تاریخ درج خبر : 1392/09/15
کد خبر : ۱۵۰۴۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

رای به روحانی، عدول از اصولگرایی نیست/ “عالی جناب خاکستری” را چه کسانی مطرح کردند؟/ انتخابات‌ مجلس در استان همیشه کاندیدای اصلاح‌طلب داشته است

مدیر کل اسبق آموزش و پرورش استان، رئیس آموزش و پرورش شهرستان بویراحمد، سرپرست روزنامه کیهان در استان، عضو شورای مرکزی جبهه اصولگرایان استان است که (هم اکنون دوران بازنشستگی خود را پشت سر می گذارد) از جمله سوابق علی‌محمد دانشی است. وی در حال حاضر به امور فرهنگی و رسانه‌ای مشغول بوده و اخیراً موفق به اخذ مجوز انتشار هفته نامه طریق الوسطی شده است. می‌گویند حاج دانشی فردی است که با وجود عمل‌گرایی در خدمت اصولگرایان، در موقع سخن و تحلیل مسائل سیاسی دو سال قبل و دو سال بعد را در نظر می‌گیرد. به نظر می‌رسد دانشی در این گفتگو جانب احتیاط را تا حدودی رها و بطور صریح در زمینه‌های مختلفی ابراز نظر کرده است که در پی می‌آید.

13901115000362_PhotoA

سؤال: استحضار دارید که روحانی عضو جامعه روحانیت مبارزاست. رابطه وی با جناح اصولگرا و اصلاح طلبان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ به این سوال نیاز به مقدمه ای دارد، اگر به تاریخچه احزاب و تشکل هایی که در کشور سابقه دارند نگاه کنیم اکثریت قریب به اتفاق آنها دچار انشعاب شده اند مثلاً میر حسین موسوی از حزب جمهوری اسلامی جدا شد، و سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی چند دسته شدند.

احزاب ساخته دولت ( مشارکت، کارگزاران و رایحه خوش خدمت ) مشمول این امر شدند ،در جامعه روحانیت مبارز تهران نیز اقلیتی جدا شدند و مجمع  روحانیون مبارز را تشکیل دادند.انگشت شماری تشکل را سراغ داریم که دچار این مشکل نشدند مثل حزب موتلفه اسلامی که قریب به نیم قرن سابقه دارد ولی دچار انشعاب نشده است.

اما درپاسخ سؤال مورد نظر باید گفت: آقایان هاشمی رفسنجانی و روحانی ضمن حفظ عضویت در این تشکل با سابقه و اثرگذار نظرات متفاوتی نیز داشته‌اند. شاید عدم معرفی آقایان بعنوان کاندیدای جامعه روحانیت مبارز  بی‌ارتباط با این موضوع نباشد.

ارتباط رئیس محترم جمهور با اصولگرایان و اصلاح طلبان در دو محور قابل پیش بینی است: یکی در گفتار و دیگری در رفتار، آقای دکتر روحانی تلاش دارند در گفتار با اصولگرایان تعارضی نداشته باشند، ولی در عملکرد و رفتار انحراف زاویه به سوی اصلاح طلبان است.

انتخاب هیئت دولت، استانداران و به تبع آن تغییر مدیریتهای انجام شده در سطح کشور که گسترده بوده است موید این مطلب است، تا کنون اعتدال فقط در حد شعار باقی مانده است. باید منتظر ماند که آیا به شعار خود پایبند خواهد بود و یا تسلیم دولت در سایه خواهند شد و شعار اعتدال را بایگانی خواهند کرد.

سوال: آیا امکان اختلاف بین اصلاح طلبان و کارگزاران را در آینده پیش بینی می‌کنید؟

اصل اختلاف به گذشته باز می‌گردد، آقای هاشمی که نماد کارگزاران بود توسط افراطیون اصلاح‌طلب به شدت تخریب شد، حافظه تاریخ فراموش نکرده است چه کسانی لقب عالی جناب خاکستری را مطرح کردند.

تئوریسین های اصلاح طلب افتخار دارند که به سوسیال دموکرات نزدیک ترند و کارگزاران کعبه آمال را لیبرال دموکرات می دانند.

شکی نیست که در این مقطع اتحاد یک تاکتیک است نه استراتژی.

کاندیدای اصلاح طلبان در دور آینده روحانی نیست! در همین انتخابات هم کاندید اصلی اصلاح طلبان آقای روحانی نبود، این مسئله به صراحت در مصاحبه های اصلاح طلبان بیان شده است، به نظر می رسد فشارهای پیش از حد به آقای روحانی توسط اصلاح طلبان برای جنبش مدیریتی کشور حکایت  از داشتن برنامه برای کاندید ویژه توسط اصلاح طلبان برای دور آینده ریاست جمهوری دارد.

