تاریخ درج خبر : 1392/09/07
کد خبر : ۱۴۵۲۲۸
+ تغییر اندازه نوشته -

صد روز سکوت مرده گی درکهگیلویه و بویراحمد!

سایت استان: دکتر بهاره حسینی

{در ابتدا سلامی بر منتقدانم دارم و به دفاع بگویم برشیوه نگارشم و دفاع از عدم چهارچوب ادبیاتی و گذر از هرگونه ساختار و انسجام مونولوگی تا پرولوگی ام! ببخشید بر من.}
صد روز سکوتی بر استان حاکم است و به امید تدبیرهایی نشسته ایم که از رنگ و بو، معلوم است که هیچوقت سرازیر نخواهد شد. تغییر مدیران به مثابه تغیر سرگروههایی است که مسئول حضور و غیاب هستند وبس، اما کمی پاستوریزه تر و شاید اصلاحاتی.
صد روز مرده گی بر استان حاکم است و یاس و ناامیدی رنگ و بویی توامان غریوتر دارد. کم کم مدیران جدید که سرود تازه ای ندارند و سرد و سورد لبخند میزنند و نگاهی دارند بر پشت میز و سرازیر نمودن هدایای جناحی، حفظ کرسی های بلند بالایی، زنگ خانه از همسایه، درصد فرسودگی نقلیه، حفظ و کرامت اضافه کار، افسوس بر کسری بودجه، نمیدانم کی و ناتوانی در چی؟ لبخند بر هجمه منتقدان به کج فهمی همه و کلی عقل و کلی کوچه های مانده برجا! تکیه بر ایرادات دگران و نبود استراتژی گریان، نهایتا سردرگمی در اجراء و در انتظار فقط و فقط آقای خاص!
همین بود ماوایی که سردرگم اش بودیم؟! مدیران همان مدیر و برنامه ها همان، نشان به همان نشان که فقط جناح عوض شد آنهم فقط درحد فریب اذهان. یاران بنفش و سبز و تبعید شده گانِ حتی از یک استکان چای اداره، در قابلمه کدامین کفتار میسوزند که هیج سراغی از آنها نگرفتیم؟
کجا رفتند توفیق نیافتگانی که هشت سال در کنج ادارات، حسرت سوختن مردم را خوردند. کیانند کیان به دستانی که هشت سال در ماواهایی دیگر، سفره هشت سال نشینان را پهن میکردند و اینک مسند نشینان برکت الهی می گردند.
شیخ بنفش، زاغه غازچرانی را نهان کرد و در صدروزگزارش، رانش یاران را هویدا کرد؛ من چی، ما چی، و تو، تو چی، پیچ پیچ کوچه های پر پیچ و خم را شیخ گفت، و گفت سپیده روشن کننده صبح اش را!
قبایی تکان بده و عبایی قرض کن،، اتو بر کت و شلوار بکش، یقه را صاف کن، شارژر موبایل وصل کن، یاسوج و گچساران را نبین، بپر بر جهان شمولی حسین پناهی، شاید گذر زمان دیدی. … ، مدیریتت مبارک اگر تهران و اروپا را بر جاذبه های استان مچ کردی و دافعه هایش را دامن گیر اخلاق و کردار و پندار و گفتار نیکت کردی، مبارکت باد. اگر شب و روز را درنوریدی و هیجده ساعت محرک و متحرک را برای استان خلق کردی مبارکت باد. مبارکت باد اگر سوختگان دیروزت را دیدی و ساختار فردا را ساختی. مبارک به پاس “من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق”.

.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رسایی نسب می‌گه:

    جای بسی خوشحالی است که از جامعه هم افرادی چون شما حساس به امور کشور هستند و با دقت و ظرافت اتفاقات ریز و درشت آن را در سطح استان و کشور رصد می کنند
    در مورد سبک نوشتار شما بنده نیز با اکثریت دوستان منتقد هم عقیده. بوده و آن را مناسب این فضا نمی بینم. یکی از اشکالات تحصیلکردگان ما بویژه قشر روشنفکری که خواهان تغییرات هستند همین عدم بکارگیری زبان ساده و عامیانه برای بیان نظرات و مهمتر از آن ایجاد ارتباط با عامه مردم است که نوعی گسست طبقه ای ایجاد می کند
    اما متاسفانه نکته مورد اشاره شما تا حد بسیار زیادی صحیح و نشان از بی برنامگی. افراد جایگزین دارد و هیچ یک از طرفهای سیاسی برنامه مشخصی برای رفع مشکلات استان و استفادخ از نیروهای قابل و متخصص در حوزه مورد نظر ندارند و تاکید بر پارامترهایی چون هم حزبی، هم رایی، همشهری،هم طایفه ای و … بلای جان مدیریت استان شده است و جلسات تکراری بی اثر تنها اتلاف وقت و صرف قند و چاییشده است.
    امیدواریم در دولت امید، امیدمان به تغییر این رویه فرصت سوز ناامید نگردد و هر چه سریعتر جنگ سهم و بهر پایان یابد و مدیران کلان استان مطمئن از تثبیت خود، مستقل از فشارها و سفارشها، بهترین افراد را بر مسند قدرت و مسئولیت  بگمارندتا “بل باز شود درگم شده بر این دیوار”

  • پیوند می‌گه:

    یکبار دیگر خودت بخوان
    بعد زمزمه کن …..و دیگر هیچ

  • سید امین صداقتی نیا می‌گه:

    سبک زیبایی دارید
    با اینکه اولین باری که خوندم یاد برخی نوشته های دفتر خاطراتی افتادم ولی خلاقیت و سبک بدیعتون رو تحسین می کنیم.
    والبته نقد و کلامتان در دامنه نوشتار ادبی شاید بهتر بود در وادی فرهنگ و هنر و اعتلای آن می بود تا مدح و نقد سیاسیون.
    متشکرم

  • احد می‌گه:

    احسنت بر خانم دکتر،هم سلیقه تون خوبه واسه انتخاب موضوع مقالاتتون و هم قلم تون زیبا و شیواست .موفق باشید

  • صفا فضیلت می‌گه:

    احسنت بسیار پرنغز و توپر نوشتی نماد فمنیسم استان شدی یه کم زیادی دنبال واج آرایی جملات هستی جان کلام گم می شود

  • محمود.د می‌گه:

    (پس از ابتدا سلامی دارم به نقد پذیر بودن شما و به بهتر شدن شیوه نگارشت و شاید ناخواسته ساختن انسجامی در سایز یک تارمو میان من ،او و زبان شما که برپایه گفتهای درونی و منطق ریاضی بنا نهاده شده )
    واما بعد:
    چه بودی ار دل ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
    سعی میکنم در یادداشت بعدی جواب مطلبت را به صورت جامع و کامل بنویسم

  • سید یوسف مرادی می‌گه:

    سلام خانم حسینی
    ابداع و ایجاد سبک جدید در ادبیات کار ارزنده ای است، به این شرط که زبان مادری مان(فارسی) را تضعیف نکند.
    فکر کنم این آفت نوشتارهای شما را تهدید می کند.
    برداشتم این است که برخی رویکردهای ما به زبان فارسی باعث لاغرتر شدن این زبان می شود.
    اگر چه باید اعتراف کرد که شما منظورتان را رسانده اید اما ادامه این سبک می تواند فراگیر شود.(آنهم در استان ما که زبان فارسی(در کلام و نوشته ها) به اندازه کافی از فقر کلمات رنج می برد) .
    به نظر من متون شما برگردان کلمه به کلمه زبان پدری(منظورم همان لری شیرین است) به زبان مادری(همان زبان شیوای فارسی) است. شما زحمت برگردان کلمه به کلمه را بر ترجمه معنایی جمله ترجیح داده اید!
    موفق باشید.

  • رضایی می‌گه:

    [جناب دکتر به نظر بنده اگه تلاش کنی بی خیال قافیه وردیف بشی یا نثر مسجع میتونی بگی که چی میخوای بگی.شما مثلا میخوای دولت رانقد کنی تیتر اینو میگه اما متن شما ادم را یاد سالهای اخر ادرس و جشنهای فارغ تحصیلی که بغضی خانمها دلنوشته هاشونو میخوندند میندازه. یا دل نوشته بنویس یا نقد و بحث

  • ظریفی می‌گه:

    ظرافت و تیک های نیش دار شما به موقع و بجا بود. امیدواریم چشم بینایی و گوش شنوایی باشد.

200x208
200x208