تاریخ درج خبر : 1391/04/07
کد خبر : ۱۵۴۴
+ تغییر اندازه نوشته -

حسین پناهی

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه وبویراحمد زاده شد.

پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده‌است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (بنا بر نظر فقها در چنین شرایطی روغن جامد نجس نمی‌شود و این ادعا که ایشان روغن را نجس می‌دانست نیاز به منبع و رفع ابهام دارد.)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.
دوران حرفه‌ای بازیگری

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه‌های خودش ساخت که مدت‌ها در محاق ماند.

با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می‌کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش‌های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش‌های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می‌بارید و طنز تلخش بازیگر نقش‌های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره‌ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده‌است.
مرگ

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود ایشان فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌است، به خاک سپرده شد.
نمایی از مقبره حسین پناهی درشهر سوق(کهگیلویه)

 


سال‌شمار وقایع مهم زندگی

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ (برابر با ۲۸ اوت ۱۹۵۶) در روستای دژکوه در استان کهگیلویه و بویراحمد چشم به جهان گشود. پدرش علی‌پناه و مادرش ماه‌کنیز نام داشت.

۱۳۴۱
رفتن به مکتب خانه دژکوه

۱۳۴۵
اتمام دوره ابتدایی

۱۳۴۶
ترک دژکوه، رفتن به سوق
خواندن کلاس ششم

۱۳۴۷
رفتن به بهبهان و گرفتن سیکل

۱۳۵۱
رفتن به قم و طلبگی

۱۳۵۴
رها کردن درس حوزوی
سفر به شوشتر و یکسال آموزگاری در آن شهر

۱۳۵۵
اقامت در اهواز و اشتغال به شغل‌های مختلف

۱۳۵۶
بازگشت به روستای دژ کوه و ازدواج. نام همسر شوکت

۱۳۵۷
رفتن به اهواز و کار در کتابخانه‌ای در آن شهر
تولد فرزند نخست (لیلا)

۱۳۵۹
رفتن به جبهه و فعالیت در بخشهای فرهنگی
تولد دومین فرزند (آنا)

۱۳۶۰
مهاجرت به تهران
سکونت در یکی از مقبره‌های خصوصی امامزاده قاسم به مدت یک سال
عضویت در گروه تئاتری آناهیتا

۱۳۶۱
نخستین تجربه‌های نمایشنامه‌نویسی
نوشتن یک گل و بهار
کارگردانی نمایشنامه خوابگردها

۱۳۶۲
نوشتن آسانسور
نوشتن و کارگردانی تله تئاتر سرودی برای مادران

۱۳۶۳
تولد سومین فرزند (سینا)
نخستین تجربه‌های بازی در تله تئاترهای تلوزیونی
بازی در سریال محله بهداشت
نوشتن به سبک آمریکایی

۱۳۶۴
استخدام در صدا و سیما
بازی در سریال گرگ‌ها
نوشتن دل شیر
نوشتن دو مرغابی در مه

۱۳۶۵
نخستین بازی در سینما
بازی در فیلم سینمایی گال
بازی در فیلم سینمایی گذرگاه
بازی در فیلم سینمایی تیر باران
بازی در تله تئاترهای دو مرغابی در مه و آسانسور

۱۳۶۶
کارگردانی سریال تلوزیونی ماجراهای رونالد و مادرش
بازی تله تئاتر در آیینه خیال

۱۳۶۷
بازی در فیلم سینمایی در مسیر تند باد
بازی در فیلم سینمایی هی جو
بازی در فیلم سینمایی ارثیه
بازی در فیلم سینمایی نار و نی
نوشتن نخستین شعرها

۱۳۶۸
فوت مادر
بازی در فیلم سینمایی راز کوکب
نوشتن مجموعه من و نازی

۱۳۶۹
بازی در فیلم سینمایی چاووش
بازی در فیلم سینمایی سایه خیال
دیپلم افتخار بهترین بازیگر جشنواره فجر برای فیلم سایه خیال
نوشتن پیامبران بی‌کتاب

