تاریخ درج خبر : 1392/09/16
کد خبر : ۱۵۱۱۳۲
+ تغییر اندازه نوشته -

به یادِ ماندلا / در سالروزِ دانشجو!

سایت استان: دکتر مهدی غفاری

این روزها با دو مناسبت رو به روییم؛ یکى مرگِ نلسون ماندلا که مناسبتى جهانى ست و دیگرى شانزدهم آذر یا همان روزِ دانشجو که مناسبتى ملى ست. از دو نوشته ى کوتاهِ زیر یکى یادى ست از ماندلاى بزرگ که فراتر از آفریقاى خود انسانى ست متعلق به جغرافیاى زمین و دیگرى پاسخ به پرسشِ دانشجوىِ عزیزى ست که از من پرسید ” به نظرِ تو چه تعریفى از یک دانشجو مى توان داشت؟ ” و من کوشیدم تا حداقل ها را فشرده و گُزیده ( البته آنگونه که مى اندیشم ) مطرح کنم.

” نلسون ماندلا “

سیاه بود
و برآمده از ژرفناى سیاهى
در اعماقِ سیاهِ آفریقا.
نلسون ماندلا.

در سیاهى زیست
با سیاهى زیست
اما مقهور نشد و دل به آن نبست؛
نلسون ماندلا.

او سیاه بود اما سیاهى نبود
و دشمنَش؛ آپارتاید اگرچه سفید بود، آبروىِ سیاهى را برده بود.
گرفتار در زندانِ سیاهى و در مبارزه اى بى امان با آن
نلسون ماندلا.

نترسید از سیاهى و بر سیاهى شورید.
سیاهىِ زندان را بر سفیدىِ زیستن اما پست به جان خرید.
چرا که باور داشت جز رهایى و آزادىِ مردمان از سیاهى و شب نزدِ اربابِ قدرت راهى نیست.
نلسون ماندلا.

او بود که گفت؛ ” ببخش اما فراموش مکن. ”
و هم او بود که رختِ قدرت را از تن به درآورد و به آن که سزا بود سپرد.
مردى که سیاه بود و از عمقِ سیاهى، سفیدى را با خود به ارمغان آورد.
نلسون ماندلا.

انسانى که فراتر از خود شد
و فراتر از سرزمینِ خود
و بى گمان یک سیاه که روسفیدىِ آدمیان در جاى جاىِ دنیا شد.
نلسون ماندلا.

اینک او چشم بر هم نهاده، براى ابد مرده است.
نامش بالا بلندتر از پیکر و کارش فراتر از مرگش، مرزها را در هم شکسته است.
بشنو! سخنش این است؛
” این حقِ انسان است که آزاد زندگى کند و راهَش را برگزیند ”
” برابرى و داد حقِ آدمى ست ”
” نشاید براى انسان آرزویى داشت جز مهر و آزادى و آشتى. ”
درود بر تو اى انسان! اى پیام آورِ سفیدى و صلح! اى مردِ سیاه!
درود بر تو اى نلسون ماندلا!

” دانشجو کیست؟ “

کلمه ىِ دانشجو از شش حرف ساخته شده که هر حرف مى تواند مفهومى را آنچنان که در خور و سزاوارِ نام نامىِ دانشجو ست در ذهن به یاد آوَرَد؛

” د ” ؛ دانش جویى و دادخواهى.

” ا ” ؛ آزادى خواهى.

” ن ” ؛ نفىِ استبداد و دموکراسى خواهى.

” ش ” ؛ شور و شهامت و شعور .

” ج ” ؛ جوانى و عاشقى.

” و ” ؛ وطن پرستى.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهدى غفارى می‌گه:

    درود بر دوست خوبم؛ امرالهِ عزیز.
    لابد از یاد نبرده اى سخن آن شاعر شعرِ سفیلان را که گفت؛ ” جویاى حالِ منى اى دوست؟ – خوبم. اما تو باور مکن. ”
    با این همه در این چند روزِ زندگى اگر تنها یک چیز باشد که نباید باشد همانا دل به غم بستن و با غم نشستن و غمگنانه زیستن است. نیک مى دانى که این باور را با آن کلیشه ى معروفِ ” على بى غم ” نه کارى هست و نه ربطى.
    در هر حال فرصتى شد تا با یادآورى نواى دل انگیزِ نى ات به بازخوانىِ لنگستون هیوز و ترجمه ى دلنشینِ شاملو بنشینم.
    سپاس.

