تاریخ درج خبر : 1392/09/16
کد خبر : ۱۵۱۰۳۷
+ تغییر اندازه نوشته -

16 آذر؛ از تلخند خاتمی تا لبخند احمدی نژاد

گاه 16 آذر نه تنها نماد یک جنبش وهویت بخشی یک گروه بلکه تاریخ گویای یک واقعیت است که در عین سختی ها و فراز و فرود های فروان می توان به اوج ، شکوه ، عزت و افتخار دانشجویان این مهد که سر به دار می دهند اما تن به ذلت نمی دهند دل بست. 16 آذر 1332 که با آوازه آن سه شهید اهورایی در دفاع از حق طلبی و هویت بخشی از کیان این ملت جز لاینفک تاریخ پر افتخار این سرزمین شدند مشخص کردند که دانشجو و دانشگاه قلب تپنده یک کشورند و ندای حق طلبیشان هرگز خاموش نخواهد شد حتی اگر برای رسیدن به همای وطن و آرمان های مقدسشان جان خود را نثار کنند.

این بار باید 16 آذر را از منظری دیگر در سال های 83 دولت اصلاحات و 16 آذر 85 دولت اصولگرا به مقایسه نشست. مقایسه ای که اگرچه هرگوشه ای از آن به خودی خود رنج آور و ناراحت کنندست اما واقعیت هایی برای فردای نسل های بعد به جای خواهند گذاشت. وقتی در 16 آذر 83 ، سید محمد خاتمی برای آخرین بار به عنوان ریاست جمهوری برای بزرگداشت آن روز مقدس گام در دانشکده فنی دانشگاه تهران نهاد، شاید او نسبت به انتقاد های صریح و تند دانشجویان تا آن حد اطمینان نداشت اما این را نیک می دانست که آنچه در آینده رخ خواهد داد واقعیتی بس سنگین تر و خطرناک تر از آنچه تصور می شد خواهد بود .

او وقتی با جمعیت کثیر دانشجویانی که هنوز هم با عهد خود با خاتمی همراه بودند مواجهه شد همچنان به آینده ایران دل خوش بود اما در بین آن جمعیت هوادار، منتقدان صریح و تندی نیز وجود داشتند که او را به نقد می کشیدند. دانشجویانی که از خاتمی فراتر از اصلاحات انتظار داشتند و او را به کم کاری و خائن بودن نیز متهم کردند و کار را تا جایی پیش بردند و فضای سالن را چنان ملتهب کردند که خاتمی که به صبور بودن و آرامش شهرت داشت را رنجاند و در مقابل هو کردن های مکرر برخی از آنان بیان کرد: “این خلاف دموکراسی است این چه وضعی است که ایجاد کرده‌اید، مگر شما چند نفر هستید که هو می‌کنید؟، کاری نکنید که بگویم بیرونتان کنند، آدم باشید، گوش بدهید و تحمل کنید”.

اگر چه رئیس جمهور ناراحت و دل آزرده گشت اما خاتمی همچنان به اصول دمکراسی وفادار ماند چرا که او آشتی کننده ملت با گفتمان آزادی بیان و اندیشه بود و بدین شکل تند خویی ها و توهین ها را به جان خرید. خاتمی در مقابل برخی از دانشجویان که اصلاحات را در تندروی می دانستند آنان را به آرامش دعوت کرد و به اصول و مبانی دمکراسی که آزادی بیان و رعایت اخلاق می بود فراخواند. او حتی وقتی برخورد آن سری از دانشجویان که حتی از آرمان های خود نیز پا را فراتر نهادند و از اصلاحات گذشتند را دید، با جمله ای معنا دار که اندک کسانی در آن روز معنا و مفهومش را درک کردند واقعیت تلخی را بیان کرد که بعد از2سال گوشه ای از آن به وقوع پیوست.

