تاریخ درج خبر : 1392/09/18
کد خبر : ۱۵۲۷۰۱
+ تغییر اندازه نوشته -

عطش سیاستی که اخلاق را سوزاند!

می خواهم تنها باشم و تنها بنویسم و از نام و نشانم صرف نظر کنم تا فردا من نیز توسط عده ای بی اخلاق مورد توهین و تخریب قرار نگیریم چرا که این روزها گویا سخن گفتن از اخلاق و ادب و کرامت انسانی جرم است. دوست داشتم وقتی قلم را در دست می گیرم و بر سپیدی کاغذ می چرخانم از مطالبات به حق دانشجو و دانشگاه یاسوج بنویسم که بگوئیم ما امروز با تمام سختی هایمان از کمبود ها و نداری ها سخن برآوردیم و از بی عدالتی ها فریاد سر دادیم و از ظلم ها که بر ما روا ساخته بودید فریاد حق طلبی را زنده کردیم.

اما امروز در تاریخ چند ساله دانشگاه یاسوج که در طی 8 سال گذشته نامهربانی های زیادی را به خود دیده بود و همواره در مناسبت های مختلف از دسترسی به رئیس دانشگاه و نماینده حوزه انتخابیشان به اجبار محروم بودند بعد از آن که نماینده مردم شریف بویراحمد و دنا برای سنت شکنی در مناسبتی ماندگار که متعلق به داد خواهی و استقلال طلبی دانشجویان بود گام در نهاد مقدس دانشگاه نهاد تا شیرینی این روز ماندگار که هموراه در طی چندی سال گذشته با نوعی خفقان و خودی و غیر خودی کردن دانشجویان و اساتید بر آن حاکم بود را بشکند و خاطره ای به یاد ماندنی در ذهنمان ایجاد کند.

جناب نماینده! ما اگرچه گاها به تفکرات شما نقد های را وارد می دانیم اما ابتدا می خواهیم به شجاعت شما درود بفرستیم که تمام سختی ها و واکنش های که پیش از وقوع آن در ذهنتان متصور بودید و با تمام چالش ها ، نقد ها ، تخریب ها و گاه توهین های که ممکن بود در آن روز ماندگار علیه شما روانه شود تمام سختی ها و مصائب راه را بر جان خریدید تا تنها در نشست صمیمی با دانشجویانی همراه شوید که سالها مورد تحقیر واقع شده بودند. جناب نماینده! این روزها موج عظیمی از تخریب در سطح جامعه رواج پیاده کرده است که زارعی را نماینده ای مغرور ، تند خو ، عصبانی و افراطی می دانستند که اگر با کلام مخالف خود روبه رو شود با بدترین شکل ممکن به آن واکنش نشان خواهد داد ، تخریب های که گاه من را نیز به فکر فرو میبرد که شاید آنجه وجود دارد حقیقت داشته باشد!

اما وقتی امروز شما بر سن سالن شهید چمران که گویی همواره به صلیب کشیدن سیاسیون استان و حتی کشور تبدیل شده است حضور یافتید آنچه از شما به عینه پدیدار گشت چیزی جز فروتنی ، آرامش و صبر نبود. حتی آن زمان که آن دانشجو با بی احترامی به حضور و شخصیت شما توهین کرد انتظار همگان بر این بود که یا شما آن سخن نسنجیده را نشنیده بگیرید یا آنکه جواب تندی را روانه توهینشان کنید ؛ اما شما در پاسخ به کسی که با توهین اولین حضور شما در دانشگاه یاسوج که در حقیقت آن دانشجو با گفتار ناپسندش شان ، سطح فکر و شعور خود را به ویترین جمع کثر فرهیختگان آن دانشگاه به معرض نمایش گذاشت رو به رو گشتید ؛ برایشان زندگی و تندرستی را آرزو کردید تا نشان دهید شما از کسانی که دیروز ادعای اصلاح طلبی را چون برچسپی بر پیشانی خود زده بودند و با آن پرچسب به توهین و بی احترامی و بی اخلاقی می پرداختند در گفتار و کلام و ادب اصلاح طلب تر از آنان بودید چرا که شما به واقع نشان دادید که زنده باد مخالف من که رهبر شریف اصلاحات خاتمی عزیز آن را بیان کردند نه فقط یک شعار بلکه عملی باشکوه و نیکویست که از سوی هرکسی که اجرا شود باید مورد تقدیرو ستایش قرار گیرد. اما متاسفانه آن فرصت طلبان محدودی که خود را در حیطه جریان اصیل اصلاحات می دانستند نه تنها سخن مخالفی را بر نمی تابیدند بلکه برای بیان خواسته های که گاه به حق هم بودند با ارائه توهین و بی حرمتی چنان پاسخ می دادند که شان و شخصت دانشجو در 16 آذر توسط عده ای خدشه دار شد.

