقای سید ضیاالدین رضا توفیقی! از شما بعید است که واقعیات را ندانید، پس به جای خطاب قرار دادن اصول گرایان مردم را مورد خطاب قرار دهید.

۵- فرموده اید« مگر بین آقای هدایت خواه و آقای زارعی از نظر اصول گرایی تفاوتی وجود دارد» راستش را بخواهید من هم همانطور که شما تفاوت های اصول گرایان را نمی دانید، نمی توانم تفاوت های اصلاح طلبان را تشخیص دهم. من هم سؤالات زیادی دارم. به طور مثال تفاوت‌های سازمان مجاهدین خلق و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را  نمی‌دانم. چرا که هر وقت تاریخ این سازمان را خوانده ام به اسامی و اسنادی برخورده ام که مرا دچار سرگشتگی کرده اند. اسامی چون شهید لاجوردی که مظلومانه در پشت میز مغازه اش در بازار تهران تیرباران شد. یا کشمیری که رئیس جمهور مکتبی و انقلابی -شهید رجایی- را از ما گرفت و به کمک همکاران شما در سازمان مجاهدین انقلاب از کشور گریخت. یا همراهی سازمان مجاهدین خلق و سازمان مجاهدین انقلاب در ایستادگی شان در مقابل رای مردم و قانون اساسی در سال ۸۸. یا موارد بسیار دیگر که خود بهتر از حقیر می دانید.

۸- فرموده اید:« شما هیچ انتخاباتی را نمی توانید پیدا کنید که در آن اصلاح طلبان و اصول گرایان در آن رقابت کرده باشند و اصلاح طلبان پیروز نشده باشند» من برای شما مثالهای نقض متعددی را در بند ۴ این مطلب آورده ام. ( یقینا شما حضور تندروترین تشکل های اصلاح طلب را در انتخابات های شورای شهر دوم، ریاست جمهوری هشتم و ریاست جمهوری نهم قبول دارید که در هر سه انتخابات سازمان مجاهدین انقلاب با تابلوی مشخص آمد و شکست های سنگینی از مردم خورد)

و در آخر: برادرم واقعیت حذف اصلاح طلبان را نباید در میان اصول گرایان جست. واقعیت در میان مردمی است که به شما و دوستانتان اعتماد کرده بودند اما شما به جای خدمت به آنان راه خود را رفتید. به جای فرافکنی می بایست به آغوش مردم بازگشت و به خاطر تمام اشتباهاتی که داشته ایم از مردم عذرخواهی کنیم و مطمئن باشیم که مردم ما مردمی مهربانند و حتما ما را خواهند بخشید.

مردمی که – اگر چه با رای حداقلی اما – به جناب آقای روحانی رای داده اند و این نه به خاطر اصلاح طلب یا اصول گرا بودن ایشان، بلکه به این خاطر که در صحبتهای او روزنه امیدی یافته اند، بوده است. روزنه امیدی که زندگی بهتر همراه با رفاه اقتصادی را به آنها نوید می دهد و البته متمایل به قانون گرایی و ولایت مداری است و انشالله که مردم ما نا امید نمی‌شوند چرا که تجارب بسیاری را در طول این ۳۵ سال کسب کرده‌اند و همه را به خوبی می شناسند.

آقای رضا توفیقی!

لطفا مردم ما را دوباره ناامید نکنید!

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یاسوجی می‌گه:

    این حرفا چیه !!!!!؟؟؟؟؟؟ من هم آقای مرادیو میشناسم هم آقای رضا توفیقی رو

    با اینکه آقای رضا توفیقی بابای دوسته منه ولی من کاملا با عقاید ایشون مخالفم …

    من با اینکه یه نوجون 18 ساله هستم ولی خوبو بد سیاستو خوب میفهمم … عقاید آقای ………………………… هستش ک جامعه ی ما این افرادو نمیتونه هضم کنه …

    شما نشستین اون دور دورا و فقط دارین شعار میدین… هیچ کدومتون مرد عمل نیستین … اگه بودین الان وض ما این نبود …

  • مطلع می‌گه:

    فرهمگی محترم بازنشسته حالا بچه هاتو بذار سرکار…!!!!!!!!!!!!