سید محبوب اما مظلوم با همان کلام نافذش بیان کرد:”انشاءالله بعد از من کسانی خواهند آمد که خوب عمل خواهند کرد و شما نیز نتیجه اعمالشان را خواهید دید”. خاتمی در مقابل نقد ها و شعار های تند برخی از حامیانش که او را خائن نامیدند ناراحت و دل آزرده شد اما اجازه نداد کسی به جرم انتقاد از رئیس جمهور این ملت از زندگی اجتماعی و سیاسی حذف شود. فضای آن دوران در آن روزهای تلخ و شیرین به گونه ای بود که هیچ دانشجویی سوال از رئیس جمهور را خط قرمز خود و نظام نمی دانست .

خاتمی را خائن خواندند او را هو کردند اما هیچ کس به جرم این رفتارهای ناپسند فردای آن روز به کمیته انضباطی دانشگاه دعوت نشد؛ هیچ دانشجویی به جرم برهم زدن نظم و آرامش دانشگاه و حتی به جرم توهین به خاتمی ستاره دار نشد و از حق طبیعی تحصیل محروم نماند و ممنوع التحصیل و اخراج نشد! 16 آذر 83 هر کس بر اساس آنچه در افکار خود می اندیشید با آزادی بیان ، خاتمی را منصفانه یا غیر منصفانه در برابر وجدان های خود به صلیب کشاند بی آنکه رئیس جمهور آنان را از اقداماتشان بترساند یا آنکه آزادی پس از بیانشان را ضایع کند. اجازه داد سخن بگویند و خواسته هایشان را بیان کنند ؛ چرا که رهبر اصلاحات می دانست با تمام تندی ها و سختی ها اینان همه فرزندان ایران هستند که دل در گرو عشق به ایران دارند.

خاتمی آن روزها همانند گذشته اش به آنچه نوید داده بود پایبند ماند و آزادی بیان را در پس از بیان نیز تحقق داد و فردای 16 آذر 83 را نیز اگرچه دلگیر بود اما باز آفتابی نقاشی کرد تا نشان دهد جوانان و دانشجویان این مملکت با تمام شعار های تندی که می دهند اما در اصل و واقعیت عاشق و وفادار به این نظام و این کشورند. او و جریان اصیل اصلاحات به خوبی درک کرده بودند دانشجویانی که رساتر از گذشته و با چشمانی اشک بار از سختی هایی که در دوران اصلاحات به جرم مقابله با انحصار طلبی قلم می زدند و استوار می ماندند هدفی جز رشد و سعادت ایران عزیز در افکار خود نمی پرورانیدند. سید محمد خاتمی دانشجویان را همراه و همگام و فرزندان این نظام می دانست اگرچه شعار هایشان تند بود ولی او همانند پدری می اندیشید که فرزندانش با سختی های کار و واقعیت های پشت پرده نا آشنایند و میخواهند آنچه در آرمانهایشان هست را به واقعیت پیوند بزنند؛ به همین خاطربود که خاتمی در برابر برخورد های آن روز رنجید اما برای کسی لبخند نفرستاد و کسی را متهم نکرد و برای دانشجویان این ملک آرزوی سعادت کرد و با تمام سختی هایی که دید دولت را به دیگرانی سپرد که خیلی ها تصورشان بر این بود که روزهای آفتابی تر از دیروز در انتظارشان است.

نقل است که بعد از سال 88 جمع زیادی از دانشجویان اصلاح طلب سراسر کشور به نزد خاتمی رفتند. در ابتدای آن جلسه در انتهای سالن سکوتی حکم فرما بود، دانشجویی بلند شد و فریاد زد، خاتمی! تو به ما خیانت کردی! سید ندای دانشجویش را شنید و پاسخ داد: “نشنیدم بلند تر بگو”! آن دانشجو اصلاح طلب دوباره فریاد زد: “خاتمی! تو به ما خیانت کردی!” باز خاتمی پاسخ داد:” بلند تر نمیشنوم”. این بار آن دانشجو که از نگاه های خشمگینانه و درد آور دوران بعد از اصلاحات را بر قلم و افکار خود دیده بود با بغض و فریادی بیش ازرنج 4 ساله اش را این بار رساتر از هر زمان دیگر آزاد کرد و گفت: ” آقای خاتمی تو به ما خیانت کردی” ؛ آن موقع بود که سید محمد خاتمی با همان چهره آرام و کاریزماتیکش پاسخ داد: “نه فرزندم من به شما خیانت نکردم بلکه من به شما شجاعت ، شهامت، استواری و ایستادگی دادم که با صدای بلند و رسا حاکمان خود را مورد پرسش قرار دهید، نقدشان کنید ، به سوال دعوتشان کنید ، بدترین و شدیدترین القاب و گفتارها را علیه یشان به کار ببرید بی آنکه لکنت زبان بگیرید و از گفتار خود پشیمان و یا آن را در گلوی خود پنهان نمایید.” اما اصلاحات گذشت و قرعه شانس به دولت عدالت محور اصولگرایان رسید .

