تاریخ درج خبر : 1392/09/02
کد خبر : ۱۴۱۸۸۹
+ تغییر اندازه نوشته -

شهر کوچک و دردسرهای بزرگ

سایت استان: امید نوروزی اصل

دغدغه های یک شهروند در نامه ای به شهردار و اعضای شورای شهر

1- به عنوان شهروندی که حساسیت زیادی نسبت به وضعیت بوجود آمده برای میدان شهر داشت و از روزهای بعد از تخریب آن تا کنون مباحث زیادی پیرامون مشکل ایجاد شده، در جمع دوستان مطرح کرد، بسیار خرسندم که این موضوع را در جمع تعدادی از شهروندان به بحث گذاشتید. با این که نسبت به موضوع و برگزاری نشست اصرار داشتم، بنا به ملاحظاتی ترجیح دادم در آن جمع سخنی نرانم. همین که اصل قضیه مطرح و نگاه عمده ی آن جمع بر متوقف ماندن خرابی به بار آمده بود، اقناع شدم. اما اکنون که مسئله به مرحله تصمیم سازی نزدیک می شود و شما تصمیم گیر نهایی هستید، خاموش ماندن خلاف عقل است و اخلاق. هم نکاتی که در آن جلسه مطرح شد را به نقد می گذارم ، هم نظر خود را بیان می نمایم.

2- اینجانب هم مثل بسیاری از شهروندان از دیدن اتفاق ایجاد شده- قطع درختان و ریشه کنی موردهای اطراف، و بعدها برافراشتن ستون ها و طاقهای بتنی – شگفت زده و خون به دل شدم. وقتی متوجه شدم که واقعه، انجام شده بود. البته در سالیان قبل این اتفاق آغاز شده بود. بگذارید به عقب تر برگردیم:

در سالهای دهه شصت و هفتاد، مسند نشینان شهرداری هر چند چون آفتی شدند بر جان پارک جنگلی، و آن پارک کم نظیر و خوش منظر را تکه تکه و میان ادارات رنگارنگ تقسیم نمودند و از آن درختان در هم تنیده و باشکوه جز معدودی باقی نگذاشتند، اما به پارک میدان شهر کاری نداشتند. در عوض ،گردی میدان ، محلی برای نمایش هنرنمایی آنها بود. هر کدام با تصمیمی خلق الساعه طرحی بغایت نابخردانه برپا می کرد که فاقد هر گونه اصالت هنری و وجاهت زیبایی شناسی بود و اسباب خنده و البته شرمساری شهروندانی که اندک شناختی از اصول و قواعد المان های شهری داشتند. شهردار بعدی هم از گرد راه نرسیده، برمی کند و برمی انداخت آن طرح کذایی را به درستی(!). اما خود آنچه برجای می کاشت، شایسته بود به همین آفت دچار شود و این رویه و این چرخه ی معیوب سر باز ایستادن نداشت و هنوز هم ندارد(!). در زمان شهردار اسبق دامنه ی تعرض به پارک مرکزی شهر کشیده شد. تعداد زیادی از درختان را قطع نمودند و سازه ای فلزی یغور در آن قرار دادند در نهایت کج سلیقگی و بی تناسبی و بی هویتی.

3- میدان مرکزی شهر ( گردی میدان +پارک) از نقاط قوت طراحی شهر دهدشت است و البته مکانی استراتژیک از منظر شهر سازی. این مکان که نقطه مرکزی و قلب شهر است ، در حد و ابعادی متناسب طراحی شده و چون قلب سالمی است که جریان زندگی اجتماعی را به درون رگ های شهر تزریق می کند. طرحی که انتخاب شده بود در نهایت سادگی بود و زیبایی. مستطیلی با ابعاد مناسب که حاشیه آن مورد کاری شده بود و درون آن پر از درخت های متنوع و زیبا. البته با رعایت فاصله مناسب و خط کشی های به جا برای عبور و آسایش شهروندان. آب نمایی هم که در نیمه ای از آن طراحی شده بود می توانست به تلطیف هوا و زیبایی منظر آن کمک نماید.