۱۳۷۰
بازی در فیلم سینمایی اوینار
بازی در فیلم سینمایی مهاجر
نوشتن کابوس‌های روسی

۱۳۷۱
نوشتن گوش بزرگ دیوار
بازی در فیلم سینمایی هنرپیشه
بازی در فیلم سینمایی مرد ناتمام

۱۳۷۲
نوشتن خروس‌ها و ساعت‌ها
انتشار کتاب من و نازی

۱۳۷۳
بازی در فیلم سینمایی آرزوی بزرگ
بازی در فیلم سینمایی روز واقعه

۱۳۷۴
نوشتن بازی و کارگردانی سریال بی‌بی یون برای تلویزیون، سریال توقیف و چند سال بعد نسخه قیچی شده آن از تلویزیون نمایش داده شد (در حدود دو سوم کل مجموعه)
انتشار دو مرغابی در مه

۱۳۷۵
انتشار آلبومی از دکلمه شعرهایش با نام ستاره‌ها

بازی در سریال دزدان مادر بزرگ

۱۳۷۶
به صحنه بردن نمایش چیزی شبیه زندگی
انتشار چیزی شبیه زندگی
انتشار بی‌بی یون
انتشار خروس‌ها و ساعت‌ها

۱۳۷۷
بازی در فیلم سینمایی کشتی یونانی

۱۳۷۸
نوشتن دیالوگ‌های سریال امام علی و بازی در آن

۱۳۷۹
بازی در سریال یحیا و گلابتون

۱۳۸۰
بازی در سریال آژانس دوستی

۱۳۸۱
نوشتن مجموعه نمی‌دانم‌ها

۱۳۸۲
بازی در سریال آواز مه
نوشتن مجموعه سالهاست که مرده‌ام

۱۳۸۳
آغاز ضبط آلبوم دوم دکلمه‌هایش از خرداد ماه
تصمیم برای جمع‌آوری مجموعه شعرهایش
پایان ضبط دکلمه شعرهایش در شب یک شنبه یازدهم مرداد
آخرین تماس تلفنی با پسرش سینا در ساعت ۹ شب چهارشنبه چهاردهم مرداد
فوت در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳
کشف پیکر متلاشی شده‌اش توسط دخترش آنا در ساعت ۱۰ شب شنبه ۱۷ مرداد در خانه‌اش واقع در خیابان جهان‌آرا
معاینه پزشکی قانونی و تعیین «ایست قلبی» به عنوان علت مرگ
تدفین پیکرش در سوق به تاریخ سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۳
انتشار آلبوم دکلمه آخرین سروده‌هایش به نام سلام، خداحافظ در پانزدهم مهر ماه
انتشار مجموعه کامل اشعارش به نام چشم چپ سگ در هفت دفتر در اردیبهشت۱۳۸۴

به وصیت حسین پناهی پیکرش در قبرستان سوق که مادرش در آنجا دفن بود به خاک سپرده شد

به وصیت حسین پناهی پیکرش در قبرستان سوق که مادرش در آنجا دفن بود به خاک سپرده شد

 

در سال ۱۳۹۰ انتشار دو سی دی دکلمه‌هایش با نام راه با رفیق وی یک دفتر شعر و یک نوشته تاتر به نام چیزی شبیه زندگی ۲ دارد که هنوز چاپ نشده‌اند.[۱]
کارنامه هنری
سینما

گذرگاه (۱۳۶۵)
گال (۱۳۶۵)
تیرباران (۱۳۶۶)
هی جو (۱۳۶۷)
نار و نی (۱۳۶۷)
در مسیر تندباد (۱۳۶۷)
ارثیه (۱۳۶۷)
راز کوکب (۱۳۶۸)
مهاجران (۱۳۶۹)
چاووش (۱۳۶۹)
سایه خیال (۱۳۶۹)
اوینار (۱۳۷۰)
هنرپیشه (۱۳۷۱)
مرد ناتمام (۱۳۷۱)
روز واقعه (۱۳۷۳)
آرزوی بزرگ (۱۳۷۳)
قصه‌های کیش (اپیزود اول، کشتی یونانی) (۱۳۷۷)
بلوغ (۱۳۷۷)
مریم مقدس (۱۳۷۹)
بابا عزیز (۱۳۸۲)[۲]

