تاریخ درج خبر : 1392/09/04
کد خبر : ۱۴۳۸۰۵
+ تغییر اندازه نوشته -

آن چه گذشت و آن چه می گویید/ جوابیه ای به آقای یوسف مرادی

سایت استان: بعد از انتشار مصاحبه آقای رضاتوفیقی در سایت استان و نقد آقای “سید یوسف مرادی” بر این مصاحبه، آقای “اسلام رسایی نسب” از مخاطبان سایت استان، مطلبی را در نقد مطالب آقای مرادی برای ما فرستاده اند که در راستای رسالت خبری و اطلاع رسانی سایت استان در پی می آید:
ax

انگیزه نگارش این نوشته دفاع تام و تمام از شخص ، حزب یا فکری نیست. هیچ گاه نپسندیده و نپذیرفته ام که کسی یا اندیشه ای را قداست دهم یا آن را قدسی بدانم گرچه این حق را برای خود قائلم که بر مبنای تشخیص فردی و البته اقبال عمومی، فکر و نظری یا فرد و گروهی را بهتر و لایق تر ببینم و بدانم. از قضا از مهمترین دلایل اختلاف نظر اینجانب ، با شما و همفکرانتان همین جزم اندیشی و تمام خواندن و تمامیت خواستن است که خودی ها را مظهرراستی و درستی و خوبی می دانید و آنها که نگاهی و سخنی جز شما دارند را با ابزارهایی که به برکت عدالت گستری های! خصوصا چند ساله اخیر در اختیار دارید مورد مهرورزی! در تمامی ابعاد قرار می دهید. کاش می شد به آن چه در این سالها بر مردم و کشور گذشت واقع بینانه نگاه می کردید و آن گاه از در عذر و پوزش سخن می گفتید نه این که به مانند همیشه طلبکار و مهاجم!
پیش از آغاز پاسخ به مباحث طرح شده از طرف حضرتعالی لازم است موردی را به شما صاحبان بلامنازع اخلاق! یادآور شوم. شمایی که مدعی پادرمیانی آقای جلیلی برای آزادی برخی از اصلاح طلبان شده اید هیچ نشنیده اید گفته اند “یا مُزد تموم یا منت تموم!”. این چه اخلاقی است که دم از آن می زنید و این گونه با سو استفاده از رانتهای در اختیار از یکسو مردم را به زحمت می اندازید و از دیگر سو منت برای رهاندن از دامهای خود نهاده می گذارید! به جای منت نهادن در این موارد باید نگران از دست رفتن حقوق اولیه شهروندان باشید که با کوچکترین واکنش و ومخالفتی با جریان حاکم با داغ و درفش مواجه می شوند! باید از صاحبان قدرت پرسید چرا باید به بند بکشید که حال بر روی چگونگی آزادی افراد که حق مسلم! آنهاست به مباحثه و مجادله بنشینیم!؟

اما نکاتی که مستقیما در ارتباط با مطلب پرغرض و سراسر ناراحتی و عصبیت شما لازم دیدم به عرض برسانم به شرح زیر است:

