تاریخ درج خبر : 1392/09/17
کد خبر : ۱۵۱۱۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

شعر/ چند شعر بومی از دکتر حمزه ولوی

شعر/ چند شعر بومی از دکتر حمزه ولوی

سرِ چُل
زرِ جُل
سر نهانه زرِ گوشِ یک و دو
تنگ خوسیده، دو مشکِ پرِ اَو
وُ دُوَر
تک و تِهنا
سرِ گَه
زرِ مه
سرِ شو

***

وُولِ پیری وابیدمه، تَنُم همه پیوار
تَنُم، همه، پیوار
کَپَر وسایه ی مو نزن
کَپَر، وسایه ی مو، نزن
کَپَر، و سایه ی گردو بزن که دهس ایووشنه منِ باد
کَپَر، و سایه ی گردو بزن که دهس ایووشنه منِ باد
وُ یَ شو سه سه یی
وختی تش ایگِرُم،
دیرَدیر سیلُم کُن

***

نه وَ سایه ی رِز و بید
نه وَ سایه ی گردو
دِلُم ایخُ بنشینُم جُفتِت
زرِ اَفتو، نه مِنِ حجله ی نو
دلُم ایخُ بنشینُم جُفتِت
بگریوُم، بگریوُم که زمین خیسابو

دِلُم ایخُ مو بیُفتُم بیمار
توو بپیچه مِنِ جونُم چی مار
تا تو
جُفتُم بنشینی و بگی
آخ، چِقَر توو داره
مو درآرُم دِلِمَه
وُ نشونِت بدِمِش
تا بوینی که چه گورو دار

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رهگذر می‌گه:

    من لری بلد نیستم درواقع اصلا لر نیستم ولی با این حال واقعا لذت بردم خوندنش برام خیلی جالب بود موفق و پیروز باشید

  • بلاد شامپور می‌گه:

    فقط می تونم بگم عالی و تمام!

  • آریایی فر از رامهرمز می‌گه:

    ببخشید آقای ولوی

  • آریایی فر از رامهرمز می‌گه:

    درود و دو صد درود بر هم استانیهای خوش ذوقم

    انصافا تا حالا شیفته احمد انصاری بودم ولی انگار آقای علوی می خواهد طرحی نو در اندازد
    به شما تبریک میگم اولین شاعری هستی که دیدم فرم شعر استان را عوض کردی و چه زیبا عوض کردی

  • محمد یوسفی می‌گه:

    شعر بومی چه صیغه ایه? شعر به زبان لری چرا نمیگید? سپاس

  • امیر نوروزی-گچساران می‌گه:

    درود. بسار زیبا……..تو بپی چه من جونم چی مار……..

  • مهدى غفارى می‌گه:

    با درود بر شاعرِ خوش کلام.
    این دو سروده مرا اینگونه بر سرِ ذوق آورد؛
    به پاسِ سپاس از آن جناب؛

    خوشا که شَوَم بیمار
    و تب
    در تن و جانم بپیچد چون مار!
    تا تو
    بنشینى در کنارم و بگویى:
    – آوَخ! که چه تبدار است؟!
    و من
    بشکافم این سینه را و قلبم را
    بیرون بیاورم، نشانت بدهم؛ ببینى
    که چه زخم خورده و خونین بر دار است!

    من
    درختى شده ام
    پیر و خشکیده؛ خشکیده و پیر!
    تو
    منِشین در سایه سارَم
    در سایه سارَم منِشین!
    شباهنگام و در سیاهىِ شب
    وقتى که دل و جانم آتش بگیرد؛ بگیرد آتش
    بنِشین دورادور و نگاهم کن؛ نگاهم کن … نگاهم کن!

    • گچساران می‌گه:

      مهدی غفار عزیز وُول اسم درخت که روایتش اینه وقتی سنش بره بالا خود به خود آتیش میگیره

  • عباس از دنا می‌گه:

    تشکر خیلی قشنگ بود؟

  • سعيدبخشوده می‌گه:

    درود وسلامى از دیار بلاد شاپور به استاد ولوى.احسنت

  • طاهر اكوانيان می‌گه:

    حمزه ولوی با سرایش این گونه اشعار، قابلیت شعر و گویش لری را بالا برده و باید گفت که که دیگر سرایندگان با نگاه به اشعار لری ولوی بهتر می توانند به آنچه می خواهند برسند. این شعر ها را هر چه بخوانیم تازگی دارند و غنای فکری و مفهومی فوق العاده ای جدای از فرم نو به ما می دهند

  • اسحاق آقایی می‌گه:

    شاهکاره شا هکاره شاهکاره

200x208
200x208