تاریخ درج خبر : 1392/09/03
کد خبر : ۱۴۲۶۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

آقای مرادی؛ لطفاً مردم ما را دوباره گمراه نکنید!

سایت استان: یادداشت زیر نقدی به مطالب مطرح شده توسط آقای “سید یوسف مرادی” در یادداشت منتشر شده از وی در سایت استان است. آقای مرادی در مطلب خود، سخنان آقای “رضا توفیقی” در مصاحبه انتشار یافته در سایت استان را نقد و سوالاتی را مطرح کرده بود. یکی از مخاطبان سایت استان با نام مخفف (مستعار) ” الف – گ ” مطلبی را ارسال کرده که فارغ از هر گونه جنجال سیاسی بر اساس سیاست و رسالت رسانه‌ای (سایت استان) که همیشه سعی کرده است مستقل و مردمی عمل کند؛ منتشر می‌شود.

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد!

* اصلاح طلبی مفهومی جهان شمول ، بی مکان و زمان و همزاد با مفاهیم تولد و مرگ در جوهر حیات نهفته است. هیچ موجود زنده و مرده ای حتی سنگ هم از شمول آن خارج نیست چون ذات حیات در حال اصلاح و تکامل است و هر تنابنده ای به طور غریزی همواره در حال اصلاح نژاد خویش و به ارث گذاشتن شرایط اصلاح یافته ای برای نسل بعد از خود است. انکار جریان اصلاح طلبی نه از شما بر می آید و نه از هیچ کس دیگر ، چون تک تک سلولهای وجود خود شما هم تحت فرآیند گریزناپذیر اصلاح در حرکتند و بدون اینکه خودتان بخواهید اصلاح طلبی در گوشت و پوست و خون و استخوان شما جریان دارد. وقتی واحد تحلیل “جامعه” هم باشد همین قانون برقرار است و از بدو حیات بشر به شکل اجتماعی همواره این رودخانه در جریان بوده و خواهد بود و به گواه تاریخ بشری سرکوب آن نتیجه ای نخواهد داشت جز آنکه روزی سیلاب طغیان و انقلاب جای باریکه رود اصلاح را می گیرد و راه خود را به پیش می برد. در مفهوم اصلاح ،کبوتر صلح لانه کرده و از اصلاحات بدون صلح شعاری بیش باقی نمی ماند. اصلاح طلب سر جنگ با کسی ندارد و خواسته خود را از راه صلح پی می گیرد ، اعتقاد و وابستگی به اصول از ویژگیهای اوست که اگر نبود ، رفتن به راههایی که همواره در اتهامات شما گفته می شود بسیار آسانتر می نمود و نیازی به استفاده از نامِ اصلاحات پیدا نمی شد.