1. چندین و چند سال شما خود را پرچمدار دفاع از حقوق مردم در تمامی ابعاد و بویژه حقوق هسته ای دانسته و البته هنوز هم می دانید و گروهی که شما آنها را جمع اصلاح طلبان می دانید تنها بدنبال توطئه و خیانت و وطن فروشی بوده اند. هیچ ایرانی وطن پرستی با هر مرام و مسلک و دین و آیینی حاضر به خیانت به کشورش نیست. باید با دقت و بدون جانبداری به عملکرد افراد و گروهها نگاه کرد و دید آیا مدیریت جریان هسته ای در سالهای اصلاحات و چند ماه اخیر در دولت اعتدال ، در جهت منافع ملی بوده و یا رفتارهای بی قاعده و سراسر تبلیغاتی جمع شما از همه مسلمان تر! که موجبات مصایب و خسارات سنگین و بعضا جبران ناپذیر در هشت سال سکانداری دیوانه وارتان برسر تمام ارکان مملکت و افراد ملت آورده شد؟
آیا صرف نصب چند هزار سانتریفیوژ و تولید کیک و میله و صفحه و…. سوخت هسته ای می تواند مدافع عمکرد سوء مدیریت در این پرونده و خسارتهای بیشماری باشد که می شد با تعقل و تدبر مانع از آنها شد یا دست کم از شدت بواقع شدید آنها کاست!؟ آیا هنور هم می توانید در چشم تر مردم زجر کشیده نگاه کنید و قطعنامه های بین المللی و یکجانبه دول قدرتمند تاثیر گذار را کاغذ پاره بدانید اما توافقات بی اثر و عمدتا هزینه زا یا کشورهای ضعیف و بعضا سودجو را ظرفیت! دیپلماسی عنوان کنید؟ به تعبیر مناسب و به جای آقای روحانی “هم سانتریفیوز بچرخد هم چرخ اقتصاد و مملکت”.
هیچ ایرانی غیرتمندی خواستار کرنش در برابر قدرتها و گذشتن از حقوق حقه خود نیست اما شاخ و شانه کشیدن بی جهت و ایجاد زحمت و مصیبت بی دلیل برای مردم و کشور برای کسب شهرت و منفعت چند روزه اقدامی بس نابخردانه و ناجوانمردانه است که به نظر حقیر آنها که آگاهانه و با چنین مقاصد پلیدی این رویه را در پیش گرفتند خیانتکار واقعی بوده و اگرقرار بر اجرای عدالت باشد این افراد می بایست در برابر مردم محاکمه و جزای این همه خسارات سنگین را بپردازند.
شمایی که از حقوق هسته ای مردم سخن گفته اید در این چند سال کجا بودید که محض رضای خدا یک بار و فقط یا بار -به تعبیر خودتان- از حقوق مردم در داشتن حداقلهای زندگی و دیگر حقوق شهروندی سخن برانید و از مشکلات بسیار مردم در حوزه های مختلف معیشتی و درمانی و امکانات فرهنگی و … حرفی بزنید. در دولتی که تنها در مقام حرف و شعار، دم از دفاع از حق مردم در حد ریال می زد میلیارد میلیارد که نوشتن و خواندنش می تواند سوال ریاضی کودکان ما باشد غارت شد و سکوت کردید و از دولت سراپا تقصیر دفاع کردید و به منتقدین انگ ضد دین و ضد ولایت و ضد میهن زدید و بدترین توهین ها و سخت ترین محدودیتها اعمال کردید! و امروز و هر روز شاهد خبرهای تازه از فساد و قانون شکنی و غارت بی سابقه بیت المالی هستیم که شما همیشه خود را بیش از بقیه نگران ان نشان می دادید.
شمایی که در همین یاسوج خودمان وضعیت بیمارستانها را دیدید و گسترش فقر و رواج تکدی گری را دیدید و دم بر نزدید. شمایی که بواسطه کوچکی منطقه شنیدید تعدد قتلها و خودکشی های ناشی از مسائل مختلف را در چند سال اخیر شنیدید و حتما در برخی مراسمات فاتحه آن بیچارگان حاضر هم شده اید. شمایی که از نزدیکان آقای هدایت خواه بودید و هیچ گاه نشد از نبود سینما به عنوان یک رکن فرهنگی مهم در جامعه از این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ! پاسخ بخواهید و شدیم و هستیم ، مرکز استان بی سینما! و هزاران درد و رنج دیگر که بهتر از من می دانید و کمتر از من می پذیرید و اصلا بر لب نمی رانید؟
در مورد آقایان بهزاد نبوی و دیگر عزیزانی که می توانستند در این سالهای سیاه سو مدیریت، مدیرانی لایق برای اداره مملکت باشند حکم بریدید. در خیابانها با تجمع ها و تریبونهای – همه مجاز و مجوز دار!!!- ناسزا گفتید و در کف خیایانهایی که به زعم شما جای منازعات سیاسی نیست حکم سیاسی دادید .
نتیجه تفکرات جزمی و رفتارهای حذفی شما این شد که می بینید و می بینیم و لفظ “فتنه” محل کسب و شهرت شد و پوششی بر تمام خرابی ها و خرابکاری هایتان. من فارغ از حکمی که شما و دادگاه صالحه تان برای این افراد بریدید، به احترام ایستادن بر سر اعتقاداتشان می ایستم و نمی توانم هیچ گاه چنین افرادی با چنین هزینه هایی را با امثال شما که در فضای گلخانه ای امن و ضمانتی و فارغ از هر نگرانی و آسیبی مقایسه کنم و امیدورام شما هم روزی بیم و امید دیگران برای تذکر و اصلاح را درک کنید و با همان مردمی که دم از آنها می زنید همدرد شوید.