30250

در طراحی شهر و منظر شهری، یک نکته را نباید فراموش نمود: هر چند سازه ها و ساختمانها ( اعم از اداری و مسکونی و تجاری و پلها و معابر و …) خوش ساخت باشند و در طراحی و ساخت آنها و مصالح به کار رفته، همه ی اصول رعایت شده باشند، هم چنان سنگینی طبیعت بی جان را بر ذهن و روان شهروندان، بار خواهند نمود. بنابراین سعی می شود در کنار این فضاهای سرد و سنگین و فاقد روح، با کاشتن و برافراشتن گلها و درختچه و درختان، جانی و روحی تازه در کالبد فضاهای شهری دمیده شود. در شهر ما به علت فقر اقتصادی و البته فقر فرهنگی و فقدان مهندسین و طراحان خبره و کار بلد، ساختمانها در نهایت بدقواره گی و زشت منظری طراحی و اجرا می شوند. نگاهی دوباره به ساختمانهای اطراف میدان شهر بیندازید. چیزی جز آلودگی بصری عاید نخواهد شد. ساختمانهایی حقیرانه، مفلوک، بد ترکیب، با ارتفاعات نا متجانس و نا همخوان، با مصالح وارفته و غیر استاندارد در نمای آنها….. منظری به غایت زشت را در چشم انداز عابرین قرار می دهد. آنچه می توانست / می تواند این منظر کریه را تلطیف و تصحیح نماید همین سرسبزی درختان قدبرافراشته میدان مرکزی بود/ خواهد بود. به کار بردن هر گونه مصالح سخت در این میدان-که از وجب به وجب آن باید برای ایجاد فضایی سبز و نشاط آور استفاده نمود- دور از عقل سلیم خواهد بود.

4- تمایل دارم ابتدا یک مسئله مطرح شده در نشستی که از آن سخن رفت را روشن نمایم: اینکه وسط شهر را میدان بنامیم؟ یا پارک؟ یا پارک میدان؟

بهتر است با مثال مفهوم را روشن نمایم. در تهران، هم به انقلاب میدان می گویند و هم به فردوسی و هم به هفت حوض (نبوت) نارمک. در اصفهان هم به گردی موجود در دروازه شیراز (جلوی دانشگاه اصفهان) میدان می گویند و هم به نقش جهان ( میدان امام). اما بدیهی است که با این که همه این اسامی میدان نامیده می شوند اما کارکردهای متفاوتی دارند.

در قدیم محله – میدان داشتیم. یعنی هر محله، میدان یا میدانهای خاص خود را داشت. میدان عبارت بود از جایی که به نوعی نیازهای مختلف محله را برآورده می کرد. هم نیازهای مادی و هم نیازهای معنوی. محلی که محل گذر و عبور و مرور بسیاری از شهروندان سواره و پیاده است و بسیاری از مناسبات اجتماعی و اقتصادی در بدنه ی آن و خیابانهای منتهی به آن انجام می شود و دارای کاربری های اداری، تجاری، فرهنگی، مذهبی و تفریحی است. آنچه در میادین قدیم اهمیت داشت چهره به چهره شدن شهروندانی با گروه سنی و صنفی متفاوت و ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر و ایجاد و پر رنگ شدن تعلقات اجتماعی و مدنی آنها بود که عمدتا در فضای سر سبز و مشجر میدان صورت می گرفت. بدیهی است امروزه میادینی مثل انقلاب یا فردوسی در تهران و یا میدان جلوی دانشگاه اصفهان کارکرد میدان به مفهوم سابق را ندارند بلکه به گره های ترافیکی یا به اصطلاح شهری، تبدیل به فلکه شده اند. در این گونه میدان ها، تبادلات میان افراد وجود ندارد و افراد یکدیگر را نمی بینند. این فلکه های شهری فقط برای عبور و مرور وسایل نقلیه و ارتباطات مابین نقاط مختلف شهر، شکل گرفته اند. ما به اینها میدان می گوییم در صورتی که مثل میادین محله نارمک تهران یا نقش جهان اصفهان نیستند که محل تجمع افرادند و هم چنان کارکرد سابق خود را دارند.