  • ارش می‌گه:

    برادر بزرگوار ازهمین استان خودمان شروع کنیم ایا اصولگرایان اکثریتند یا اصلاح طلبان دریاسوج باقر موسوی و حسینی اختلاف در چه حدی بود وقتی توان رقابت را نداشتید دوربعدی ایشان رد صلاحیت میشوند در گچساران که نیاز به توضیح نیست شما حرفی برای گفتن ندارید در دهدشت موحد که دستش دربهبهان رو شد که چطور رای جمع میکرد دربهترین حالت 50هزارتا جمع میکرد درمقابل لاهوتی ومنطقیان 78هزار تازه اگر یکی میشدند بیش از 90هزار رای داشتند بعد همین اقایان را هم رد صلاحیت میکنید تا بزرگواری تنها بماند شما به این میگویید رقابت زمانیکه ارد صلاحیت نبود ببین بزرگواری درگچسارلن چند رای داشت 1500یا 2000

  • اصولگرایی مرد. زنده باد اصلاحات. درود بر خاتمی- موسوی و کروبی و سلام بر روحانی

  • هاشمی می‌گه:

    ازادکردن بدون ضاابطه رضاتوفیقی بیشتر از انکه برای جلیلی افتخار باشه نشاندهنده بازداشت بی ضابطه و بی قانون او ست!
    اگر از مخالف نترسید و اجازه دهید مردم ازادانه حزب بزنند، به روزنامه ها خط و نشان ندهید و انتخابات ازاد باشه جایی برای اعتراض خیابانی نمی ماند تا بهانه ای باشد برای زندانی کردن مخالفان.
    وقتی به مخالف سیاسی انگ مخالف نظام می چسبانید و با هزار رسانه بیت المال در بوق می دمید و یکطرفه به قضاوت می نشینید دیگر جایی برای گفتگو و منطق نمی ماند.
    اصلاح طلبان را یا به زندان انداخته اید یا با تهدیدات امنیتی و … از نان و ابرو و زندگی انداخته اید.
    کشور را در جهان به عنوان بالاترین امار زندانی سیاسی و روزنامه نگار و …. مشهور کرده اید.
    باید شکرگزار باشید که مردان بزرگی چون رضاتوفیقی هنوز با بزرگواری در این مملکت فعالیت سالم سیاسی می کند.
    خود تو چه گلی به سر این مملکت زده ای ؟ نخبه ای؟ هنرمندی؟ نویسنده ای؟ در دانشگاه معتبری درس خوانده ای؟ تحقیق و پژوهشی داری؟ منت ازاد کردن را بر سر رضاتوفیقی نگذار پسر! شاید جلیلی بهتر از شما اصولگراهای استانی فهمید که جای یک انسان فرهنگی و اندیشمند زندان نیست!
    جای چماقی که شما داعیه داران اصول و ارزش به رضاتوفیقی زدید به عنوان نماد خشونت و حماقت تان مانده است.

  • فرشیدعزیزی می‌گه:

