تاریخ درج خبر : 1392/09/11
کد خبر : ۱۴۷۸۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

نگاهی گذرا به جنبش دانشجویی از تاسیس تا …

سایت استان: مجتبی وکیلی
در همین ابتدای کلام از خوانندگان پوزش میطلبم بابت کاستی های این نوشته،بدلیل نبود مجال کافی و فراوانی مطالب توان پرداختن به بخش زیادی از اتفاقات و یاداوری ان نیست.هدف نگارنده در ابتدا تعریف جنبش بطور مشخص جنبش دانشجویی و سپس نگاهی گذرا به شکل گیری و اتفاقاتی است که برای جنبش دانشجویی رخ داده است.

تعریف جنبش دانشجویی و ویژگی بارز آن

جنبش دانشجوی ،عملی است جمعی از سوی دانشجویان،جنبش دانشجویی زیر مجموعه جنبش های اجتماعی محسوب میشود.این نوع حرکت،با ویژگیهای خاص بعنوان موثرترین فعالیتها جهت اعتراضات و ایجاد تحولات در زمینه های گوناگون ایفای نقش کرده است.
جنبش دانشجویی به حرکتی میگویندکه بصورت برنامه ریزی شده روی می دهد ومقصود آن ایجاد تغییرات وتحول است. تحولی که می تواند درسطح فکری واندیشه باشد تا دگرگونی در زمینه های مختلف اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و…
از ویژگی های جنبش دانشجویی این است که ،جنبش با ورود به منازعات مختلف جامعه خواهان تغیرات سریع هستند که همین امر باعث ایجاد تنش و اختلافاتی بین جنبش دانشجویی و حکومتها و حتی برخی گروههای داخل و خارج از حکومت می گردد. تفاوت اساسی جنبش دانشجویی و فعال دانشجویی با سایر گروهها و فعالین سیاسی هم در این است که جنبش دانشجویی و فعال دانشجویی درصدد و یا اعمال فشار جهت کسب منافع گروهی و شخصی نیستند و نه خواهان قدرت هستند، نه اینکه از قدرت برای خود چیزی می خواهند. بلکه خواهان ایجاد تحول واصلاحات و فشار برای ایجاد تغییرات جهت حرکت بسوی منافع عمومی جامعه و کسب امتیاز برای همه جامعه میباشند.
اعضای یک جنبش دارای جهت گیری مشخص با اهداف معین میباشند که در طول زمان وبا یک حرکت منظم ومنسجم شکل گرفته و درلوای گفتمانی غالب بسوی آرمانشان حرکت می کنند. بنابراین به هرعمل جمعی دانشجویان جنبش دانشجویی گفته نمیشود. با توجه به این تعاریف و ویژگی ها، برخی از اتفاقاتی که بنام (جنبش دانشجویی) جهت کسب امتیازات گروهی و فردی بصورت مقاطع کوتاه مدت شکل گرفته است را نمیتوان به جنبش دانشجویی نسبت داد…
از بدو تاسیس دانشگاه در ایران اتفاقات و جریانات فراوانی در دانشگاه ،شکل گرففته و منجر به اتفاقات بزرگ وکوچک،مثبت و منفی شده است.البته همانطور که اشاره شد همه آن را نمیتوان به جنبش دانشجوی منتسب دانست.

شروع به کار دانشگاه و اولین تشکل های دانشجویی

در همان سالهای آغازین تاسیس دانشگاه در ایران فعالیتهای جسته و گریخته ای صورت گرفت که البته هیچکدام منجر به شکل گیری جنبش نشد. در دهه بیست بود که با خروج رضاشاه و باز شدن فضای سیاسی کشور و با آزادسازی گروهی حدودا50 نفره چپ از زندان و شکل گیری حزب توده و پس از آن تشکیل اتحادیه دانشجویی حزب توده فعالیتش را در دانشگاه و مشخصا دانشکده داروسازی و بعد از آن دانشکده های حقوق،فنی،ادبیات و کشاورزی شروع کرد تا این چنین اولین تشکل منسجم دانشجویی در ایران شکل بگیرد.
با اوج گرفتن فعالیتهای حزب توده، سرعت نفوذ این گروه دردانشگاهها نیز شدت گرفت بطوری که اکثر دانشجویان(به گفته رییس دانشگاه تهران همه 4000 دانشجوی این دانشگاه تحت تاثیر این حزب قرار گرفتند)به این حزب روی آوردند.این تاثیرگذاری مارکسیستها در دانشگاه باعث شد چند سال بعد از شکلگیری حزب توده غیرقانونی اعلام شود و این اتفاق منجر به شکلگیری سازمان دانشجویان دانشگاه تهران شد.
قدرت گرفتن گفتمان کمونیستی در دانشگاه ها موجب شد تشکلهای رقیب شکل بگیرد،بدین ترتیب تشکلهای اسلامگرا و ملی گرایان لیبرال اعلام وجود کردند.در میان تشکلهای شکل گرفته میتوان انجمن اسلامی دانشکده پزشکی تهران را نام برد که در سال 1322تاسیس شد.و البته تشکلهای دیگری نظیر خداپرستان سوسیالیست نیز جهت مقابله با تفکرات مارکسیستی شکل گرفتند.
دهه بیست اوج شکل گیری تشکلهای دانشجویی در دانشگاه می باشد و گفتمانهای اسلامگرایانه،مارکسیستی ،لیبرالی و .. کنار هم در دانشگاه ها فعالیت میکنند و هرکدام آرمان و هدفی را پیگیری میکنند.