.
2. کاش آن چه در بند دو از جوابیه تان نوشتید به حقیقت می پیوست و قانون اساسی مغفول نمی ماند و می شد به راحتی و در همان چارچوب مشخصی که قانون -نه شما و همفکرانتان- معین کرده فعالیت داشت و سخن گفت و تجمع و جلسه داشت و …. اما خود می دانید که در این چند سال چه بلایی بر سر احزاب و رسانه های مستقل و فعالان مدنی و سیاسی آمد.
درمورد ترکیب مجلس اشاراتی به تقابلهای مجلس با دولت سراسر پاکی و عدالت! داشتید که می دانم در خلوت خودتان هم به آن می خندید اما بدانید که به ریش -این روزها پروفسوری- ما نمی توانید بخندید. آیا عدم توجه به مجلس و قانون در این هشت سال و از آن سو مماشات مجلسیان که مردم به امید نظارت و کنترل دولت آنها را وکیل خود ساخته و عموما بصورت تمام قد از دولتی که به اشکال مختلف وابستگی و پیوستگی با آن داشتند دفاع می نمودند و به حق مصداق لفظ وکیل الدوله بودند، برایتان مشکوک و عجیب نبود و نیست؟ تخلفات و بی حرمتی هایی که بی شک اگر یک درصد آن توسط دولت اصلاح طلب انجام میشد کفن در بازار نایاب و بازار کفنپوشی پر رونق می شد و بلافاصله آن می شد که با بنی صدر شد. همچنان که شما هنوز هم قائل به نظر و رای مردم نیستید و این رای را اراده و درخواست آشکاری برای تغییر شرایط نمی دانید، عده ای درمجلس نیز یا از سر غفلت یا از روی کینه، سر ناسازگاری گذاشته و بنا را بر سنگ اندازی و کارشکنی گزارده اند. ازخود پرسیده اید چرا با سه وزارتخانه مرتبط با اقشار جوان که مهمترین پشتوانه تغییرات و اصلاحات در جامعه هستند یعنی وازرت علوم،آموزش و پرورش و وزرت ورزش و جوانان این چنین رفتار شد و در کاری بی سابقه وزیر پیشنهادی صدارت ورزش و جوانان چهارمین کاندیدایی بود که معرفی شد؟! شاید این را حق مجلس بدانید اما آیا هر حقی این حق را ایجاد می کند که به هر روش و شیوه ای از آن استفاده شود؟ قدرت و حکمت و عدالت در کنار هم نباشد چه فجایعی که به بار نمی آید.
بنده به شخصه قائل یه مهندسی هیچ انتخاباتی نبوده و نیستم اما انتظار می رود افرادی که به مجلس وارد می شوند از دلسوزی و درک مناسب شرایط و سعه صدر برای پذیرش مخالف برخوردار باشند و منافع ملی را بر زدو خوردهای حزبی و باندی و شخصی ترجیح دهند و همسویی که نه، اما همفکری و همکاری مناسب با دولتی داشته باشند که در بدترین شرایط کشور را تحویل گرفته است تا شاید این همراهی بتواند ما را راخ سخت یاری و از تنگه بلایی که بواسطه راهنمایان نابلد به آن گرفتار آمده ایم نجات بخشند.

.
3. یکی از نکاتی که در مطلب جناب آقای رضا توفیقی دیدم و شما هم ذکری از آن به میان آورده بودید موضوع حرمتی است که جناب آقای روحانی برای مجلس قائل است و آیا جز این است؟ شما نوع گفتار و استفاده از الفاظ و ادبیات ایشان و تیم کاری خوبشان را با پراکنده گویی و متاسفانه بعضاً هرز و هجو گویی های آقای احمدی نژاد مقایسه کنید و نتیجه را به عقل و وجدانتان رجوع دهید. عدم التزام آقای احمدی نژاد به قانون و مصوبات مجلس و عدم حضور در جلسات ، عدم توجه به تذکرات مختلف مجلس از جمله در ماجرای “دکتر! کردان” و اعلان رسمی این که “مجلس در راس امور نیست!” و دیگر نمونه های بسیار زیادی که خود مثنوی هفتاد من است و نیازی به ادامه و ذکر خاطرات تلخ گذشته نمی بینم. اگر مجلسیان ما منصف باشند باید در برابر آن همه بی حرمتی های دولت قبل، قدردان منش و روش محترمانه دولت فعلی باشند نه این که چون با احترام با آنها برخورد می شود امر بر آنها مشتبه شده و آن را نشانه ای از ضعف دانسته و فشار برای اعمال نظرات نامتناسب خود با سیاستهای دولت بیاورند و امتیاز خواهی کنند و با گوجه و دمپایی به استقبال روند.

