تاریخ درج خبر : 1392/01/31
کد خبر : ۱۴۷۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

آریو برزن امیر سلحشور ایرانی

مقدمه:

بدون تردید سرنوشت بشر و غناي خود با همه وسعت و فراز نشيبش،آنچنـان بـزرگ است كه نمـي توان در چند سـطر عـرصه ظهور و سقوط دولتها،همچنين رويارويي و نبــرد ميـان متخـاصمان در ادوار مــختلف در همه ی اطراف و اکناف جهان را بــدان پرداخت.البته در همان ابتداي تاريخ خلقت بشري همواره انسانها در تلاش بوده،كه زبان تفكري خود را به ديگران انتقال داده و اين مهم،بر هدايت نگرش خويش به سايرين همچنان مباحث اصلي قدمهاي نخست نيز بوده است.
ايــران سـرزمينـي است با آسمان آبي مانند،طبيعت سبز گونه و همچنین با وجود انسانهاي سترگ،با گستردگي تاريخ ،دارا بودن تمدن،آثار و جذبه هاي هنري و همچنين فرهنگ غني آن بر همگان روشن و مبين است.اگر به گزاف نگفته باشم دنيا در ايران متولد شده و يا به خوشبينانه ترين نظر بايد اذعان داشت كه ايران و دنيا با هم تولد،رشد و نمو كرده است.
از این رو با بـرخـورداري و پيشينـه ي تاریـخ،علم،پژوهـش، رخـدادها و سـرنوشت خيـل عظيمـي از انسـانهاست كه در گـذشته تـا كـنون نيز بوده است.و به لحاظ قـدمـت آن به تمـــدن،فـرهنــگ و هنـــر آن به صراحت مي توان يادآور شد،كه هـيچ كشوري ياراي برابري با ايران و سابقه درخشان آن را در پهنه گيتي نداشته است.چه بسا تجارب گذشته اوضاع و احوال امروز و فـرداي امـروزي تر برای راه آینـدگان عبرت آموزی است.
در همین ارتباط گُـوتـه شـاعـر،نـویسنـده و اندیشمند نامدار آلمانی می گوید:« کسی که از سه هزار سال تاریخ بهره نگیرد تنگدست بسر می برد.» از این رو مـورخـان با توجه به استعداد و توانایی كه در خود همواره احساس مي كنند،با بررسی و پـژوهـش زوایـا و تسميـه تـاریــخ را از هر حیث می توان برای خـود،مـحیط پیرامون و همچنین جـامـعه بشــری را در مـعرض قضـاوت منصفانه قـرار دهند،زيـرا اگـر ملـتها گـذشته هـاي خـود را فـرامـوش نـكنند درحقيقت آينده از آن ملتهاست.
اینک در ادامه مبحث در باره ی یکی از امیران نجیب و سلحشوراز نژاد آریائیُ، قوم پارس، قبیله ی بازرنگان، ولایت تُل خسرو،ایالت انشلن ( قدیم )به صورت اجمالی اشاره خواهد شد.

۱- آریوبرزن کیست؟

در باره مبحث آریــوبــرزن یا آریابرزین ( به معنی ایرانی با شکوه است)همانطور كه از واژه كيست وكيستي مي توان به معناي ظاهر و به اصطلاح نام و نشان،هـویت و رشـادتهای ( آن امــیر ســلحشور ایــرانـی)را در حد ضرورت و بنا به استنادات اشاره داشت،که در حـقیقت جـزئـی از تـاریــخ ناگفته،نانوشته و يا ناخوانده ایــرانیــان در اواخـــر دوران هخــامـنشیان نیـز بــوده است.مـتاسفانه بـه انــحاء مـختلف خـواستـه و یا ناخواسته بدان پرداخته نشده است؟؟؟
و اما مقاله حاضر کوچک از حیث حجم و از سويی بزرگ از حیث تحقیق و پژوهش، نگارش تا شايد گامهایی در بحث فرارو كه از واژه ي كيستي نگاه تاريخي – هويتي در راستاي شناساندن سرمايه هاي ملي و حماسي ایران زمین نيز برداشته شود.
اين درست و منطقي است كه قبل از نقل حوادث موضوعي به ذكر هويت و مليت آريوبرزن پرداخته شود .زيرا مخاطب یا خواننده این مباحث بايد بداند كه تاريخ و سرگذشت چه فرد بزرگي را مطالعه مي كند،تا همچنان با ذهن خود بررسي و تحليل همان شرح وقايع را تطبيق نمايد.
البته صرف نظر از گزاره هاي تاريخي كه رشادت و فداكاري هاي آريوبرزن را بوضوح به اثبات مي رساند،احترام به شخصيت هاي تاثيرگذار از ديرباز تاريخ ريشه در امپراطوري عيلام،ماد،هخامنشي ،اشكاني و…داشته و طبعا مي تواند در حفظ هويت ملي ايران زمين نيز مؤثر باشد.

اگر چه در طول تاریخ افراد مختلفي بوده که به نوعی با موضوع هویتـی و تاریخی آریوبرزن مواجه بوده و نيز هستند،اينك با بررسي اجمالي می توان به سه گروه یا دسته آنان را در اين مبحث برشمرد:
۱-گروه یا دسته اول: آريـوبـرزن را نمـی شنـاسنـد! البتـه ایـن اشــکال یا نـقص بـر آنـان وارد نبـوده.زیـرا تـاریـــخ را بطـوركلـي نمـي توان يافت،كه همه بدانند یا بنویسند یا بگویند.از اين رو بایـد دانایان بگویند، نویسندگان بنويسند و گویندگان هـم با زباني سـاده و روان رسـالت دانايان و نويسندگان را با حـفظ احتــرام به هـويت و تـاريــخ،اصــل بر امانتداري مباحث موضوعه را بيان كنند.!
۲-گروه يا دسته دوم: افــرادی هستنـد که میـدانند و نمي دانند و نمی دانند کـه می دانند! زیرا می خواهند به نوعی وانمـود کنند که نمـی دانند.در حـالیکه به خود،تـاریـخ،اسـطوره ها و به افراد تاثیـرگذار هم جفـا می کنند.و شاید گهگاهی به اعوان و انصار خود حقيقتي را فداي مصلحتي نموده،ســـکوت را شكسته و به عنوان افـــرادي تاریخ ستیز و تاریخ گریز در نزد افکار عمومی معرفی گردند.!
۳- گروه يا دسته سوم: افـرادی هستنـد که تاحدودی می دانند،تا حدودی می نویسند و تا حدودي هم می گویند،که باجبران مافات افراد گروه اول (نادانسته)افراد گروه دوم(دانسته)و با در نظر گرفتن هــویت و مليت ایـرانی،كه ذاتا بر اساس خـدامـحوری،دیـن مـداری،آزادي خواهـي،استقلال طلبی و عدالت خواهـی نیز بوده، طبعا می توان اسطوره های تاريخ کشور ايران زمين را در جایگاه واقعی خود،براي اقصي نقاط جهان معرف شایسته ای براي اكنونيان و آيندگان نیز باشیم.

ابتـدا بايـد به دو گونه مستندات تاريخـي مكتـوب و شفاهـي توجـه داشت.بنا به اغلب شواهـد،قراين، نقل و قول هاي تاريخـي ،آريـوبـرزن یا آريـابـرزن,فـرزند هـرمـز و از مــادری بنام فرنـگیس تـولـد یـافت.ایشـان از قبيلـه بازرنگـان،ولايت تلخسرو و از ايالت انشـان (انـزان- ارجـان) نيز بوده است.
آریوبرزن با داشتن روحیه ي بلند و شجاعت فراوانش،در دوران نوجوانی توانست تا در گارد جاویدان حـکومت اردشیـر سوم پادشاه هـخامنشی(دوران حاکمیت وی به سال358-338 پیش از میلاد) قرارگیرد.ایشان سپس در اواخر دوران هخامنشيان در سده ۳۳۰ قبل از ميلاد در سرزمين زاگرس،بخشي از ايالت انشـان قديم( استان كهگيلويه و بويراحمد كنوني) ،بعنوان امیری از نامداران قوم پارس،نژاد آريايي كشور بزرگ ايران زمين مي زيسته است.
در ادامه مبحث،چگونگی ورود سپاهيان اسـكندر مقدوني ( ۳۲۳- ۳۵۶ ق.م ) فرزند فیلیپ،پادشاه کشور مقدونی آن ابر دژخيم تاريـخ به خاک ایـــران و رویارویی و نبرد،آريـوبـرزن آن امـير پيل افكن كه در نبـرد دربنـد پـــارس،حمـاسه اي جاودانه در تاريــخ ايــران زمين به ثبت رسانيد. و از سویی همـانطـور كه مـوقـعیت تاریـخی- جغـرافیـایـی ايـن پـارس تبـار نــجيب در ديـار شيـر اوژن بيـان گـرديد،دیـری نپـائید اردشیـر سـوم از سـوي اطـرافیان دربـاری خـود توسـط خـواجـه باگواس به قتل رسید.این ایام مصادف با حاکمیت فیلیپ دوم امپراطور حكومت مقدونی ها (رومي ها يا يوناني ها)بوده است.كه در اين دوران داريوش سوم هخامنشي به حکومت رسید و از سال( ۳۳۶-۳۳۰ق.م) به حاكمیت خود ادامه داد.

