تاریخ درج خبر : 1392/09/01
کد خبر : ۱۴۱۷۹۴
+ تغییر اندازه نوشته -

اصلاحیه ای بر «اصلاح طلبان دهدشت به خود بیایند»

سایت استان: فیض الله مومنی

مقاله ی «اصلاح طلبان دهشت به خود بیایند» واکنش های متفاوتی را در فضای حقیقی و مجازی جامعه موجب گردید که این مسئله نشان از اهمیت «دیالوگ» در جامعه و حساس بودن مردم و فعالین سیاسی شهرستان کهگیلویه به آینده ی سیاسی شهر و دیارشان می باشد که به جهت ایرادات و ابهاماتی که در آن مقاله بود نکاتی را جهت تنویر افکار عمومی اضافه می نمایم.

اصلاح 2

1-هدف از مقاله ی قبلی تاکید بر و حدت و همدلی نیروهای سیاسی اصلاح طلب بود اما قبول دارم در قسمت هایی از بحث ناخواسته از این مهم عدول کرده ام و اتفاقا موجب نگرانی های بیشتری شده ام؛که همین جا به واسطه ی این قصور از همه ی مردم شریف شهرستان کهگیلویه عذرخواهی می نمایم .ولی این مسئله نباید مانع از نقد و مذمت پاره ای رفتارهای ناشایست گردد،بنده رفتار برخی از دوستان در نشان دادن sms و یا کارهایی از این دست را رفتارهای ناسنجیده می دانم و هنوز هم روی حرف خود می باشم و باور دارم که همه ی ما به جای این گونه رفتارها بهتر است به فکر وحدت و همدلی باشیم . «کلکو» کردن در تاریخ و اشتباهات احتمالی همدیگر را به رخ کشیدن ،اگر چه برای عبرت آموزی لازم می باشد اما متاسفانه در شهر ما این نوع حرکت ها جهت انتقام گیری و حذف دیگری می باشد . خوب است همگی از این رفتارها دست برداریم و بپذیریم که همه در گذشته اشتباهات کوچک و بزرگی داشته ایم که بعضا موجب ضربه خوردن اصلاحات گردیده است ولی یادمان باشد (نشان دادن sms و یا افشای حضور یکی در جونکی بهبهان و سخنرانی برای موحد و یا دیگری در سرفاریاب و سخنرانی برای بزرگواری و یا بازگشت به گذشته و بازگو کردن انشقاق میان اصلاح طلبان در انتخابات سوم خبرگان رهبری و یا عدم وحدت در انتخابات مجلس در سال 1386) نه تنها هیچ دردی را دوا نمی کند که بی شک فرصت را برای پیروزی جریان رقیب هموارتر می نماید .

2- هم در کامنت ها و هم در فضای حقیقی بسیاری پیگیر ماهیت نویسنده مقاله می باشند .«فیض الله مومنی» یک نام مستعار می باشد و کسی با این نام و هویت در دنیای واقعی وجود ندارد پس نیازی به خسته کردن خودتان نیست .در ضمن دانستن نام من مشکلی را حل نخواهد کرد و اگر واقعا احساس می کنید نیازی به دانستن آن هست قول می دهم در مقاله ی بعدی خودم را کامل و با عکس معرفی نمایم . نام من دهدشت است،سرفاریاب است،دیشموک است،قلعه رئیسی است،لیکک است، چرام است و… من یکی از هزاران جوان کهگیلویه ای هستم که دغدغه ی اصلاحات در کشور ،استان و شهرستان را دارم.من همراه با هزاران پیر و جوان دیگر در سال 70 شعار تاجگردون-تاجگردون، در سال 74 محقق-محقق،در سال های 78 و 82 منطقیان – لاهوتی و در سال 86 رستاد –رستاد سر می دادیم و تمام این سال ها را خوب به خاطر دارم و شب هایی که بد می گذشتند و همیشه هم باید تماشاگر شادی دیگران می بودیم .و این قصه ،غصه ی پردردی است که صدها من کاغذ می طلبد و بی نهایت حوصله تا بازگو شود .

3-در مقاله قبلی به صورت خاص از آقای منطقیان و نقش آفرینی او در تاریخ اصلاحات شهرستان گفته شد که هدف از یک طرف ارجگذاری به بزرگان اصلاحات بود و از طرف دیگر نیز بهانه ای بود برای تبیین و تشریح رفتار ناشایستی که اشاره گردید.شهرستان کهگیلویه از گذشته شخصیت های موثر و توانمندی در میان نیروهای اصلاح طلب داشته است که همگی د رمسیر اصلاحات هزینه داده اند و اگر اشتباه و قصوری رخ داده است ؛همگان به یک اندازه مقصر می باشند .نه تنها آقای منطقیان که باید آقای لاهوتی ،سید رضا موسوی،سید ضیاءالدین رضا توفیقی ،لطیف رستاد ،سید نعمت الله صدوقی و… نیز ارج گذاشته شوند و از تجربیات آنها استفاده گردد.