دکتر احمدی نژاد در همان بدو ورودش به کاخ پاستور مورد استقبال دانشجویان کشور قرار نگرفت و این همان آغاز مشکلات ابتدایی او بود . 16 آذر 85 فرا رسید و متفکر جدید اصولگرایان ، احمدی نژاد به دانشگاه پلی تکنیک رفت. دانشگاهی که به نسبت خود بالاترین انتقاد ها و مخالفت ها را به شخص رئیس دولت داشت. دانشجویانی که در همان ابتدای کار دولت ، گفتار و عملکرد او در باب جامعه دانشگاهی را نمی پسندیدند و دولت ایشان را به نقد شدید کشاندند تا جایی که او را نیز دیکتاتور خواندند. اما برخلاف خاتمی ، احمدی نژاد در برابر نقد ها و شعار های دانشجویانی که حتی عکس های او را به آتش کشیدند همان لبخند معروفش را زد و در برابر به آتش کشیدن عکسش با مقایسه خود با شهید رجائی اینچنین موضع گرفت: “پیشگامان ما در راه دفاع از آزادی حقیقی و عدالت مانند شهید رجایی جان و تنشان را سوزاندند و افتخار امثال بنده رسیدن به آن جایگاه و سوختن در راه تعالی این ملت است. آمریکایی‌ها بدانند ما اگر هزار بار هم بسوزیم، یک سانتی‌متر از آرمانهایمان عقب‌نشینی نمی‌کنیم”.

تا سالها مقایسه رخداد های 16 آذر خاتمی با 16 آذر احمدی نژاد مجال بحث و گفتگوهای طرفداران هر دو جریان بود. تا جایی که حامیان گفتمان اصولگرایی بارها و بارها در مقالات و بیلبورد های سفارشی خود خاتمی و هوادارانش را مورد نقد قرار میدادند که اصلاحاتی که شعار زنده باد مخالف من را سر میداد منتقدیش را به اخراج از سالن تهدید کرد در حالی که احمدی نژاد با گفتمان اصولگرایی در برابر مخالفینش تنها لبخند زد. اما بعد از 16 آذر 85 لبخند معروف احمدی نژاد تنها تا پایان مراسم دوام آورد و از فردای آن روز تا پایان دوران پر حاشیه احمدی نژاد به تقابل صریح وشدید تفکر اصولگرایی او با جامعه دانشگاهی و منتقدینش مبدل شد.

بعد از آن روزها جمع زیادی از دانشجویان به جرم آنکه چون ریاست دولت نمی اندیشیدند ستاره دار شدند ، بسیاری از فرزندان شایسته این کشور چون زود تر از مجلس نشینان حامی دولت به تناقض های آشکار رئیس محبوبشان آگاه بودند به انواع برچسپ های ضد نظام و ضد کشوری آذین شدند تا به جرم آنکه اسرار هویدا می کردند و تاوان گفتار حقیقیشان که بعد 6 سال آشکار شد محروم از تحصیل بمانند. تشکل های دانشجویی منتقد نیز به جرم نقد های آشکار از دولت و عدم ستایش و ثنای گوی اقدامات تنش آفرین ، منحل یا بسته شدند و اجازه هیچ صدای نقدی داده نشد تا جایی که دانشگاهی که هموراه تاریخ ساز و صدای روشن و بیداری و چشم روشن جامعه بود به خاموشی گرایش پیدا کند.