  • امراله می‌گه:

    دکتر عزیز،سلام
    حالت چطوره ؟من که خوب نیستم اما بیا این متن و از لنگستن هیوز با هم بخونیم اونم در دل روزایی که جهان یه پیامبر سیاه رو از دست داده چرا می گم پیامبر؟چون بدون این که بخواد دست به تقسیم بندی آدما بزنه و تقابل های دو گانه رو به ارمغان !!!بیاره و زبان رو در ساحت انتزاع ،جعل کنه خیلی ساده اعتراف کرد و گفت :یه سیام من، سیا، مث شب که سیاس /سیا،عین اعماق آفریقای خودم/برده شدم:سزار بم گفت پله ها رو براش تمیز کنم/چکمه های واشنگتن رو من واکس زدم /کارگر شدم:اهرام مصر و دستای من بالا برد /ملاط و شفته ی آسمون خراش وول ورت رو من درست کردم/آوازه خون شدم:آوازای غم انگیزمو از آفریقا تا جورجیا/تو تموم اون راه دراز با خودم کشیدم /من بودم که راگ تایم رو ساختم/قربونی شدم:تو کنگو ،بلژیکی ها دستامو قطع کردن/هنوز هم تو تگزاس منو لینچ میکنن/یه سیام من:سیا،عینهو شب که سیاس/سیا،عین اعماق آفریقای خودم …

  • دانا می‌گه:

    روز دانشجو را تبریک می گویم. آما کدام دانشجو؟
    کلمه دانشجو از نظر دستوری اسم فاعل مرکب مرخم می باشد.در واقع” دانشجو ” عبارت بود از ” دانش ” بعلاوه ی ” جوینده” که می شود ” دانشجو ینده ” و پسوند ” ینده” از آن بداشته شد و کلمه “”دانشجو”” خلق شد. حال خودتان قضاوت کنید که آفرادی که امروزه در دانشگاه های ما و به خصوص شهرستان ها ثبت نام کرده اند مشمول این عبارت می شوند. به مقام شاخص این واژه چه کسانی می توانند جلوس کنندو تکیه بزنند؟ من که مقالات پژوهشی ام را از کافی نت ها می گیرم؟بدون مطالعه کردن حتی یک کتاب.(مانند اب نبات خریدن در سوپر مارکت محله).من که در فضای بیرون دانشگاه به دنیال نیا و تبار مدرسان دروس هستم تا با تلفن ……؟آیا دانشجو فقط همان تریپ یکدیگر پسند است و با ژست کیف ،کتاب،جزوه،کدام مدرس سختگیره،کدام نیت؟ آیا همین که در فضای دانشگاه قرار گرفیم و دختر و پسر در یک سطح بالاتر از دبیرستان باهم روابط عاطفی تری برقرار کردیم ،دانشجو هستیم؟ آیا همن که ایام امتحانات سراغ جزوه نویس ها،درس خون ها،فک و فامیل مدرسان و ……رفتیم، دانشجو هستیم؟

    • مهدی غفاری می‌گه:

      درود بر شما.
      پس از این همه سال راه اندازی دانشگاه ها در استان و فارغ التحصیل شدنِ بسیاری از دانشجویان در رشته های مختلف، پرسش اساسی این است که ” این متغیرِ مهم چه اثری بر شاخصهای توسعه ( منظور توسعه ی همه جانبه ) گذاشته است؟ ”
      اگر بتوان به زبانِ آمار و ارقام پاسخی برای این پرسش یافت، آنگاه می توان بر آن اساس به تحلیل و داوری های عمده و قابل اعتنایی پیرامون دانشگاه و دانشجویان پرداخت.
      اینکه این کار شدنی ست و یا اراده ای برای انجام آن هست و … خود مقوله ای جداست.

