تاریخ درج خبر : 1392/09/01
کد خبر : ۱۴۱۶۰۳
+ تغییر اندازه نوشته -

دنیا بی افغانها غم انگیز است

سایت استان: جواد حیدریان

پدرم توی مدرسه شاگردهای افغان داشت ولی یکی شان سرامد همه بود. یعنی از همه شاگردان ایرانی اش بهتر بود. نامش جمعه بود. شاید یکی از محبوب ترین دانش آموزان پدرم بود که ریاضی را شبیه نابغه ها می فهیمد. پدرم توی خانه حتی راجع به او حرف می زد. بعدها فهمیدیم “جمعه” ترک تحصیل کرده و مجبور شده برای کار از مدرسه برود. پدرم به اندازه ای برای جمعه نگران بود که برای ما نگران نبود. همیشه می گفت این پسر حیف شد! در یاسوج، شهری که من 20 سال اول عمرم را گذراندم، افغانها درست شبیه پدر، برادر، خواهر و مادرهای ما بودند. کم رو و خجالتی. پوست های آفتاب سوخته و چروک خورده! لهجه داشتند و اغلب هم سواد نداشتند. البته بسیاری از آداب و رسومشان شبیه به ما لرها بود. حتی کلمات غلیط پهلوی که ادا می کردند در ریشه زبانی ما پیدا می شد. اغلب کمتر اهل معاشرت بودند و انگار چیزی از درونشان مانع می شد ارتباط بگیرند. وجدان داشتند و کاری که به آنها سپرده شده بود را به بهترین شکل انجام می دادند. می شد فهمید چطور از غربت چهره شان اندوهگین می شد. چروک صورت‌هاشان، آنها را پیرسال نشان می داد. جوانی که شاید 20 ساله بود 40 ساله می نمود. گاهی رفتارهای نزدیکان خودم را با افغانها مقایسه می کردم، وقتی برای کاری مثلا به تهران یا شهرهای دیگری سفر می کردند آنقدر خجالتی بودند که اغلب مشکلاتشان حل نمی شد یا شاید هم بهشان ظلم می شد. افغانها لااقل برای من اینطور بودند. یعنی خوب و دوست داشتنی بودند. ممکن است در جایی افغانستانی بدی هم بوده باشد اما … بنابراین با خیلی هاش رفیق شده بودیم. دوستی داشتم که در کودکی به او علاقه مند بودم. بسیار پسر خوش سیما و خوش اخلاقی بود. به لحاظ مالی تنها افغانستانی بود که می دانستم وضع مالی خوبی دارند. پدرش اغلب به استرالیا سفر می کرد. بعدها فهمیدم به آنها “هزاره ای” می گویند. بعد از دوران ابتدایی گمش کردم… چقدر دلم می خواهد دوباره ببینمش.
در یکی از سفرهای بین تهران و یاسوج توی اتوبوس با یک افغان رفیق شدم. صندلی کنارم نشسته بود. اغلب ایست بازرسی شهر سمیرم بر بام ایران، پلیس برای بازداشت افغانهای غیر مجاز وارد اتوبوس می شد، دوست همسفرم خوش تیپ بود و بر خلاف برخی از افغانها که خیلی در ایران به ظاهراشان نمی رسند یعنی وقتش را ندارند و شاید انگیزه اش را، او مرتب و شیک بود. پلیس را رد کردیم. دوست افغان گفت 7 سال است خانواده اش را ندیده. به شکل غیر قانونی وارد شده و حالا می خواهد برود اصفهان و دو ماه دیگر می خواهد برگردد هرات… شماره خانه شان را به من داد که برای سفری به افغانستان به او زنگ بزنم و…
حالا چند وقتی است نیروی انتظامی ما صراحتا با آنها برخورد می کند و بدتر اینکه اغلب افغانها هر جایی مصاحبه ای می کنند از بد رفتاری ایرانی ها در رسانه ها می گویند. اینکه هیچ کس نمی گوید سالها کار و زندگی در ایران برایشان خاطره های خوبی هم رقم زده کمی اندوهگینم می کند. به آنها و به انسانیت بیشترین حق را می دهم و البته حقی هم برای حاکمیت سرزمینی قائلم که برای یکسری ملاحظات حاکمیتی قوانینی را اجرا کند اما بیش از هر چیز برای خودم ناراحتم؛ برای خودم که بارها به این فکر کرده ام اگر افغانها نبودند که فارسی حرف بزنند چقدر دنیای ما غم انگیزتر می شد!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام إز افغانهای مقیم یأسوج خانواده مرحوم حاج اقا ….. هست که إز شاگردان مستقیم امام راحل در نجف اشرف بودند که تاجایی که من اطلاع دارم به دستور ایشان به یأسوج أمده و به مدت ده سال امام جمعه یأسوج بودند پس إز فوت هم در حسینیه گلزار شهدای یأسوج تدفین شدند خانواده ایشان با تحصیلات عالیه دانشگاهی به مردم استان در حال خدمت هستند.

  • راوی می‌گه:

    یادم هست در بیمارستان شهید بهشتی شیراز یک افغانی بستری بود که زمانی ساکن یاسوج بودند .در بین صحبت با ایشان از اینکه در یاسوج با خشونت با افغانها رفتار می شد دلخور بود .در حال حاضر استان یزد 600000نفر جمعیت دارد و 100000نفر انان افغانی هستند

  • سید یوسف مرادی می‌گه:

    حق مطلب را ادا نمودی. یادشان به خیر کارگران مظلوم افغان که نسلی از ما را در سالهای تاریک اوایل دهه هفتاد باشگاههای رزمی مشغول می کرد و گرنه ما هم برای زنگ تفریحمان می بایست سراغ مواد فروشهای […] (خودم سانسورش کردم) می رفتیم.