در مطلبی که شما نوشتید از این همه گستردگی و صلح و خیرخواهی نهفته در جوهر کلام اصلاح طلبی گذر کردید و سراغ استثنائات اثبات نشده و اتهامات بی اساس رفتید و به شیوه احمدی نژادی -که ساده ترین راه مبارزه را پی می گیرد – نوک پیکانتان را به سمت افراد بی رسانه و بی دفاعی گرفتید که چندین برابر عمر شما را در راه اسلام و آزادی خواهی و استکبار ستیزی گذرانده و امروز هر کدام بی دستآورد مادی و دنیوی با کوله باری از تجربه و رنج و خاطره به گوشه های عزلت رانده شده و میدان را به دست چون من و شمایی سپرده اند. کاری که شما می کنید برجسته کردن نقاط مبهم در جریان دیرپای تحول خواهی این کشور است ، بی توجه به همه فواید و صلح طلبی های آن. کیست که نتواند به همین شیوه ی منسوخ سرتاپای اصولگرایی را به صلابه بکشد؟ آیا بوی عفونت و فساد از نوع مالی و اخلاقی وسیاسی را از جریانی که به آن نسبت دارید نشنیده اید؟ آیا رکورد انواع سو استفاده از بیت المال و رانتهای تجاری و تحصیلی و شغلی را دوستان مکتبی شما نشکسته اند؟ (که گویا خود شما هم از چنین رانتهایی بهره جسته اید – والله اعلم بالصواب) آیا خرافه گرایی و عوام فریبی و دروغ رسماً و به استمرار از تریبون دوستان شما در دولت تبلیغ نشد و اعتراف امروز همفکران شما را باعث نشد؟ آیا نشانه های انحراف که امروز شما به رفیق دیروزتان نسبت می دهید بارها و بارها در روزهای اول ظهور ایشان توسط همین اصلاح طلبها بیان نشد و شما آن روزها چنین حرفهایی را نتیجه سرسپردگی به صهیونیزم نمی دانستید؟ چرا رگ غیرت اسلامی تان آن روزی به جنبش درنیامد که می گفتند مخالفت با احمدی نژاد مخالفت با خداست! و بوی رجائی را از او استشمام می کردید؟ گفتن این حرفها امروز از زبان شما بعد از 8 سال تذکر مشفقانه ی دوستان آقای رضاتوفیقی ، دیگر هنر نیست، معما چو حل گشت آسان شود! اکنون که کوس رسوایی و انحراف از دولت مهرورز به چارسوی عالم رسیده ، برای شما وقت تأمل و تدبر است. وقت اندیشیدن به روزهایی است که متذکران دلسوز این کشور را جیره خوار صهیونیزم می پنداشتید و بوقهای تهمت پراکنی را بر انواع رسانه های ملی و میلی نصب می کردید. آقای رضاتوفیقی به اندازه همه روزهای عمر شما – بلکه بسی بیشتر از آن –برای همان آرمانی در میدان عمل مبارزه کردند که امروز در شعارهای کورکورانه و نسنجیده رگهای گردن شما را برجسته می نماید! به یاد نمی آورم آقای رضاتوفیقی در زمان دولت پیش مخالفتی با حق هسته ای و ملی ما کرده باشد اگرچه بر شما مثل روز باید آشکار باشد که انتقاد او و دوستان همفکرش به دولت پیشین (که شما آن را حمله شدید به ارکان نظام توصیف کردید!) نه به ماهیت این حق ملی ، که به روش احقاق این حق بود. روشهای خلق الساعه مبتنی بر تصادف و تظاهر و بی برنامگی ، همراه با انواع شعارها و سخنرانیهای پرهزینه و نسنجیده که از زبان ذینفعان تحریم از هر کران به گوش می رسید. حق داشتن انرژی هسته ای یک حق انکارنشدنی ست اما سیاست جایی معنا می یابد که راه دستیابی به حق را پیدا کنید. تحریک بی دلیل دشمنان در آستانه احقاق حق ، عدم توانایی در زمان سنجی سیاسی ، تاکتیک غیرمنعطف و ضعف پیش بینی کمترین خطاهای دولت موسوم به عدالت محور بود که نه تنها حقی مسلم را از ملت سلب کرد بلکه آبروی تاریخی ملت را نیز به خطر انداخت و شأن اجتماعی ملت را –به اقرار امروز دوستان شما- در جامعه جهانی به پایین ترین سطح خود رساند.

