تاریخ درج خبر : 1392/09/09
کد خبر : ۱۴۶۴۱۴
+ تغییر اندازه نوشته -

ضرورت برپایی جنبش “تابلو راهنما”

سایت استان: محمد زرین
لطفاً اول به این تمثیل توجه کنید:
شما دوستی دارید در یکی از شهرستانهای دور کشور (مثلاً دامغان یا میانه) با هم قرار می گذارید نوروز امسال او به شهر شما سفر کند و شما به شهر دوستانتان. سفر همزمان است. یعنی اول تا پنجم فروردین شما در دامغان هستید و دوست شما در شهر شما(مثلاً یاسوج یا گچساران یا دهدشت) و شما از منزل دوستتان استفاده می کنید و آن دوست از منزل شما.

عکس تزئینی است

عکس تزئینی است

نه شما تاکنون به دامغان سفر کرده اید و نه آن دوست به استان ما. حالا جدا از همه مشکلات که هر یک از شما دارید به این وضعیت خاص توجه کنید:
همسر دوستتان برای آسایش بهتر شما و خانواده تان، روی هر کابینت برچسب نصب کرده و مثلاً نوشته ” ابزار و وسایل” یا “ظروف بزرگ” و روی کابینتهای بالا هر یک برچسبی نوشته است (کابینت حبوبات) (ظروف چینی) (ادویه جات) و … یادداشتی هم در هال نصب شده و دستورالعمل های لازم بخشها و وسایل مختلف خانه را شرح داده.
از خانه که بیرون می روید در خانه پلاک دارد، کوچه نام و شماره دارد، خیابان هم قطعاً نام دارد.
حالا دوست شما با خانواده در شهر شماست. چنین یادداشتها و برچسب هایی نصب نکرده اید. همسر دوست شما برای آشپزی به “رنده” نیاز دارد. چون شما و همسرتان آدرس وسایل را خوب می دانید فکرش را هم نمیکنید که مهمان شما ممکن است به راحتی پیدایش نکند.
بخاری ها را هم خاموش کرده اید. یکی از بخاری ها به اصطلاح “قلق” خاصی دارد و فقط شما و همسرتان از آن مطلع هستید. در نتیجه مهمان شما قادر به روشن کردن آن نیست. حالا دو راه بیشتر نیست یا با شما تماس می گیرد و یکی یکی از شما در مورد همه وسایل خانه بپرسد و یا بی خیال همه شود و از کنارشان بگذرد.
حالا دوست شما قصد دارد در شهرتان گشتی بزند. نه در منزل شما پلاکی دارد و نه کوچه اسمی دارد و نه خیابان. باید نشان کردن مغازه ای و یا چیز دیگری و یا سوال کردن از عابران راه را پیدا کند.
بماند دیدنی های طبیعی و تاریخی شهر که خود اهالی هم گاهی برای پیدا کردنش مشکل دارند.
این تمثیل وضعیت بی نشانی ها را نشان می دهد. آیا تا کنون در طول سفر به جایی که اولین بار رفته اید با مشکل مسیریابی مواجه شده اید؟ به فرض که در ساعت خلوت بودن شهر هم باشد و کسی هم شما را راهنمایی نکند. چه حالی پیدا کرده اید؟ آنجاست که ناجی شما و دوست واقعی شما یک “تابلو راهنما” است.
تابلویی بر سر روستای علی آباد، تابلویی با نوشته “به طرف خروجی” تابلویی با علامت “مسجد، پمپ بنزین، درمانگاه، سرویس بهداشتی و …”
اکنون سوال اساسی این است: چرا “تابلو راهنما” این فریادرس همه ی راه گم کردگان غریب، اینگونه جای خالی اش مشکل ساز است. جواب هایی که می شود گفت یکی کمبود بودجه لازم است و محرومیت و … اما به نظر می آید اصل پاسخ این است:
چون هر شهروند یا اهالی یک روستا، خودشان همه جا را خوب می شناسند و احساس نیاز به تابلو نمی کنند هرگز فکر نمی کنند که اهل این ناحیه نیستند به مشکل برخورد کنند. در سراسر کشور این مشکل وجود دارد اما این مسئله بستگی به شدت و ضعف توسعه یافتگی دارد. به عنوان مثال در تهران وضعیت “تابلو راهنما” تقریباً خوب است و در استان ما هم تنها شهر یاسوج وضعیتی بهتر از سایر شهرها دارد.
اصولاً ما ملت نکته سنجی نیستیم. اگر بودیم یک بار یکی از (مثلا) خیرین کشور می آمد و می گفت من برای رفاه حال مردم نیاز دو تا از استان ها را به تابلوهای راهنما برطرف می کنند.
شاید گفتن از تابلوهای “گردشگری” کمی لوکس به نظر بیاید هرچند واقعاً ضروری است. حتی جالب است که در سطح شهر یاسوج عمداً یا سهواً اشاره ای به مسیر شهر “دهدشت” نگردیده است. در حالی که جمعیت زیادی از استان را این شهرستان و توابع آن تشکیل می دهند.
در خود شهرستان کهگیلویه هم مساله “تابلو راهنما” تقریباً حادتر از همه استان است. سر راه بسیاری از روستاها هیچ تابلویی وجود ندارد. حداکثر ممکن است تابلو تصویر یک شهید نصب شده باشد که همان می شود راهنمای غریبه ها.
و اما چه باید کرد؟
منتظر گشایش نباشیم. خودمان دست به کار شویم. باور کنیم هزینه حل برخی از مشکلات بسیار کمتر از آن است که منتظر اقدام از سوی دولت باشیم. مردم فلان روستا اگر هر نفر مبلغ ناچیزی روی هم بگذارند یا سه نفر که توانایی مالی بهتری دارند مبلغی روی هم بگذارند، یک یا چند تابلو ضروری ساخته و در محل لازم نصب کنند.
اهالی یک کوچه فقط با کمی رنگ و کمی سلیقه می توانند نامی زیبا بر دیوار اولین خانه بنویسند. روی تخته سنگی می توان با رنگ یک گردشگر را به سمت چشم اندازی رهنمون کرد.
در آخر، چه خوب بود شورا و شهرداری ها نصب تابلو نام را بر کوی ها و کوچه ها به عنوان اولین و مهمترین اولویت قرار دهند. البته بحث انتخاب نام و نام خوب هم بحث جداگانه ای است تا بعد …