با این توصیف، بعضی میدان ها هنوز میدان به مفهوم سابق هستند و بعضی فقط فلکه اند. پس آنچه در مرکز شهر دهدشت است و موضوع بحث ما، میدان است. اما با تغییراتی که به مرور زمان در آن شکل گرفته، درحال تبدیل شدن به فلکه است. چون با اره نمودن اشجار آن امکان استقرار افراد در طول روز در آن کاهش یافته است.

5- در حالی که میدان با مفهوم و کارکرد سابقش یک نقطه قوت برای شهر نشینی امروز است و فرصتی را برای در کنار هم بودن افراد مختلف فراهم می کند و تعلقات آنها را نسبت به همدیگر و شهر خود تقویت می نماید، یکی از مدعوین گرامی جلسه اشاره نمود که بهتر است زمینه ای فراهم شود که فضای سبز میدان را از افراد و شهروندان خالی نمود و آنها را بیرون انداخت! (شگفتا!)

اولا این کار مگر ممکن است؟! اگر ممکن باشد کی مسئولیت عواقب آن را می پذیرد؟ تازه اگر ممکن باشد مگر مطلوب است؟ این مکان از معدود فضاهایی است که اندکی فراغت را برای شهروندان خسته و افسرده فراهم می نماید و همه تلاش ها باید در جهت سامان دادن به آن برای ایجاد زیست گاهی موقتی در زیر سایه سار درختان آن برای شهروندان باشد.

6- یکی دیگر از مدعوین محترم به المان موجود در گردی میدان اشاره نمود و به درستی آن را فاقد هویت و معیارهای هنری و زیبایی شناسی دانست. (( به یاد دارم در جلسه کمیسیون فرهنگی شهرستان که در زمان فرمانداری جناب روانگرد تشکیل شده و دبیرخانه آن در دانشگاه آزاد بود، اینجانب از شهردار وقت پرسیدم که چرا این طرح بی قواره و نامتناسب و ناهمگون و بی معنی را اجرا نمودید؟ پاسخ ایشان حیرت انگیز و عبرت آفرین بود: من در جایی این طرح را دیدم(!). به نظرم رسید طرح مناسبی برای میدان شهر ماست(!). میدان شهر، “امام حسین” نام دارد و ما نام حسین را بر این گوی نوشتیم و هفتاد و دو فواره به اطراف آن فزودیم به نیت هفتاد و دو تن(!!). حقیقتا که این توجیه در نوع خود نوبر است! حالا تو بیا بشمار ببین نکنه فواره های اطراف یکی کمتر یا بیشتر باشند!))

البته در این نشست استاد محترم پیشنهاد دادند که به جای آن گوی کذا، از مجسمه آریو برزن یا فردوسی استفاده شود. پیشنهادی است قابل تامل، و دلبخواه بسیاری. اما اگر از المانی خاص استفاده می شود (المانی که به یک شخص خاص یا موضوع خاص می پردازد) باید نام میدان نیز متناسب با موضوع المان تغییر داده شود.نمی شود نام میدان امام حسین باشد و مجسمه فردوسی یا آریوبرزن در آن نصب شود. تغییر نام میدان، البته کاری شدنی است اما ممکن است به شدت دردسر آفرین شود و بحران و قشقرقی به پا گردد. ( مسئله میدانی در یاسوج که مجسمه آریوبرزن را سوار بر اسب خود دارد و ماهها کانون مناقشات عجیب و ایدئولوژی زده بود، محض یادآوری بد نیست).

7- مهندسین محترم معمار حاضر در جلسه، اشاره به ایراداتی نمودند که برای من نامفهوم بود: “طرح مورد بحث تقارن ندارد و نکات پر ترافیک در آن لحاظ نشده و به حاشیه ی میدان توجه شده و به درون آن توجه نشده و …!” یعنی اگر تقارن حفظ می شد مشکلی نبود؟ کجای این میدان پرترافیک و کجایش کم ترافیک است؟ گیریم که ترافیک حول میدان یکنواخت نباشد ( که البته چنین نیست) این طرح یا هر طرح دیگر چه دخلی به ترافیک پیرامون دارد؟ مگر قرار است این پارک مشکل ترافیک را حل نماید؟

البته معابر ورودی و خروجی این پارک در جای مناسب تعبیه نشده و این مشکل از قبل وجود داشته و الان نیز چنین است. ورودی و خروجی پارک دقیقا در محل انشعاب دو خیابان اصلی منشعب از میدان است: یکی خیابان نورالدینی و دیگری خیابان طالقانی. با توجه به شلوغی و ازدحام وسایل نقلیه در این دو نقطه، بهتر است ورودی و خروجی در دو نقطه بالاتر یا پایین تر در نظر گرفته شود که رهگذران از محلی خط کشی شده، عبور نمایند تا عابران سواره و پیاده کمتر مزاحم همدیگر باشند.