  • یک مدرس می‌گه:

    جناب دکتر بین دانشجویان امروزی، کسانی هستند که نه ادب و متانت دانشجویان قدیمی را دارند و نه درک و هوش و توانمندی آنها را.
    پذیرش فله ای دانشجو باعث شده کسانی به دانشگاه راه یابند که معادلی برای سطح تحصیلی پذیرفته شده ندارند. موبایل بازی و استفاده از تابلت و لب تاب در کلاس درس و فاجعه ای به نام دانشجو در کلاسها.
    اینها چگونه با مردمی که در آینده مراجعه کنندگانشان خواهند بود رفتار می کنند؟ بیاد می آورم زمان دانشجویی شما را ، و کلاس و متانت و ادب و حرمت گذاری شما ها را و در مقایسه با دانشجویان امروزی تاسف میخورم. به شدت نگرانم خدا نکرده فردا زن و بچه مردم بیمار کدام آدمی خواهند بود!!!
    کاش به عقب بر می گشتیم و دانشجو را دوباره تعریف می کردیم. نیازها را دوباره میدیدم و از پذیرش فله ای دانشجو خودداری میکردیم. کاش گزینش اخلاقی قبل از گزینش علمی انجام شود تا آنان که اخلاق برایشان مضحکه ای بیشتر نیست به اخلاقی ترین جایگاه راه نمی یافتند.
    کاش میشد دانشجو را با معیارهای دانشجو بودن انتخاب کرد نه با معیار درصدهای کنکور که به زور پول بابا به مغز افراد چپانده شده است. امروز بین دانشجویانم بندرت دانشجوی مرفه لیسانس می بینم و بندرت دانشجوی دکترای فقیر. همه چیز به پول پیوند خورده است. کنکور دیگر وظیفه تشخیص باهوش از باهوش تر را به خوبی انجام نمیدهد. وای به حال این که معدلی هم بشود

    • یک مدرس دانشگاه پیام نور می‌گه:

      سلام.
      استاد عزیز! نقد و نکوهش جنابعالی از نسل های حدید دانشگاهی را به پای سخت گیری و تعهد و دلسوزی تان می گذارم و تصور میکنم دوست دارید همیشه نسل های جدید بهتر از آن چیزی باشند که هستند.
      با اینهمه تجربه شخصی بنده از تدریس در دانشگاه های استان این بوده که هر زمان
      1- مدیریت و اساتید دانشگاه برای دانشجو شخصیت و حرمت قایل شوند 2- ظرفیت پذیرش دانشگاه با فضای واقعی جامعه همخوانی داشته باشد3- تجهیزات و امکانات کافی برای تحصیل در دانشگاه عرضه شود, و 4- بطور کلی شرایط و چشم اندازهای درس خواندن و تحصیل علم معقول به نظر برسد, غالب (نزدیک به اکثریت) دانشجویان نسل جدید به همان خوبی خواهند بود که فرمودید./درود بر شما.

    • مهدی غفاری می‌گه:

      با سلام.
      در داوریِ نقادانه پیرامون پدیده های اجتماعی – فرهنگی گرایش های متفاوتی وجود دارند که اگرچه نمی توان با همه ی آنچه که در هر یک از این گرایش ها مطرح می شود موافق بود اما بی تردید هر یک از اینها بخشی از حقیقت را منعکس می کنند که اگر این بخش از نقادی ها نادیده گرفته شوند ( که در جامعه ی ما اغلب چنین است ) عوارضی دلخراش و زیانبار در جامعه به جا می گذارند.
      از جمله ی این گرایشها یکی هم این نوع است که در مقایسه ی امروز و دیروز با هم و طرح نابسامانی های امروز و برجسته ساختنِ این نابهنجاری ها، نومیدانه از خود و جامعه می پرسد که ” راستی با این اوضاعی که امروز داریم قرار است به کجا برسیم ؟ ” و البته بدیهی است که این گرایش،خود پاسخ چندان روشنی برای این پرسش ندارد.

      با نقدِ بالا اگر هم موافق نباشیم نمی توانیم نگرانی های موجود در آن را نادیده بگیریم.
      وقتش رسیده که از خود بپرسیم؛
      آیا این دانشگاهی که ما داریم به راستی دانشگاه است؟
      آیا اساتید ما به راستی استاد و دانشجویان ما دانشجویند؟
      اخلاق در جامعه ی دانشگاهی ما از چه جایگاهی برخوردار است و بر سرش چه آمده است؟
      و از این قبیل…

200x208
200x208