4-کامنت های زیادی برای مطلب گذاشته شد و پیام های بسیاری با نام واقعی و مستعا ر در زیر مقاله نوشته شد.اتفاق میمونی که امیداریم اولا در دنیای واقعی چنین بستری فراهم گردد و در ثانی روزی برسد که بدون هر گونه فیلتر و سانسوری همه کامنت ها بالا بیایند .ولی خوب است در این میان بدور از احساسات و کاملا منطقی رفتار کنیم و فضای کامنت گذاری را فضایی برای دیالوگ و ارایه راه حل بدانیم ،نه خودنمایی،تبلیغات و یا عقده گشایی. متاسفانه هم در کامنت های مقاله قبلی و هم در مقالات و خبرهای دیگر گاهی کامنت هایی گذاشته می شود که فقط مستحق عنوان«رفتارهای بچه گانه» می باشند.

5-همه ی ما-تاکید می کنم-همه ی ما نسبت به آینده و بویژه آینده اصلاحات مسئولیم و باید سعی کنیم به خرد جمعی روی بیاوریم و البته مقداری مدارا. باید از خود رایی و خود خواهی هایمان کم کنیم و البته به جوانترها نیز اعتماد نماییم . اصلاح طلبان دهدشت،استان و کشور باید تجربه های گذشته را چراغ راه آینده قرار دهند و مانع از تکرار «کمیک» تاریخ گردند. تجربه ائتلاف عارف و روحانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری درس بزرگی برای همه ی اصلاح طلبان در همه ی جای کشور می باشد تا دوم خرداد بزرگ و 24 خرداد بزرگ استمرار بیابند.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده می باشد و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ر-رص می‌گه:

    سلام دوستان خیال پرداز!….خدایی مگه گچساران کهگیلویه،اصلاح طلب داره که بخواهند به خودشان بیایند.بیاید جدی باشیم و حرف خنده دا ر برای هم تعریف نکنیم.یه مدت قدرت داشتند یه مدت از قدرت فاصله گرفتند و چپکی به قدرتمداران راست نگاه کردند مگر هر که چپ چپ یا چپکی نگاه کرد چپ است یا اصلاح طلب.این مناطق به هزار یک دلیل فاقد روشنفکر واقعی است.مگر هرکه چهار تا کتاب مطالعه کرد و چند پارگراف را حفظ کرد می شود روشنفکر.تو را به خدا قسم حداقل به خاطر نسل ها بعدی هم که شده بعضی واژه های مقدس را اینگونه غیر مسئولانه بروی شان یا توی شان نرقصیم و…

  • علی می‌گه:

    جهت اطلاع دوست عزیز روشن:مگر ماهیت واقعی شما روشن است که احتیاج به شناسایی بنده دارید.یک سری حرف هایی زدم که اگر پیگیر و بی تعصب باشید واقعیت را پیدا می کنید و این قطره از دریا است.در جواب اینکه فرمودی نیت خوبی نداری…. اظهر من الشمس است که ایشان توافقی نمی کنند و حداقل آقای لاهوتی هیچگاه این را نمی پذیرند زیرا رک و راست ایشان را مناسب این جایگاه نمی دانند با احترام به شخصیت آقای منتطقیان( سال 86 )این پیشنهاد را دوستان ایشان دادند که این دور ما نمی آییم ولی ….. و جوابی بسیار قابل تامل آقای لاهوتی به آنها دادند که از ذکر آن معذورم زیرا به امانت است.)
    و در خصوص آقای ……….. کمی تحقیق کنید و جایگاه اجتماعی و خاستگاه خانوادگی و همچنین پشتوانه ایشان و مهمتر از همه بپرسید سال 76 ایشان در چه ستاد ریاست جمهوری فعال بودند.از اصلاح طلبانی هم که یقه چاک بودند مخصوصن از چند ماه قبل از این انتخابات و تا الان ببین چه افعالی از ایشان سر زده و برای ریاست ستاد عارف چه کارهایی کرد. و بعد این طرف که دید ستاد استان را نیروهاش رو آقای لاهوتی تعیین می کند رفت سراغ ستاد روحانی راستی از عارف تا روحانی چقدر فاصله است؟؟؟؟ و از دوستانش بپرس در 3 -4 ماه اخیر چند روز در تهران بود و دنبال چه بود و کسانی رو می دید و هدفش چه بود.
    در آخر از ایشان بپرسید با آقای منتطقیان و موحد به صورت همزمان به شورای نگهبان رفتید چه توجیهی برای تنها اصلاح طلب شهرستان و جوان و اصلاح طلب واقعی وجود دارد.
    اگر می بینید امثال این حرف ها ذکر نمی شود و رسانه ای بدانید مرامی و اخلاقی در طرف دیگر است