سؤال: از دیدگاه حضرتعالی آیا کاندیدای اصلاح طلبان در دوره آینده مجلس در حوزه های سه گانه استان موفق به قرار گرفتن روی صندلی های بهارستان خواهند شد یا خیر؟

ببینید من یک نکته ای را باید اینجا اشاره کنم و آن هم این است که در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اصلاح طلبان دچار نوعی تغافل و توهم شدند و پیروزی  در انتخابات ریاست جمهوری را ناشی از چرخش مردم از اصولگرایی به سمت اصلاح طلبی می‌دانند، در صورتی که اینطور نیست. دلایل و مستندات فراوانی وجود دارد که خلاف این مسئله را ثابت می‌کند مثلاً همین مردمی که اکثریت آنها به آقای روحانی بعنوان رئیس جمهور رای دادند همزمان به کاندیداهای شورا هم رای دادند و در تهران نفر اول شورا چمران است که یک اصولگراست که بد نیست آراء دومی با رای نفر اول اصلاح طلبان که آقای مسجدجامعی است مقایسه شود، تفاوت آرای آقای چمران با آقای مسجد جامعی که زمانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات بوده چقدر است؟ ولی در ریاست جمهوری مردم به آقای روحانی رای دادند و رای دادن به آقای روحانی نه اینکه یعنی از اصولگرایی عدول کردند و اصلاح طلب شدند، یا در اکثر مراکز استانهای کشور معمولاً اصولگرا رای اولی شدند و میانگین اختلاف رای اصولگرایان با اصلاح طلبان بسیار زیاد است، این تغافل و توهم اصلاح طلبان اشتباه است و با واقعیت فاصله زیاد دارد که مردم از اصولگرایان برگشتند و اصلاح طلب شدند، بگذریم که آقای عارف که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان بود و وارد صحنه شد وقتی نظر سنجی صورت گرفت، دیدند که اصلاح طلبان و ایشان در بین افراد مطرح رای قابل توجهی ندارد و ناگزیر به اتخاذ تصمیم گیری ( کناره گیری ) شدند اینکه ما بیاییم تکثر کاندیدای اصولگرا را در انتخابات ریاست جمهوری که چند نفر وارد صحنه شدند و تنهایی آقای روحانی آن هم با شعاری که در واقع شعار اعتدال بود و هیچ وقت بعنوان اصلاح طلب وارد صحنه نشد. ولی با این وجود بخشی از اصولگرایان به آقای روحانی رای دادند و چرخش مردم قلمداد کنیم صحیح نیست. بنابراین ما باید مجموعه اینها را در نظر بگیریم اینکه اصلاح طلبان در مجلس آینده از چه جایگاهی برخوردار هستند طبیعی است که آنها خیز بیشتری بر می‌دارند و کاملاً قابل پیش بینی است.  آثار و شواهد آن هم در همین چند ماه مشخص است و انتصابات انجام گرفته حکایت از آن دارد که عزم جدی دارند، اما موفقیت اصلاح طلبان و اصولگرایان در گرو چند مقوله است ۱- ببینیم چه گزینه هایی وارد صحنه می شوند و از چه توانایی برخوردار هستند ۲- با چه ساز و کاری وارد صحنه می شوند ۳- مردم شریف استان تعیین تکلیف می کنند.

معمولاً پیش بینی ها بر اساس گذشته و سوابق است. سه حوزه انتخابیه در سالهای گذشته مانند کهگیلویه همیشه اصلاح طلبان کاندیدا داشتند و هیچگاه نبوده که کاندید در صحنه نداشته باشند، به جز دوره نهم که نیروی بارزی در صحنه نداشتند ولی مردم به آنها کمتر رای می دادند و مردم اکثراً به سمت اصولگرایان بودند، در حوزه گچساران و باشت غیر از این دوره وگرنه در دوره های گذشته نماینذه اصولگرا داشتند در همین دوره که آقای تاجگردن اول شد اگر شما سر جمع آراء مردم به اصلاح طلبان و اصولگرایان را مقایسه کنید آراء اصولگرایان بیشتر بوده است جعفری و حسینی هر دو اصولگرا هستند اما بخاطر چند کاندیدایی موفق نشدند.