۲- نبرد گوگامل:

نبرد گوگامل يا گوگاملا و پيشروي سپاهیان اسکندر مقدونی در سومين مرحله ي جنگ آن و در ادامه ورود آنان به سرحدات عیلام شرقی (شمال و شمالشرقی خوزستان کنونی)،که با رويارويي لشكريان ايراني مقاومت ها ي مؤثر در مناطقي از سرزمين زاگرس صورت پذيرفت.
بنا به مستندات مورخين مختلف از جمله پروفـسور(جـونالنـدرينـگ Jonah Laundering)نویسنده ی مشهور غربی كه در اثر خود آورده است:
« اسـكندر بعد از نبرد گوگامل( گوگوملا ) ايـلام Elam و بابل را مغلوب.او مي خواست درست قبل از اينكه زمستان آغاز شود به ايـــران حملـه كنـد.اولين بخش از مسيـر او آسان بود زيرا راه شـاهي به شـوش وصـل مي شد كه شوش در آن زمان پایتخت ايلام بود.و پايتخت هاي شرق نيز مانند تـخت جـمشيد و پـاسارگاد در آنجا قـرار داشت.
بعـد از عبـور از رودخـانـه پـاستيگيرس Pasitigris [رودکـارون]در شـوركـويتـر Surkutir(شوشتـر فعلي) و پيــروزي بـر مـقاومت ناحيه پارسوماش (مسجد سليمان کنونی)،سپاه مقدوني در نزديكي هـفتـگل امــروزي[مـحور شمالشرقی خوزستان] فـرا رسيدند.
ژنــرال پـارمـن یون Parmenion اسـكندر قــصد داشت كه نيمـي از ارتش را دركنار جاده شـاهـنشاهي مستقر كند و خود شاه نيز راه خطرناكي را به سمت كوهستانهاي زاگرس در پيش گرفت،…اين درگيري در فصل زمستان انجـام گـرفت،گـر چـه در ايـن بـاره آمده است:ايـن اولـين عقب نشينـي مـقدوني ها از هـاليكارناسوس Halicarnassus بود كه آخرين پيروزي ايران به شمار مي رود.
سپس نيروهـاي اسـكندر به قله كـوه رسيدند و در آنجـا گـروهي از سـربازان.مقـدونـی.بـه فـرمانـدهـي فيلوتاس (فيـلاتوس Filatos )به سمت جنــوب حـركـت كـردند و آنها(به) صـخره اي که در بالا ذكـر شد رسـيدند و با وجـود ايـن اسكندر به سمت جنوب شرقي ادامه داد تا اينكه به عقب (مواضع) سپاه ايـران رسيد.
مقدوني ها با پايين آمدن از كوه در هنـگام صبحـگاه بـه اردوگاه آريــوبــرزن حملـه كردند…و کراتروس ( كراتوس) دوباره به دره جنوبي رسيد.بسياري از ايراني ها سركوب شدند…».(۱)
اسکندر مقدونی که پیشتر طعم پیـروزی بر مناطقی از جمله بابل،شوش و استخر را در سر می پروراند،بعد از نبرد گوگامل( گوگاملا )به تاريخ ۱اكتبرسال ۳۳۱ قبل از ميلاد ،اسكندر با تصرفات اهداف از پيش تعيين شده از جمله بابل و عيلام در حال پيشروي به سمت كوههاي زاگرس مركزي و جنوبي به منظور تصرف پایتخت(تخت جمشيد) سرانجام راهی نبرد با قسمت مهم مراكز تمدني – تاريخي ایران شدند.
داریوش سوم هخامنشي در نبـرد گوگامل Geugamele و بابل وادار به عقب نشینی گردید.اسکندر مقدونی با این پیروزی برای فتح پارسه (تخت جمشید)همچنان با غرور خود سر از پا نمی شناخت، سپاهیان مقدونی سراسیمه به مناطق مرکزی ایــران در حال پیشـروی بودند.و اما با وضعيت كوهستاني و همینطور مناطق صعب العبور تصميم گرفتند،تا قبل از فرا رسيدن فصل زمسبان و آمدن سرما،بارش برف و باران به تسخير پرسپوليس و پاسارگارد اقدام نمايند.
سپاهيان اسكندر مقدوني بعد از عبور از رودخانه پاستيگيرس( کارون)در حوالي شوركويتر (شوشتر امروزی)و همينطور براي تجديد قوا در منطقه پارسوماش (مسجدسليمان كنوني) كه در حوالي هفتكل فعلي حكايت مي نمايد،ارتشبد پارمنيون نيمي از سپاهيان خود در مسير اصلي (شاهراه )را همچنان بر عهده داشته و نيمي ديگر را هم اسكندر سركرده اصلي نبرد،از جمله مناطق سخت و كو هستاني زاگرس فرماندهي آن را نیز بر عهده گرفت.
با این حال اندک زمانی از حضورشان نگذشته بود که ژنرال پارمن يون توسط مبارزين ديار خوزي ها (خوزستان كنوني)اوكسيان به قتل رسيد،سپس نيروهاي تحت فرماندهي اسكندر كه از محور پارس غربي و محور عيلام شرقي در امتداد رودخانه مارون در محدوده ( استان كهگيلويه و بويراحمد كنوني)به قصد تصرف تخت جمشيد پايتخت وقت ايران زمين در حال پيشروي بودنند.كه آنان باهشدارها و تهديدهاي بي امان آنان به اهالي و ساكنين سرزمين خوزي ها كه همواره با وضعيت سخت و هميشگي خود در ارتفاعات كوهستان هاي مجاور در تپه ها و صخره ها به زندكي خود همچنان مشغول بودنند،باعث رعب و وحشت از سوی دشمن بی رحم می شدند.
در همين ارتباط فرماندهان مقدوني به شيوه ي تهديد و ارعاب به قصد اهداف اوليه خود،تا در آن مناطق مهم و سوق الجيشي مردم بومي آن سرزمين در مقابل آنان موانعي موجب نشوند.از اين رو با مقاومت اكثر اهالي مناطق يادشده مواجه و تلفات زيادي به سپاهيان مقدوني وارد گرديد.كه اين فداكاري و از خود گذشتگي اهالي منطقه براي اسكندر و ديگر فرماندهان وي قابل پيش بيني نبوده ،زيرا حس وطن دوستي بوميان آن مناطق براي مقدوني ها در حقیقت غافلگير كننده بوده است.

۳- نبرد دربند پارس:

اسكندر سراسيمه براي فتح پارسه (تخت جمشيد)سپاهيان مقدوني تحت امر خود را به دو قسمت تقسيم نمودنند،قسمت اصلي آن را در مناطق كوهستاني زاگرس خود بر عهده گرفت و قسمت ديگر نيروها را با سپردن فرماندهي آن به ژنرال پارمن يونوس كه از مسير جلگه اي مناطق رامهرمز – بهبهان فعلي در(محور شمال شرقي استان خوزستان – غرب نواحی كهگيلويه و بويراحمد كنوني) پيشروي نمودنند.
بر همین اساس جنگ(نبـرد دربنـد پـارس)در تاریخ بیست ژانویه سیصد و سی قبل از میلاد برابر با (سی ام دی،یکم بهمن)به سمت و سوي پارسه پايتخت وقت ايران زمين در دو جبهه با پيشروي آنان نهايتا به تنگ پارس (دروازه ي پارس )جنگ بوقوع پيوست.
از این رو آریـوبـرزن امـیر سـلحشور ایـرانی در حالي كه جامه ی نبرد برتن كرد و مسلح به نيزه و جنگ افزار هاي زرين،براي دفاع از سرحدات وطن دوست داشتني خود ايران پاسداري نموده و لحطه اي از مقاومت در مقابل بيگانگان مسامحه نكرد.اين دلاور مرد ضمن خـداحافظـی با خانواده نجیب و محبوب خویش استـاتیـرا(همسـرش)و شهـرزاد(دخترش)،فرماندهی لشکریان ایران را برعهده گرفت.
آريوبرزن ضمن اینکه فرماندهي نيروهاي ايراني را در آن وضعیت دشوار تیز بر عهده داشت، كه بنا به برخي شواهد و قراين،ايشان همواره در سرزمين انشان يا پارس به عنوان ساتراپ (استاندار) بوده است.وي كه خود نيز از شجاعت و غيور مردي و ميهن دوستي،چاره اي جزء برای دفاع از قلمرو سرزمینی کشور ایران زمین در مقابل سپاهیان بی شمار اسکندر مقدوني نديد و ايشان مقاومت هايي نيز در تنگه ي پارس (دروازه ي پارس)نمود.
البته اسكندر با احساس غرور در ادامه ی جنگ گوگامل و همچنين فتوحات قبلي سپاهيانش که با عقب نشینی و عدم مقاومت نیروهای ایرانی همچنان به پیشروی به سمت و سوی پایتخت ایران زمین پارسه ( تخت جمشید)سر از پا نمی شناخت،مبادرت به عمليات غافلگيرانه بر عليه نيروهاي ايراني در سرزمين انشان،به پيشروي خود همچنان ادامه مي داد.از اين رو با عدم پيش بيني و همينطور محاسبات نظامي اسكندر و قواي تا دندان مسلح مقدوني،كه همواره با مقاومت نيروهاي اندك،ولي غيور و از جان گذشته ايراني ها به فرماندهي آريوبرزن پارسي مواجه شدند.
همين وضعيت پیش آمده باعث گردید تا همچنان سپاهيان مقدوني به مدت چندين ماه را در منطقه ي دشت روم (دشت ريم)واقع در مسير جاده ياسوج-باباميدان از توابع سرزمين بويراحمد کنونی (بخشي از انشان قديم) براي پيشروي يا فرار از مهلكه اردو زده و براي تجديد قوا نيز چاره جويي نمايند.
آريـوبرزن با مقاومت جانانه و براي دفاع از پارسه (تخت جمشید) پایتخت وقت کشور بزرگ ایران با حدود چهل سوار و دو [الی پنج] هـزار نیـروی پیــاده در تـاریـخ اواخر سال سیصد و سی قبـل از میـلاد با فرمـاندهی خود و جانفشاني نیروهایش در مصاف دهها هزار نیروي دشمن به سرکردگی اسکندر مقدوني توانست تا با نیروهای اندک خود همچنان به مـدت چندین ماه از هجــوم بی رحمـانه سپـاهيـان بی شمار مقدونی ها در”دروازه ي پـارس Persian gate”و دیگر مناطق کوهستانی انشان در مقابل اسكندر مقدوني و سپاهيان فراوانش مقاومت نماید.
سپس اسکندر مقدونی در مـنطقه دربنـد پـارس واقـع درکوههای جنوبي زاگــــرس، در قسمتی از ایـالـت انشـان قديم ( کهگیلویـه و بـویـراحـمد کنونی)و همنطور ساير مردم مناطق خونگرم و غيرتمند آن ديارمواجه شدنند.از این رو با وجود كوهستاني بودن آن منطقه نبرد و همینطور بارش برف و سرماي شديد در فصل زمستان،كه همچنان با مقاومت نيروهاي پارس تبار محل گذر و پيشروي نيروهاي مقدوني به سركردگي اسـكندر را در آن وضعيت سخت قرار داده بود. آنان نیز با بجا گذاشتن تلفات نسبتا سنگيني وادار به عقب نشيني گرديدند.
در ادامه نبرد نیـروهـای ایــرانـی به فرماندهی آریـوبـرزن آمـاده دفـاع از قلـمرو سرزمینـی ایــران شدند و تا آخرین نفرجانانه مقاومت نمودند،که حماسه ي آن امـير سـلحشور ایـرانـی در تمام ادوار تاریخ و بعد از گذشت حدود ۲۳۴۱ سال پیش تا کنون،همواره با دیده ي احترام از آن نبرد کم نظیر و بياد ماندني یاد می شود.