16 آذر روزی که جاودانه شد

16آذر1332آبستن حوادثی بودکه این روز را بانام جنبش دانشجویی گره زد. شهادت سه آذر اهورایی(مصطفی بزگنیا،احمد قندچی،مهدی(آذر)شریعت رضوی)را قطعا میتوان آشنا ترین حادثه مرتبت با جنبش دانشجویی دانست.و به حق این روز را در تقویم رسمی کشور بعد از انقلاب روز دانشجو نامگذاری کردند که هرساله سعی شده است یاد همه عزیزان اهوراییمان از سوی دانشجویان گرامیداشته شود. در باب 16 آذر مطالب زیادی گفته و نوشته شده است و نیازی به تکرار مکررات نمیبینم پس به دلنوشته دکتر علی شریعتی که نمیتوانم راحت از کنار آن بگذر بسنده میکنم.
(دکتر شریعتی:اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود،خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم،همانجایی که بیست سال پیش «آذر»مان ،در آتش بیداد سوخت،او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند!
این سه یار دبستانیکه هنوز مدرسه را ترک نگفته اند،هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند،نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه،به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فروبرند.از آن سال چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند ورفتند،اما این سه تن ماندند تا هرکه را می آید ،بیاموزند،هرکه را می رود سفارش کنند.آنها هرگز نمی روند،همیشه خواهند ماند،آنها شهیدند.این «سه قطره خون»که بر چهره دانشگاه ما ،همچنان تازه و گرم است. کاشکی میتوانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم،تا در این سموم که میسوزد،نفسرند!
اما نه باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه زنده نگهدارم).
پس از وقایع تلخ 16 آذر و رسوایی به بار آمده برای حکومت،فشارها بر دانشگاه فزونی یافت ،بطوری که سازمان جاسوسی ساواک تاسیس و فضای گفتمان با یاری مزدوران حکومتی بسته و بسته تر شد.بسته شدن راههای مبارزات مدنی وبدون خشونت، منجر به شکلگیری گروههای رادیکال و زیرزمینی و به تبع آن گروههای مسلح در دهه چهل شد.

شکل گیری گروههای مسلح،رخدادهای دهه چهل و سرانجام انقلاب

از گروههای مسلح میتوان به سازمان چریکهای فداییان مارکسیست ،سازمان مجاهدین اسلامی،مجاهدین مارکسیست و گروهای کوچک اسلامی و مارکسیستی اشاره کرد(لیبرالها و گروههای شناخته شده تر اسلامی به مبارزات خشونت آمیز دست نزدند) .هسته اولیه این گروهها از دل جنبش های دانشجویی بود که فضای گفتگو وفعالیتهای صلح آمیز بر آنان بسته شده بود.آنها مبارزه مسلحانه را بعنوان آخرین حربه برای مبارزه با رژیم بکار گرفتند که البته کارگر نیفتاد.
در اواخر دهه چهل با گسترش دانشگاهها و افزایش دانشجویان فعالیتها نیز زیادتر شده بود،با تلاش اسلامگرایان وملی گرایان برتعدادحامیان اسلامگرا ها افزوده شد و از حامیان کمونیستها کاسته شد.از فعالیتهای دکتر شریعتی ،آیت الله طالقانی ،دکتر مطهری و ارتباط روحانیت در راس آن امام خمینی با دانشگاهیان میتوان بعنوان دلایل این موفقیت برای اسلامگراها در آن دوره نام برد.درسالهای مبارزه بین اسلامگرایان و لیبرالها اشتراکات زییادی وجود داشت ،در خیلی از موارد هم اهداف مشترک و همکاری نزدیکی باهم داشتند.
در دهه 50فعالیتها و مبارزاتی که در سالهای قبل شکل گرفته بود با برنامه تر و باتجربه بیشتر ادامه داشت.در خرداد31سال1356 تظاهرات گسترده ای در پی مرگ مشکوک دکتر شریعتی شکل گرفت. در تابستان همین سال هم در هنگام برگزاری کنکور تظاهرات اعتراض امیز گسترده ای انجام شد. در سالهای 56 و 57 تظاهرات دانشجویی به سیل خروشان تظاهرات مردمی پیوست و درنهایت منجر به انقلاب 57 شد.