.
4. اشاراتی به نهادهایی داشتید که شاید، آقای رضاتوفیقی با توجه به تجربیات نه چندان خوشایندی که داشته ترجیحا بصورت کلی و مبهم به آنها اشاره کرده و شما البته بواسطه حمایت دو طرفه فی مابینتان آنها را مشخصا معرفی و یکایک به دفاع از آنها پرداخته اید. به نظر حقیر نه من،نه شما و نه هیچ فرد عاقل منصفی نمی تواند منکر گرایش سپاه و بسیج به دولت قبل و جریان اصولگرایی باشد. از آن طرف وضعیت شورای نگهبان نیز واضح است در حدی که حتی برخی اعضای شورا در جلسات انتخاباتی جناحهای مورد نظرشان شرکت می کردند. در مورد رفتار و گفتار آقای جنتی هم که نیازی به بحث نیست و در تازه ترین مورد در همین نماز جمعه تهران انواع و اقسام اتهامات ثابت نشده به افراد مختلف از جمله آقایان موسوی و کروبی وارد ساخته و حتی برای آنها هم حکم اعدام صادر فرمودند. این افراد با این نوع دیدگاه و جانبداری به عنوان داور و بی طرف در یک معرکه سخت وحساس تصمیم گیرنده بوده اند و چگونه انتظار دارید باور شود که بی طرفی و عدالت را رعایت کرده یا می کنند. آقایان با چنان کینه شدیدی در مورد اصلاحات و افراد خواهان تغییرات صحبت می کنند که وجود شرایط برابر برای رقابت اصلا قابل پذیرش نیست.
برخی نیز نظرات و سخنان رهبری را به بهانه فصل الخطاب بودن ابزاری برای القا نظرات خود و جناحشان ساخته و بقیه را تحت فشار قرار می دهند که اگر با ما و نظر ما مخالف باشی ضد ولایت حرکت می کنی و به گفته جناب آقای مطهری -نماینده مجلس که از قضا از طیف اصولگرا هم هستند – برداشت اشتباهای از ولایت فقیه دارند یا سعی دارند این برداشت را جاری و ساری سازند که تا حد تعطیل عقل پیش می روند و هر اختلاف نظری را مخالفت با نظام و رهبری تلقی و در پی آن برای حفظ نظام با روش ماکیاولیستی استفاده از هر روش و ابزاری را برا کوبیدن و حذف مخالف مشروع و مجاز می شمارند. و این گونه است که در انتخابات کاندیدایی را مورد نظر رهبری معرفی می کنند و در ادامه چه کارها که نمی شود و نمی کنند.

.
5. در جایی اشاره داشته اید به شکستن سوگند آقای خاتمی به عنوان بی طرف و برگزار کننده انتخابات، کاری به صحت و سقم ادعای شما ندارم. اما شما را به هزاران دروغ و وعده خلاف و پیمان شکنی های همه گونه تیم مورد حمایتتان در عرصه کشورداری در سالیان اخیر ارجاع و عاقبت کارشما و آنها را به خدا واگذار می کنم.

.
6. اظهار داشته اید که در دوره های مختلف اصلاحات با تمام قدرت وارد عرصه انتخابات شده و… قصد ندارم به تمامی نظرشما را در مورد اقبال یا عدم همراهی مردم با جریان اصلاحات به چالش بکشم که خود تحلیلی عمیق و دقیق می خواهد که چرا مردم می آیند و چرا نمی آیند و از این آمدن و نیامدنها چه سود و زیانهایی برای چه کسانی حاصل و چه وقایعی بر خود و کشور حادث می شود. اما تنها نکته مهمی که در اینجا لازم دیدم اینکه، جریانی که افراد و احزاب و رسانه های متمایل به آن تحت فشار قرار می گیرد و به انواع روش تحدید و تهدید می شونذ و به دلایلی که خود بهتر می دانید از حاکمیت پشتیبانی نمی شود، از کجا ابزار و قدرت در اختیار دارد که پا به میدان رقابت نابرابر بگذارد!؟ از آن طرف برای جریان اصولگرا آمادگی در حد برگزاری یک المپیک ! با تمام ابزار و امکاناتی که مشهود و غیر قابل انکار است، قابل توجیه و قابل مقایسه است؟ گرچه نمی خواهم و نمی توانم منکر برخی مشکلات در جریان اصلاح طلبی برای سازماندهی و ارتباط با توده مردم شوم که خود موضوعی جدا و خارج از این بحث است.

.
7. بنده با شما و همین طور با آقای رضا توفیقی در مورد عدم تفاوت افراد و احزاب مخالفم!
مگر می شود تفکرات جزمی اما شفاف آقای هدایت خواه را با روشهای کج دار مریز اما کمابیش منعطف آقای زارعی یکی دانست؟ همین طور عدم پذیرش تفاوت بین سازمان مجاهدین اسلامی و سازمان مجاهدین خلق از سوی شما بر می گردد به همان شیوده سنتی شما اصولگرایان برای تحت فشار قرار دادن مخالفین و منتقدین و این رویه نتیجه ای جر تبدیل مخالف به معاند ندارد و آیا این گونه برخوردها در جهت منافع ملی است؟جای تاسف دارد که شما و همفکرانتان بدون در نظر گرفتن نتایج و عواقب این حذف ها و خود برتر بینی ها جامعه و کشو را به ورطه هولناک فعلی رسانده اید که شاخصهای مختلف اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی فلاکت بار و در عرصه بین الملل منزوی و تحقیر شده و و روابط داخلی نیز متزلزل گردیده است.