۴- محل وقوع نبرد”دربند پارس”:

در اين قسمت از مبحث نبرد دربنـد پــــارس،منطقه رویارویی(اسـكندرمقدونی با آريـوبـرزن پارسی)،را بـر اسـاس مستندات،قرائن،شـواهد و همینطور واقعيات آن حادثه تاريخـی بيان نمود.و اما درباره مکان وقوع نبرد دربنـد پـارس(دروازه ي پـارس) در سرحدات کوههای زاگـرس و حوالي جنوبي كوه دنــا،را مي توان در سرزمین انشان قدیم واقع در (جنـوب غـربـي ايــران زميـن) به چند منطقه احتمالي اشاره داشت:
۱- تنگ بل حيات در شمال شرقي كازرون(مسير جاده شيراز – اهواز).
۲- تنگ گجستان در ميان شهرستانهاي بويراحمد و رستم(فارس).
۳- تنگ تامرادي در محور جنوبي شهرستان بويراحمد.
۴- تنگ پيرزال (بیرزا)در منطقه شمال شرقي دهدشت – سرفاریاب(کهگیلویه و بویراحمد).
۵- تنگ تكاب در ميان شهرستانهاي كهگيلويه،گچساران و بهبهان(خوزستان).
۶- تنگ مهريان واقع در مسیر جاده ارتباط یاسوج – اقلید فارس،کیلومتر پنج شمال شهـر ياسـوج نيز گفته مي شوند.
بنا بر این محل استقرار نيروهاي اسكندر مقدوني در مـنطقه دشتــروم در جـنوب(ولایت سابق تلِ خسرو) شهـر کنونی يـاســوج از تـوابع سرزمین بـويـراحمـد،كه به لحاظ اقليمي هوای سرد و بارش شديد برف در فصل زمستان که وضعیت توپوگرافي منطقه،همان باعث کندی حرکت سپاهیان روم در منطقه یادشده را می توان مرتبط دانست.با اشاره به ابيات شعر(لري بـويراحمدي):
زاگــــرس گُستَـردیَـه فخـــر وَ دورون……………………….دیــارش نمــُونَیــَه پُــر بـــرف وُ بــارون
[سـرزميـن گستـرده زاگــرس افتخــاری بــرای تمـام دورانهـا – ديــارش نمـونـه و سـرشار از بــرف و بـاران اسـت]
دَشتــــروم لَنـگـــر گُــرو سپــاه روُمــــی……………………تــاريخــهَ وَرق زَنیـت سـي هَـرايـــرونــی
[سپاهیان اسکندر رومـی در منطقه دشتــروم(بـویـراحـمد)زمینگیر شد- تاریـخ این حماسه برای هر ایرانی روایت شود]

۵- دیدگاه مورخان دربار اسکندر مقدونی:

در ارتباط با یورش سپاهیان مقدونی به فرماندهی اسکندر برای تصرف پارسه (تخت جمشید) در ایالت انشان كشور ایران زمین،مي توان به دو مورد از ثبت،نگارش،مستندات و ديدگـاه مورخـان – نويسندگـان معاصر،دربار اسکندر مقدونی و همچنين در باره ي مقاومت نیروهای ایرانی تحت فرماندهی آریـوبـرزن، اشاره داشت:
کالستنـس Calestnesمورخ دربار اسـکندر مـقدونی به تاریـخ اواخر سال سیصد و سی پیش از مـیلاد نوشته است:
« اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل یا گوگامل Geugameleدرکردستـان کنونی عـراق[قبـلاً جـزء اراضی ایــــران بـوده اسـت]در برابر ما صورت گرفته بود،شکست ما قطعی بـود.در گوگمـل با خـروج غیرمـنتظره داریــوش سوم [پادشاه هخامنشی] از صحنه، واحـدهای ارتش ایـــران نیز کـه در حـال پیروز شدن بـرمـا بودنـد،در پی او دست به عقـب نشینی زدند و ما پیـروز شدیم.
داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایــران فـرار کرده بود و آریـوبـرزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس Persepolis[پارسه یا تخت جمشید] به ایستادگی ادامه میداد».(۲)
بر این اساس؛ لویـزدول Louezdolدر اثر خود”اتیـلا “در باره مقاومت و پایمردی آریــوبرزن نوشته:
« که در آخرین نبرد او اسـکندر که از شجـاعت او [آریــوبــرزن] خوشش آمـده بود به او پیشنهاد داده بود که تسلیم شـود تا مـجبور به کشتن او نشود».
ولی آریــوبــرزن گفته بود:« شـاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاد،تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد ».
اسکندر نیز در جواب آریـوبـرزن گفته بود:« شاه تو فرار کرده.تو نیز تسلیم شو تا به پـاس شجاعتت تـو را فـرمـانـروای ایــران کنم ».
ولـی آریــوبــرزن پاسـخ گـفت:« پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز دراین مکان میمانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم».(۳)

۶- صحنه های اصلی نبرد “دربند پارس”:

درادامـه نبـرد دربنـد پارس با پيشـروي سپاهیان مقـدونی به سرکردگی اسـکندر و به موازات محل جنگ و یورش آنان به نیروهای ایرانی تحت فرماندهی آریــوبـرزن و همچنین عـدم شنـاخت اسـکندر از موقـعیت سوق الجیشی محل نبـرد یادشـده که همواره به سود پارسیـان بود.متاسفانه مسیـر مقـاومت نیـروهـای ایــرانـی، راه گـذر از کوهستان و همینطور مقر فرماندهی آریوبرزن در نهايت توسط یک چوپان محلی تحت اسارت دشمن به نام لی یانی به اسکندر مقدونی و سپاهيانش شناسایی و گزارش گردید.
آريــوبرزن با وجود واژگونی و اضمحلال بخش عظیمی از لشکریانش برای دفاع از پارسه(تخت جمشید) ،پايتخت كشور ايران زمين در مقابل اسکندر و سپاهیان وی تسلیم نشد.و تا آخرین نیرو و اندک امکانات با همراهی خــواهـر شجــاع خــود بنـام یـــــوتــــاب(به معنای درخشنده و بی مانند)،که فرماندهی قسمتی از نیروهای سلحشور برادرش(آریوبرزن) را به عهده داشته است،تاآخرین نبرد و درگیری به مقاومت جانانه ی خودشان نیز ادامه دادند.

در نهایت آريوبرزن و يوتاب آن قهرمانان مبارز (برادر و خواهر) شجاع و میهن دوست،جانانه در راه ملت سلـحشور خويش شجاعانه تا آخرین نفس با همكاري فداكارانه سـورنـا يكي از فرماندهان شجاع و بومي منطقه در كوههاي زاگرس،با رویاروئی ذشمن ايالت انشان كشور ايران زمين و در كنار ساير فرماندهان و سربازان وطن پرست ايراني در تنگه ي پارس (دروازه ي پارس)در راه وطن خود جنگیده و فداکاری نمودند.

اسکندر در ادامه نبرد که پایداری آریـوبـرزن را مشاهده کرده بود دستور داد تا وی را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطه سالم در بدن ایشان باقی نماند.تـا سـرانجـام هـر دوی آنان،بـرادر و خـواهـر ایـــرانــی قهــرمـان (آريوبرزن – يوتاب)به اتفاق برخی نیروهای وفادارش در نبـرد و در روزهـاي پایانی ژانويه سـال ۳۳۰ قبـل از ميـلاد در راه وطـن خویـش فداكاري نمودند.
سپس توسط آن دشمن معلوم الحال (ابر دزخیم دوران) به طـرز ناجوانمردانه كشته شدند،و آنان نیز نامي جاويد از خودشان در تاريخ ايران زمين بر جاي گذاشتند.پـس ازمـرگ آنان در نهايت،آریــوبــرزن را در هـمان محل به خـاک سپردند و روی قبـر وی نـوشتند« به یاد لئونيداس Leonidas »[لئونيداس: پادشاه اسپارتی بود که نود سال پیش از نبرد آریوبرزن بـا اسکندر “دربنـد پـارس”در جنگ ترموپيل در مصاف خشایارشاه( در دوران حاکمیت وی به سال ۴۸۶- ۴۶۵ پیش از میلاد )تا به آخر ایستادگی کرد و کشته شد]

از این رو،اسکندر درادامه ی پیشروی سپاهیان خود با تصرف ارگ پارسه (تخت جمشید)،به مدت چهار ماه پس از استقرار خود در آن مجموعه تاریخی،تمدنی،فرهنگی و هنری متاسفانه با دستبرد به برخی آثار كتيبه ها،عتیقه جات و همچنین ترجمه آثار مکتوب و تاریخی ایرانیان در ادوار مختلف را به زبان و هویت کشور متبوع خود(یونانی- مقدونی) انجام و سپس با بیرحمی و گستاخانه همه­ آثار و ابنیه و…را به آتش کشانید.با توصیف این بیت شعر(لری بویراحمدی):
جنگ وابی سیصدسی پیشتر وَ میلاد……………………………آریـوبـرزن دَربنـد پـارس کِـردِه بیـداد
[ رخــداد جنـگ بـه سـال سيصـد و سـي قبـل از ميــلاد – آريـوبـرزن در مـنطقه نبــرد دربنــد پـارس حمـاسه آفــريــد ]