البته من در جای خود انتقاداتی هم به آقای رضاتوفیقی و فعالین سیاسی استان دارم اما ایشان و بسیاری از همفکرانش بارها از سوی شما و همفکرانتان به جرم همسویی با دشمن مورد انواع بی حرمتیها و بازداشتهای ناروا قرار گرفته است. همسویی با دشمن ، اتهامی سیال و آسان ، بی هیچ هزینه و مدرکی برای اثبات، همواره در دست شما چماقی است که بر سر کسانی می کوبید که در هدف با شما مشترک اما در روش با شما متفاوت بودند. کسیت که امروز تشابه عجیب حرفهای نتانیاهو را با حرفهای شما و دوستانتان نبیند و نفهمد! کسانی مثل رضاتوفیقی اگر با دشمن همسو بودند دشواری همزیستی با شما را به رفاه و آسودگی زندگی بیرون از مرزهای کشور ترجیح نمی دادند ، هیچ کس نداند شما خوب می دانید که ایشان چه رنجی را برای یک زندگی ساده در این استان تحمل می کند و همواره سلامت خود و خانواده اش را زیر سایه خطر لمپنیزم سازمان یافته می بیند و با این وجود اگر کاری کرده و حرفی زده از روی خیرخواهی بوده. از میان کسانی که ایشان را از نزدیک می شناسند کمتر کسی انتقادات ایشان را به پای جاه طلبی و قدرت طلبی می گذارد.

در موضوع رابطه دولت و مجلس آقای رضاتوفیقی به این اشاره کردند که مجلس قدر رفتار دولت را بداند ، اما نمی دانم کجای این حرف شما رو خوش نیامده که دست به قیاس احمدی نژاد و روحانی بردید؟ آیا شأن مجلس در چشم دولت ِگذشته تا اندازه ای پایین نیامد که احمدی نژاد آنها را عده ای رانت خوار و اهل معامله می دانست ، آیا آنها را از رأس امور به پایین نکشید و برایشان چکهای چند میلیونی نمی نوشت؟ آیا رفتارهای سراسر غیرقانونی دولتی که فدائیانش سرانجام آن را انحرافی و خرافاتی به شمار آوردند قابل مقایسه با دولتی است که تهدیدهای چماقی نمایندگان را می شنود و با نهایت ادب و احترام و قانونمداری به پیشگاه مجلس قدم می گذارد؟ این نمایندگان در شرایطی وکیل مردم هستند که صدها نفر از اصلاح طلبها امکان رقابت با آنها را نیافتند و حالا در برابر نماینده تازه ای از مردم قرار دارند که تنها گزینه مورد حمایت اصلاح طلبان است. انتظار دارید که یک اصلاح طلب در موضوع رابطه مجلس و دولت چه واکنشی غیر از این داشته باشد؟ توقع شما آنقدر بالا رفته و همان بالا باقی مانده که حرف زدن و ابراز عقیده اصلاح طلبانه که از قضا مؤدبانه و محترمانه هم هست را هم برنمی تابید! صد البته که برخورد مجلس –هرچند که خیلی دیر- با دولت احمدی نژاد که سر به پذیرش هیچ قانونی نمی گذاشت و انواع تصمیمات نامعقول را یک شبه به اجرا می گذاشت مورد رضایت و حمایت اصلاح طلبها و دلسوزان نظام بود ، و صد البته که همسویی نمایندگانی که مخالفان را به چماق و پرتاب گوجه تهدید می کنند با دولتی که خود را منتخب امام زمان (عج) می دانست برای کشور یک فاجعه برای منافع ملی محسوب می شد. آیا امروز دولتی که هنوز کارش را شروع نکرده و سعی دارد کمترین انتظارات اکثریت کشور را در قالب معرفی چند وزیر برآورده کند شایسته چماق و گوجه و لنگه کفش است؟ آیا همین چند وزارت را هم باید به شما بدهند؟ پس انتخابات چه معنایی دارد؟

از انجماد خاک نخواهی رست

تا غافلی حضور بهاران را …

(این مطلب را با نام کامل منتشر نمی کنم ، چون معتقدم نوشتنِ نام ، حقی اختیاری است و ننوشتن آن کسی را از اظهار نظر محروم نمی کند و از سویی نگارنده وجه حقوقی و معنوی مطلب را به وجه حقیقی و تبلیغی آن اولویت می دهد ، در عین حال اگر لازم دانستم خود را به کسانی که مایل باشند معرفی می کنم)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سعید می‌گه:

    اصلاح طلبان و حامیان نظام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زکی خیال باطل ، اصلاح طلبی ماهیتش خیانته ، اصولگرایی هم خون مردم توی شیشه کردنه . زکی اینا رو باش ، توی 88 امنیت ملی این کشور رو زیر سوال بردید به خاطر اینه حاضر به شکست نشدید .