  • علی می‌گه:

    خواهشمندم آقای آرام این کامنت دوم بنده رو بپذیرید چون به نظر خودم مطلب بی مناسبت و توهین آمیزی در آن مشاهده نمی نمایم.و به نظرم احتیاجی به در انتظار نگه داشتن آن نیست.سال ها سکوت و بایکوت خبری آقای لاهوتی و مروت و مرام دیگر بس است دیگر هنگام روشنگری و هویدا کردن ماهیت بعضی اشخاص رسیده

  • اصلاح طلب می‌گه:

    …..! مگه دوباره چرخیدی این ور؟ بابا سر گیجه میگیری ایقد میچرخی

  • ناشناس می‌گه:

    باسلام وعرض ادب .ایکاش بردار بزرگواری که خودرا فیض الله مومنی نامیدند شهامت ان را داشتند که اگه قصد خیر در کارشون بود ونه تفرقه افکنی اسم ومشخصات واقعی خودرا می نوشتند ونه اینکه بااسم جعل مقاله بنویسن.این برادر فکر نیکنک که بوئی از اصلاح طلبی برده باشن چون یک اصلاح طلب به معنی واقعی کلمه هدفش اصلاحات است ونه تفرقه ایشان هیچ ربطی به جریان اصلاحات ندارن واز گروه شکست خورده انتخابات هستند که انشاالله در هیچ دوره ائی ازهم اکنون یاداشت بفرم نه درمجلس خبرگان نه در مجلس شورای اسلامی ونه در انتخابات ریاست جمهوری انشالله نماینده ائی ندارن وقصد ایشان از به قول خودسان این اطلاعیه فقط وفقط تخریب اصلاح طلبی وکاشتن بذر تفرقه بوده که ایشان ان را کاشته تا عده ائی در اینده ان را درو نمایند وغافل از اینکه به نتیجه نمی رسد این بذر وقبل از ان که درو شود تخم ان از درون می پوسد وهیچ بداشتی نخواهد نمود ای برادر گذشت زمانی که مردم را با یک کیلو سیب زمینی فریب می دادید و تحصیل کرده هایمان را که پست درهای استخدام مانده بودن قول ووعده کار به انها میدادید وپس از ان که کارتان تمام شد حتی باسلامی یادی از انها هم نمی کردید عصر عصر انفجار اطلاعات وپیشرفت می باشد مردم دیگه هرکدام انها خود سیاستمداری هستن که امثال شما باید بنشینید تا از وضعیت مملکت براتون صحبت کنن قطعا ویقیننا حضر تعالی خوب میدانی که هم اکنون همه سردمداران اصلاحات در کهگیلویه یار ویاور وهمدل یدیگر می باشن وچنان با اقتدار ومحکم هستن شما که هیچ هزازان نفر از شما وامثال شماها حتی نمی توانید بین 2نفر از کسانی که سواد خواندن ونوشتن راندارن ولی فکر انها اصلاح طلبی است را ازهمدیگر جدا کنید واگر چنین فکری در ذهنتانخطور میکند بهتر است “بهتر از به فکر نان باشید که خربزه اب است “شما راه به جائی نمی برید اگه به اندازه کوه دنا هم الاعیه وهم شب نامه دهید چون این زنجیره ناگسستنی است البته کسی براتون تره خورد نمیکند قطعا شما از این انتخابات بدجور عصبانی هستید وخوابهای رنگی می دیدید که اگه فلانی ریس جمهور شود فلانی استاندار میشود ومن قطعا اگه فرماندار نشم قطا بخشدار میشم .شتر در خوای بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه . “این همه ادیب وفیلسوف وشاعر وعالم وهنرمند فقط برای عبرت همگانی امدند ورفتند .پس عبرت بگیر از حماسه خرداد 92که کمتر از 2ساعت تصمیمی این چنین گرفته شده که حالا شما عصبانی هستید . از جناب اقایان منطقیان” لاهوتی تقضامندیم در 2سطر جواب این بنده خدارا بدهند که خدای ناکرده دق نکند . واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقو. از خوانندگان محترم ار اشتباهات تایپی وغلطهای املائی وانشائی که در این کامنت گذاشته شده پوزش می طلبم .