جناب نماینده! ما و ما های زیادی در دانشگاه یاسوج حضور داریم و سالهاست به خاطر سیاست زدگی های عده ای قدیس مابانه که متاسفانه دانشگاه و علم را با میدان های بی اخلاقی سیاست زدگی اشتباه گرفته اند از درس و پیشرفت و رشد باز مانده ایم. آنچه که در این سالها نام دانشگاه یاسوج را بر سر زبان های ملت جاری ساخته است یا آنکه در کشور نام آن را می شناسند پیش از آنکه به رتبه علمی و آرامش تحصیلی آن اشاره کنند به سیاست زدگی و هیاهوی هیچ و پوچ آن اشاره می کنند که همواره دانشجو و دانشگاه را ابزاری برای ترقی امیال و آرزوهای خود دانسته اند و این نگاه مسموم و کدر به قدری غلیط شده بود که در طی 8 سال گذشته دانشگاه یاسوج محلی برای بده بستان های جناحی مبدل گذشت تا آینده دانشجو و سرنوشت علم قربانی گردد. اما با آمدن ریاست جدید دانشگاه که فردی خوش نام وآکادمیک است امید ها به باز شدن دریچه علم و معرفت و آرامش در دلهایمان که از سیاست زدگی خسته شده بود جوانه زد!

تصور ما بر این بود که در این جلسه با حضور شما قرار است مطالبات دانشجویی ما مورد پرسش و پاسخ قرار گیرید! تصور بر این بود که از کمبود ها و کاستی های دانشگاه سخن گفته می شود! پیش خود اینچنین می اندیشیدیم که آن دانشجو که بر طبق توفیق اجباری و بر اساس زد و بند های انجمنی اسمش برای سوال کتبی از پیش نوشته شده در می آید می خواهد از رنج ها و درد های که 8 سال بر قلم و نام و فکر و روح ما دانشجویان رفته است سخن بگوید اما این آرزوهای به حق در همان کلام نخستین آن دانشجو محترم با بی احترامی به خواست مطالبات جامعه دانشگاهی پشت پا زد و آنان را له نمود که متاسفانه در گفتارش از کسی حمایت کرد که هیچ گاه شهامت حضور بدون فیلتر را در بین این پرسشگران آگاه را نداشت و روزی توسط ملت و همین دانشجویان از اریکه قدرت به زیر کشانده شد ؛ اما گویا آن دانشجوی محترم که بی احترامی به دیگران و دانشجویان را افتخار خود می دانست هنوز پیام 12 اسفند 90 را درک نکرده است تا از خواب بیدار شود و بداند رویایی او حبابی بیش نبوده است که سالهاست ترکیده است.

وقتی از جامعه دختران دانشگاه آن بانوی محترم بر روی سن حضور یافت تصور بر این بود که ایشان از سختی ها و نگاه های خاص و معنی داری که در طی این 8 سال بر سیما ، پوشش ، گفتار و برخورد این دختران رفته است سخن بگوید ، حسمان این بود که از تفکیک جنسیتی در دانشگاه فریاد بیداد سر برآورد که چرا باید به شان و شعور یک بانو و یک دختر بی احترامی کنند و بگویند چون شما قادر به کنترل افکارتان نیستید باید کلاسهایتان تک جنسیتی باشد، با خود فکر میکردم اکنون باید کلام حق آن سخن که می گفت اشکال از نگاه های معنار دار نیست بلکه ذهن ها و فکر های مسوم و بیمار را باید درمان کرد؛ اما متاسفانه آنچه از گفتار آن دانشجوی دختر بر زبان جاری شد تنها روزنه امیدی که نیز در دل خود با خوش بینی می پرورانیدیم نیز به نا امیدی گرائید ، دانشجویی که از سررود جنوبی سخن می گفت اما خود بومی استان نبود و وقتی از او سوال کردم آنچه بیان کردید چیست تنها لبخند زد و گفت از همشهریان خودتان بپرسید من که اطلاع ندارم! و افسوس خوردم چرا کسی از دختران و پسران دانشگاهم بلند نشد تا به روند ستاره دار بودن دانشجویانمان که جز کلام حق در 8 سال گذشته بر زبان نمی آوردند و مورد بی احترامی و تمسخر و تحقیر واقع شدند سخن نگفتید ، چرا از دختران فهیم دانشگاهمان کسی اعتراض نکرد که آن بانوی محترم که ادعای نمایندگی از قشر پوینده جامعه را داشت از هیچ یک از دغدغه های دانشجویمان سخن به میان نیاورد که بگوید: ای خانمی که صدای امروزتان به نام کل دختران این دانشگاه قلمداد می شود پاسخ دهید شما نماینده بانوان و دختران این دانشگاه بر روی سن سالن شهید چمران هستید یا ابزار ورشکستگان وبی اخلاقان سیاست زده این روزها که هیچ یک از درد های ما را بیان ننمودید؟