مجموعهٔ تلویزیونی

گرگها
آواز مه
محله بهداشت
بی بی یون
روزی روزگاری
مثل یک لبخند
ایوان مدائن
خوابگردها
هشت‌بهشت
قهرمان کیه
امام علی
همسایه‌ها
آژانس دوستی
دزدان مادر بزرگ
آئینه خیال
کوچک جنگلی
آشپزباشی
روزگار قریب
آقا فرمان
یحیی و گلابتون
شلیک نهایی
رعنا

تله تئاتر

چیزی شبیه زندگی
دومرغابی در مه

کتاب

من و نازی
ستاره
چیزی شبیه زندگی
دو مرغابی درمه
گلدان و آفتاب
پیامبر بی کتاب
دل شیر

علاوه بر اینها سه اثر با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده‌است: «سلام خداحافظ» و «ستارها» و راه با رفیق
جوایز

۱۳۶۷، نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)
۱۳۶۹، برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
۱۳۷۱، نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)

 

منابع:

وب سایت رسمی حسین پناهی

ویکی پدیا

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کسری می‌گه:

    واقعا خیلی بزرگمرد بود،تنهایی ام را با دیگران قسمت نخواهم کرد،یک بار کردم،چندین برار شد.

  • مجید از دهدشت می‌گه:

    حسین پناهی یه هنرمند توانا و انسان ساده زیست بود بیایید همچون حسین پناهی باشیم

  • حسام می‌گه:

    روحت شاد بزرگ مرد لُر

  • رضا می‌گه:

    ایول بابا ایول ایول

  • دوستدار حسين می‌گه:

    در شهر زیست ولی فریب شهر را نخورد و پاکی و صفای درونش را حفظ کرد که به قول خودش ثقند شهر دروغی بیش نبود

  • فرشاد از سوق می‌گه:

    حسین گمنام زیست ودر غربت روحش ÷رواز کرد روحش شاد

  • حمیدحکمت منش می‌گه:

    روحش شاد هنرهایش ماندگار.

  • ناشناس می‌گه:

    روحش شاد ویادش گرامی باد نمادیاسوج بود

  • دهدشتی می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی حسین پناهی برای همیشه در قلبهای مهربون بچه های دهدشت جا داره.

  • مجید از دهدشت می‌گه:

    حسین پناهی تنها یک بازیگر نبود بلکه یک شاعر توانمند بود نباید فراموش کنیم ک افتخار استان کهگیلویه و بویراحمد بود.روحش شاد و یادش گرامی.

  • منصور می‌گه:

    سلام… حسین عارف شوریده ای بود که روح پاکش تحمل دروغ وتظاهر نداشت او رفت … حسین جان دوست دارم تو رو دوباره ببینم

  • ali می‌گه:

    خورشید جاودانه میدرخشد در مدار خویش…یادت گرامی

  • Eh3an Atashzar می‌گه:

    حسین پناهی هنرمند تکرار نشدنی استان.روحش شاد.

  • ابراهیم می‌گه:

    کاش دنیای من مثل دنیای استاد بود .. کاش

  • شرمت الله می‌گه:

    س.هی روزگار سی عاشقی

  • hossain می‌گه:

    vagean motafavettrin bazigar Iran bood

  • سپیده دم می‌گه:

    “آدرس قبرم را به کسی ندهید…”
    سپیده دم ظلمت قبر بزداید
    که تو با تاریکی بیگانه ای
    پتک آتشین اکیر منکر برای تو بس ساده تر بنماید
    از اینکه مستمندی با ریختن پیاله ای روغن
    با شکم گرسنه سر بر بالین بگذارد

  • فض الله می‌گه:

    روحش شادویادش گرامی باد

  • امیرتیام خ می‌گه:

    به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد. روحت شاد

  • شهرک سیتی.کوچه باصفا می‌گه:

    خدارحمتت کنه حسین .واقعاافتخاری بودی برااستان

  • رضا می‌گه:

    خدا جون کی میخوای دست از این عادتت ورداری که تا یه مرد واقعی پیدا میشه زود ورش میداری برا خودت مگه ما دل نداریم چرا آخه؟؟؟؟

  • نوشادی می‌گه:

    روحش شاد ویادش تا ابد در یادها می ماتد . من و وقتی تصویرش یا جملاتی از نوشته هایش را می بینم و می شنوم خیلی دلم می گیرد . وبرای شادی روحش فاتحه می فرستم .