8- ایرادی دیگر نیز گرفته شد: ” با این ستونهای کاشته شده نمی توان از این سوی میدان آن سوی مقابل را دید!” اتفاقا اکنون که درختان را بریدند و بلوک و بتن به جای آنها کاشتند راحت تر می توان از مسیری لخت، آن سوی میدان را دید.

یکی از نقاط قوت همان درختان باشکوه و پرتعداد، همین بود که نگاه افقی عابر را از این سوی به آن سوی میدان، قطع می نمود و فضایی سبز در جلو چشم – به جای تیرهای برق و ساختمانهای مضحک و وسایل نقلیه پر تعداد – می گستراند. و همین سرسبزی بود که چشم انداز را تلطیف می نمود. اتفاقا این پوشاندن خیابان مقابل، به نوعی یک حسن است برای ندیدن مناظری که گاه و بیگاه در جلوی چشم رهگذران شرافتمند اتفاق می افتد. بارها اتفاق افتاده که دعوا و درگیری این سوی و آنسوی میدان، خاطر و احساسات شهروندان را جریحه دار می نماید. به محض کوچکترین تنش لفظی یا برخورد فیزیکی قشونی بدو بدو خود را از این سوی میدان به محل مناقشه در آن سوی میدان می رسانند و به مناقشه دامن می زنند و بلبشوی به پا می کنند که … پس همان بهتر که حجابی میان دو سوی میدان گسترانده شود و چه بهتر که این حجاب، تنه باشکوه و برگ سرسبز درختان باشد.

9- به نظر اینجانب تلاش برای بازسازی پارک و نزدیک کردن آن به همان طرح ساده و در عین حال زیبای گذشته که بخش مهمی از نیازهای شهروندان را در میدان پاسخگو بود، ضروری است. به غیر از مجموعه ای از درختان که در مقابل عوامل جوی پایدار و مقاوم باشند و سایه سار گسترده ای ایجاد نمایند تعدادی آبریزگاه و دستشویی مورد نیاز است که در زیر زمین باید طراحی و اجرا شوند تا مزاحمتی برای فضای پارک ایجاد ننمایند. اگر قرار است المانی در پارک باشد باید با مشورت متخصصین و اهل فن طراحی و اجرا شود. طرحی کوچک و متناسب با فضای اطراف با رعایت اصول زیبایی شناسی و دارای هویت مفهومی. اطراف پارک مثل گذشته با درختچه مورد محسور شود. با آرایش و پیرایش موردها در هر بار، می توان طرحهای متنوع ایجاد نمود و همیشه هم سرسبز هستند. همانطور که در بند 5 توضیح داده شد، ورودی و خروجی پارک در مکانهایی باشند که کمترین مزاحمت ایجاد شود. ترجیحا حاشیه ی پیاده روی محیط بر پارک حذف شود. این حاشیه پیاده روی باعث می شود که عابرین از هر گوشه ای که هوس کردند وارد خیابان شوند و این بدعادتی راه رفتن در خیابان را عادی تر می کند. اگر شورا و شهرداری بتوانند طرحی را تصویب نمایند که در بازسازی ساختمانهای اطراف میدان ابتکار عمل در دست شهرداری باشد و برای همه ساختمانها طرحی و نمایی و ارتفاعی واحد در نظر گرفته شود که دیگر عالی است. بدیهی چنین طرحی باید با دقت و وسواس زیاد انتخاب گردد. (لازم به ذکر است که در شهری مثل پاریس با اینکه عمدتا مردم درآمد بالا دارند و به لحاظ فرهنگی هم آگاهی آنها بالاست با این حال در کوبیدن و دوباره ساختن منازل اختیار شهروندان سلب و ابتکار عمل در دست شهرداری است)