  • سیدروشنگر می‌گه:

    در ادامه جمله شما باید میگفتید در انتخابات 89 هم بزرگواری بزرگواری یا همان منطق واری .ضمن اینکه معلوم هست از طایفه ی …… ها هستی و اقای داربام باید نگاه به مقاله کنی ونظربدی!اقای منطقیان خیلی بی ثبات بودند .برو مقاله کبنا نیوز رو بخون تا متوجه بشی

  • محمد قاسم مرادی می‌گه:

    بهترین نعمت خداوند انصاف است آقای منطقیان اصلاح طلب بوده یا نبوده این دوره هیچ طلبی از اصلاحات ندارد ،چرا که در روز روشن از اقای محسن رضایی حمایت کرد نه یک جا و دو جا ،بلکه صدها جا.
    آن یکی گفت اشتر را که هی / از کجا می آیی ای فرخنده پی/
    گفت از حمام گرم کوی تو / گفت خود پیداست از زانوی تو/
    آقای منطقیان زانوت گواه حمایتت از دشمنان اصلاحات در 12 سال گذشته است .لطفا منصف باش .و از حقت بیشتر نخواه .این دوره طلبی از اصلاحات نداری
    ان شاله دوره های بعدی
    و مطالب بالا 100 درصد مورد تایید بنده و همه دلسوزان اصلاحات است

    • محسن می‌گه:

      …. مرده،باغیرته وهمیشه در دلهاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اون موقع طرفدار کروبی ،،،،،،،،،،،بعداز ردصلاحیتش مثل مرد از مهندس رستاد حمایت کرد،،،،،واین دوره محسن رضایی خودشو بیطرف اعلام کرده بود واگه رای بهش داده بخاطر لربودنش بوده ،،،،،،،،،،،،،،،ولی رستاد که یار ویاور …… تویاسوج برا دکترروحانی سخنرانی کرد،،،،،،،،،با این حرفها وکاراتون به جایی نمیرسیددددددددددددد

  • علی می‌گه:

    درسته آرای منطقیان بیشتر بود در دو دوره ولی توجه و تعقل و انصاف بفرمایید:
    1- شما چرا به اینکه آقای منطقیان تنها کاندید حوزه بویر احمد بوده توجه نمی فرمایید، ولی آقای موحد و لاهوتی از یک حوزه و با همپوشانی نزدیک به 80 درصد آرا مواجه بودند.در تمام بخش های حوزه ثلاث که آقای موحد تقریبا یکه تاز بود و امثال شماها آن را سناتور خطاب می کردید و شکست ناپذیر و حتی بیشتر دوستان در خفا رای به ایشان می دادند در دو دور آقای لاهوتی در این بخش ها(جز لیکک بهمئی ) رای بیشتری آورد و هیمنه ایشان را شکست که بارها اعلام کرد من شکست خوردم زیرا در جایی که روزی نزدیک به 100 درصد رای داشتم حالا پایینتر از آقای لاهوتی رای آوردم و من پیروز نشدم .
    2-در تمام حوزه های بویر احمد نشین از جمله مرکزی و چرام و… آقای موحد از آقای منطقیان رای بیشتری آورد و مضاف بر آن اینکه در تمام بخش ها از جمله حوزه های بویر احمد نشین آقای لاهوتی یا نصف یا بیشتر از نصف از آرای آقای منطقیان رای داشته است(رجوع شود به آمار صندوق ها از جمله مرکزی:موحد 21 هزار-منطقیان 19 هزار-لاهوتی 13 هزار و همچنین توجه شود به آرای آقای منطقیان در حوزه های ثلاث که نزدیک به 5 درصد هم شاید نرسد-فکر نکنید و یا تهمت نزنید به حوزه ثلاث که قومی رای می دهند می توانید آمار دور بعد که آقای فیاض بخش بود و بزرگواری و رستاد تا بفهمید در تمام حوزه های ثلاث آقای بزرگواری رای بسیار بیشتری از این آقایان حوزه ثلاث داشته است.و حتی در روستای آقای رستاد هم آقای بزرگواری رای بیشتری آورد و حتی قلعه رئیسی زادگاه فیاض بخش و نمونه های دیگر.)
    3- متاسفانه با وجود تنها کاندید بویر احمدی و به اصطلاح چپی،آقای منطقیان فقط 3 هزار رای بیشتر از آقای لاهوتی آورد با وجود به قولا سناتور در آن حوزه
    -4-روند انتخابات را هم بخواهید نگاه کنید آقای لاهوتی نسبت به دور قبل از آن 10 هزار رای رشد داشت ولی آقای منطقیان اگر اشتباه نکنم نزدیک به 3 هزار رای و افول ایشان کاملا محسوس بود و با تحریک نفوذی ها باقی ماندند و توجیه هشان رای کل بویر احمدی ها به آقای منطقیان و تقسیم آرا حوزه ثلاث
    5-آقای لاهوتی کجا خیانت کرد و یا کجا از مواضع اصلاح طلبی ذره ای عدول کردند که شما می فرمایید(اگر منظور آقای رستاد هستند ایشان را ذره ای اصلاح طلب نمی داند و با دلیل و خواهشمندم از کسانی که برای ایشان سخنرانی می کردند و سنگ ایشان را به سینه می زدند حالا سوال بفرمایید ببینید که آیا مواضعشان همان است. همیشه گفتند گذر زمان حقایق را ثابت می کند و ماهیت افراد را .از تک تک اطرافیان آقای لاهوتی بپرسید تا به حال موضع یا نظری در مورد سیاستی یا شخصی داده اند که اشتباه باشد؟(همان هایی که بلندگو ها را رها نمی کردند در ستاد آقای رستاد و بارها به ایشان تذکر داد ولی نپذیرفتند را گواه بگیرید)
    اگر هم بحث بر روی سخنرانی ایشان در مورد مشارکت و مجاهدین می باشد که ایشان بیانیه دادند در جهت روشنگری پس از خلط مبحث توسط عده ای منفعت طلب در جهت تخریب ایشان در انتخابات،همچنین ایشان به روحیه و افکار و سیاست های بعضی از سران حزب مشارکت و مجاهدین انتقاد کردن در دو نامه به آقای خاتمی در سال 79 و82 پس چیز پوشیده ای نبوده و مفتخر است که سال ها قبل هشدار داده بوده است با توجه به روند کاری و افراط گرایی و عدم تحمل مخالف بعضی از سران اصلاحات،و معامله و سیاسی کاری و منفعت طلبی عده ای دیگر-و حاصل سیاست های آقایان را در سال 84 دیدید که منجر به ظهور احمدی نژاد شد.
    6-با تمام احترام به شخصیت آقای منطقیان،ایشان زاییده ی اختلاف بین آقای لاهوتی و تاجگردون بوده است نه یک نیروی صرف و با توان کاندیداتوری و همچنین زد و بند های متاسفانه آقای بهرام تاجگردون و موحد در پایتخت بود.( العاقل فی الاشعاره:زد و بند آقای موحد و تاجگردون و تحریک و تحکم برای ماندن آقای منطقیان در انتخابات و فرستادن آقای رمضان زاده به عنوان فرماندار و گرفتن پول توسط ایشان برای در آوردن انتخابات و همه می دانید که چه شد و چگونه شبانه بعد از امضا حکم و … گریخت.)
    7-اگر لاهوتی حتی یکی از اشتباهات و موضع های سیاسی که آقای منطقیان در این چند سال گرفتند را می گرفت او را از این شهر بیرون می کردند عده ای-انتخاب معین84 :در همان سال لاهوتی نامه ای به آقای خاتمی نوشتند و کروبی را اصلح تر دانستند و حتی لفظ معین کثیر استعفا و ترسو،و حتی نوشتند محمد رضای خاتمی…. را در آن آوردند.و بعد ها هم دیدید که چطور حکم حکومتی را پذیرفتند و ….. و یادم نمی رود تخریب ها و نیشخند های آقایان به اصطلاح دانشجو و روشنفکر و نزدیکان آقای منطقیان چه بلبشویی برای انتخاب کروبی توسط لاهوتی به پا کردند که او اصلاح طلب نیست و به تبع لاهوتی همین همینطور،و منفعت طلبانه خودشان در هر دو ستاد فعال بودند.