۷- مبحث پایانی:

در قسمت پاياني اين مبحث،در رابطه با موضوعات مطروحه در خصوص ( نـامگذاري ميدان و همينطور تنـديس احداثی ) آريوبرزن به توسط شهرداری،شورای شهر و شورای نامگذاری شهر یاسوج در مسير ورودی جنوبی آن شهر به مركزيت استان كهگيلويـه و بـويـراحمـد،همچنين اعتراض و مخالـفت بــرخي صاحـب منصبان استاني كـه در خرداد ماه سال ۱۳۹۰- هجري،شمسي برابر با مـاه ژوئــن ۲۰۱۱ – ميلادي،كـه از جمله پـر مناقشه ترين و پـر بحث ترين موضوعي آن اختلاف نظر در سطح وسيعي در اقصي نقاط مناطق و استانهای ايـران و حتی جهان بشری انتشار يـافت.در همین ارتباط مطالبي پيرامون آن مباحث بطور اجمالي در ادامه بدان اشاره گرديده،که حاكي از ديدگاه نگارنده برای استفاده مخاطبان گرامي مي باشد.
بی تردید تاريخ سراسر رشادت و سلحشوري ايالت انشان،ولايت تلخسرو،ديار زاگرس و قوم اصيل لُـر در تمامی ادوار تاريخ براي همه ی ملت شريف و نـجيب ايـران زمـين روشن و مبين است.درعـين حال می توان پذیرفت که،در تـمامي مـناطق،كشورهاي گوناگون و از جمله ایرانیان درطول تاريخ هميشه از نام و یاد بزرگان و جانباختگان راه ملت همچنن اسطوره های:ملی،مذهبی،هنري،ورزشي،علمي،تاريخي، اجتماعي،فرهنگي،حماسي،عـشيره ای و همچنين شهيدان راه ديـن و وطن،در مناطق و شهرها از دیرباز تا کنون همواره مورد احترام قرار می گرفته است.

باید پذیرفت،امروزه ما در جهاني زندگي مي كنيم كه بعضأ خواسته يا ناخواسته شاهد ظهور و حضور رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي مختلف و در عرصه های رسانه اي مكتوب و فضاي مجازي،آن هم در سطح گسترده مواجه هستيم.بنابراین همگان مي توان بارجوع به عقل،اخلاق،منطق و قانون صرفنظراز: نژاد،قبیله،رنگ، فرهنگ،دیـن،مسلک،مکان،زمان و موقعیت فردی-اجتماعی این وظیفه راداشته تا به كليه ي مفاخر و افراد تأثيرگذار تمامي ادوار تاريخ ازجمله:ملي،مذهبي،مشاهير،صلحا،عرفا،علما، فلاسفه،انديشمندان،شعرا، نويسندگان،هنرمندان،بزرگان و سران قبايل و مناطق در تاريخ ایران زمین همواره،باید رسم و سنت ديرينه اهالي جوامع شهري، روستايي و عشايری را باید مـورد احتـرام و توجه قـرار داد.
در همین ارتباط،جماعات و قبايل ايراني اعتقادات تاريخي و فرهنگي خود را ذاتاً بر اساس خدامحوري، دين مداري،عدالت خواهي،استقلال طلبي و آزادی خواهي نيز بدان سنت ديرينه تا کنون همچنان توجه و علاقه مندي خود را نشان داده،که همین نگرش بیانگر روحیه ی اعتقادی ملت بزرگ ایران زمین در تمامی ادوار تاریخ نیز بوده است.
بر اين اساس،در ساير مناطق،شهرها و استان هاي مختلف كشور ما نيز شاهد تنديس افراد نام آوری همانند:رستم،ابومسلم خراساني،امامقلی خان لر( مدافع تنگه هرمز )،کـریـمخان زند،ميرزاتقي خان امیرکبیر، ميرزاكوچك خان جنگلي،ستارخان و باقرخان آذري،رئيسعلي دلواري و ديگر شعراء و انديشمندان نامدار تاريخ ايران زمين از جمله:رودكي،فردوسي،خيام تیشابوری،خاقانی شِروانی،نظامی گنجه ای،سنایی غزنوی،عـطارنيشابـوري،شمس تبریزی،مولوی خراساني،سعدی شیرازی،خواجوی کرمانی،حافـظ،صائب تبریزی،خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی و … همچنین دیگر قلاسفه و اندیشمندان بزرگ تاریخ ایران همانند: فارابي،ابن سينا،شهاب الدين سهروردي (شيخ اشراق)،خواجه نصیرالدين طوسي،زکریای رازی،ابوريحان بیرونی،ملاصـدرای شيرازی،پـروفسور محمود حسابی و ساير بزرگان و نام آوران ايران زمين مي توان اشاره داشت.
البته شخصيت ها،مشاهير و افراد تاثيرگذار در جامعه كهن تاريخي و متمدن ايــران زمين از دير باز تاريخ تا كنون کم نبوده است،كه متأسفانه بسياري از آنان مورد توجه واقع نشده است.و شايد تنها نام و نشاني از آنان در برخي كتب و متون ادبي،فرهنگي و تاريخي باقي مانده باشد.و گرنه با یک چشم به هم زدن به خود آييم،آن سرمایه ها نيز در حال فراموشي هستند؟ اما آريوبرزن و آريوبرزن های تاریخ ایران زمین ،همچنان در ميان علاقه مندان خود به عنوان يك ايراني اصيل و سلحشور وجود دارند و چه بسا همانند گذشته به نسلهاي ديگر نيز معرفي مي شود.
با این حال برخي تصميمات كه گاهاً بر اساس اختلاف سليقه،در باره مفاخر،يادگاران و اسطوره های کشور پيش خواهد آمد مي توان با تعامـل،توجـه بـه خـواست و افـکار عـمومی،رعـايت حقـوق آحـاد جـامعه و همچنین در فضـاي نيك انديشيدن و خردورزي مسائل و مباحث موضوعي را حل و فصل نمود.
افزون بر این قـانـونـگرایی و دیـن مـداری اقتضــا دارد،تا همه شهرونـدان از آن به عـنوان یک فرصـت مقتضي برای حرمـت به همنوعـان،درطول تاریـخ ( گذشته و حال)پایبند بوده تا سرمایه های کشور دچار آسیب جدی نگردیده و همچنان فرهنگ،تمدن،تاریخ و هنر ایران زمین در جهان بشری استوار بماند.
از اين رو به مصـلـحت نـبوده که سرمایه های مـادی و مـعنوی کـشور بـزرگ ایـــران زمـین با توجه به برخي تصمیم گیری های مقطعی هدر رفته و يا بنا به پاره اي اعمال سليقه هاي سطحي،جناحي و يا قبيله اي و… عملا مورد هجمه قرار گرفته،كه متاسفانه دستخوش آسيب هاي اجتماعي به لحاظ مادي و معنوي موجب گرديده است. ؟؟؟. و اما باید پذیرفت که؛بزرگترین عبرت تاریخ،عبرت نگرفتن از تاریخ است.
اسكندرمقدوني (جهانگشا) كه مدتي از دوران نوجواني و جواني عمر خود را از چشمه ي تعليم ارسطو فيلسوف نامدار يوناني،آب خورده و اين سؤال به ذهن متبادر مي نمايد،آيا در تصرف و كشورگشايي ممالك مختلف،با آن همه ميزان ويراني و تلفات انساني ره به جايي برد؟ و از اين منظر عمر فتوحات اسكندر مقدوني با عمر كوتاه وي،چگونه و با چه وضعيتي پايان يافت؟زيرا فتوحات اسكندر كاملا جنبه ي مادي داشته ،كه با گذشت بيش از ۲۳ قرن از آن ماجراي مهم و تاريخي،همواره درصف نيك مردان،نيك انديشان و نيك سيرتان جايي نخواهد داشت.
با اين وصف،بايد اذعان داشت كه همـگان می تـوانیم به جـایگاه و اعتبار تمـامي شـخصيت هـای تـاريخ ايـران زمين،از جمله آريوبرزن امير سلحشور ايراني احترام گذاشت.صد البته ياد و نام آن بزرگ مرد تا انتهاي تاريخ ماندگار ماند و ماندگار خواهد ماند.
اما در وصف نبرد دربند پارس “آريوبرزن-اسكندر مقدونی” ابيات حماسی توسط نگارنده سروده،به زبان”لری بویراحمدی”اشاره مي گردد:
اسكنـدر لَشكركَشی ­سي خـاك ايـــــران……………..آريــــوبــــرزن دَربنــد پــــــارس كِــرِِِدِه طُـــغيان
[اسـكندر با لشـكركشي بـه سـرزمـين ايـران حملـه ور شـد-آريـــوبـــرزن در منطقـه دربنــد پـــارس مقـابـلش ايستـاد]
تُلـــخسرو صَحری جنگ آريــــــــو -اسكندر…………رَوالــش بــــَــــرف ِايبـاری دِنـــــــــاي مَحــشر
[تُلخسرو (بويراحمد) محل نبرد آريوبرزن با اسكندر مقدونی- مسيرنبرد در نزديكی کوه دنابرف سنگينی باريدن گرفت]
بــازرنــگ قبيــلـه ی آريـــــــوی پــارسي……………افتخــــار زاگــــــــــــرُس مِـــرديـش وَراســـی
[بازرنگ (بازرنگان) قبيـلـه ي آريـوبـرزن از قـوم پـارس- مـردانگي غیـرتمنـدانـه وي افتخـار زاگرس نشینان است]
زاگـــــرس تَمـــدنش تـــاريـــخ-فـَــرهنـگ…………….مـَـردمِـش قــــوم لُـــــــرن دليـــرخَــش جنــگ
[ديـــار زاگــــرس مـهــد تمـــدن ، تـاريـــخ و فـرهنــگ – مــردمــانـش اقـــوام لــــر سـلحشور و جنـگجــو هــستند]
قــوم لـُــــــر بــا غیــرتــه تــاریـــخ نـومش………….آریــــوبــــرزن وا خـان زنــــــد دایـه نشـونــش
[غيــرت قـــوم لـــر در تــاريــخ زبـانــزد اسـت – همچـون آريـوبـرزن و كـريـمخـان زنــد نمـونـه ي از آنهـاست]
کُـه دِنـــــا صَحـری قَشنگ دیـار پــارسـی…………….وَ نـزدیــک هَـر کَه دِییـش خوشحـال وَراســـی
[كوه دنا درديارپارس قدیم پـرازمناظـر زيباست- و از نزديك هركس اين سرزمین (بویراحمد) ديدن كند شادمان می شود]
سرودم إي شعــر لُــری جنـوب ایــــــران……………..وَ دیـــــار کـُــــه دِنــــــا زاگــــــرُس اَنشــــــان
[شعری به زبان (لری بويراحمدی) درجنوب ايـران سروده ام- و از دیار كوه دنامنطقه زاگـرس(انشان قديم) حكايت دارد]
مــو اميــــر بـــويــراحمــدی دِنـــا نشينـم……………….وَ سـلسـله کوروش – آريــــوبــــرزنَ اِيبینــم
[من اميـر(حـشمت الله) بــويــراحمــدی در سـرحـدات دنــا- و از سلسله نـژاد کوروش کبیر-آريــوبــرزن حكـايـت دارد]