تکمله:

1- نشریه ای دارم به نام “ماهنامه وزارت کشور” که در سال 1349 منتشر شده است. سه سال قبل از تولدم! در بخشی از این نشریه -که مربوط به دوران نخست وزیری هویدا است- اقدامات عمرانی وزارت کشور در استانهای سراسر کشور ذکر شده است. اولین آنها، گزارش عملکرد فرمانداری کل کهگیلویه و بویراحمد است. در بند دوم فعالیت های عمرانی شهر دهدشت نوشته شده: “اجرای عملیات نرده کشی میدان بزرگ شهر، انجام شده به مبلغ 679723 ریال.” عمرها بر سر این پروژه رفت تا آن نهال های ظریف به درختانی تناور تبدیل شدند و موجب رضایت شهروندانی محروم. ای دریغ!

2- فراموش نشود که این فاجعه بوجود آمده دست پخت مجموعه ای از مهندسان و متخصصان شهرمان بوده است. طراح محترم، مهندس عالی مقامی است در مراکز دولتی استان. فرماندار محترم که بر اجرای طرح مصر و پیگیر آن بود و نیز شهردار محترم سابق و معاونین ایشان که آن را اجرا نمودند و افرادی از شورای شهر سابق ، همه مفتخر به القاب مهندسی بوده و هستند. مجموعه مهندسین عالی مقاممان کردند آنچه نمی بایست! در کشور گل و بلبل مان که القاب مثل نقل و نبات توزیع می شوند و قرار گرفتن در پست و مقام نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس همین عناوین کذایی و رابطه بازی و رانت است نتیجه ی بهتر از این عاید ملک و ملت نخواهد شد. بنده خدایی سنگی در چاهی می اندازد که صد عاقل قادر به درآوردنش نیستند!

3- درباره مسائل شهر صحبت فراوان است و به تعبیر شاعرانه، یک سینه حرف، موج می زند در دهان ما! اگر شورای محترم به غیر از برگزاری نشست ها با افراد صاحب ایده، در حاشیه جلسات شورا، در هر جلسه ای فردی صاحب نظر را نیز دعوت نماید و با حضور شهردار محترم سخنان او را نیز بشنوند، خالی از منفعت نخواهد بود.

4- پیشنهادهای زیر برای اعضای محترم شورا و شهردار:

*جلسه ای با طراحان و مهندسین معماری و سازه و خواهش از آنها (!) برای اینکه ذره ای خلاقیت و ذوق و سلیقه ی هنری در طرحهایشان بکار برند! دریغ از یک نمونه بازی با احجام و پسروی و پیشروی مناسب در ساختمانهای مسکونی و تجاری و اداری شهر.

* جلسه ای برای سامان دادن به نمای ساختمانهای شهر ( نمای سرامیکی شهر بلایی بر سر کالبد شهر آورده که اگر حالا اقدام پیشگیرانه شروع شود مدت زمانی به اندازه عمر دو نسل باید سپری شود تا اثرات سوء وضع موجود، مرتفع شود.) استفاده از سرامیک در نمای ساختمانها یکی از عجایب صنعت ساخت و ساز است! این عمل من درآوردی که در دنیا بی نظیر است چنان در شهر ما شایع شده که خود مهندسین عمران هم تن به آن داده اند و کمتر تعجب شهروندی را برمی انگیزد!

* تلاش برای ایجاد شورای محله و شورایاری ها. به یاد داشته باشیم که هنگامی مدنیت در شهر شکل می گیرد که شهروندان، مسئولیت پذیر باشند و هنگامی شهروندان مسئولیت پذیر می شوند که در امور شهر مشارکت داده شوند. حل مسائل و رفع مشکلات مربوط به شهر وظیفه یک نهاد خاص نیست و همه شهروندان باید مشارکت داشته باشند. اما مشارکت دادن دیگران هنری است که برای آن صرف وقت بسیار می باید.
می توان این فهرست را بلند بالاتر نمود اما “این زمان بگذار تا وقت دگر”. امید است این وجیزه نشانگر اظهار فضل و کیش شخصیت تلقی نگردد. حس مسئولیتی است نسبت به شهری که چراغمان در آن می سوزد و نانمان در سفره آن است. بند بند این نوشته می تواند قابل نقد باشد و در آینه ی نقد خردورزانه ی دوستان اگر انعکاس یابند و رد شوند تعصب بی جا بر آنها نخواهم داشت. همین و بس!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • عجب می‌گه:

    البته در این نشست استاد محترم پیشنهاد دادند که به جای آن گوی کذا، از مجسمه آریو برزن یا فردوسی استفاده شود!!! جای تأمل دارد چطور گوی متبرک به نام امام حسین را با چنین شخصیت‌هایی قابل قیاس میدونی استاد محترم!!!!

  • لیلی می‌گه:

    کسانی که هنوز از بافت و اقلیم شهرشان بی خبرند و فقط با اقتباس از استان های همجوار دست به تغییر می زنند از چه می هراسند که حتی از طرح نظرخواهی از ایده های اهالی این شهر در طراحی شهرشان حتی در فضای مجازی ابا دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • همشهری می‌گه:

    سلام کاش در عبرتی باشد برای مسئولین این دولت که با بررسی و تحلیل اقدام به هر کاری کنند خیلی عالی بود مهندس عزیز به درستی فکر می کردم فقط در حوزه فرهنگی دستی توانا دارید اما در حوزه شهر سازی هم حرف آخر را می زنید با دیدن مطالبی دیگر از شما

  • majid norouziasll می‌گه:

    درود بر مهندس دوست داشتنی،همیشه دغدغه های به حق شما در حوزه های مختلف وبه خصوص حوزه فرهنگ (ومسائل را از این زاویه نگریستن )برایم تحسین برانگیز بود وهست.امیدوارم این دغدغه ها تلنگری باشد بر مسئولان زیربط،به امید دیدن مطالب متنوع دیگر از شما

  • فرشیدعزیزی می‌گه:

    نمیدانم باستان شناسان دو هزار سال بعد وقتی امروز را حفاری میکنند ایران را چه میخوانند: سرزمینی بدون از سکنه؟ سرزمینی با مردم عادی که فقط روزگار را سپری میکردند؟ مردمی که …؟ یک چیز را یقین دارم و آنهم مردمی که هیچ الگو و متود زندگی و شهرسازی نداشتند و فقط فکر سیری شکمشان بودند.

  • علی می‌گه:

    ایکاش مسولین شهرما به اندازه 10درصد اقای نوروزی تو فکر این شهر بدند .

  • خالق پارسه می‌گه:

    سلام
    دغدغه ی شما استاد گرانقدر هم قابل تحسین است و هم قابل ستایش . بسیار تشکر . امید انکه مورد توجه تصمیم گیرندگان قرار گیرد.

  • عباس تشکری می‌گه:

    با سلام و درود بر دوست عزیز جناب نوروزی اصل.
    «زان همه زمزمه و همهمه و نور و نوا/ و آن همه پرده سرایان سراپرده ی باغ/ زیرِ این آبیِ بی ابر، صدایی گر هست/ هق هقِ گریه ی باغ است و/ هیاهوی کلاغ» نوع نگاه شما به سامانه شهری و دین و تعصب شما در زمینه ی تخصص خود می تواند دریچه ای نو بگشاید و تلنگری باشد برای همه ی دوستان و معماران شهر و استانمان و نگاه معمارانه شما جای بسی خرسندی است. متاسفانه عدم تخصص مسئولین در شهر و دیارمان منجر به اغتشاش بصری در کالبد و ریخت شهری شده است. آری: آنکس که بعید شد ز معمار/ کی گردد کارهایش معمور .
    «با آذرخشواژه ی شعرم/ فریاد می زنم که مبادا/ اینجا/ فردا کتیبه ای بنویسند،/ با قطره ای مرکّبِ ظلمت/ با لهجه ی تتار:/ «شهری که رفت از یاد/ شهری که زیر شن ها مدفون شد/ چون شاعری نداشت… .»

  • محسن می‌گه:

    درود بر استاد نوروزی عزیز . فقط می تونم بگم مطلب عالی بود .ضمنا یه مدت تو فضای مجازی نبودی دلمون برات تنگ شده بود . احسنت

200x208
200x208