انقلاب وجنگ تحمیلی

انقلاب اسلامی نقطه عطف دیگری است در تاریخچه جنبش دانشجویی. دانشجویان نه تنها خود را تافته جدا بافته از جامعه نمی دانستند بلکه با پیوستن به توده ملت منجر به شکلگیری انقلاب اسلامی شدند.انقلاب نقطه پایان جنبش دانشجویی نبود چراکه این جنبش پایانی ندارد و همیشه نواقصی برای اصلاح خواهد بود.
تسخیر سفارت امریکا را میتوان سراغاز دور جدید اقدامات دانشجویی بعد از انقلاب دانست. با شرع جنگ تحمیلی با اینکه از فعالیتها دردانشگاهها کاسته شد، اما نمیتوان از رشادتها و ایثار دانشجویان در جبهه های جنگ چشم پوشی کرد.

شکوفایی مجدد جنبش دانشجویی

پس از پایان جنگ فعالیتهای دانشجویی از سرگرفته شد و روزهای نوعی را تجربه کرد.در دهه هفتاد حاکمیت با تشکیل جامعه اسلامی سعی داشت تا تشکلی برای مقابله با جنبشهای اعتراضی و منتقدی که از دانشجویان برخواسته بود تاسیس کند(این اتفاق تجربه ناموفقی بود). جنبش مستقل و واقعی دانشجویی هیچگاه وابستگی به حاکمیت نداشته است و همیشه راه خود را در سخت ترین روزها بازکرده است.
اوج شکوفایی جنبش دانشجویی را میتوان فعالیتهای دانست که منجر به شکلگیری حماسه 22 خرداد 76 شد.با روی کار آمدن دولت اصلاحات و باز شدن فضای نقد،طبیعتا فعالیتها قوت گرفت،ولی با بروز اتفاقات و حوادثی که جنبش های دانشجویی معتقد بودند دولتی که مورد حمایت آنها بوده از آنان تمام وکمال دفاع نکرده است موجب دلزدگی دانشجویان شد وگاهی شاهد رفتار قهرآمیز آنان و کم بیش شاهد افول جنبش بودیم.

دولت عدالت محور و فشار برفعالین دانشجویی

با روی کار آمدن دولت نهم و ایجاد تغییر در سیستم مدیریتی مملکت باز شاهد جنب وجوش دانشجویان بودیم،به گونه ای که دانشگاهها اعتراضات متمادی و پیوسته ای را تجربه کردند.دولت نهم ودهم ظاهرا سازش را کنار گذاشته بود و فضای نقد را تنگ کرد،به گونه ای که طیف عظیمی از تشکلهای دانشجویی بصورت غیرقانونی تعطیل شد.در این سالهای سخت، سعی فراوانی شد که سیاست تک صدایی در دانشگاه حاکم شود،غافل از اینکه اندیشه تحمیل شدنی نیست. برخورد قهری با فعالین دانشجویی شدت گرفت وسعی فراوانی برای خفه کردن صدای دانشجویان منتقد صورت گرفت.یکی دیگر ازویژگیهای ممتازجنبش دانشجویی این است که در اوج فشارها مصمم تر و با انگیزه بیشتربه راه خود ادامه میدهد.

دولت یازدهم ،جوانه های امید

همانطور که قبلا هم اشاره شد جنبش دانشجویی تعطیل شدنی نبوده ونیست، همچنان به راه خود ادامه داده و میدهد.شکلگیری دولت یازدهم موسوم به دولت تدبیر و امید نوید تازه ای برای فعاین جنبش بوده و روح امید را در آنان دمیده است، که بدون ترس از تعلیق و تنبیه، بتوانند آزادانه رسالت تاریخی خود را که همان نقد و سوق دادن جامعه بسوی اصلاح و شکوفایی است ادامه دهند.
در پایان خوشحالم از اینکه شعار دانشگاه زنده است به واقعیت انکار ناپذیر بدل شده است، وآرزوی توفیق روزافزون جنبش شریف دانشجویی را دارم و امیدوارم که هیچگاه برخورد قهرآمیز بادلسوزان ملت و میهن صورت نگیرد.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم می باشد و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208