۸- جمع بندی و نتیجه گیری پایانی:

در پايان مطالب موصوف آنچه اشاره شد،شايسته است همگان به خود،محيط پيراموني و همينطور در سطح جامعه ي بشري بپذيريم كه همچنان داشته هاي ايران زمين به فراموشي سپرده نشود.البته اين بسي جاي تاسف و تعجب دارد،كه چرا ما بايد داشته ها و سرمايه هاي خود را آنقدر به دست فراموشي بسپاريم كه خودي ها همچنان از آن غافل باشند و بيگانگان( كليانتاليسم ) از موقعيت تاریخی،فرهنگی،تمدنی و هنری آنان بهره جويند؟؟؟ متاسفانه حكومت ها و سلسله جنباني متعدد كه در طول تاريخ سرزمين ايران بزرگ حاكميت داشته است،غالب آنان به اشتباه گمان مي كردند كه احترام به مفاخر و تاريخ سازان موجب تزلزل موقعيت آنان را نیز در پي خواهد داشت.
از همين رو،عدم توجه به گنجينه هاي تاريخي-تمدني و همينطور ميراث فرهنگي-هنري،بدعت شومي است كه از برخي حكومت ها براي ما اكنونيان به يادگار مانده است.بنا بر اين پرداختن به سرمايه هاي گذشته خود،در عرصه ملي،طبعا موجب برخورداري نوعي احترام به شخصيت افراد مختلف تاثيرگذار در ادوار تاريخ نيز بوده،كه هر كدام بنوعي ريشه در اصالت و همچنين گرايش به فرهنگ،زبان،دين،سنن و آيين مشترك مناطق و سرحدات كشور ايران زمين را حكايت مي نمايد.
با اين توصيف بايد پذيرفت در خصوص رشادت های خطه همیشه مبارز و سلحشور زاگرس،اقوام اصیل و نجیب لُر،كرد،فارس،قبیله ي ترک تبار آذري و قشقایی،ایلات خمسه( عرب،ترک و لُر) و سایر قبايل محترم ایرانی در مناطق جنوب،جنوب غربي و غرب كشور ايران زمين گفتنی ها فراوان،ولی در فرصت پیش آمده نیز ضروری است،تا موضوعات تاریخی سرزمين زاگرس نشينان بدان پرداخته شده،تا تمام جوانب آن بنحو مقتضي و مطلوب ساری و جاری شود.
در عين حال شايسته و بايسته است،صادقانه بينديشيم تا همواره افكارمان جان تشنه ي جهان بشري را سيراب نمايد.مگر نه اينكه ابرها به آسمان تكيه مي كنند،درختان به زمين و ما انسانها هم مي توان با تعامل،گذشت و پيمودن مسير احترام به همديگر را نيز تجربه كرد.البته جهان بشري امروزه نياز بيشتر از پيشتر به تبادل نگرش و زاويه ديد دارد،زيرا اختلافات بر روي برخي موضوعات مختلف در جهان كنوني امري طبيعي است،در عين حال مي توان از آموزه هاي دين،آيين،مذهب،فرهنگ و سنن به عنوان زبان و هؤيت مشترك ياد كرد.

بنابراين تاريخ ثابت كرده است،در هر دوره و زمان گذشته هاي ما نسل هاي موفق و سر آمدي بودنند، كه همچنان ميراث فرهنگي و افراد تاثيرگذار تاريخ را براي آيندگان خود بجاي گذاشته و براي نسل امروزين معرف شايسته اي نيز بوده است.البته هويت فرهنگي هر جامعه در شناخت زندگي گذشتگان آن قطعا مفيد و مؤثر بوده،زيرا همواره براي بررسي و مطالعه آن جوامع طبعا اقوام و ملل مختلف سند هويت ملي هر كشور و سرزميني محسوب مي گردد.حال سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است؟آيا چنين وضعيتي به غير از اين ما براي خود،اكنونيان و آيندگان چه پاسخي نيز خواهيم داشت ؟ با این توصیف در پایان به چند توصیه  در ارتباط با این مبحث باید یاد آور شد: یا می توانیم، یا نمی توانیم و یا نمی خواهیم.

منابع،مأخذ:

۱- برگرفته از؛ اثر پروفسور جـونـا لنـدرينـگ (Joan Laundering).

۲- برگرفته از؛ اثر كـالـستنس (Celestines) مورخ دربار اسكندر مقدوني(به تاريخ اواخر سال ۳۳۰- قبل از ميلاد).

۳- برگرفته از؛ اثر اتيـلا  نوشته لـويـزدول (Louezdol).

* این مطلب از وبلاگ حشمت اله رحیـمی بـویـراحمـدی برداشته شده است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    با توجه به این نکته که اسکندر در دشتروم اردو زده بود ؛ میتوان گفت که تنگ مهریان به طرف آب نهر محل شکست اسکندر میباشد

  • عبدالصالح می‌گه:

    واقعا حیفه که به صراحت تاریخ را تحریف کردن توی خود تاریخ یونانیان نوشته که چوپانی لیکیایی که اسیر بوده راه را برای اسکند ر نشان می دهد پس معلوم که تنگ ماغر که به لیکک نزدیک است محل وقوع حادثه است تازه مگه 2000سال پیش طایفه بویراحمدی ها یا کهگیلویه ایها اینجا ساکن بوده اند خدا می داند چه طایفه ای در اینجا ساکن بوده البته مکان همان مکان می باشد ولی طوایف هزاران نقل مکان نموده اند که ما به خاطر حس ناسیونالیسمی مکان را ببریم در بویراحمد

  • ابر بهار می‌گه:

    مطلب جدیدی نداشت.سعی کنید مطالب جالبتری انتشار دهید

  • موسوی می‌گه:

    درود بر آریوبرزن از قوم لر
    و احسنت از نویسنده ی شجاع خطه ی زاگرس

  • امینی می‌گه:

    مطالب تاریخی خوب و مستندی است.

  • همشهری می‌گه:

    احسنت از این مطالب تاریخی …بحق آریوبرزن بزرگ دوران خود بود…

  • طالبی می‌گه:

    سلام بر سایت خوب استان که به موضوعات تاریخی می پردازد.و از جناب رحیمی بویراحمدی نویسنده ی این مبحث هم تشکر می کنم.

  • سعادت می‌گه:

    آفرین بر رشادت آریوبرزن و سپاس بر قلم توانای رحیمی بویراحمدی…

  • ن.قاسمی می‌گه:

    باسلام و خسته نباشی مدیریت محترم سایت:لطفا از مطالب تاریخی استان بیشتر استفاده شود.تا برخی ابهامات تاریخ بتدریج برای ما و آیندگان بنوعی مرتفع گردد.

  • طاهره می‌گه:

    درود بر شمادست اندرکاران سایت استان.
    صد درود بر آریوبرزن سردار فداکار تاریخ ایران زمین.
    و با تشکر از استاد رحیمی یویراحمدی نویسنده ی محبوب قوم لر.

  • میهمان می‌گه:

    با تشکر از شما و با تقدبر از نویسنده محترم که اینگونه مطالب تاریخی استانمان را به این زیبایی بیان داشته است.

  • رضایی می‌گه:

    با سلام و با تشکر از جناب عبدالصالح:
    اولا:با توجه به تعداد مکان ها و تنگ هایی که اشاره شده هیچگاه حس ناسیونالیستی نبوده؟؟؟ ثانیا:شما طبق چه مستنداتی گفته اید که بویراحمدیها در این ساکن نبوده اند؟؟؟ باتشکر

  • منصف می‌گه:

    سلام به دست اندرکاران سایت وزین استان،درود بر منتقدان و کاربران گرامی:خداوکیلی هم مطلب مستند و قوی است و هم نویستده توانا و شجاع…و اما جناب عبدالصالح کمی بیشتر مطلب را مطالعه و بررسی فرمایید.بااحترام

  • م.صادقی می‌گه:

    مطالب عالی است .آریوبرزن بزرگ.سایت خوب.نویسنده توانا.ادامه دهید.باتشکر

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      اقای صادقی سلام
      این مطلب از وبلاگ آقای رحیمی بویراحمدی برداشته شده بود. در صورتی که مطالب تاریخی جدیدی نوشته شود حتمن از آن استفاده خواهد شد.
      موفق و بهروز باشید.