    انتخاب کروبی 88 :این کروبی آیا همان کروبی سال 84 نبود؟ از دوستان به اصطلاح روشنفکر و داعیه دار تفکر و تعقل و سیاست که هیچ وقت نخواستند اشتباهات و تفکر قومی و قبیله ای خود را بپذیریند می پرسم؟
    خدا را شاهد می گیرم و قاضی، از سال 84 که آقای لاهوتی با آقای محتشمی پور و کروبی دیدار داشتند مناسبتی وجود نداشت که آقای کروبی تماس شخصی نداشته باشند ولی در سال 88 که ایشان برای حضور یا عدم حضور زنگ زدند به آقای لاهوتی،آقای لاهوتی مردانه و صادقانه به ایشان گفتند اگر آقای موسوی بیاییند من برای ایشان فعالیت می کنم و داستان های جالب بعدش…. و دیدید که چگونه برای آقای موسوی فعالیت کرد و آقای منطقیان و همراهانش کروبی را انتخاب کرد که 84 آن را مهره حکومت می دانستند چه شد که 88 باز هم همان انگ را به موسوی دوختند و لاهوتی (آرای آقای کروبی را در 84 و در 88 در استان مقایسه بفرمایید).
    چون لجاجت داشتند به ستاد کروبی رفتند و همچنین بی بصیرتی و عدم سیاست داشتن آقایان باز هم هویدا شد ولی بازهم نخواستند بپذیرند اشتباهشان و لجاجت شان را، هر چند همان ستاد کروبی را هم لیدرهای آقای لاهوتی می چرخاندند(گنجی-صدوقی)زیرا لاهوتی به کار حزبی اعتقاد و چون 84 این آقایان را به عنوان نماینده پیش آقای کروبی فرستاد و در حزب اعتماد ملی نامنویسی کردند و رییس حزب در شهرستان شدند و به آنها گفت که با تمام توان برای حزبشان فعالیت کنند و ذره ای در کارشان دخالت نکرد.
    انتخاب رستاد و همزمان بزرگواری:احتیاجی برای توضیح بیشتر نیست در مورد اون انتخابات فقط بدانید فتنه ای بود و انشاالله روزی به آن می رسید.آقای لاهوتی با تمام وجود نپذیرفت و حتی اجازه حضور هیچکدام از کاندیداها را در منزل نداد و حتی به بزرگواری پیام داد که حتی اجازه نمی دهم حتی در کوچهی منزل من بیایید.هشدار داد و حتی از دوستانش فاصله ی زیادی گرفت که یک به یک پشیمان دارند بر می گردند.گفت حال که حکومت و مسئولین همچین خطای فاحشی کردند پس اگر امام هم رودروی آقای بزرگواری باشد او را پیروز می گردانند و رای هم می آورد چون رقیبی نیست و اگرم باشد نتیجه مشخص است.و عقیده داشت هر کس به کاندیدای خودش که رد شد رای بدهد و یا از صندوق های رای قهر بکنند مردم، تا وزن این جریان مشخص و بار آخری باشد که حق خوری صورت می پذیرد. خود آقایان با حیله و نیرنگی که دو دور استفاده و رای جمع کردند (شعار بویر احمد و غیر بویر احمد)نتوانستند برای آقای رستاد رای جمع کنند و این آتشی شد در خانه خودشان…. هر چند به لیدرهای آقای بزرگواری توجه فرمایید تا سیاست دو پهلو و منفعت طلبی آقایان و عدم اعتقاد به تفکر و تعلق به جناح اصلاح طلبی را بفهمید که چه کسی دارد و چه کسانی قومی رای دادند و رای آوردند و همانها می گفتند حالا که رستاد از حوزه ثلاث است باید لاهوتی حمایت کند و هنگامی که نقشه شان نقش بر آب شد شروع به تخریب کردند که لاهوتی خودخواه و فقط خودش را قبول دارد.
    و انتخابات دور گذشته هم که انشاالله همه حضور ذهن دارند و مسایل را می دانند و منفعت طلبان جریان و پیمانکاران و قوم گرایان و پست طلبان و استخدامی و … ماهیتشان رو شد.
    و اما انتخابات ریاست جمهوری اخیر:آقای لاهوتی از روز اول با آقای عارف بودند و حتی هنوزم هستند و نگران از بروز رخنه ی جریانی خزنده به عرصه ی سیاسی در کشور هستند که نه راستند و نه چپ و نه اصلا مرامی دارند و فقط و فقط منفعت طلب و فرصت طلبند و رانده از این طرف و آن طرف اند که نمونه هاش را در مطالب بعضی دوستان و یا تشکیل تشکل هایی به نام های زیبا و یا بحث گذر از این و آن را می بینید.و همچنین نگران از نفوذ دوباره ی آقای موحد در دستگاه دولت و چنبره ی دوباره بر این شهرستان بیچاره،و اما حمایت از روحانی هم دلیلش کار حزبی و اصلح ترین بود.و سخنی با دوستان که همیشه خود را صاحب اندیشه و تهمت زنندگان همیشگی به آقای لاهوتی،چرا در این دور یک سره به سراغ آقای روحانی رفتند مگر تنها گزینه و تابلو دار اصلاح طلبان آقای عارف نبود پس چرا او را انتخاب نکردند؟ جز لجاجت،جز منفعت طلبی،جز پست طلبی و …. مگر آقای لاهوتی نمی دانست که جناب عارف کنار می کشد پس چرا این کار را کرد؟ مگر نمی دانست بعد ها که دولت روحانی سر کار بیاید کمتر نفوذ دارد پس چرا به سمت عارف رفت و همچنان هم هست؟
    باشد که همیشه تعقل و انصاف و عدم روحیه ی منفعت طلبی سرلوحه ی کارمان باشد