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • الیاس فتحی می‌گه:

    سلام آقای زرین خیلی خوب نوشتی و به درستی به یکی از کمبود های اساسی که سهم زیادی در ترسیم چهره استان دارد اشاره کردید. به ویژه وقتی به این فکر بکنی که سرمایه گذاری در بخش گردشگری در استان ما، که بی نظیرترین استان برای جذب گردشگر در همه فصول است تا چه انداره می تواند به اشتغال جوانان ما کمک کند.

  • فرهاد می‌گه:

    سپاس اقای زرین عالی بود

  • طاهر اكوانيان می‌گه:

    دنبال جنبشی نون وآب دار باش.همش دنبال جنبشت بی فایده ای

  • موسوی شیرازی می‌گه:

    سلام دوست عزیزم.راست گفتی .شهردهدشت علاوه بر اینکه خیلی از خیابان ها اسم ندارد اگه از 10سال پیش تا الان به چهره شهر نگاه کنی ، هیچ تغییری نکرده. ورودی های شهر خیلی چهره بدی از شهر دهدشت به گردشگران نشان می دهند و فضاهای سبز وپارک های محله ای در شهر خیلی کم است.پیاده رو ها وضعیت خیلی بدی دارند وبه جای کاشتن در خت وگل های تزیینی ، شهرداری کل پیاده روها را به صاحبان دکه ها اجاره دارد.بازار شهر هیچ نمایی ندارد . از هر طرف که وارد شهر شوی تعمیر گاه های خودرو ومصالح فروشی ها چهره شهر را خیلی زشت کرده.هراداره ای بدون تامل با دیگر ادارات مربوطه اقدام به حفار ی خیابان ها و پیاده روها کرده وچهره زشتی از خیابانها به نمایش می گذارند.اقای دکتر تخشا به فریاد شهر دهدشت با ان همه پیشینه تاریخی برس.

200x208
200x208