  • حسینی می‌گه:

    افغانها هموطنان قدیمی ما هستند که به خاطر شرایط سیاسی و استعماری از ما جدا شدند افغانستان و تاجیکستان جزئی از ایران بزرگ هستند اما در دو مملکت دیگر. امید که روزی امنیت در افغانستان حاکم شود تا این همزبانان و هموطنان قدیمی عزیزمان مزه و طعم رفاه را بچشند. من خودم چند ماه کابل بودم و انصافا در افغانستان با وجود ناامنی و محرومیت هیچگاه احساس غربت نکردم و یکسالی هم که به خاطر ماموریت خبری در تاجیکستان بسر می برم گویی دریکی از استان های ایران ساکن هستم انسان های مهربان و انسانهایی که به ایران عشق می ورزند .درود بر جواد ، جوان خوش ذوق و خبرنگار واقع بین. نوشته حالبی بود . من به جواد جان پیشنهادمی کنم این متن زیبا برای رسانه های افغانستان ارسال شود

  • جامه بزرگی می‌گه:

    من4/5 سال با افغانها در کارهای تولیدی و بنایی کار کرده ام و چیزی در حدود 14 سال نیز با کارگران ایرانی و به ویژه هم زبانان لرم کار کرده ام .خاوکیلی در ان 4/5 سال به اندازه ی یک هفته کار با هم وطنان اذیت نشدم وهمه با تمام وجود در خدمت صاحب کار بودند .مطمئنا اگر شرایط سیاسی افغانستان حل شود آنها ملتی پیشرفته خواهند شد.

  • احمد می‌گه:

    راست وایسا بعد عکس بگیر اقای محترم

  • یاسوجی می‌گه:

    اوج نویسندگی جوانان ما رو ببینید تو رو خدا

  • همشهری می‌گه:

    کی اجازه میده که هر کسی وارد سایت بشه و چرت و پرت بنویسه . مگه این سایت ها صاحب نداره

  • وحید دهدشت می‌گه:

    اقای حیدریان هم خودت رو مسخره کردی هم استان رو . چیزی بلد نیستی حداقل کوپی برداری نکن.شاید افغانستان در حد فهم تو باشد اما در حد مردم ما نیست

  • ولوي می‌گه:

    عالی است آقا جواد، عشق و انسانیت هیچ مرزی نمی شناسند. زنده باد عشق

  • ولوي می‌گه:

    عالی است آقا جواد، عشق و انسانیت هیچ مرزی نمی شناسند. زنده با عشق.

  • صادق می‌گه:

    محدودیتهای اجتماعی سنگین به خصوص در مورد کودکان افغانی که در کشورمان به دنیا آمدند عادلانه نبود و نیست. کسی که در ایران به دنیا بیاید وطنش ایران است. من همیشه متاسفم که به عنوان یک مسلمان نتوانستیم افغانها را بپذیریم و همیشه به آنها تحقیر آمیز نگاه می کنیم. اگر چند افغانی که در شرایط بسیار سخت قرار دارند دچار وسوسه های شیطانی شدند، بگویید چه تعداد از هموطنان ما نانشان را، حقوقشان را خوردند و ندادند؟ چقدر کارگری وبدبختی کردند و بعضی ها مزدشان را ندادند. چه تعداد از هموطنان ما به خودمان، زنان خیابانی بی پناهمان ظلم و تجاوز کرده اند؟
    من برای کسی که همه عمرم کفشهایم را واکس زده و همچنان با عزت زندگی کرده احترام انسانی قایلم. فرقی ندارد.

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    سلا م جواد بی معرفت حالی نمی پرسی ایراد نداره می بخشم اما فراموش نمی کنم نوشته ات دلم را به درد آورد بیا با هم بخوانیم این درد نامه ی احمد شاملو را اعراب فریبم دادند /برج موریانه را به دستان پر پینه ی خویش بر ایشان در گشودم /مرا و همگان را بر نطع سیاه نشاندند و گردن زدند ……………..

  • یالان دنیا می‌گه:

    باسلام خدمت اقای حیدریان این مطلب رو به طنز نوتید یا واقعا خواهان افغان هستید مگه واقعه غم اتگیز دختری که توسط افغانها مورود تجاوز وحتی قتل ان دختر بی گناه شد نشنیدید یا فیلم ان حادثه که همه جا بود ندیدید واقعا براتون متاسفم با متنی که نوشتید این بلا رو ممکن بود برسرخانواده ما یا شما می اوردند ایا باز هم می گفتید افغانها خوب هستند؟

  • وحید دهدشت می‌گه:

    دلت برای خودت بسوزه ……..

  • م.افسر می‌گه:

    دنیا بدون افغانها جای دزدان بی شرفی ست که پرندگان را تنها برای کشتن از قفس آزاد می کنند .
    نوستالژی همنشینی با افغانها برای هر انسان باشرفی همیشه دلنشین و خاطره انگیز است .
    یکی از بهترین خاطرات عمرم آشنایی با یک افغانی در قم در دوران دانشجویی بود. هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

200x208
200x208