حالا بعضی ادعا می کنند اگر اصولگرایان اجازه بدهند اصلاح طلبان وارد صحنه بشوند آن موقع برنده شوند؟ مگر نبود؟ مگر در کهگیلویه مردم همیشه کاندید اصلاح طلب نداشتند؟ مگر در گچساران در دوره گذشته نداشتند؟ در بویراحمد هم اگر شما روند عمومی مردم را در نظر بگیرید در دو دوره گذشته  آقای هدایت خواه بوده  که اصولگرا است همین الان هم آقای زارع را شما اصولگرا می دانید. در دور آینده اگر اصولگرایان با اتحاد و با پرهیز از تکثر کاندید وارد صحنه شوند با استقبال مردمی بیشتری مواجه خواهند شد تا اصلاح طلبان. البته شاید حقیقت برای اصلاح طلبان و اصولگرایان تلخ باشد اینکه رای مردم شریف صرفاً بخاطر تفکر و مسائل سیاسی جریانات نیست مسائل جانبی دیگر دخالتی دارد که فعلاً وقت پرداختن به آن نیست.

سوال: آیا این امکان وجود دارد که اصولگرایان همانند جبهه پایداری پیرو خط امام و رهبری با هم متحد شوند؟

اول باید اذعان کنیم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم علت عدم موفقیت نبود انسجام بین آنها بوده است بنظر می رسد که باید درس عبرت گرفت به هر حال ضرورت عقلایی است که باید اتحاد باشد، نخبگان تشکل ها در سطوح کشوری  روی این مسئله توجه داشته باشند که امکان انسجام و اتحاد هست اما نیاز به اراده قوی و تدبیر و دور اندیشی و گذشت و پایبندی به عقل و خرد جمعی می باشد،دوستان قدم هایی در این رابطه برداشته اند.

سوال: آیا اصولگرایان استان تاکنون روی گزینه یا گزینه های خاص برای نمایندگی دور دهم مذاکره و یا توافقی داشته اند؟

در مورد اصل موضوع و ضرورت پرداخت به این قضیه مهم و بحثهایی  صورت گرفته ولی هنوز تصمیم روشنی گرفته نشده و زمان آن هم نرسیده است البته گزینه های متعدد و با قابلیتهای خوبی در بین اصولگرایان وجود دارد، انشاءالله در زمان مورد نظر جمع بندی و تصمیم لازم گرفته می شود…

سوال: تحلیل شما در مورد انتخاب آقای خادمی بعنوان استاندار و شانس موفقیت ایشان چیست؟

در جلسه ای که تعدادی از اصولگرایان حوزه انتخابیه یاسوج  و دنا با استاندار محترم داشتند به ایشان پیشنهاد داده شد که اگر می خواهند موفق باشند که انشاء الله همینطور باشد نیاز به سه شرط کلیدی ۱- دارای گفتمان باشند ۲- برنامه برای توسعه استان داشته باشند ۳- داشتن تیم اجرایی قوی، اگر گفتمان امام و شهدا و رهبری را دنبال کند و بر اساس چشم انداز و برنامه، از پتانسیل و ظرفیت های استان خوب استفاده کنند و بتوانند برنامه ای را تدوین کنند و اگر بتوانند از نیروی فعال و…… توانمند استفاده کند انشاء الله موفق است و شرط موفقیت مدیریت هوشمندانه سه مقوله است.، البته این مطلب لازم به ذکر است که در این مسیر هم فرصت است هم تهدیدهایی،  از جمله تهدیدها تسلیم شدن در برابر فشارها و سهم خواهی هایی است که در این مدت انجام می شود.

سوال: اصولگرایان در رابطه با تغییرات مدیریتی استان و انتخاب استاندار تاکنون سکوت نمودند آیا این سکوت همچنان ادامه خواهد داشت و علت آن چیست؟

در مورد انتخاب استاندار اصولگرایان نه تنها مخالفت و سکوتی نداشته اند بلکه در ابتدای کار حتی همراهی هم داشتند و به همین خاطر در نشست با ایشان مطرح شد که اصولگرایان رابطه شان با دولت بر اساس سه محور ۱-رصد هوشمندانه۲- حمایت  حکیمانه ۳- نقد مشفقانه می باشد.

در مورد اول اصولگرایان باید عملکرد دولت و استاندار را  رصد هوشمندانه می کنند و این یک تکلیف است ما نمی توانیم در برابر سرنوشت نظام و هزینه های داده شده بی تفاوت باشیم.البته باید فرصت داده شود تا عمل کند بعد قضاوت کنیم و پیش داوری نکنیم،  به همین خاطر عجله نکردیم ولی به این معنی نیست که در نشست اصولگرایان راجع به اقدامات انجام شده  بحث و تصمیم گیری نشده است و تصمیم آنها بر این است که ابتدا پیشنهادات و نقدها را خدمت استاندار محترم مطرح نمایند و انتظار می رود خیرخواهانه بدانند و به گونه ای عمل کنند که از حمایت جریان اصیل و دارای برنامه محروم نشوندمسائل و نقدها را خدمت استاندار مطرح و امیدواریم که ایشان نقدها را منصفانه محسوب کنند و خیرخواهانه بدانند البته اصولگرایان در زمان خاص خودش باید به وظیفه عمل کنند امید است به گونه ای عمل کنند که جایی برای مخالفت باقی نگذارند.