    سلام. در جواب سوالات جالبت که از پشت گرمی به اصولگرایانی که همه نهادهای حاکمیتی را گرفته اند من جواب میدهم که پشتم به خداوند گرم است:
    1- با چه دلیلی مسئله هسته ای را حق و خواسته مردم میدانی؟ آیا رفراندومی برگزار شده؟ آیا از کسی پرسیده شده؟ در سراسر جهان برای انرژی هسته ای حتی تو استان یا ایالت مقصد همه پرسی میشه.
    2- روحانی بدون همان کسانی که تو و امثال تو بدون برگزاری دفاعیه و شنیدن دلیل و جواب، فتنه میخوانیدشان پیروز نمیشد. این بوته های سبز بود که گل های بنفشه داد
    3- آیا نمایندگان در شرایط برابر وارد مجلس شدند؟ به نظر شما هدایت خواه تا موسوی و مندنی پور رد نشدند میتوانست قبول شود؟ یا بزرگواری که با رد منطقیان و لاهوتی پیروز شد؟ با کمک همان نهادهایی که به کمک اصولگرایان می آید؟
    4- شورای نگهبان با سیکل چرخشی تایید کاندیداهای مجالس محترم شورا و خبرگان و سپس معرفی اعضای شورای نگهبان با و بواسطه سیکل چرخشی مجالس شورا و خبرگان تشکیل میشود یعنی یه جورایی همون بالا میچرخه.
    تو اون خرده سوالاتت هم فقط یکبارش رو اصول بود و اونهم سال 84 ریاست جمهوری. بقیه اش اصلاح طلبان با یاران ذخیره که از سر رد صلاحیت کاپیتان هاشون وراد صحنه شدند و همین هم اشتباهشون بود.مثلا رقیب آقای ملک حسینی تو دو دور گذشته کی بود؟ من که نشنیدم و نفهمیدم.
    5- رقابت هدایتخواه ها با زارع ها تو تمام حوزه های انتخابی ایران حکایت سبد سیب سفید و قرمز است که در کمال آزادی و در هر صورت مردم باید سیب بخورند و حق استفاده از بقیه انواع میوه ها نیست.
    8- ریاست جمهوری هشتم؟؟؟؟؟؟؟ اگه راست میگید در شرایط برابر بیاید جلو. ردصلاحیتی نباشه. حمایت های غیبی نباشه و …
    در آخر: اصلاح طلبان حذف نشده اند، می آیند، لیکن به وقتش، شما نمی بیندشان یعنی نمی خواهید ببینیدشان. سر را زیر برف کرده اید و فکر میکنید که نیستند. هستیم تا پای جان هستیم. مردم آنها را میخواهند . اصولگرایان که در دل نهادهای مربوطه ریشه زده اند غرور گرفته اند و نمی بینند. خداوند میگوید هیچ وقت با کبر و غرور روی زمین راه نرو که دست خدا بالاترین دست هاست.. مثلا تا حالا دیدی یکی از اعضای شورای نگهبان یا ریس یک دادگاه اصلاح طلب باشه؟ چه ببینید و چه نبینید ما هستیم و چون هستیم دائما صحبت از ما میکنید.
    آره عزیزم مردم به روزنه امید رای دادند همون روزنه ای که رفراندوم هسته ای بود. جلیلی بود روحانی هم بود ، یکی نماد تنگ نظری و خودخواهی و دیگری نماد گفتگو و جهانگرایی. مردم میخوان با دنیا ارتباط داشته باشند. میخوان آزاد باشند نه اون آزادی که تو و امثال تو میگویند که مردم را پرنده های قفسی مینامید.

    • سید یوسف مرادی می‌گه:

      ممنون برادر به خاطر پاسخ تان که حاوی نکات ارزنده ای بود.
      انتقاداتی به صحبت های شما وارد است و جایش نیست اینجا بیان کنم. اما همینکه در میان دوستانی که با توهین پاسخ دادند شما اینگونه پاسخ فرمودید جای تشکر دارد.
      ما باید با هر حرکتمان به سمت تعالی حرکت کنیم و این مطلب شما مصداق همین تعالی است.
      همه ما وطنمان را دوست داریم و اصول اعتقادیمان یکی است. اما در میان اینهمه اشتراک رفته ایم سراغ کوچه های تنگ و تاریکی که استانمان را به این روز کشانده است.
      تشکر من را پذیرا باش که مطلبت نعمتی بود در میان اینهمه کم لطفی…

      • فرشیدعزیزی می‌گه:

        تا زمانی که تاب شنیدن حرف های رقیب و منطق جواب دادن به او را نداشته باشیم و وقتی ضعیفیم با تمسخر کردن و وقتی قوی هستیم با حذف کردن با طرفمان برخورد میکنیم هیچگاه دارای جامعه سالم نخواهیم شد چون در اینجا یک چیز جذف میشود: تبادل دانش و فرهنگ. ببخشید در صحبت هایم بجای کلمه “شما” از “تو” استفاده کردم.

  • شهروند می‌گه:

    مثلا اقای مرادی نقد نموده است نخیر ایشان خط و نشان کشیده است کاری که در مرام انهاست. مثلا میگوید شما فلان نهاد را زیر سئوال برده اید یعنی از خط قرمز عبور کرده اید و لذا وای به حالت

  • ناشناس می‌گه:

    سلام آقای مرادی عزیز . اولا حیف با این دست قلم که اصلاح طلب نیستی . دوما: در دیاری که هنر نماینده مجلس آن چمق است چه انظاری داری از دیگران

  • زهرا. ح می‌گه:

    متاسفم برای خودم که همراه با شما اصلاح طلب شده ام.
    نظرات توهین آمیز این مطلب من را یاد نزاع های دسته جمعی می اندازد
    حتی در محیط مجازی هم نمی توانیم اصل خودمان را مخفی کنیم.
    من از آقای مرادی و همچنین آقای رضاتوفیق عذرخواهی می کنم.
    شما حرفهای اقای مرادی را تایید کردید.