  • گرمسیر می‌گه:

    درود بر آریوبرزن و احسنت بر جناب رحیمی بویراحمدی نویسنده و شاعر محبوب ،که در سال های اخیر به برخی موضوعات مهم تاریخی و تمدنی استان شجاعانه پرداخته است.موفق و موید ..

  • misam می‌گه:

    آفرین بر تاریخ و احسنت بر تاریخ نویسان که ناگفته های تاریخ را با خود دارند، که نمونه اش بزرگانی همچون: آریوبرزن و کریمخان زند ….با تشکر

  • محمدیان می‌گه:

    سلام،باتشکر از سایت وزین استان؟؟/
    چرا نام بزرگانی همانند:نورمحمد مجیدی کرایی ،حشمت اله رحیمی بویراحمدی، علی مندنی پور و… از نامداران اهالی قلم استان و همجنین جنوب کشور نیز بوده و از اکثر قریب اتفاق اشخاص مورد اشاره شما همواره مطرح و شناخته تر هستند؟؟ آُیا چرا در میان شخصیت های بر روی سایت شما نامی از اینها در به عتوان مشاهیر نیاورده اید؟یاتشکر

    • محمود آرام / سردبیر می‌گه:

      سلام
      اگر از دوستان گفته شده بیوگرافی برای ما بفرستید ممنون میشیم. در ضمن شورای سردبیری هم هست که در این خصوص تصمیم گیری میکنه.
      موفق باشید.

  • سی سخت می‌گه:

    درود بر آریوبرزن بزرگ سردار سلحشور ایران زمین.
    و پاینده باد قلم توانای امیر قلم خطه ی زاگرس که اینگونه با نگارش زیبایشان بر افتخارات استانمان به تمایش گذارد.

  • ظهرابی می‌گه:

    سلام از ابتکار سایت شما به جهت مطلب تاریخی آریوبرزن به قلم استاد رحیمی یویراحمدی نویسنده و شاعر محبوب استان تشکر.

  • محمود جعفری می‌گه:

    دوست عزیز آقای رحیمی بویراحمدی
    بحث راجع به تاریخ گذشته ، آنهم با رونویسی و تکرار مکرر مطالب بدون تحقیق نه دردی را برای تاریخ دوا میکند ونه مشکلی از گرانی و بیکاری و صد آسیب اجتماعی دیگر . اگر میتوانی گرهی از مشکل کسی بر دار ودلی را خوش کن و گرنه دعوای سر(آریوبرزن ) که بالاخره کی بود ، کجا بود ، اهل کجا بود با اینهمه غلو بیخود است . آریوبرزن در مقابل اسکندر مقاومت کرد وکشته شد مانند صدها هزار نفر دیگر که در تاریخ کشورمان در مقابل هجوم بیگانگان کشته شدند و میلونها از اینها در تاریخ سایر ملل . روح همه شان شاد انشاء‌ ا.. . آیا از زمان آریوبرزن تا کنون در این مملکت کسانی نبوده اند که زحمتی کشیده باشندو یا فداکاری کرده باشند ؟ آیا 25 قرن است که مملکت با شمشیر آریوبرزن میچرخد . بنظر میرسد که قلم شما مانند صفحه یک گرامافون گیر کرده و مکرر یک سطر موسیقی را تکرار میکند .

  • شهروند گچسارانی می‌گه:

    جناب محمود جعفری عزیز باسلام و احترام:
    من از ناحیه یک شهروند بیطرف پاسخ شما را به نیابت از تاریخ بیان میکنم:1-آیاچه مستنداتی داریدکه جناب رحیمی بویراحمدی(نویسنده)غلو کرده؟
    2-آیارهانمودن تاریخ صواب است و یا نوشتن آ ن جرم؟
    3-بله موضوعات و مشکلات گرانی ،بیکاری و صدآسیب دیگر اجتماعی به زعم جنابعالی که هست؟چه ارتباط موضوعی با انتقاد به اصطلاح سازنده ی شما در باره ی تاریخ یک شهید راه وطن در تاریخ ایران زمین می باشد؟
    4-آیاواقعیت تاریخ را نوشتن چه منافاتی به قول شما با خدمت دیگران میتواند باشد؟
    اینجانب تنها اسم نویسنده محترم را از طریق آثار ایشان شنیده ام ولی در حقیقت ابتکار و نگارش ایشان هم مستند و هم شجاعانه است.باتشکر

  • منصوری می‌گه:

    واقعا مایه ی تاسف و تعجب است که برخی نو قلمان نمی توانند واقعیت یک گذر تاریخ را مشاهده کنند؟زیرا برخی اهل قلم هم که می نویسند افرادی همانند(محمود جعفری ها) بدون مستندات متقن افراد تاریخ نویس دلسوز جامعه را بناحق به باد انتقاد می گیرند؟

  • بهمئ می‌گه:

    من تاریخ دان نیستم امااز آقای کامرانی که استاد تاریخ واز محققین بسیار برکار استان ،وصاحب چند مقاله هستند ،شنیدم که آریوبرزن به احتمال زیاد در تنگ تکاب یا تنگه ماغر حماسه آفرید،وآناسر لیکیای با لیکک ودشت لیک در 6کیلومتری لیکک بی ارتباط نمی تواند باشد.وقطعا محل دلاوری آریوبرزن در بویر احمد نیست

  • faryad می‌گه:

    من با نظریه منطقی شهروند گچسارانی و منصوری کاملا موافق هستم.

  • میهمان می‌گه:

    شایسته است همه به مطالب و مستندات محققان و پژوهشگران بیطرف ایرانی و حتی خارجی این موضوعات را بررسی و توجه داشت.البته از زحمات جناب رحیمی بویراحمدی هم با این نگارش خوبشان تشکر می شود.

  • ترابی می‌گه:

    درود بر مشاهیر تاریخ از جمله آریوبرزن و احسنت بر نویسنده ی اندیشمند جنوب کشور.باتشکر از سایت خوب استان

  • مظاهری می‌گه:

    سلام،باید بیشتر نوشت و یاد بزرگان تاریخ را هم پاس داشت.باتشکر از جناب رحیمی بویراحمدی و احسنت بر سایت خوب شما.

  • محمدزاده می‌گه:

    مطالب تاریخی بسیار عالی است.باتشکر از دست اندرکاران سایت محترم و نویسنده ی گرامی

  • کیانی می‌گه:

    درود بر آریوبرزن مرد سلحشور دوران هخامنش.
    آفرین بر قلم توانا و شجاعانه ی فرزند لر(رحیمی بویراحمدی)بااحترام

  • ساناز می‌گه:

    آفرین بر این مطلب تاریخی که در باره ی آریوبرزن دلیر مرد خطه ی زاگرس توسط اندیشمند قوم لر جناب رحیمی بویراحمدی نگارش و برای استفاده علاقه مندان با همت سایت شما در اختیار ما قرار گرفت.باتشکر

  • ط.موسویان می‌گه:

    درود بر آریوبرزن و دست مریزاد به آقای بویراحمدی نویسنده ی خطه ی زاگرس باید گفت.موفق و سرافراز باشید

  • فرزند لر می‌گه:

    احسنت بر مقاله ی خوب و درود بر آریوبرزن بزرگ.

  • سینایی می‌گه:

    درود مطالب تاریخی عالی است.ادامه دهید

  • مجیدی می‌گه:

    احسنت مطاب تاریخی در خور توجه می باشد.موفق باشید

  • رستگار می‌گه:

    جناب جعفری برای استان ما آریوبرزن یک افتخار است ؟؟؟
    این سوال را مردانه پاسخ بده؟ کدام فرد در طول تاریخ همانند آریوبرزن در مقابل بیگانگان دفاع نمود؟
    و کدام نویسنده ای با این ظرافت و منطق مطالب را بیان داشته است؟
    درود بر جناب رحیمی بویراحمدی محبوب ما علاقه مندان جنوب کشور.
    احسنت بر ابتکار سایت استان.باتشکر

  • منطق می‌گه:

    آفرین بر ابتکار خوب شما سایت وزین استان.که مطالب و تاریخ خوب ااااااااااااااآریوبرزن را با قلم شیوای جناب رحیمی بویراحمدی شجاعانه و مستند نگارش نموده است.درود برشما

  • فرزند لر می‌گه:

    ما قوم سلحشور لر به آریوبرزن افتخار می کنیم.درود بر نویسنده گرامی

  • وحید می‌گه:

    درود بر ایران و ایرانی.
    درود بر مشاهیر تاریخ ایران،
    احسنت بر رحیمی بویراحمدی نویسنده ی گرامی،
    موفق باشید سایت استان.

  • هنرمند هم استانی می‌گه:

    درود بر تاریخ ایرانی
    احسنت بر هنرمند نام آشنا در خطه ی زاگرس جناب رحیمی بویراحمدی عزیز.
    باتشکر از سایت خوب استان.

  • بویراحمد دلیر می‌گه:

    کمی اندیشه نیاز است تا بفهمیم آریوبرزن یک شهید است چرا که مردانه جانش را فدای وطن کرد.
    ضمن افتخار به این سردار هم استانی از جناب رحیمی از بابت این همه زحمت کمال قدردانی و تشکر مینمایم.

  • کریمی می‌گه:

    درود بر تاریخ نگاران و تاریخ شناسان .عالی بود.از مدیریت محترم سایت درخواست می شود در صورت امکان این مطلب جالب و تاریخی را برای مدت زمانی دیگر برای استفاده علاقه مندان بر روی صفحه ی اول قرار گیرد.باتشکر

  • م.کرمی می‌گه:

    احسنت بر نگارش تاریخی جناب رحیمی بویراحمدی این فرزند غیرتمند قوم بزرگ لر.
    هزاران درود بر آریوبرزن سردار پرآوازه ی تاریخ خطه ی زاگرس .
    و درود بر سایت موفق استان.باتشکر

  • جهانبازی می‌گه:

    باید به اینگونه مطالب تاریخی بیشتر توجه شود.احسنت

  • علیزاده می‌گه:

    درود و صد درود بر سایت خوب شما و نویسنده ی گرامی، که با این مطالب تاریخی اینگونه نقش ارزشمند آریوبرزن برای ما بیشتر بیان گردید.