ادامه دارد…

منبع: بشارنیوز

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • احمد می‌گه:

    لطفا اقای دانشی بفرمایید برای سر بلندی ایران جوانان ما خون دادند تا دریای خلیج همیشه فارس 0 فارس بماند ولی شما به همین راحتی اسم هفته نامه ات را عربی گذاشتی 0غیرت .شجاعت0وطن دوستی0 کجا رفته است

  • . می‌گه:

    آقای دانشی وقتی قلع وقمع کاندیداها ی اصلاح طلب با رد صلاحیت و امنیتی کردن فضای سیاسی . قطعا” دیگر کسی در میدان نیست که رقیب شما باشد . تایید تاجگردون هم بعد از گذشت هفت خان رستم ورایزنی باخود اصولگرایان بود . در کهگیلویه هم هفتاد هزار رای لاهوتی ومنطقیان در برابر موحد سناتور ساخت . اکنون هم که با این راحتی صحبت میکنید ما هم میگوییم که اگر فضا مردمی باشد شما اصلا” رای نخواهید داشت رای آقای ژارع . هدایت خواه . بزرگواری رای قومی وقبیله ای است . مردم کاملا” شناخت سیاسی ندارند. که شما ها که هستید . بجز ……. وآنهایی که باشما یکی هستند.

  • علی می‌گه:

    باتقدیر وتشکر ازمواضع صریح وسریع معلم واستادم جناب آقای دانشی.جناب دانشی لازم بود درخصوص دورتن ریاست جمهوری حضرت ایت الله العظمی خامنه ای که میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدای نخست وزیری به مجلس معرفی کرد اندک اشاره ای هم میکردید زیرا هروقت عزیزان چپ به تنهایی سکان حاکمیت را دردست گرفتند انبوه تغییراتی مدیریتی دست زده اند البته دولت جناب آقای دکتر روحانی چپ نیست بلکه اصولگرای اعتدال منش میباشد وخیلی جالب اشاره به این موضوع کردید.جناب اقای دانشی امیدوار نسبت به حمایتهای که سرورم حجت السلام موحد نسبت به جنابعالی داشته اند وحمایت ایشان ازحضرتعالی باعث گردید که مدیرکل شوید همیشه درذهن وخاطرت ضبط باشد وکسی که زمینه عزل شما را احیا نمود جناب اقای بزرگواری بود وبس

  • امیر محسن می‌گه:

    اصولگرایان پس از اتفاقاتی که در سال 88 افتاد، دچار یک توهم شدند. فکر کردند آقای هاشمی و اصلاح‏طلبان را از ریل خارج کرده‏اند و فقط احمدی‏نژاد مانده است. پیش خود می‏گفتند اگر احمدی‏نژاد را هم به‏نوعی از میدان خارج کنیم، قدرت کاملا دست خودمان خواهد افتاد. ایرادشان به احمدی‏نژاد هم این بود که حرف‏شنوی ندارد. اصولگرایان بر این اساس برنامه‏ریزی کردند. به نظر،بحث مهندسی انتخابات 92 (که آقای هاشمی آن را مهندسی معکوس کرد)، کلا به خاطر طمع اصولگرایان بود. اصولگرایان اگر می‏فهمیدند که بدون احمدی‏نژاد هیچ سرمایه اجتماعی ندارند و هرجا که پیروز شده‏اند به خاطر وزن احمدی‏نژاد بوده، این کار را نمی‏کردند.
    اصولگرایان از سال 68 در هر انتخابات رقابتی، شکست خورده‏اند. اگر در جایی پیروز شده‏اند یا از طریق دوپینگ حذف رقیب و نظارت استصوابی بوده (مانند انتخابات مجلس هفتم) و یا به علت پایین بودن بسیار شدید نرخ مشارکت مردم (مثل دوره دوم شورای شهر تهران). اما در انتخابات رقابتی و با مشارکت نسبی، هیچگاه اصولگرایان پیروز نشده‏اند. این هم، به دلیل همان خصلت جدایی از مردم در مبانی اصولگرایان است. شما بروید و دو کلمه «مردم» و «انسان» را در گفتمان اصولگرایان جستجوکنید.

200x208
200x208