  • بصیر می‌گه:

    الف-گ محترم قصد نداشتم پاسخ بدهم چون از پاسختان دریافتم که مشکل شما عمیق تر از آن است که در بادی امر به نظر می رسید و پاسخ مناسب به آن هم در این مقال نمی گنجد و هم وقت بنده اقتضا نمیکند. اما چون از پاسخهایی که به دیگران دادید معلوم شد که دارای شخصیتی حقوقی هستید که باید در معرفی خودتان ملاحظۀ آن را داشته باشید، و به اصطلاح ، جزء رجال هستید و یا دست کم خودتان را اینگونه می پندارید، لازم دیدم تنها در بارۀ این نکته که گفتید “من که اگر جای اسرائیل بودم همیشه از همین روش استفاده می کردم”، سؤال کنم که اگر این روش برای بدنام کردن “افراد مؤثر در داخل ایران ” اینقدر مؤثر و مفید است پس چرا اسرائیل هیچوقت از این روش استفاده نمی کند!!؟ احتمالاً یا اسرائیل خیلی اخلاقی و جوانمرد و رحیم است که نمیخواهد دشمنان خود را در ایران نابود یا تضعیف کند، و یا خیلی نادان است که از این شیوۀ کهنه بی خبر است، که البته در این صورت نیاز شدید به مشاوره دارد و به شدت منتظر رهنمود مشاوران است!!!
    ولی برادر، اسرائیل مثل برخی از ماها تازه به این روش پی نبرد، بلکه آن را دیگر کارآمد نمیداند. مطمئن باش که در عصر گسترش رسانه و ارتباطات، این روش کارکرد پیشین خود را از دست داد. اگر کاربرد این روش ره به جایی می بُرد و میشد آن را به کار گرفت و با استفاده از آن افراد مؤثر در ایران را از پای ذرآورد، اسرائیل لحظه ای منتظر مشاوره و رهنمود دیگران نمی ماند. برادر جان، اگر به گفتۀ شما استفاده از این روش”برای دشمن کار ساده ایست” چرا آن را در بارۀ افرادی چون امام خمینی(ره)، رهبر کنونی انقلاب، سردار سلیمانی، سید حسن نصرالله و… به کار نگرفته و نمیگیرد و خودش را راحت نمیکند!؟
    عزیز دل برادر، در اینکه مدت هشت ماه آشوب و بلوا در سال 88 موجب تضعیف حاکمیت و امنیت ملی ایران و مصداق بارز فتنه و در راستای منافع اسرائیل و دیگر دشمنان کشور و اقدامی بر ضد منافع ملی بود، جای تردید نیست. و حمایت های آنها از آن اقدام ضد ملّی، حمایت واقعی از منافع خودشان بود و نه” حمایت کاذب” و توطئه ای برای ” به دردسر” انداختن “افراد مؤثر در داخل ایران”!!
    به هر حال، هر انسانی، به ویژه اگر ادعای مسلمانی داشته باشد، باید همۀ تلاش خود را به کار بندد تا حقیقت را بفهمد و واقعیت را بگوید. نه بیجا اتهام همسویی با بیگانه را به کسی نسبت دهد، و نه در مواردی که به هر علت، خواسته یا ناخواسته، همسویی به وجود می آید، با دستاویز قراردادن برخی از عملکردهای آقای احمدی نژاد و حامیان او حقیقت را نادیده گرفته و در صدد توجیه و انکار آن برآید؛ زیرا هردو گناهی عظیم اند. والعاقبت للمتقین.