جناب آقای مهندس/دکتر!؟ مرادی عزیز

من و شما همدیگر را دیده و می شناسیم اما باور بفرمایید تا کنون هیچ دیداری با آقای رضاتوفیقی نداشته ام . خود نیز بهتر می دانید عضو هیچ دسته و باند و گروه و حزبی نبوده و نیستم . اما شک نکنید در برابر شرایط کشور و مردمم بی تفاوت نیستم و بر اصلاحات هم نقد و بحث دارم. اما وزن طرفین قابل قیاس نیست و همصدایی جریان روشنفکری و اصلاحات با خواستها و درخواستهای به حق مردم بسیار بیشتر و همخوان تر است. کاش می شد صادقانه و خالصانه افرادی از هر جناح و حزب و فکری در کنار هم بنشینند و مسائل و مشکلات کشور را بررسی کنند و بهترین راه حلها را یافته و اجرایی نمایند. موضوعی که پتانسیل فعال آن را در جریان اصلاحات برای پذیرش نقد و حرف مخالف بسیار بیشتر و بهتر دیده ام و امیدوارم که اصولگرایانی که این روزها مدرن هم شده اند و صحبت از دموکراسی و حق مخالف و … دارند بواقع و در عمل نیز به این ادبیات برگرفته از دوران آقای خاتمی پایبند بوده و آن را برای اصلاح خود و مملکت به کار بندند.
در پایان لازم دیدم بابت توفیقات امیدوار کننده و روحیه بخش روزهای اخیر از جمله پیروزی های درخشان والیبالیستها، ساحلی بازان، فوتبالیستهای تیم ملی و شاید از همه مهمتر مذاکرات ثمر بخش تیم بسیار خوب و مقتدر مذاکرات هسته ای که در مدت چند ماه با تعقل و تدبر همراه با تسلط و اعتماد به نفس توانستند اولین نتایج ملموس و مکتوب از مذاکرات به بن بست کشیده شده سالیان اخیر با هزینه های گزاف بی دلیل را خدمت شما و همه مردم ایران تبریک و شاد باش عرض نمایم.

خدایا چنان کن سرانجام کار تو/ خوشنود باشی و ما رستگار

“اسلام رسایی نسب”

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • نوید_هرمزگان می‌گه:

    به خدا همتون بیکارید . همتون دنبال منافع هستید .

  • اسلام رسايي نسب می‌گه:

    در ابتدا بابت برخی اشکالات انشایی و املایی که بواسطه مشغله کاری و عدم دقت در ویرایش نهایی متن وجود دارد عذر خواهی می کنم.نکته دیگر این که استفاده از لفظ “شما” در متن فوق منظور منحصرا شخص آقای مرادی نبوده و اشاره به طیف و جریان فکری که ایشان به آن گرایش دارند است. اما…

    جناب آقای موسوی، برادر احتمالا؟ ارزشی!