متاسف شدم برای کسی که تا دیروز به آیت الله هاشمی رفسنجانی لقب عالیجناب سرخ پوش می داد و امروز خود را فدایش می نامید و آن را اهرمی بر سر نماینده می کوبید تا به نتیجه دلخواه خود برسد و من ندانستم نتیجه آن بحث چه منفعتی برای من و فردای دانشگاهمان با سیل عظیم دانشجویان و نبود سرویسهای حمل و نقل دانشگاه داشت و آیا فردا باز هم باید با همان تعداد کم سرویس حمل و نقل روانه دانشگاه شویم! و به دلم ماند دانشجویی که بر سن حضور می یابد به جای آنکه خود را دانشجو بنامد و به آن افتخار کند چریکی بودن را نشان لیاقت خود می پندارد و من به فکر فرو میروم که نکند در طی این 3 سال دوران تحصیلم من به جای پذیرش در دانشگاه یاسوج به میدان جنگ رفته ام که به جای سخن از قلم و دانش و آزمایشگاه و میز مطالعه عده ای از چماق و تفنگ و مرگ سخن می رانند. جناب نماینده! امروز دوست داشتم از سوی هم قطارانم که باید درد آشنای دیروز و امروزمان بودند فریاد و مطالبات دانشجوی را می شنیدم تا شاید و شاید چاره ای برای آنان اندیشیده شود. تصور بر آن بود که از بازگشت عده از دانشجویان ستاره دار به حوزه علم و دانش ابراز خوشحالی کنند و از اقدامات شجاعانه وزیر علوم حمایت کنند ، احساس می کردم آن زمان که آن نماینده نا آگاه به فرهنگ و هویت لر بدون تدبیر و اندیشه ، تاریخمان را با چماق لری به سخره گرفت و شما با آن وقت محدود دفاع قاطعانه و محکمی از فرهنگ و هویت مادران و پدران اصیلمان در کشور ابراز نمودید و از دکتر نجفی به زیبایی و شیوای که محبوب ما اصلاح طلبان است دفاع نمودید تشکر و تقدیر کنند ؛ یا آن زمان که از دکتر توفیقی سرپرست وزارت علوم در صحن علنی مجلس به صراحت دفاع نمودید که نماینده تهران آقای زاکانی در پشت تریبون به خاطر دفاع صریح و شجاعانه و دلنشین شما آنچنان خشمگین شد که پاسخ داد آقای زارعی شما دیگر اصولگرا نیستید چرا که از نیروی اصلاح طلب صدرصدی حمایت کرده اید یاد کنند؛ اما افسوس و دو صد افسوس که عده ای که در پشت پرده های شبانه و سوال های از پیش نوشته شده به اسم دانشجو بر روی سن حضور یافتند چنان از شکست نماینده سابقشان در انتخابات و از عزل دل خراش رئیس سابق نامهربان دانشگاه خشمگین و عصبانی هستند که تاریخ روشن ملت را از یاد برده اند.