  • hamid می‌گه:

    مطالب تاریخی در باره ی آریوبرزن عالی است.لطفا این مطلب را برای علاقه مندان تاریخ استان و مناطق زاگرس نشین و برای استفاده ی بهتر در معرض نمایش قرار دهید.باتشکر فراوان

  • رعنا می‌گه:

    سلام .اقای رحیمی لطفا تاریخ جدید بنگار.گذشته دور را خیلی می دانند.از افرادموثر ومعاصر استانمان با قلم تواناییت بنگار.متشکر

  • خادمی می‌گه:

    احسنت بر رحیمی بویراحمدی نویسنده ی محبوب و درود ب آریوبرزن سلحشور زاگرس و ایران زمین.

  • انشان می‌گه:

    درود به غیرت آریوبرزن محبوب و ملت سلحشور لر و زاگرس نشین تاریخ.احینت بر امیر بویراحمدی عزیز.موفق باشید.ادامه دهید

  • عزیزی می‌گه:

    باید پذیرفت که آریوبرزن افتخار منطقه ی زاگرس می باشد.احسنت

  • د.کاظمی می‌گه:

    احسنت بر قلم شجاعانه ی جناب امیر حشمت اله بویراحمدی و صد درود بر آریوبرزن عزیز خطه ی قوم بزرگ لر.باید خسته نباشید به سایت خوب استان گفت..

  • hamed می‌گه:

    مطلب عالی است.متشکر

  • فرزند عشایر جنوب می‌گه:

    درود بر مبارزان تاریخی عشایر
    احسنت بر رشادت های آریوبرزن فرزند بزرگ و سلحشور عشایر تاریخ ایران زمین.
    دست مریزاد به جناب بویراحمدی نویسنده ی توانای عشایر.
    درود بر سایت خوب فرزندان عشایر.
    با تشکر

  • پ.محمدیان می‌گه:

    درود بر آریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوبرزن.
    ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام بر رحیـــــــــــــــمی بویراحــــــمدی شتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتجاع
    خسته نباشی به ســــــــــــــــــــــــــــــــــــایت استــــــــــــــــــــــــــــــــتان.ادامــــــــــــــــــــــه دهید.

  • زابلی می‌گه:

    سلام.این مقاله در سال های اخیر به برخی ابهامات گذشته پاسخ های ضروری را در حقیقت داده است. احسنت به قلم توانای جناب حشمت اله رحیمی بویراحمدی عزیز دیارمان.

  • اکبری می‌گه:

    جناب آقای ذکاوت و جناب آقای آرام با سلام و احترام
    از نگارش مطلب آریوبرزن علاقه مندان زیادی از این کار خوب شما و نویسنده ی محترم استقبال نمودند.
    چرا توجه کافی ننمودید؟و با این همه استقبال که به اندازه ی همه ی مطالب ماه اخیر کاربران گرامی به آن توجه و مراجعه داشته است.لطفن دوباره بر روی صفحه اول سایت خوب شما آورده شود.باتشگر

  • محمدی می‌گه:

    مطاب عالی است.با تشکر از رحیمی بویراحمدی نویسنده ی محبوب و شجاع قوم لر

  • کاظمی می‌گه:

    درود بر نویسنده ی توانا و شاعر شجاع خطه ی زاگرس که به موضوعات تاریخی به درستی پرداخته است.باتشکر

  • همشهری می‌گه:

    درود بر غیرت آریوبرزن بزرگ تاریخ.احسنت بر محقق گرامی.

  • بهادر می‌گه:

    مطلب عالی است.موفق باشید

  • ساسان می‌گه:

    با سلام
    اقای رحمتی عزیز شما بیشتر دنبال چسبابندن .اریوبرزن به ایل بویر احمدید تا نقل قولی از تاریخ. اگه می خوای هرمت لر وآریوبرزن رو نگهداری اینقد دنبال تاکید کردن .نباش .
    یه به قولی:
    گرد نام پدر زه چه میگردی / پدر خویش باش اگر مردی
    قصدم بی احترامی به ایل بویر احمد نیست.بلکه آریوبرزن فرزند ایران وایران زمین است. از لر گرفته تا ترکمن تا بلوچ کرد گیلک پارس.

    • ناشناس می‌گه:

      آقا ساسان من نمیدونم شما از کدوم تباری ولی این واقعیته که آریوبرزن از تبار ایل بویراحمد همونطور که سردارخان و سالار خان از تبریز میرزای جنگلی از رشت و…… هستند درسته همه فرزند ایران زمینیم اما اینم واقعیت هستش

    • ناشناس می‌گه:

      آقا ساسان من نمیدونم شما از کدوم تباری ولی این واقعیته که آریوبرزن از تبار ایل بویراحمد همونطور که سردارخان و سالار خان از تبریز میرزای جنگلی از رشت و…… هستند درسته همه فرزند ایران زمینیم اما اینم واقعیت هستش و نمیشه کتمان کرد

  • موسوی از دهدشت می‌گه:

    درود بر آریوبرزن و یوتاب و سرنا بزرگان و نامداران دیارمان در مقابل اسکندر مقدونی
    و سلام بر امیرحشمت اله رحیمی بویراحمدی نویسنده ی برجسته ی قوم لر //
    و صد درود بر ایل بزرگ بویراحمد همیشه مبارز تاریخ ایران زمین

  • منصوری می‌گه:

    مدیریت گرامی سایت
    لطفآ باتوجه به میزان علاقه مندی کاربران به این مطلب
    در صورت امکان مجددا برای استفاده بهتر و بیشتر بر روی سایت گذاشته شود
    تا همچنان این مبحث تاریخی روشن گردد.با تشکر

  • همشهری می‌گه:

    سلام آقای بویراحمدی >اولا :آریوبرزن هیچ ربطی به بویراحمد و بویراحمدی ها ندارد.ثانیا: سابقه ایل شما ….. و ….. است چه به آریوبرزن ثالثا: آریوبرزن از ارجان و از نواحی بهبهان می باشد .نماد شما بزرگواری و چماق ش می باشد .

  • جعفری می‌گه:

    سلام به همشهری و همشهربان گرامی
    برای شما همشهری متاسفم//
    البته تاریخ برای عظمت و سلحشوری ایل بزرگ بویراحمد قضاوت خواهند نمود///
    درود بر آریوبرزت…..سلام بر رحیمی بویراحمدی

  • احمدی می‌گه:

    درود بر آریوبرزن بزرگ مرد تاریخ ایران زمین
    احسنت بر رحیمی بویراحمدی امیر قلم قوم بزرگ لـــــــــــــــــــُــــــــــر

  • داریوش می‌گه:

    درود بر آریوبرزن،بزرگ سردار ایران زمین
    احسنت بر رحیمی بویراحمدی،نوینسده و شاعر محبوب خطه زاگرس
    موفق باشید سایت ارزنده ی استات

  • روح اله ظ. وعلی ق می‌گه:

    باسلام؛
    از استاد بزرگ درعرصه اهل قلم ایران اسلامی که با بیانات ارزشمند خویش ملت ایران را توجیح و تاریخ عظیم مردمان سلهشور و قدرتمند بویراحمد را بنمایش گذاشته کمال تقدیر و تشکر را مینماییم.
    تنها انتقادما:عدم یادی از کی لهراسب بویر احمدی ….میباشد.

  • ناشناس می‌گه:

    در پاسخ به جنابان روح الله ظ..علی ق

    مطالب در باره ی آریوبرزن و دوره ی هخامنشی است؟؟/

    و در باره ی کی لهراسب بویراحمدی ضرورتی در این مقاله نیست.

    با تشکر از نویسنده ی گرامی جناب رحیمی بویراحمدی….

  • هم شهری می‌گه:

    درود
    مطالب تاریخی خوب و قابل استفاده است.
    احسنت

  • محمد می‌گه:

    با سلام
    در دلاوری و شجاعت آریوبرزن که شکی نیست، در اینکه واقعیت های تاریخی باید روشن شوند هم جای بحثی نیست، و همچنین در این مورد که جنگ آریوبرزن با اسکندر در محدوده استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی بوده هم شکی نیست
    اما اینکه محل دقیق آن کجا بوده در مطالب ارائه شده در سایت و نظرات دوستان روشن نشده و به نظر آقای عبدالصالح پاسخ منطقی داده نشده
    نام دشت روم همانند سایر نامهای برگرفته از تاریخ کهن و ایران باستان که در گوشه و کنار بویراحمد شناخته شده است از جمله تل خسرو، تل زال ، گردنه بیژن و … وجه تسمیه خوبی بر این واقعه می باشد و فکر نکنم جای بحثی در این رابطه باقی بگذارد منطقه لیکک هم مثل بعضی از مناطق دیگر که نامشان در این مقاله آمده تنها گمان بعضی از محققین بوده که وقوع این جنگ در بعضی از آن مناطق منطقی نیست.
    آقای دکتر سید ساعد حسینی در کتاب تاریخ کامل ایلام در خصوص این موضوع مطالب جالبی دارند و با دلایل منطقی و مستندات کافی محل واقعه را دشت روم بیان کرده اند و حتی در این کتاب نقشه جغرافیایی منطقه و نحوه انجام حملات تشریح شده
    توصیه میکنم دوستان دراین خصوص به این کتاب رجوع کنند علی الخصوص آقای عبدالصالح

  • محمد می‌گه:

    قابل توجه آقای عبدالصالح:

    مورخین یونانی نوشته اند که بین خاک اکسیان و در بندپارس که محل جنگ بوده 5 روز راه و برابر 31 فرسنگ بوده و اگر قبول کنیم که در مسیر معابر ارتفاعات شمال شوشتر و مسجد سلیمان بوده است که باید قبول که در مسیر معابر کوهستانی دره های بردنشانده، پلیون ،ایذه، تنگ ناشیل یا دره سوسن بسوی شمال رامهرمز به مقصد تنگ تکاب نمی تواند 31 فرسنگ و 5 روز راه بوده باشد.
    ثانیا از ورود به خاک پارس تا رسیدن به در بند پارس 2 روز راه بوده و این در روز می تواند از آغاز تنگ تکاب از حوالی دهدشت تا اوایل تنگ تامرادی در بویراحمد باشد
    ثالثا در متون یونانی آمده که مقدونیان با برف زیادی مواجه شدند که در آن فرو می رفتند و این مطلب با تنگ تکاب و شمال و جنوب آن یعنی دهدشت و حومه شهر بهبهان مطابقت ندارد، زیرا این نواحی گرمسیرند و بی برف، در حالی که اسکندر در فصل بهار در این سامان حرکت می کرده و احتمال برف در ارتفاعات تنگ تکاب مستعبد به نظر می آید.
    و همچنین قبوری در منطقه معروف به تنگاری و دشت روم وجود دارد که محتمل است پس از حرکت اردوی اسکندر و ترک محل کارزار ،نعش سردار ایرانی در آنجا دفن شده

  • بهادر می‌گه:

    آفرین بر قلم توانای جناب رحیمی بویراحمدی نویسنده ی برجسته ی قوم لر

  • علی می‌گه:

    تمامی مطلب نویسندگان یونانی در مورد نبرد دربند پارس و آریوبرزن از 8 سطر بیشتر نیست. عجیب است که بعضی پژوهشگران لر بدون استفاده از منابع اولیه مربوط به لشکرکشی های اسکندر در مورد آریوبرزن قلم فرسایی می کنند.آیا این محققان می دانند که لرها از چه زمانی در این منطقه ساکن شده اند! به استناد منابع متعدد ایرانی قوم شول تا قرن6 تا 9 ه.ق در مناطق کوهگیلویه _ بویراحمد و ممسنی جمعیت غالب و مقتدر بوده است.ایل ممسنی از دوره صفوی و بویراحمدیها از 200 سال در این نواحی نام و نشانی بهم زده اند. سابق حداکثر 500 ساله لرها من جمله ایلات بختیاری, کوهگیلویه بویراحمد و ممسنی که منابع تاریخی آنها را از کردان مهاجر سوریه می دانند , از نظر قومی چه ارتباطی با جنگجویان دربند پارس و اسکندر دارد؟ خوب است آقای حشمت الله بویراحمدی و دیگر علاقمندان به این بحث با مطالعه منابع تاریخی به این سوال جواب دهند؟

    • اندیمشک می‌گه:

      عزیزم اون منبعی که می گی واقعا احمقانه هستش تو اونجا مستقیما از ایل بختیاری هم نام برده شده که از موصل وسوریه اومدن ایران اون موقع چطورچندقرن قبل اون فردوسی در شاهنامه از بختیاری نام می بره خب مشخصه همه ش کشکه
      شما خودتون ریشه ندارین می خواین ریشه مردم رو بزنید
      جاوید لر
      انشالله

  • دانشی می‌گه:

    سلام خدمت جناب علی گرامی
    باتشکر از شما
    مطالب موضوعی مقاله جناب رحیمی بویراحمدی از کاملترین است.
    شمابه متن بیشتر توجه فرمایید.

  • بهادر می‌گه:

    درود برآریوبرزن بزرگ مرد تاریخ ایران زمین
    احسنت بر رحیمی بویراحمدی نویسنده ی گرانقدر خطه ی زاگرس

  • احمدی می‌گه:

    سلام، درود بر آریوبرزن
    تاریخ باستانی ایران زمین بایستی پاس داشته شود.
    مطالب عالی و قابل استفاده اهل تاریخ است..

  • علی می‌گه:

    خیلی جو گیر شده اید. به نوشته آریان مورخ یونانی نویسنده تاریخ اسکندر, آریوبرزن پس از شکست فرارکرد.فقط کورتیوس مورخ رومی به کشته شدن آریوبرزن اشاره کرده است.برخی از مورخان امروزی گزارش آریان را از خبر کورتیوس درست تر می دانند.تحلیل نویسندگان ایرانی بخصوص چناب حشمت الله در باره آریوبرزن بر اساس گزارشهای دست چندم است.

  • حسن زاده می‌گه:

    با سلام و تبریک سال 1393
    با تشکر از نویسنده ی ارزشمند قوم لر
    با درود به جناب علی گرامی..جنابعالی خیلی به زوایای تاریخ سخت و همینظور مطالبی را به عنوان انتقاد مطرح نمودید…که هیچگونه کمکی به تاریخ و نبردها و ///تا کنون جز فرافکنی چیز دیگری حاصل ما خوانندگان و علافه مندان به تاریخ نخواهد کرد…بیاییم منصفانه قضاوت کرده و از اقدامات ارزنده ی ایشان و سایر نویسندگان استان کم لطفی نشود//// اقدامی که جناب رحیمی بویراحمدی کرده تا کنون هیچ مورخ و تاریخ نگاری انجام نداده و …با تشکر

  • حسین می‌گه:

    با سلام در دورانی که مردم هر روز درباره تاریخشون بیشتر میخونن و میفهمن افرادی هم هستند که این آگاهی مردم رو خطرناک میدونن و با درست کردن دلیل و برهانهای نا معتبر و بازی با کلمات میخوان این حس غرور و افتخارو بخشکونن
    من در مقاله ای از همین قشر خوندم که کوروش رو پادشاهی ظالم خطاب کرده بود!!!!
    یاد آریو برزن همیشه با ما و مهرش تو قلبمونه

  • ص ن گیل می‌گه:

    سلام خدمت عزیزان وتشکراز نویسنده محترم آقا این بحث محل جنگ اریوبرزن چقد جالب بود!! لیکک!!یاسوج!!!بهبهان!!!!! غافل ازاینکه اگه نوشته های همین نویسنده روبذاری کنار تاریخ وقدمت بلادشاپور وقبل اون و….دیگه خودتون میفهمین کجا بود!

  • پویا آرام می‌گه:

    سلام وتشكر.من بعنوان يه ايراني ويه لرباخواندنداستان آریوبرزن که همیشه بهش افتخارمیکردم اشکم س رازیرشدایثارگری وفداکاری مشخصه ی ایرانیان غیوره حالا میخادآریوبرزن درآنسوی زمان باشدیا کاوه وهمت وخرازی دراینسو.دانستن حتما بهترازندانستنه،هل یستوی الیعلمون ولایعلمون،اما مهم دربیان این مطالب تاریخی امانتداریست خصوصا ازسوی یه مورخ یا تاریخدان،منضمن تشکراززحمات شما خواهشمندم درخصوص اصلاح محل نبردآریوبرزن اقدام نمایید،چونکه ازهمه ی مستندات وقرآئن به وضوح مشخصه آریوبرزن بویراحمدی نبوده باتمام احترام به بویراحمدیهای بزرگواربلکه ازاهالی کهگلویه بود.باتشکر

  • ناشناس می‌گه:

    سلام خدمت دوستان لطفا اطلاعاتی که میزازید دقیق بزارید چرا نوشتید مارون در حوالی استان کهگلویه است ولی نگفتین که یکی از رودخانه بهبهان است بعد تنگ تکاب کجا،گچساران کجا باهم فاصله دارند با تمام احترام به نویسنده مشخص است که ایشان متعصبانه این متن را نوشته چون با مراجعه به تاریخ متوجه میشیم لطفا به تاریخ دیگر شهرها هم احترام بزارید

  • اندیمشک می‌گه:

    عزیز اون موقع هنوز ارجان نابود نشده که بهبهان به وجود بیاد مناطق کوهستانی مابین خوزستان و کهگلویه هم از مناطق لرنشین محسوب میشن

  • آرشام خرم آباد می‌گه:

    درووووووووووووووود بر آریوبرزن دلاورمرد لر زنده باد قوم آریایی با تشکر از مطالب خوبتان…………

  • بویری می‌گه:

    درود بر آقای بویراحمدی.ک تاریخ و رشادتهای بی مثال قوم دلیر لر یادآوری کردند.سپاس

  • ناشناس می‌گه:

    درودبر مرد افتخار لر

  • جواد می‌گه:

    درود بر قوم شریف لر. بخصوص لرهای بویر احمد. و درود بر تمام کسانی که خون خود را در راه آزادی این مرز و بوم ریخته اند. درود بسیار بر آریوبرزن که شیر لری در زمان خود بود.

  • حسن از دورود می‌گه:

    .خدمت عزیزان عرض کنم.لرستان قسمت وسیعی از ایران است.و قوم لر بسیار زیاد وپراکنده هستند.دورود بر قلب ایران و دلاور مردان شجاع لر
    و نیز دورود برشما استاد عزیز وشجاع

  • حسین از بهبهان می‌گه:

    درود بر شما ک به صورت دقیق بیوگرافی اریوبرزن را مشخص کردید تا بهبهانیا از ما بود

  • رامین می‌گه:

    سلام به نویسنده عزیز میخواستم بپرسم چطور میشه از سایت استوا شکایت کرد چون درباره آریوبرزن وکورش کبیر همه اش دروغ نوشته و آریوبرزن مردی ترسو وخیلس حرف های زشت دیگر خطاب کرده و کورش کبیر را مردی وحشی و خونریز معرفی کرده کلأ تاریخ قهرمانان ملی قبل از اسلام را نحریف کرده التماس میکنم پیگیری کنید دارم دیونه شدم خدایش نظر من بگذارید شاید کسی تونست کاری بکنه.خداحفظ تون کنه نگهبانان تاریخ وطن

  • آریوبرزن می‌گه:

    بادرود.امامقلیخان لر نبود.اصالتأ گرجستانی بود که با خانواده اش به اسارت بایران آورده شده بودند

  • آریوبرزن می‌گه:

    درباره امامقلیخان کتاب زندگی شاه عباس نوشته پناهی سمنانی خوانده شود.

200x208
200x208
200x208