  • شهروند می‌گه:

    جناب مرادی من سواد سیاسی ندارم ولی تورم و گرانی سرسام اور واعتیاد گسترده جوانان و بیکاری وحشتناک انها وفساد اداری و دزدیهای میلیارد میلیارد تومانی مرا از حاکمیت امثال شما متنفر نموده و اسمان ریسمان کردن هم مشکل مرا حل نمی کند الا حل این مصایب گغته شده شما ماشالا شکمت پر خانواده همگی مشغول کارهای مدیریتی و …………

  • مصلح می‌گه:

    رضاتوفیقی و کسانی که با او زندان بودند اصلا خبر از دیدار برخی از اعضای خانوادهاشون با جلیلی نداشتند . بعدا که متوجه شدند بسیار ناراحت شدند . این کار فریب دادن برخی از اعضای خانواده ها بود که به آن ها گفته بودند نظر جمع اصلاح طلبان دیدار با جلیلی است . آن خانواده ها هم به احترام نظر جمع اصلاح طلبان دست به این کار زدند . غافل از اینکه یکی از اصلاح طلبان به جای همه این خبر را به خانواده ها داده و نظر خودش بود . شاید هم دستی پشت این کار بود تا امروز آقای مرادی آن را پیرهن عثمان کند . تازه آقای جلیلی هیچ کاری برایشان نکرد . دوستان اصلاح طلب ! لطفا در کامنت ها رعایت احترام نویسنده ی این نقد را بکنید . او مودبانه نقد کرد اگر چه محتوی متن مستدل نیست . یکی از ویژگی های اصلاح طلبان اصلی رعایت اخلاق و ادب در برابر رقباست . پس لطفا جواب منطقی و محترمانه بدهید . نویسنده حق نقد داشت و شما هم حق پاسخگویی با حفظ کرامت انسانی .

  • یه .... می‌گه:

    تفاوت اصلاح طلبان با یک اصول گرا را میشود در نظرات این مطلب به خوبی دید
    مرادی جان آقای رضا توفیقی شاگردان خوبی در تخریب دارد
    ایشان در پرورش این نوع از اصلاح طلبان حرفه ای هستند

  • حقگو می‌گه:

    مرادی خیلی حقیر تر از آن است که رضاتوفیقی بخواد جوابشو بده.
    وی با توهین و اهانت به بزرگی مثل رضا توفیقی میخواهد بگوید من هم هستم. شما وقتی پول بورسیه غیرقانونی خود را به دانشگاه یاسوج بازگرداندی اونوقت از مردم حرف بزن. در مرام شما مردم همانها هستند که در برابر دزدیها و به غارت بردن منابع ملی توسط همفکران شما سکوت کنند و جرات حرف زدن نداشته باشند.

    • !!! می‌گه:

      آقای حق گو اگر مرادی حقیر است جنابعالی حقیرتری. حداقل مرادی جرات این را داشت که با نام یک جواب منطقی بنویسد.
      تو حتی این جرات را هم نداشتی.
      وقتی توان پاسخگویی نباشد آدمی مثل تو حقیر می شود.
      مرادی حتی یک کلمه هم توهین نکرده اما نظرات دوستانت را بخوان تا حامیان اصلاح طلبی را در استان بهتر بشناسی

  • یه هم استانی می‌گه:

    خوب شد مرادی در ابتدای مطلبش حمله دوستان رضاتوفیقی را پیشبینی کرده بود.
    استاد رضاتوفیقی این چیزها رو یاد شما داده
    به جای پاسخ منطقی فحش دهیم تخریب کنیم تهمت بزنیم…
    درود بر مرادی که از پس شما چاله میدونی ها بر میاد

  • عابد می‌گه:

    یه کم ئر مورد دکترات توضیح می دادی .این افاضات به تو نیومده . برات متاسفم . دکترات مشکل داره بعد از حقوق مرئم میگی

  • . می‌گه:

    آب که سربالا بره قورباغه ابو عطا میخونه

  • محسن می‌گه:

    آقای مرادی بنده یک فرهنگی باز نشسته هستم با هشت نفر اعضاء که 5 نفر آنها بیکا ودارای تحصیلات آنگونه که شما صحبت میکنی شکمت پر است.و از جایی هم ساپورت میشوی وپشتت گرم که سخن را امنیتی میکنی . نمیخواهم جوابت را بدهم چون به فضایی رفتی که نمیتوانم جوابت را بدهم . دیشب بند به بند مطالبت را نوشته بودم که جواب بدهم ولی از آنجایی که دوستی تذکر داد که این آقا از آندسته افرادی است . که درفرودگاه به هفتاد درصد مردم با پرتاب لنگ کفش به رئیس جمهور مملکت توهین و بی احترامی کرده وکسی کوچکترین تذکری به او نداد . تو چه میتوانی انجام دهی وکی هستی با تعمق در تذکر دوست نتیجه گرفتم که سی سال است.که ما چماق شما را بالا سر داریم شما با افکار وعقایدتان ملت را نا امید کردید. یا رضا تو فیقی که نیروی جز یی است در منطقه محروم. شما ازخود سوال کردید که چرا اورا زندانی کردند که بیایند به جلیلی متوسل شوند. تا اورا آزاد کند. یار العجب ….

    • دوست آقای مرادی می‌گه:

      برادر یا خواهر بزرگوار
      شما فرهنگی بازنشسته نیستی و از متن مطالبت پیداست که با زدن برچسب امنیتی قصد داری به اهداف دیگری برسی حتما بار دیگر مرادی را بازجوی وزارت اطلاعات خواهی دانست.
      من با ایشان آشنایی نزدیک دارم و بارها از ایشان خواسته ام که جواب تهمت ها و توهین های امثال شما را بدهد اما وی به جواب دادن به این صورت اعتقادی ندارد.
      ایشان هیچگاه اعتقادی به برخوردهایی که بعضی ها در فرودگاه داشتند ندارد و آنجا هم نبوده است.
      یک فرهنگی بازنشسته اینقدر ساده نیست که حرفها را به سادگی بپذیرد.
      هیچ کس موافق برخوردهای پلیسی نیست و بر این اعتقادم که هر حرکتی باید بر مبنای قانون باشد.
      البته زدن اینگونه برچسب ها از اعضای سازمان مجاهدین بعید نیست! شما اگر می خواهی از توفیقی حمایت کنی راهش این نیست…البته اگر خود آقای توفیقی نباشی!!!

  • رضا پارسیان تژاد می‌گه:

    افرین یوسف جان حرف من هم دقیفا همین بود که این همه هجمه ی تبلیغاتی علیه ام به راه افتاد

  • یک بچه هیاتی می‌گه:

    خانم راضیه….
    هیچ اصلاج طلبی حرفای امثال مرادی و حضرتعالی رو نمیپذره
    ایشون باید درمورد کامپیوتر و نرم افزار اظهار نظرکنند
    نه چبزی از سیاست میدونن نه آدم این حرفا هستن..فقط دنبال شهرت هستن
    رضاتوفیقی و بقیه دوستانش از قبل از انقلاب تاحالا دارن برا این نظام زحمت میکشن
    ببین وزارت اطلاعات احمدی نژاد کیا رو برا انتخابات بازداشت کرده
    1-رضاتوفیقی:چانباز و ررمنده جنگ تحمیلی
    2-سید رضا عسکری:رزمنده دفاع مقدس و جانباز و فررند شهید
    3-قاسم یزدانی:رزمنده و جانباز جنگ و برادر شهید
    تو دولتی ک دم از فرهنگ ایثار و شهادت میزد خانواده شهدا هم امنیت نداشتن

  • مراد می‌گه:

    آفرین به این می گویند تحلیل آبکی.آقای مرادی حد اقل منطق و فلسفه دبیرستان را یک مروری می کردی ،چون نتیجه گیری از این جوابیه همان خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی است

  • اصلاح طلب می‌گه:

    کسی که رئیس ستاد جلیلی بوده چه لزومی داره آدم مطالبشو بخونه…

    • اصلاح طلب واقعی می‌گه:

      چه منطقی!!!!!!!!!!!!
      یعنی حرامه مطالبش رو بخونیم!!!!!!!!!!!
      من به روحانی رای دادم چون از استبداد خسته بودم آنوقت دوستان ما را ببین که چه منطقی دارم
      ما ادعای گفتگو داریم باید منطقی جواب داد

  • مطلع می‌گه:

    پروفسور مرادی :