  • ناشناس می‌گه:

    این دوست گمنام و بی هویت دو تا کار تفرقه انگیز کرد

    1-با بزرگ نمایی و تملق منطقیان و اینکه او تنها اصلاح طلب است(که نیست چون با رضایی بود به گواهی همه نیروهایش نه به استناد اون پیامک کذایی) خواست لاهوتی را تخریب کند

    2-با هویدا کردن پیامک کذایی(پیامکی که در خفا بود و برای خواص)خواست منطقیان را تخریب کند.

    و ای وای بر سایت استان!!!

  • مسعود .د می‌گه:

    نوشتن اصلاحیه دیگه دردی را دوا نمی کنه.هویت تفرقه برانگیز شما در همان متن قبلی کاملاً خودش را نشان داده است.این یک حرکت از پیش تعیین شده با همکاری سایت استان بود برای دامن زدن به تفرقه و تخریب نیروهای اصلاح طلبی چون صدوقی لاهوتی
    لطفا بیش از این خرابترش نکنید

  • اصلاح طلب می‌گه:

    با تحلیل آقای علی کاملاً موافقم. اولاً بعد از کلی تحقیق و تفحص دریافتم که آقای مومنی که ماهیت خارجی ندارند و تا زمانی که اندیشه ای در قالب بیانیه با نام مستعار درج شود آن اندیشه چیزی جز نفاق محسوب نمی شود.
    دوماً : رزومه سیاسی – علمی – اجتماعی، شخصیت، پایبندی به ارزش های اصلاح طلبی و مهم تر از همه مقبولیت تک تک آقایان ( اصلاح طلبان دهدشت) نزد سران اصلاحات کشور برای همه آحاد محرز و مشخص است. و از قدیم گفته اند هر کس برای نداشته هایش می جنگد که شما برای آن چه در چنته ندارید، تلاش می کنید از راه تخریب بقیه به مقبولیت شخصیت مورد نظر بیفزایید که کامنت های بیانیه ی قبلی سر شما رو به پایین افکنده اند و مجبور به ارسال اصلاحیه شده ید. رزوی در محضر مبارک دکتر تاجزاده بودیم ( 16 آذر سال 86 روز دانشجو) میگفت برای 1 ساعت سخنرانی و یا نوشتن مقاله بیش 10 ساعت فکر می کردم تا ضعف گفتاری یا نوشتاری نداشته باشم. پس شما با بیانیه و مقاله غریبه اید.
    سعدی میگه:
    چـون بـود اصـل گوهری قابـل / تـربــیـت را درو اثـر بــاشـد
    هیچ صـیقـل نـکـو نـدانـد کـرد/ آهنی را که بـد گهر بـاشد
    سگ بدریای هفتگانه بشوی / که چو تر شد پلیدتر باشد
    خر عیسی گرش بـمکه بـرند / چون بـیاید هنوز خر بـاشد

    • روشن می‌گه:

      پس تا الان کجا بودی که کسی نمی شناسدت؟؟؟؟؟؟ اون ده ساعت همین جوری فکر میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همین تو اتاق فکرش بودی که عاقبت کارش به اینجاه کشیده شد؟؟؟؟؟هرکسی برا خودش داره ساز میزنه؟؟؟؟؟؟؟//

  • علی می‌گه:

    لحظه ای که مطلب را خواندم و بعد به نام نگاه کردم مشخص بود که نام جعلی است.اهداف شما و بهتر است بگوییم(شماها) از مطالب سلسله واری که نوشتید و قطعا ادامه دار است کاملا مشخص است،البته که احتیاجی به توضیح ندارد ولی سعی می کنم در خلال حرف هایم به بعضی ها اشاره می کنم.و دلیلی که تا به حال هیچ کامنتی ننوشته بودم این بود که به این جریان هر چه کمتر بها داده شود سریعتر از بین می روند.و دلیل کامنتم مطلب جدیدی است که منافقانه نوشته شده و فکر می کند که به چیزی رسیدند.
    این حرکت خزنده که کاملا منفعت طلبانه، بی تجربه،بی اعتقاد به مشی اصلاح طلبی یا هر فکری از انتخابات مجلس دو دوره پیش(که آقای رستاد به توطئه آفای محمد-م و ساده انگاری آقای م-م و احساساتی شدن تعدادی از لیدرهای به اصطلاح چپ و اتاق فکر بعضی نهادها برای خلاصی از دست …. یک شبه اصلاح طلب شده ) آغاز شده،شوری بی نظیر و بی ثمر و خطرناک در سر گروهی از تحصیل کرده هایی که سودای نان و نام دارند انداخت،بدون شناخت خویش یا جایگاه یا اجتماع و…(نمونه عینی عرائض بنده انتخابات شورای شهر).
    متاسفم از مطلب اولتان (1-زیرا ذره ای انصاف نداشتید (بی انصاف نامیدمتان زیرا توان تحلیل ساده انتخابات را هم ندارید و یا دارید ولی نمی خواهید به دلیل روحیه و تفکرات قومی-قبیله ای تان یا هر چیز دیگری اشتباه خودتان را بپذیرید و ناگزیر هستید طرف دیگر را تخریب کنید چون از ….نا امید هستید و در پیش طرف دیگر هم جایگاهی ندارید حداقل به دلیل انسان شناسی خوب آقای ل…،،بی انصاف اید اگراز پشت پرده های سیاسی-منطقه ای مجلس ششم و هفتم و هشتم اطلاع دارید و دم بر نیاوردید یا حداقل در رای دادنتان تاثیر نداشته است، اگر زندگی سیاسی-شخصی و انتخاب های سیاسی و لیدرها و مدیران و پیشنهاد های پست های اجرایی آقایان لاهوتی و منطقیان را بدون حب و بغض و قومی بررسی کردید و باز تفکرتان…..2-اگر قصد داشتید به صورت خاص از آقای منطقیان بنویسد که تیترش چیز دیگری می بود که شما بهتر از ما این تملقات را می دانید و در مطلبتان به شکلی القا می کردید به خوانندگان که سال 76 به جز آقای منطقیان نه سخنرانی بود و نه مسئول ستادی و نه کسی را جرات سخنرانی در حالی که…. (البته هدف شما تخریب بوده نه حمایت از آقای منطقیان زیرا این موضوع پیامک را جز عده ی معدودی از سیاسیون کسی نمی دانست و همچنین تحریک طرفداران آقای لاهوتی،به دلیل نوشتاری که آقای منطقیان را تنها اصلاح طلب معرفی می کردید و نامی از رقیب درون حزبی نمی آورید تا دلیل عدم اتحاد و شکست ها را،ایشان به ذهن خوانندگانتان معرفی نمایید.زیرا این تفکر را در این چند دوره خوب به مردم القا کردید. ) ،3-اگر قصد نقد رفتاری را داشتید بازهم این شکل نوشتاری توجیهی نداشت وقتی اصل جریان و موضوع صحت داشت

    کاملا مشخص است که هدف و روحیه این جریان(شماها) چیزی جز نفاق انگیزی و تخریب و تحریک نیست و قصد خیرخواهی یا دغدغه تفکر اصلاح طلبی و اجتماعی در این روش و گفتمان و امثال شما ها نمی بینم چون بارها بحث کردم با این تفکر و افراد مختلف، دغدغه هایشان جز خودشان چیزی نبود،هر روز به رنگی و حرفی هستید و چه جایی بهتر از اینترنت و فیسبوک

    (نشان دادن sms و یا افشای حضور یکی در جونکی بهبهان و سخنرانی برای موحد و یا دیگری در سرفاریاب و سخنرانی برای بزرگواری و یا بازگشت به گذشته و بازگو کردن انشقاق میان اصلاح طلبان در انتخابات سوم خبرگان رهبری و یا عدم وحدت در انتخابات مجلس در سال ۱۳۸۶ ) اتفاقا این ها برای کسانی که تفکر اصلاح طلبی دارند (نه منفعت طلبی)،دغدغه مسایل حزبی و فکری دارند(نه شخصی و قومی)،دغدغه اصلاح جامعه و حکومت و مسئولین از دروغ و ریا و … دارند(نه پست گرفتن و پول پرستی و پیمانکاری ) کاملا مهم است و باید حیاتی باشد.
    در آخر سخنی با دوستانم این بحث گذر از لاهوتی و منطقیان حداقل در این دو دوره مجلس پیش رو بی فایده است و حرفشم بی خردی است به دلایل فراوان که ذکر نمی کنم، فقط اشاره کنم تا هیچ وقت اتحادی صورت نمی گیرد به دلیل اختلافات عمیق سلیقه ای -تفکری -شخصیتی و مسایل زیاد پشت پرده ای سیاسی که خیلی هاش شاید عده ی معدودی در جریان باشند و گذر زمان همه چی رو مشخص می کند. عدم اتحاد آقایان لاهوتی و منطقیان قطعی است و گزینه جدید و مورد وثوق و قبول طرفین و مردم هم ناموجود پس تنها راه انتخاب یک نفر از این آقایان با علم و آگاهی و فکر و قدرت رای آوری و در نظر داشتن بقیه جوانب است .از هم اکنون بررسی کنید و فعال شوید

    • روشن می‌گه:

      با کلمات بازی کردید که به چی برسید؟ از اینکه میگی آقای رستاد یک شبه اصلاح طلب شده و در ادامه از عدم اتحاد لاهوتی ومنطقیان میگی معلومه که نیت خوبی ندار ی ………….وبعدش اصل اصلاح طلبی آقای مهندس رستاده هم جوان وهم وفادار به اصلاحات ،،،،،،،،،،

  • ناشناس می‌گه:

    احسنت

200x208
200x208