دانشجویان سیاسی هم مورد نوازش های کمیته های انضباظی قرار گرفتند و با دعوت نامه های تعلیق ، محرومیت و اخراج از دانشگاه مواجهه شدند تا آنان را به خاطر فعالیت های سیاسی درون نظامی به جرم تفکر متفاوتشان حذف کنند در حالی که این اقدامات دولت اصولگرا که ادعای پیروی از رهبری را داشتند عملا گفتمان صریح و بصیر رهبری که می فرمایند: “خدا لعنت کند آن که می خواهد دانشجوی ما سیاسی باشد” را به عینه زیر پا بگذارد تا نشان دهد این دولت چگونه با آرمانهای نظام زاویه دارد. اساتید زیادی به جرم عدم همراهی دولت اصولگرا به اجبار بازنشسته شدند و با بسیاری از آنان برخورد های شدیدی صورت گرفت تا جایی که جامعه دانشگاهی از شوق و رشد و پویایی دور گشت.

بعد از آن واقعه دوباره خاتمی در سالها 86 و 87 به دانشگاه گام نهاد. اما این بار با استقبال عظیم و شدید دانشجویان همراه شد به گونه ای که در سالهای ریاست جمهوری خاتمی نیز اینچنین استقبال با شکوهی صورت نگرفته بود. آنان نگاه ناراحت خاتمی را برلبخند های احمدی نژاد ، تهدید به اخراج از سالن توسط خاتمی را از اخراج ، تعلیق و بازنشستگی های اجباری از سوی احمدی نژاد را بیشتر دوست می داشتند و آن را درک کرده بودند که بعد از آن جمله معروف خاتمی گفت:” انشالله بعد از من کسانی خواهند آمد و شما نتیجه عملکرد آنان را خواهید دید” را به عینه لمس کرده بودند که چه تاوان بزرگی در آن روزها به خاطر آنچه نمی دانستد دادند.

سالها گذشت و کشور و دانشگاه تاوان سنگینی را به خاطر حضوراصولگرایان و دکتراحمدی نژاد بر اریکه ی قدرت داد تا جایی که همه ی ابعاد کشور را با مشکل رو به رو کرد و کسانی که روزی برای آمدن ایشان فرش قرمز پهن می کردند دگر روزی برای تبری از او به سویش سنگ پرانی کردند و حاصل آمدن احمدی نژاد که گناهی بس سنگین تر از خود رئیس دولت بودن بود را از خود بزدایند .

اما اینک با آمدن دولت نیجب و رشید اعتدال که میوه صالح اصلاحات است و وزیری خوشنام چون دکتر فرجی دانا و مشاوری محبوب چون دکتر توفیقی را در کنار خود می بیند باز هم نگاه اصلاح طلبانه و آکادمیک به دور از نگاه های امنیتی و خشک به دانشگاه بازگشت تا سیر غیر قانونی و تنگ نظری های جهت دار در باب ستاره دار کردن و ممنوع التحصیل کردن دانشجویان شریف متوقف شود و 126 دانشجوی عاشق به کشور و آینده ی ایران بار دیگر از حق طبیعی تحصیل برخوردار شوند ، اساتید مجرب و با دانشی که به ناحق بازنشسته شده بودند دعوت به کار شدند و اندک اندک نگاه امنیتی بر دانشگاه به نگاه آکادمیک تبدیل شود تا بار دیگر علم و دانش در این دانشگاه رونق گیرد تا دوباره لاله های سرخ نشاط و امید ایرانی در دل دانشگاه جوانه زند و ایران را سرسبز کند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    دنیا عوض شده!
    نظرها رو منتشر کن
    مث اینکه مدیر این سایت بدتر از نویسنده فکر میکنه(………..)

  • روشنفکر نما می‌گه:

    ……………………………………………
    ………………………………………………
    ……………………………………………………
    روز دانشجو بر شما دانشجوی رشته علوم سیاسی مبارک. گود لاک

200x208
200x208