جناب نماینده! در روزی که متعلق به ما دانشجویان بود متاسفانه به شان و کرامت ما توهین شد! این بار این توهین دل آزار کننده از سوی رئیس سابق دانشگاه وجود نداشت که ما را با احکام انضباطی مورد نوازش قرار دهد و نه آنکه نماینده افراطی سابق بر روی سن حضور یافت که وقتی کلام غیر منطقیش را بر مبانی عقل و واقعیت به دور میدیدیم به جای پاسخ به گفتارمان یا فرصت دادن به بیان خواسته هایمان ما را به زور ساکت می نمودند؛ بلکه از هم قطارانی که به حسب توفیق اجباری همراه ما شده اند و چون نام های خود ساخته ای چون “مستقل” بودن را همراه خود یدک می شکند آزرده و مورد توهین واقع شدیم. امروز به ما توهین شد چرا که در مشی و تفکر یک دانشجو ، توهین به شخص و گروهی قابل پذیرش نیست و این افکار غلط را نمی پسندد. اما متاسفانه آنچه دیروز توسط عده ای قلیلی بیان شد را به پای دانشجویان فهیم و با فرهنگ این دانشگاه مقدس ننویسید! چرا که ما اگرچه سختی های زیادی با خود دیده ایم و رنج دوران برده ایم و بدن هایمان زجر کشیده و درد آورست اما هیچگاه به خود اجازه نمی دهیم که حتی به مخالفین خود نیز بی احترامی کنیم چرا که آنچه ما را از دیگران و بقیه اصناف و شخصیت ها و گروه ها متمایز می کند همین ادب و اخلاق و کرامت انسانی دانشجویان واقعی و اصیل است. امروز اگرچه توهین ها و تخریب های فروانی صورت گرفت اما به یقین می دانیم شما نیز آنان را به دل نخواهید گرفت چرا که شما نماینده مردم و صدای مردم بوده اید و با درد و سختی های که بر این دانشجویان رفته است آشنائید و انچه امروز با تندی و توهین همراه بوده است به خاطر این است بعد از 8 سال دریچه آزادی بیان و گفتگو در این مکان مقدس بار دیگر باز شد و بغض های که بعد از 8 سال مجالی برای بیان پیدا کرده بود رها شد تا امروز شما ای که شهامت کردید و پا در دانشگاهی نهادید که سهمی در ویرانی های که بر سر این قشر مظلوم اما بیدار روانه کرده بودند را نداشتید ، همگام و هم درد و سنگ صبورشان شدید.

شما آنقدر فروتن بودید که در برابر توهین ها تنها لبخند زدید و آنان را بع صبوری دعوت نمودید. شما آن قدر آرام بودید که وقتی کلام حق آن دانشجو را که سالهاست به جرم آنکه چون رئیس سابق دانشگاه نیندیشید اما مورد ظلم واقع شد و با صدای گرفته و چشمانی پر اشک در مقابل شما ایستاد و فریاد می زد پاسخ دادید که حق با شماست و من تا آخرین لحظه ظلمی که به شما و دیگر دانشجویان این دانشگاه رفته است را به جد پیگیری خواهم کرد و از تحقق خواسته های به حق شما عقب نشینی نخواهم کرد. جناب نماینده! امروز با تمام تلخی ها و شیرینی هایش تمام شد و خاطره ای بر دفتر سیاست زده دانشگاه یاسوج اضافه شد.

اما در این بین باید از شما تشکر کرد که در روزگاری کسانی که در ادوار گذشته به تمام اهرام ها متصل بودند و به راحتی دست به حذف منتقدین می زدنند و جسارت و شهامت روبه رو شدن با جامعه دانشگاهی را نداشتند چرا که از تهی بودن و عدم مشروعیت خویش آگاه بودند اما شما با صلابت در این عرصه حاضر شدید و به سخنان این دانشجویان که با توهین و تخریب همراه بود گوش فردا دادید و پاسخگویشان بودید. میخواهیم از این تریبون از شما و رئیس دانشگاه و اکثریت دانشجویان فهیم دانشگاهمان که سیاست را دوست دارند اما ابزاردست ورشکستگان سیاسی و سیاست زدگان نیستند و حیات خود را در بی اخلاقی و توهین نمی دانند بخواهیم کمک کنید تا آرامش ، ثبات و فضای علم و دانش به دانشگاه ما باز گردد و کسانی که به جای افتخار به سواد و بینششان به مهره های سوخته گذشته می بالند یا کسانی که از جغرافیای استان بی اطلاعند و آن را به اشتباه به اطلاع ملت می دهند اما از تبعیض های جنسیتی این دانشگاه مطلع اما بر اساس منافعشان سکوت اختیار می کنند کنار روند تا دانشگاه یاسوج متعلق به استاد ، دانشجو ، علم و تحصیل باشد.

نام نویسنده محفوظ است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208