    عملکرد بسیار سیاه شما در دوران مسئولیتت ننگی است بر دامن هر چه اصول گرایی است. بسیاری از حرفهایت قابل تامل و بسیاری تهمت و افترا است. یک اصول گرا تهمت نمی زند.اگر تهمت زد اصول گرا نیست.
    یکبار دیگر به عملکرد شما و شجاعی و کسانی که به نام اصول گرایی احمدی نژاد را محاصره و مصادره کردند نگاه کن. بی شک عملکرد شما مانع بزرگی است بر ژست روشنفکری شما

  • اصول گرای رانده شده حیف از دانشی که خوانده ای، کتمان حقایق تا کی مملکت را محمود بازی ها به فلاکت کشاند ه وهدایت خواهت به نا حق حقوق مردم ورای مردم را8سال ….. نمود بازهم …دیگر بس است .اقای رضاتوفیقی استخوان خورد کرده برای حفظ نظام مردم سالاری دینی تا فرا قانونان اقتدارگرا را سر جایشان بنشاند وبه رای مردم تمکین کنند توهم بافی دیگربس است دکتر رایانه نظم ومنطق را از رایانه بیاموز

  • ناشناس می‌گه:

    مرادی قائم مقام ستاد جلیلی بود. خودش ستاد جلیلی را ایجاد کرد و بعد برای اتحاد بچه ها رفت سراغ شیخ شجاعیان و از او خواست مسوول ستاد بشه. خودش هم شد قائم مقام و کارهای اصلی با خودش بود و استاد هدایت خواه دخالتی نداشت.
    دوستانی که قصد تخریب هدایت خواه را دارند از روش دیگر استفاده کنند و انصاف داشته باشند.
    مطلب بسیار به جایی بود
    خوب جوابشان را دادید آقای مرادی

  • راضیه می‌گه:

    جناب آقای مرادی انصافا خیلی منطقی و مستدل حرف دل ما را زدی.من خودم از اصلاح طلبان میباشم.بعضی از ما تاریخ را از یاد برده ایم.حقیقتا بعضی از اصلاح طلبان هیچ مرزی برای خود و دشمنان قائل نیستند.ما که به آقای روحانی رای داده ایم به خاطر شعار های اعتدلالی ایشان بوده است.

  • ف.م می‌گه:

    آقای یوسف مرادی اصولگرای بی اصول شما هشت سال مملکت را چاپیتید به غارت بردید ویران کردید دست مغولان تاریخ و حتی امپریالیسم را از پشت بستید حیا هم نمیکنید این قدر ولایت ولایت نکنید ………………………………….. بی حیاهای بی شرم قانون گریزان ضد قانون شما کودتا کردید و دم از آرای اصولگرا میزنید؟شما ….. و دم از مردم مداری میزنید؟شما بچه های مردم را نفله کردید و از رای سخن میگویید؟بی شرمان تاریخ شما مذهبتان مذهب معاویه و آیه هایی که بر زبان می آرید روایت اوست بی شرمها بی اخلاقها بی ……..

    • افسوس می‌گه:

      به جای اینهمه توهین و افترا جوابش را منطقی بده نشان بده که یک اصلاحطلب واقعی هستی با این کارها حرفهای امثال مرادی را تایید می کنیم!

  • یک بچه هیاتی می‌گه:

    یوسف مرادی خواستم با یکی از دوستانت مقایسه ات کنم دیدم در حد اونم نیستی…
    همه میدونن که جلیلی تو آزاد کردن اون چند نفر نقشی نداشت هرچند بازداشت این چند نفر اصل ازادی انتخابات رو زیرسوال برد…
    دستمتل کش احمدی نژاد یادت رفته چندسال پیش ک علیه استاندار تو گلزار صحبت کردی چند بار شواری تامین بازجوییت کرد؟
    به چیه دولت اصولگرا!!!!!!!!!!!!@@ افتخار میکنید؟؟
    متاسفم برا محمد ذکاوت که حرفای تو رو منتشر میکنه
    تو که هدایتخواه بافضاحت تمام از ستاد جلیلی بیرونت کرد
    جلیلی هم ادامه دهنده راه احمدی نژاد بود
    زنده باد رضاتوفیقی

    • یه بچه هیاتی واقعی می‌گه:

      یه بچه هیاتی هیچوقت اینگونه که تو نوشتی نیست.
      بچه هیاتی آزاده است. دستمال کش احمدی نژاد بودن بهتر از دستمال کشی امثال رضا توفیقیه
      مطلب عالی بود

200x208
200x208