    نوع نگاه و نگرش شما و آقای مرادی و همفکرانتان تلاش برای ایجاد هاله! تقدس حول افکار و اعمال خود و رهبران فکری و اجرایی شان بوده و هست. شما میزان استفاده و هزینه از عبارات دین ، خدا، انقلاب، ولایت ، امام زمان و … را در چند سال اخیر ببینید و ببینید پشت سر این تعابیر عقیدتی چه فساد و فجایعی در تمام حوزه ها که رخ نداد! مضافا این که هیچ گاه انتقاد در حوزه نظر و عمل از جریان فکری شان را نپذیرفته و آن را حتمی و قطعی و جزمی و با واسطه و متاسفانه گاه بی واسطه مرتبط با اعتقادات دینی دانسته اند که هزاران نمونه دارد و فقط به “پول امام زمان در بحث یارانه ها” و “هاله نور در سازمان ملل” اشاره می کنم که راه را بر انتقاد و اصلاح بستند.
    . در مورد قطار انقلاب که فرموده اید بر روی ریل قرار گرفت شما را به راه اندازی قطار تهران-شیراز و داستانهای عجیب و غریب افتتاح نمایشی آن و… اشاره می دهم و بی شک در این چند سال قطار اعتماد و اعتقاد مردم از مسیر خود منحرف و بی اعتمادی و متاسفانه بی اخلاقی و دروغگویی را گفتمان غالب جامعه ساختید.
    در مورد تمامیت خواهی شما اصلا متوجه عرض بنده و اصل ماجرا نشده اید و در آن مورد بنده به شکلی دیگر و از زاویه ای دیگر موضوع مثلاً؟ پادرمیانی آقای جلیلی را نقد کرده ام که شما را به خواندن مجدد آن توصیه می کنم.
    در مورد پرونده هسته ای برای بنده جالب و در عین حال عجیب است که چگونه می توانید در مورد تصمیمات کلانی این چنین، به مردم القا نمایید که رهبری در جریان آن نبوده و آن را تایید نکرده اند. شما را به سخنان ایشان پس از توافقنامه سعد آباد ارجاع می دهم. اما همانگونه که از تعلیق سخن می گویید از تحریمهای عمدتا بی دلیل که نتیجه ماحراجویی ها و بی تدبیری های تیم مورد علاقه و حمایت شما بود و مصیبتهای بسیار بر مردم و کشور وارد ساخت نیز صحبت کنید. شما که با افتخار از انقلاب هسته ای صحبت می کنید سری به عسلویه هم بزنید و ببینید شاهراه اقتصاد و اشتغال مملکت چه بر سرش آمده و از آن طرف کشورهای مجاور حاشیه خلیج همیشه فارس از این بی کفایتی چند ساله ، بهره برده و ره صد ساله پیمودند و از فرط درآمد و سرمایه گذاری به جایی رسیده اند که در تصمیمات مهم منطقه و جهان حضور دارند. چشم باز کنید و ببینید صدها شهرک صنعتی و هزاران کارخانه تولیدی و بنگاه اقتصادی و صدها هزار کارگر بیکار شده و میلیونها جوان بیکار دست به گریبان افسردگی و اعتیاد و فساد و … سر از برف درآورید و خوب ببینید که چه میشد کرد و چه نشد!
    اظهار داشتید دولت خدمتگزار! خدمات شایانی به مردم فقیر و مناطق محروم داشته است. گرچه هیچ دولتی نمی تواند هیچ کاری نکند و قطعا خدماتی هم دارد. اگر انگ سلطنت طلبی به حقیر نمی زنید در دوران پهلوی هم خدماتی در این منطقه انجام شد و زیر ساختهایی فراهم گردید آن را هم شایسته تعریف و تمجید و ستایش می دانید؟!
    به نظر شما پخش کردن سیب زمینی! آن هم درست قبل از انتخابات توهین به عزت و شخصیت همان مردم محروم نبود و بیش از آن که نشان خدمت باشد، نمایشگر خیانت و سو استفاده از منابع در اختیار و رانتخواری بیت المال در جهت منافه شخصی و گروهی نیست؟ آیا خرد کردن عزت مردم و به استیصال کشاندن آنها برای درخواست مبالغ اندک پول در سفرهای تبلیغاتی استانی را نمی پذیرید و به جای گریه بر حجم انبوه نامه ها که نشان از مشکلات فراوان جامعه داشت با افتخار در مورد تجمیع چند صد هزاری آن مکاتبات در استان کوچمان سخن می گفتید؟ از شما می پرسم در سالهای اخیرکدام زیر ساخت اقتصادی ارزشمند و بجا در استان ایجاد شده که بتواند تضمینی برای آیندگان و کم کردن بیکاری و محرومیت باشد؟ منصف باشید و به مردم بگویید با درآمدهای بی سابقه نفتی این چند سال چه کردید و چه کردند!؟ عذرخواهی را یاد بگیرید.
    حداقل های زندگی داشتن شغل و سرپناه و آرامش از فردای خود و فرزند است. این که در یک شرایط جسمی و روحی مناسب باشی و در صورت بیماری قید زندگی ات را به خاطر نابودی زندگی بقیه خانواده از ترس هزینه و مخارج دارو درمان نزنی. حداقل ضروریات زندگی تعریف و استاندارد جهانی دارد و بسیار فراتر از این است. اما بخدا در همین حد هم برای ما با این شرایط کافی است.

    از پروژه های عمرانی سخن گفته اید و کلنگهایی که نه بر زمین که بواقع بر کمر اقتصاد و توسعه و پیشرقت کشورزده شد. شما اطلاعی از زمان و هزینه و استهلاک هم دارید و می دانید هزینه تمام شده یک پروژه در دولت آقایان چه میزان بیش از پیش بینی ها بوده و چه بار عظیم مالی ایجاد کرده و کمتر هم به بهره برداری رسید و بازگشت سرمایه اقتصادی و اجتماعی هم نداشته اند!؟

