تاریخ درج خبر : 1392/02/03
کد خبر : ۱۵۴۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -

انتخابات شورای شهر، تاملات و نکاتی چند

با نزدیک شدن به انتخابات شورای شهر و روستا تب فعالیت ها و جنب جوش های اجتماعی_سیاسی در استان داغ شده است(هرچند که عده ای قبل از عید نوروز از عزم خود برای ورود به انتخابات شورای شهر پرده برداشته بودند و به چانه زنی درون قبیله ای می پرداختند). جمهوری اسلامی ایران در راستای تحقق وعده جمهوریت و بازیگری مردم در تعیین سرنوشت خود در اصل100قانون اساسی به لزوم ایجاد شوراهای شهر و روستا برای پیشبرد سریع برنامه‌های‏ اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏، بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی‏ و سایر امور رفاهی‏ از طریق‏ همکاری‏ مردم‏ با توجه‏ به‏ مقتضیات‏ محلی‏ توجه کرده است که ساز و کار اجرایی آن تا دولت اول آقای محمد خاتمی به تعویق افتاد و در دولت ایشان این اصل به خود چهره ی عملی گرفت، که حقیقتا اقدامی قابل تقدیر و رو به جلو بود. آنچه حقیر را به نگارش این مطلب راغب می کند وجود شکل و شمایل خاص فرایند انتخاب شدن یک کاندیدای شورای شهر در استان ما است. پوشیده نیست که هر آنچه در منطقه ما یک کاندیدا را از رای حداکثری برخوردار می کند، نه میزان عمل گرایی است و نه میزان آرمان گرایی، نه تفکر خاص سیاسی، و نه پرستیژ سیاسی اجتماعی فرهنگی… و نه حتی داشتن بیانی خوب و شیوا، آنکه توسط مردم انتخاب می شود، کسی است که دارای قبیله ای گسترده تر و عشیره ای منسجم تر است، کمیت قبیله در استان ما مساوی است با قبول شدن فردی از افراد همان قبیله در شورای شهر، خواه متشخص ترین و موجه ترین شخص سیاسی_اجتماعی باشد، خواه واوی از سیاست، اجتماع و مدیریت نداند. و فردای انتخابات اینان می شوند همان کسانی که قرار است “برای پیشبرد سریع برنامه‌های‏ اجتماعی‏، اقتصادی‏، عمرانی‏، بهداشتی‏، فرهنگی‏، آموزشی‏ و سایر امور رفاهی‏ از طریق‏ همکاری‏ مردم‏ با توجه‏ به‏ مقتضیات‏ محلی” کمک کار و همیار دولت باشند. با نگاهی به این سیستم و فرآیند انتخاب شدن و اندکی تامل، به مضحک و اسفناک بودن این نوع از انتخاب شدن پی می بریم، فرآیندی که در آن افراد انتخاب شده منتخب عقول نیستند بلکه منتخب عصبیت قبیله ای و گزینش ریش سفیدان طوایف می باشند. با خود کمی بیاندیشیم “وقتی یک نظام حاکم، به مردمش اعتماد می کند و آنها را در تعیین سرنوشت شهری که خود به فرهنگ، نوستالوژی و حتی پتانسیل های توسعه ی سیاسی، فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی آگاهند شریک می کند، ما چرا باید بهترین ها و دلسوزترین ها و متخصص ترین ها را انتخاب نکنیم؟ و آیا در جایی که تعیین سرنوشت منطقه خود (ولو در حد شوراهای شهر) با خودمان است کوتاهی می کنیم، آیا انتظاری از دیگری میتوان داشت؟ آیا رواست وقتی خشم قبیله ای نمایندگان مارا انتخاب میکند سخنی از توسعه سیاسی و فرهنگی که پل توسعه اقتصادی هست بکنیم؟ آیا نباید یک بار برای همیشه پا را بر روی حمیت قبیله ای بگذاریم و عقل ها را حاکم بر خود کنیم؟ آیا خداوند نفرمود « إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ..» « خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد، مگر آن‌که آنها خود را تغییر دهند» (رعد،آیه 11)” هر آنچه این روزها باید همه دغدغه ما باشد توسعه استان و منطقه ای باشد که سالهاست درد و رنج فقر و کمبود امکانات و صنعت و اشتغال را می کشد. ما نباید فرهنگ به ارث برده ریش سفیدی و عصبیت قبیله ای را که احیانا زمانی به خاطر گونه زندگی عشایری ایلات کارآمد بود در زمان حاضر بر شیوه های جدید تصمیم گیری های مدنی حاکم کنیم. بی شک رهاورد این نوع از تصمیم گیری ما چیزی جز فقر فرهنگی و اقتصادی فزاینده برای ما نیست. دوستان حتما مطلع هستند که استان ما علی رغم ذخایر غنی زیر زمینی نفتی و گازی (روزانه بطور متوسط ۷۵۰ هزار بشکه نفت از ۱۲ مخزن تولید و بیش از ۱۰۴ میلیون فوت مکعب گاز از شرکت نفت گاز گچساران بهره برداری می شود. واخیرا کشف یک مخزن هیدروکربوری با وسعت و ذخیره مناسب و توجیه اقتصادی در دهدشت. به نقل ازخبرگزاری توسعه فناوری صنعت نفت ایران) و غیر نفتی (معدن فسفات شهرستان چرام بزرگترین معدن رسوبی فسفات خاورمیانه با 213 میلیون و 800 هزار تن ذخیره احتمالی می باشد. به نقل از رییس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کهگیلویه و بویراحمد در گفتگو با خبرگزاری ایسنا )و ثروت های رو زمینی آبی (استان افزون بر 11.2 میلیارد متر مکعب نزولات آسمانی دارد و دارای 8.5 میلیارد متر مکعب آب روان است که با این آمار از این حیث در رده سوم یا چهارم کشور قرار دارد .به نقل از خبرگزاری فارس)و وجود دشت های مسطح برای کشاورزی مدرن و وجود جاذبه های بی نظیر گردشگری و توریستی و ده ها نعمات دیگر خدادادی که ما تنها به گوشه ناچیزی از آن اشاره کردیم، در رده آخر توسعه کشوری قرار دارد، در حالی که می توان با توجه به حتی چند طرح انگشت شمار از پتانسیل های این منطقه استان را به یک مدرن و توسعه یافته تبدیل کرد و مردم را از رفاه این ثروت ها برخوردار کرد. آیا درد آور نیست که این استان دارد چوب فرهنگ غلط خود را می خورد و فکر و ذکر و هوش و حواس ما به جای آنکه به این ذخایر الهی باشد تا بتوانیم با انتخابی شایسته افرادی را انتخاب کنیم که برای این منطقه محروم نزد مسولین چانه زنی کنند و با نمایندگان استان در مجلس برای به تصویب رساندن قوانین حمایتی از این منابع انسجام داشته باشند، متوجه یک سری عصبیت عشیره ای باشد؟ این چه رویه ای است که ما در پیش گرفته ایم؟ و چه کسی غیر از ما متواند مسول عقب ماندگی خودمان باشد؟ انتخاب درست بدور از حمیت قبیله ای شوراهای شهر و روستا وظیفه شرعی و اخلاقی ماست… ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا…. وسلام

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • جناب آقای علیزده با عرض سلام و خسته نباشید
    بنمده از طایفه ای هستم که اکثریت را در اختیار دارد و با نوشته شما موافقم در صورتی که خودم و فامیلو قبیله و آشنایانم از این امتیاز استفاده میکنیم اما یک سوال برای من پیش آمده است و آن هم این است که اگر شما خودتان هم از اکثریت بودید و این امتیاز را در اختیار داشتید بازهم این مطالب را بیان میکردید؟
    از جانب کسی که خود هم از وضع موجو ناراضی است به شما اعلام میکنم این مطلب یک مطلب توهین آمیز و تخریب اذهان عمومی است لذا خواهشی که از شما دارم این است که دیگر به این گونه حرفها دامن نزنید
    با تشکر برادر کوچک شم

  • افشین پرویزی.چرام می‌گه:

    آقای علیزاده،بسیار از دست نوشته ی آسیب شناسی شما،استفاده بردیم.منتظر دست نوشته های بیشتری از شما هستیم.به امید دیدار.

200x208
200x208