  • جواد می‌گه:

    خدایش بیامرزادواقعادوست داشتنی بودوخاکی.

  • تهراني می‌گه:

    واقعا اکبر عبدی در جمع همشهریای مرحوم پناهی هم تاسف داشت و هم خنده.روحش شاد یادش گرامی

  • بلادی می‌گه:

    کاملی گر خاک گیرد زر کند ناقص ار زر برد خاکستر کند. نیازی به تعریف و تمجید نداری ولی حیف…………طفل بودم دزدکی پیر وعلیلم ساختن آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند.روحت شاد

  • ناشناس می‌گه:

    ای ول

  • سید رحمت الله حسینی می‌گه:

    زمین گر گشاده کند راز خویش _ نماید سر انجام وآغاز خویش _ برش پر زخون سواران بود _ کنارش پر از تاجداران بود _
    پر از مرد دانا بود دامنش _ پر از خوبرو جیب پیراهنش
    هر گاه فیلم یا سریالی از تلویزیون پخش میشد که پناهی توش
    نقش بازی میکرد من به حاضران پز میدادم که ایشون لره باور کنید بعد از حسین علیه الرحمه دیگه تلوزیون زیاد لطفی برام نداره مایه ی مباهات وفخر بودن وهستن حسین زنده است همچنین که هنرمندان بی ادعا زنده اند و آثارشان ماندنیست برای نسلهای بعد

  • روحش شاد
    ایشون فرشته ای زمینی بودن جایی از ایشون خوندم
    چقدر بعضی ادمها فقیرند فقط پول دارند
    دریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییای معرفت بودند.روحش شاد.

  • جابر باقرزاده می‌گه:

    عظمت حسین پناهی به این بود که ،چون فارغ از تعلقات دنیوی بودهیچ چیز در این دنیا نمی توانست او را از خودش جدا کند. حتی شهرت، جاه و مقام.

  • مسعود می‌گه:

    نیازی نیست اطرافمان پر از آدام باشد …همان چند نفری که اطرافمان هستند آدم باشه کافیه! (حسین پناهی)
    روحش شاد و یادش گرامی باد…..

  • وحید اکبری می‌گه:

    زیبا دوست داشتن بهتراز دوست زیبا داشتن است..v.a.
    علم کشف شدنیست اما افکار حسین زیر خاک میماند و هیچوقت احساساتش کشف نمیشود…… وحید اکبری… نوراباد ممسنی..
    درود بر حسین پناهی…..روحش شاد….

  • عطیم بنام می‌گه:

    از نظر من زنده است

  • پدرام خوانچه زر می‌گه:

    افسوس که ماخیلی از پناهی ها را بعد مرگشان می شناسیم

    که دیگه دیره ، واقعا دیره

    ای نازی

  • حمیدرضا رمضانی می‌گه:

    این مرد بزرگ همیشه در ذهن من خواهد ماندیادش به خیر…….(به بهشت نمی روم اگر مادرم انجا نباشد.حسین پناهی )

  • مهدی می‌گه:

    قدر حسین پناهینه ندونستیم

  • علی کریمی می‌گه:

    ای کاش امثال حسین پناهی ها در زمان حیات به مردم بیشتر معرفی و مورد توجه قرار می گرفت. در مجالس هر وقت بخواهم از مفاخر فرهنگی و ادبی طایفه لر حرف بزنم قطعاَ اولین فردی که نامش بر زبانم جاری می شود کسی نیست جز حسین پناهی . روحش شاد

  • پ می‌گه:

    روحش شاد

  • فروغ مسلمی می‌گه:

    با تمام وجودم حرفهایت را می خوانم و با مشکلاتی که دارم
    آن جمله ی زیبایت که می گوید:زندگی مشکل نیست،مشکلات
    زندگی اند.امیدوارم روزی بتوانم بر تمام مردم دنیا خدمت کنم ،
    بهترین پزشک دنیا شوم.