    در مورد کودکان کار و فقر فزاینده لزومی به بحث نیست و برخی موارد، آن چنان شهودی و ملموس هستند که نیازی به اثبات و دلیل ندارد. فقط سری به ادارات دولتی بزنید و ببینید روزانه چند نفر تحت عناوین مختلف در این ادارات نه به جهت امور اداری و کاری بلکه برای تامین معاش خود عزت و غرور خود را به فروش می گذارند.
    این که در انتخابات 88 چه گذشت و چه شد تاریخ قضاوت خواهد کرد گرچه هر روز که میگذرد با توجه به کنار رفتن آقای احمدی نژاد امکان بررسی درست تر رفتار و اعمال آنها و دیگر حاضرین و ناظرین انختابات آشکارتر می شود و تخلفات بهتردیده میشود. کاش به جای حصر و حبس معترضین ، امکان برگزاری یک دادگاه بی طرف با حضور سه نفرذینفعان اصلی آن یعنی آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد فراهم و شرح تمام اتفاقات بصورت زنده و مستقیم به من و شما و مردم می رسید تا ببینیم حرف حساب هر کسی چیست و بواقع چه بر سر آن همه شور و امید آمد و چگونه آن فضا محملی برای سو استفاده برخی و معامله گری برخی دیگر شد! اما همه دوستان و بویژه شما را به دیدن دوباره دقیق مناظرات 88 و خطرات و عواقبی که از تحویل قدرت مجدد به آقای احمدی نژاد و تمیش داده می شد توصیه وخواهش دارم آن را با حال روز امروزمان مقایسه کنید و به وجدانتان هم رجوعی داشته باشید. کاش میشد منبعی مطمئن و منصف و دقیق میزان آسیبها و خسارتهای ناشی از آن غائله را با جریان مدیریت سوء و بعضا مفسدانه تیم کاری دولت پاک و عدالت گستر مهروز انقلابی و ارزشی مقایسه و به همه اعلان می نمود تا “سیه روی شود هر که در او غش باشد”.
    امیدوارم روزی فرا رسد که آن قدر دریچه انتقاد و اعتراض باز باشد که عده ای مجبور به عبور از قانون و مرزهایی که عمدتا با سو برداشت یا سو استفاده از قانون بی دلیل در برابر خواستهای مردم گزارده شده است نشوند تا خود و کشور کمتر آسیب ببینند.
    اما نکته آخر:
    نمی دانم “نیت خوانی” و “صلاحیت شناسی” را در کدام مکتبخانه درس می دهند که حضرتعالی و دیگر دوستانتان در این مکتب عمدتا، خود را متخصص در این حوزه دانسته و در جدید ترین نسخه شما از راه دور و بدون این که شناخت خاصی از من و رابطه ام با آقای مرادی داشته باشید، حکم به حسادت صادر و دلیل تمامی بحث های بنده را در این کلمه خلاصه نمودید! منطقی ترفکر کنید و بی جهت و تنها از روی غرض یا عدم توان در پاسخگویی قضاوت نفرمایید.

    نیتَرُم بِیلُم سر یک تِیَمه، هیچ نگُم*بِخَرِن مورَک و پِرتَک تِیَمه، هیچ نگُم

    شعر از استاد:”احمد انصاری فهلیانی”

  • توانا می‌گه:

    جناب آقای رسایی نسب نمیشناسمت اما واقعاً دست مریزاد.خوشحالم که همفکرانی چون شما دارم.انصافاً عالی، با دلیل و برهان و بدور از احساسات خشک نوشته اید.تا این مملکت صاحب قلمان چون شمایی دارد همیشه سربلند خواهد بود.

  • سیدعبدالحمیدموسوی می‌گه:

    جناب آقای اسلام رسایی نسب
    در ابتدای مقدمه صحبتهایتان گفته بودید هیچ گاه نپذیرفته اید کسی را قداست دهید و قدسی خوانید بهتر است بفرمایید که آقای مرادی چه کسی را قدسی خوانده و نوشته؟آقای مرادی تنها و تنها از گفتمانی حمایت میکند که به فرموده مقام معظم رهبری به احیا شعارهای انقلاب پرداخته و آنها را بر روی دست گرفته و قطار انقلاب را به ریل خود باز گردانده.
    از جزم اندیشی و تمامیت خواستن و خودی ها را مظهر دوستی و راستی خواندن صحبت کردید متاسفانه شما خودتان صحبت های شخصیتان را نقض می کنید و به وساطت آقای جلیلی برای آزادی برخی افراد که سابقه آنها مشخص است اشاره میکنید
    آیا این است تمامیت خواندن و تمامیت خواستن؟
    و یا شاید آقای جلیلی با زندانیان نسبتی داشته و ما نمیدانیم؟
    قبل از شروع به تذکر دادن مطالب آقای مرادی را پر از غرض و سراسر ناراحتی و عصبیت خوانده اید بهتر است به چند سطر مقدمه صحبتهایتان توجه کنید و قضاوت را بر عهده خوانندگان محترم بگذارید.
    به مدیریت جریان هسته ای در دوران اصلاحات اشاره کردید .
    یک سوال (البته پوزش می طلبم)؟
    آیا شما میدانستید که در دوران اصلاحات فعالیت های هسته ای ایران تعطیل شد و ایران پروتکل الحاقی را پذیرفت؟
    و آیا شما اصلا میدانید پروتکل الحاقی چیست؟
    آیا این هست فعالیت هسته ایران در دوران اصلاحات؟
    همچنین به فعالیت هسته ای در چند ماه اخیر اشاره کردید . ما هم به نوبه حود از زحمات تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران و رئیس جمهور کشورمان قدردانی میکنیم و به همه آنها خسته نباشید میگوییم .
    اما آقای رسایی نسب امروز ما در مذاکرات به نتیجه رسیدم و آن هم به خاطر افزایش فعالیت ها و سطح توقعات هسته ای ما در دولت دکتر محمود احمدی نژاد است اگر غیر از این بود دوباره تکرار قبل میشد.
    به تحریم ها اشاره کردید، شما را ارجاع میدهم به صحبت های مقام معظم رهبری درباره تحریم ها (تحریم ها هیچ نتیجه بسیار ارزشمندی برای غرب در بر نداشت هر روز بندهایی به آن اضافه میکنند و در آخر هم درکنار تحریم حمله نظامی را ارائه میدهند).
    دولت را خیانتکار خواندید آیا خدمت به مردم محروم و مستضعف برای کسب شهرت و منفعت بود؟
    آیا خیانتکاری این هست؟
    آقای رسایی خیانت این هست که خدمت را نبینیم
    از حداقل های زندگی صحبت کردید بهتر است سفری داشته باشید به مناطق محروم استان این مناطق تا قبل از دولت دکتر احمدی نژاد حتی مسیررفت و آمد آنچنانی به شهر نداشتند م تمام راههای ارتباطی آنها به مراکز اکثر مال رو بوده و یا آنقدر نامناسب بوده که با اولین بارش فصلی تردد در آن مسیر ها غیر ممکن بود .
    بهتر بود توضیح نمیدادم بهتر بود میپرسیدم منظور شما از حداقل زندگی چیست؟
    وضعیت بیمارستانها..
    چندین بیمارستان در استان در حال ساخت است و یا ساخت آنها به اتمام رسیده .ساخت این بیمارستانها از کی کلنگ خورد و چند درصد فعالیت این پروژه در دولت عدالت و مهرورزی صورت گرفت؟مراکز تخصصی درمانی – مرکز ام آر ای مجهزترین مرکز تخصصی بعد از شیراز در جنوب کشور – گسترش کلینیک های عمومی _ تجهیز بیمارستان امام سجاد و شهید بهشتی و جذب متخصصین مجرب در حال کار در این بیمارستان آیا این هم خیانت است؟
    به گسترش فقر و رواج تکدی گری اشاره کردید
    راجع به فقر شما را ارجاع میدهم به سایت شاخص فقر در استانها در دولت های متفاوت تا جواب خود را بگیرید؟
    تکدی گری /
    حتما سالهای قبل از میدان شهدا( میدان ساعت قدیم ) عبور کرده اید . آن روزها دختری با خواهر و برادر کوچکش پایه ثابت میدان ساعت بودند و باید آنها را فرزند فلکه ساعت نامید. امااین روزها در مادوان کوچه هشت از سمت دانشگاه آزاد در منزل مجهزی سکونت دارند.
    آیا این هست رواج تکدی گری؟ شما تکدی گری را با بیماری تکدی گری اشتباه گرفته اید.
    سینما /
    بنده با دیدگاه شما نسبت به این موضوع موافقم اما اینکه با نسبت دادن آقای مرادی به دکتر هدایتخواه بخواهید صورت مسئله را طوری دیگر بچینید مخالفم.برخورد جناب آقای هدایتخواه با آقای مرادی در چند سال اخیر برای همه آشکار است بخصوص برای شما و یا شاید به خاطر عدم اطلاع از این موضوع شما آنرا نادیده میگیرید.
    و چه زیبا در ادامه اولین سطر گفتار خود را نقض میکنید و به دفاع از شخص میپردازید که ماهیت آن در کودتای 88 برای همه مشخص شده است مجددا شما را ارجاع میدهم به کتابی با اسم (در خدمت و خیانت چریک پیر) تا شاید قلم بنده از توضیح رهایی یابد.
    اما فتنه /
    گویا شما کلا عادت دارید در ابتدا مهر باطل بر نوشته هایتان بزنید بعد توضیح دهید و از فتنه و فتنه گران دفاع میکنید.البته تقصیری ندارید زیرا تنها کسانی میتوانند این علم و پرچم را حمل کنند که اهل بصیرت باشند و اگر تمام خواص و نخبگان کشور باقیمانده عمر خود را بر شفاف سازی این غائله بگذارند هنوز هم کاری نکرده اند.
    جناب آقای رسائی نسب ای کاش مشکل شما با آقای مرادی اختلاف نظر بود نه حسادت

  • آمرصاحب می‌گه:

    برخی از آدمها سی سال حرف میزنند و کسی از آنها ایراد نمیگیرد، بلکه سی سال صحبت می کنند و کسی از صحبتهای آنها به نتیجه نمیرسد. حالا آقای…… اینگونه اند

  • احمد می‌گه:

    ای بنازمت ای بنازمت…..اینو خشو دون چه کردنه من ای 8 سال…..هدایت خواه ،علی محمد دانشی و ارژنگ خشو دونن چه کردنه که ایسو ………. هم بیا نیتره جمش کنه سیشو… هیج گلایه ای به مسعود حسینی نیسه.چون ایشان کلا هیج اختیاری و خوش نیاشت…یوسف مرادی هم خوش دونه سیچه سنگ اینونه و سینه ایزنه….نگاهی به لیست منتشر شده دکتر رمضانی در دو سه هفته قبل بیندازید……..جونم من نفست رسایی…..اگر منتشر نکنی مرد نیستی

200x208
200x208