  • ناشناس می‌گه:

    جناب آقای وحید محمدی……. جان
    شما که اینقدر محافظه کار نبودی که با اسم مستعار بنویسی.
    جایگاه مدیر کلی ات محفوظ است برادر نترس

  • تفضلی می‌گه:

    نوشتن مطلب به نام حقیقی یعنی مسئولیت پذیری.وقتی نام شما واقعی نیست،یعنی درست و نادرست سخن و پیامد آن را نمی پذیرید.

    • الف . گ می‌گه:

      در جای خود با نام کامل فعالیت کرده و می کنم و خطرش رو هم پذیرفته م ، در کامنت اول خودم دلیلشو توضیح دادم …

  • بصیر می‌گه:

    بنده قصد ورود به این مجادلات قلمی را ندارم. واقعیت این است که صرف نظر از هتاکی هایی که در بر خی از پانوشتها دیده میشود، در مطالب هر دو طرف بخش هایی از حقیقت وجود دارد. در این میان آقای الف- گ به آقای مرادی گفتند”کسیت که امروز تشابه عجیب حرفهای نتانیاهو را با حرفهای شما و دوستانتان نبیند و نفهمد!”، اما انصافاً بهتر است که اصلاح طلبان از این یک مورد دم نزنند! چون در این صورت اصولگرایان در برابر این وجه تشابه، ممکن است بگویند کههمسویی با نتانیاهو و اربابان غربی اش از کی بد شد!؟ و در این راستا به اظهارات صریح و حمایتهای محکم و عملی همین نتانیاهو و اربابان غربی اش از مواضع فتنه گران 88 اشاره کنند، و مایۀ شرمساری دوستان را فراهم کنند! در سال 88 هم هر چه رهبری و بزرگان کشور فریاد میزدند که ببینید در میدان چه کسی بازی میکنید و چه کسانی در داخل و خارج از شما حمایت میکنند، به گوش برخی فرو نرفت. امید وارم همۀ ما به تأسی از امام راحل، همواره منافع ملی کشورمان را بر هر چیز دیگری ترجیح دهیم و همیشه نسبت به خوشحالی و حمایت
    نتانیاهو و اربابان غربی اش و همسویی با آنها هوشیار و حساس باشیم.

    • الف . گ می‌گه:

      دچار سوء تفاهم شدید ، من کسی را به خاطر حرفهای نتانیاهو محکوم نکردم ، می گویم این روش که همسو شدن یک حرف از دشمن را بر سر دوستان بکوبیم نادرست است ، مثال همسویی کنونی نتانیاهو با دوستان اصولگرای افراطی مثالی ست برای کاربرد نادرست این شیوه وگرنه برای دشمن کار ساده ایست که افراد مؤثر در داخل ایران را با یک حمایت کاذب به دردسر بیاندازد. من که اگر جای اسرائیل بودم همیشه از همین روش استفاده می کردم.

  • خبر می‌گه:

    ترس برادر مرگ است.
    مرد ان است که مردانه بایستد و حرفش را بزند
    مثل زنان در پشت نقاب حرف زدن برای هر کسی راحت است
    مردانه مثل مرادی بیا و بگو هر چه می خواهی
    مثل همین رضا توفیقی که دم از او می زنید و علم حمایت از او را بلند کردید
    بلنند شوید و مردانه بگویید تا مردم بدانند مردانی هم هست که صدای اصلاحطلبی شان بلند می شود

    • الف . گ می‌گه:

      دلیل ننوشتن نامم ترس نیست برادر ، دلیلش اینه که یک جایگاه حقوقی دارم و نوشتن این مطلب یک موضع حقیقی ست ، نوشتن نام باعث تداخل و سوء تفاهم می شد. همین. ضمناً چرا به استناد حدیثی از امام علی (ع) به جای توجه به گوینده ، به آنچه گفته شده توجه نمی کنید؟ متشکرم.

200x208
200x208