  • محمدرضا ریاحی می‌گه:

    حسین پناهی مرد شجاع فهیم شاعر و عارف استان ما بودند. یادش گرامی باد.

  • محمد می‌گه:

    افتخاری بود برای نه تنها استان ما بلکه برای همه انسانهای فهیم . ولی چه حیف که قدرش را ندانستیم ونخواهیم دانست و حقش را انطور که باید بجا نیاوردند.

  • محمود .د می‌گه:

    اززمانی که یاد دارم ما خوبها را خیلی دیرتر از زمانی که باید مشناختیم ،شناختیم و این روال ادامه دارد.تازه انسانی همچون حسین پناهی را شاید تا مدتها بعد از رفتنش هم نتوانیم بشناسیم.پیشنهاد میدهم به تمام حرفهایش در هر قالبی که گفته گوش کنید، تمرکز کمید و فکر کنید و گوش کنید ،تمرکز کنید و فکر کنیدو…. بله واقعا به جرات میتوان گفت با یک بار فکر کردن در ک مطالب سخت است .روحش شاد

  • پاليز می‌گه:

    تو این دنیای هیشکی به هیشکی این یکی دستت باید اون یکی دستتو بگیره ورنه خلاصی خلاص . از زنده یاد حسین پناهی خداوند قربن رحمتش کند

  • فولادیان... می‌گه:

    کاش که پناهی رو قبل از مرگش میشناختیم……………..

  • کوروش رفیعی می‌گه:

    این جایم بر تلی از خاکستر ،پا بر تیغ می نهم و به فریب هر آواز دور دستمال سرخ دلم را تکان می دهم

  • راحیل می‌گه:

    حسین یک اسطوره بودوکس قدرش ندانست

  • سید نواب دولتخواه می‌گه:

    سلام .روحش شاد و یادش گرامی.شهر سوق شاعرهای ارزشمندی رو از دست داده از جمله زنده یاد حسین پناهی زنده یاد حمید رضا دانایی و زنده یاد اسماعیلی. پس یادشون گرامی باد.

  • ناشناس می‌گه:

    روحش شاد.

  • علی انصاری می‌گه:

    روحش شاد اسطوره ای بود که میدانست اگر پشتکار باشد انجام می پذیرد و مراحل متعدد را میتوان عبور کرد

  • حسن بهرامی می‌گه:

    “حسین پناهی” نازنین ترین هنرمند کهگیلویه و بویراحمد بود و هست و امیدواریم که دیگر هنرمندان نیز حاشیه ها را رها کنند تا چون او شوند و نازنین بمانند.

  • عیسی می‌گه:

    باسلام خانواده پناهی سالهای سال در شهر لنده زندگی میکنند که نامی ازاین شهر برده نشدبچه های ایشان همه لنده ای هستند

  • فرشید علی محمدی می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی

  • قوام امیان می‌گه:

    بدون شک مرحوم حسین پناهی یکی از برجسته ترین هنرمندان وشاعران و متفکران قرن ایران و جهان محسوب می شود. وافتخاری ست برای استان با قدمت ک . ب

  • حمد بويراحمدي می‌گه:

    حسین واسه همه مادوست داشتنیست وهیچوقت از یادها فراموش نخواهد شد.پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست؛روحش شاد.

  • ابوالفضل خدایار می‌گه:

    خاطراتی از او دارم در فیلمهایش او یک انسان کامل بود باور کنید یه حسی بهم میگه اون توی بهشته باور کنید

  • سرسور سادات محمودی می‌گه:

    خدا رحمتش کند.مرد بزرگی بود من او را 2 بار از نزدیک دیدم در سالهای74و75 همرا ه داوود میر باقری ویک هنرمند دیگری برامون سخنرانی کردن و میر باقری گفتن تنها کسی که بدون واسطه و با زانوی خودش به اینجا رسیده یک نفر هست اونم حسین پناهی یادش گرامی ولی ای کاش در مرکز استان به خاک سپرده میشد که در استان ما هرگز هیچ فردی در هر زمینه ای که بخواهیم به پای زندیادحسین پناهی نخواهد رسید

  • مهدی سینایی یاسوجی می‌گه:

    به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد. مرحوم پناهی

    کاش انسانها را تا زنده اند قدر بدانیم

    خدایش بیامرزد……..

  • رضا می‌گه:

    روحش شاید و یادش گرامی .حداقل از تمثیل <>میشه استفاده بهینه جهت قدر همدیگر را در دوران زنده بودن کرد.

  • راضیه می‌گه:

    بهترین مرد دنیااااا

  • یاسین می‌گه:

    هی زمان ترک برمیدارد وقتی به کسی دل میبندی.عاشق باکی شعراشم بخدا.

  • دیشموکی می گه؟ می‌گه:

    زنده یاد حسین بناهی نشان افتخار ماست

  • حسینی الوند می‌گه:

    میخاستم غم هایم را غرق کنم اما بی شرف ها شنا یاد گرفته اند

  • حسینی الوند می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی باد

  • عابد می‌گه:

    اگر می ماندی همه رقبا را پشت سر می گذاشتی اگر چه نمی خواستی اینگونه باشی زیرا بی نیاز از شهرت بودی ای مرد بزرگ
    خدایت رحمت کناد

  • راضیه می‌گه:

    یادت گرامی حسین روحت شاد مهربان رفتی اما تاهمیشه زنده هستی ای اسوه پاکی ویک رویی

  • سیدمجتبی رضوی می‌گه:

    خوش درخشیدولی دولت مستعجل بود . دوست عزیز ایشان درمدرسه علمیه آممسین بهبهان ، هم درس طلبگی خوانده بود . ونیزاینکه درصفحه آسیدناصرحسینی پورجانباز/ آزاده مولف کتاب ، جدایشان را ” برادی ” !! نوشته بودید . خودآن صفحه جای نظردادن نداشت لطفاآنراتصحیح بفرمایید چون دربهبهان بزرگواری هست( واقع درخیابان بعدازفلکه شهیدجوانمردی بطرف شهیدآباد _ نرسیده چهارراه هلال احمر _ ) که اوراجدسادات ” موسوی بلادی ” می دانند . برادی دیگرچیست ؟ لطفاتصحیح بفرمایید !

  • رضایی نیک می‌گه:

    حسین پناهی بدون اغراق یکی از مشاهیر ایران است و نامش برای همیشه در حافظه تاریخی ملت بزرگ ایران جاودانه باقی خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی.

  • م ه از اصفهان می‌گه:

    مرحوم پناهی چون طبیعت زادگاهش پاک وبا صفا بود اما از دردی درونی وناگفتنی رنج مبرد

  • امید می‌گه:

    اخی اخ تا قیومت سی مرد خوبو خدا رحمتش کنه

  • همشهری می‌گه:

    این هفته حتما میرم سرخاک مرهوم .به بهشت نمیرم اگر مادرم انجانباشد

  • hossein می‌گه:

    ما باید همیشه مدیون مشاهیر عزیز خاک دلاور خیزاستانمان باشیم.سرمایه هایی که تکرار نمیشوند.

  • مجتبی می‌گه:

    دوست دارم برگردم به کودکی. کفش برگشت برام کوچیکه

  • آگاه می‌گه:

    پناهی دق کرد.زلال بود و تاب تحمل دیدن پلیدیها را نداشت.حیف شد

  • ری را می‌گه:

    بعضی از آدم ها رو باید نوشته هاشونو بخونی …بعضی ها رو باید صداشونو بشنوی …. ولی حسین پناهی آدمی بود که فقط همین یه عکس می تونه بفهمونه که با صمیمیت و سادگی هم می شه عمیق فهیمد و عمیق زندگی کرد ….

  • ری را می‌گه:

    وای ی ی ی ی…..چقدر تو این عکس خودشه …خودش که شبیه ماست …. و چقدر من یاد خودم می افتم ….

  • سیدیوسف حصار می‌گه:

    معنای این همه سکوت چیست؟
    من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان
    کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم
    کاش-روحش شاد

  • آمير می‌گه:

    روحش شاد ویادش درقلبها ماندگار

  • حسین می‌گه:

    امیرعلی خمیسی یادتون نره هنرمندی که بدون هیچ هیج حمایتی از استان فلک زده اش …………….

  • پناهی، پناهی بود برای خستگی اهالی ذوق و تماشا، شعر نابی بود که حرف هایش در دل آدم ها می نشت و آرامشان می کرد. روحش قرین رحمت ایزدی!

  • پناهی، پناهی بود برای خستگی اهالی ذوق و تماشا، شعر نابی بود که حرف هایش در دل آدم ها می نشت و آرامشان می کرد.

  • سیدمحسن چ می‌گه:

    انالله واناالیه راجعون حسین جان تومایع افتخار شهرمان بودی پس یادوخاطرت همیشه دردلمان زنده است

  • گچساران مجید می‌گه:

    روحش شاد
    از طاهر شیرزاده تشکر میکنم که چنین پناهیهای دیگری را برایمان معرفی میکنند از دیدگاه مردم جامعه ما باید مرده باشیم تا اینکه شناخته شویم

  • میلاد می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی باد
    واقعا در شعر و بازیگری و هنر یک گوهر ناب بود
    افسوس……………

  • میلاد چتراذر می‌گه:

    روحش شاد.خیلی خوشم ازش میاد

  • طاهرشیرزاده می‌گه:

    سلام و درود بر روح این هنرمند عزیز، تابود قدرش ندانستیم اینکه چه گوهری در دامان استان زرخیزمان طلیعه افکنده بود همین که رفت داغش دلهایمان را سوزاند چه بسیارند و چه نایاب پناهیها که در نهانخانه هاگرد میخورند جناب آقای مرادی یکی از این گوهر شناسان هستند اگر یاریش کنند مسوولین این استان اجازه دهند این بزرگوار در راه اعتلای مغزهای این استان گامی بردارد و از ایشان حمایت کنند نه فقط در حرف و شعا بلکه در عمل و اختصاص اکونومیک

  • جواد می‌گه:

    یاد حسین بخیر
    عاشق دیکلمه هاشم مخصوصاحرمت نگهدار گلم دلم کاین اشک خونبهای عمر رفته من است
    میراث من ن ب ………..

  • گچسارانی می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی ، مشخص بود دل پاک و مهربونی داشت

  • شجاعی می‌گه:

    چه خوب ، چه ساده ، روحش شاد ویادش گرامی باد.

  • حیدر می‌گه:

    مرحوم حسین پناهی بزرگترین وساده ترین هنرمند ایران است .روحش شاد ویادش گرامی باد..یکی از همسایگان مرحوم حسین پناهی

  • فرذاد اذریان می‌گه:

    حسین پناهی بدون شک در عرصه هنر مایه افتخار ویادگار ارزشمند استان ما در عرصه فرهنگ وهنر بود افسوس تا زنده بود پی به افکار و اندیشه سترکش نبردیم او همیشه در یادها زنده است وصدا یش کتابهاوفیلم هایش جاودانه بودنش را زنده نگه خوادهد داشت

  • بویراحمدی می‌گه:

    مرحوم پناهی انسان شریف پاک با سواد وهنرمندی بودند . روحش شاد

  • باشت می‌گه:

    روحش شاد ویادش گرامی

  • رضا می‌گه:

    روحش شاد ویادش گرامی

  • ناشناس می‌گه:

    ….آری چه می شود ساده آمد و مهم رفت.تو اینگونه بودی ماندگار .همه چیز در نگاهت بود….ولی تو همیشه می مانی…….

  • سحر می‌گه:

    روحش شاد یادش گرامی و جایش در بهشت برین باد

  • enayat az gom می‌گه:

    روحش شاد و یادش گرامی

  • سید رضا دادگر می‌گه:

    دار بزن خاطرات کسی که تو را دور زد ، حالم خوب است ولی گذشته ام درد می کند؛ زنده یاد حسین پناهی
    روحش شاد ویادش گرامی….

  • زارعی می‌گه:

    عالی بود مخصوصا دلیل کناره گیری این هنرمند بزرگ از …..

200x208
200x208