تاریخ درج خبر : 1392/09/25
کد خبر : ۱۵۶۶۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

“بقچه یا جوراب” مسئله این است!

سایت استان: حمیدرضا صفایی

“از نامه های ستاد خیلی کفری ام. روز وشب مدام از این کاغذها میفرستند و خواب راحت از چشم آدم میگیرند. بعضی هایش خیلی احمقانه و بیخودی است. تازه دارد با پاهای یخ کرده خوابم می برد که پیغام رسان از راه میرسد و می پرسد هفته قبل گروهان من چند جفت جوراب داشت.میگویم 141/5  پشت بندش نامه می رسد لطفا فوری توضیح بدهید چرا یک لنگه جوراب کم دارید. مینویسم چون گلوله توپ پای یک نفر را برد.”*

1707_635010902991004766_s
محمد قائد در مقدمه ای که در ابتدای کتاب (توپ های ماه اوت) اثر درخشان باربارا تاکمن نوشته با اشاره به خاطرات و دستنوشته هایی از این دست، جنگ جهانی اول را ترکیب غیر قابل هضم بلاهت ، فاجعه و پوچی دانسته است. اما هدف از این نوشتار کوتاه نگاهی متفاوت به جنبه ای دیگر از این رویداد است.
شاید تصور توضیح خواستن در مورد کم شدن یک لنگه جوراب (دقت کنید یک لنگه و نه یک جفت ) حدود 100 سال پیش و در میانه جنگی گسترده و هولناک در نظر ما ایرانیها قدری احمقانه به نظر آید. آن هم در شرایطی که بخصوص در هشت سال گذشته روزانه و همپای اخبار هواشناسی! اخبار سوءاستفاده های ریز و درشت از بیت المال را دیده و شنیده ایم اما این را هم از یاد نبریم که در همین بریتانیایی که در اول نوشتار از خاطرات روزانه یکی از افسرانش مثال آورده ایم، وزیر آموزش و پرورش دولت تونی بلر به خاطر جلو انداختن نوبت رسیدگی به پرونده مالیاتی خدمتکارش به مجلس فراخوانده میشود. ونهایتا مجبور به استعفا میشود. ولی اینجا آنانکه دست درازیشان به بیت المال شهره آفاق است زبانشان نیز به سان دستهایشان همیشه دراز است و به یاوه مشغول.
بهار سال84 و در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری پوسترها و تراکتهای رنگارنک و متنوع کاندیداهای شاخص این انتخابات چندان نتوانست عامه مردمی را با خود همراه کند که چاپ این حجم از کاغذ را اسراف بیت المال میدانستند. در آن روزها تبلیغات سیاه وسفید وساده ای به چشم می خورد که در بسیاری از آنها تصویر محمود احمدی نژاد به عمد غیر شفاف و ناواضح چاپ شده و در پائینشان نیز آمده بود: «هزینه چاپ این برگه با هدایای مردمی تامین شده لطفا بعد از خواندن آنرا به دیگران هدیه دهید» تا ضمن برانگیختن حس همذات پنداری به مردم این حس را نیز القا کنند که این یکی بر خلاف بقیه حواسش به بیت المال هست و مانند بقیه به آن دست درازی نمی کند.(جالب اینکه در پایان همان سال در تحقیقاتی که انجمن روزنامه نگاران بدون مرزانجام داد مشخص شد که بیشترین پوسترها را از حیث تنوع و تعداد محمود احمدی نژاد و همراهان ساده زیستش چاپ کرده اند)
با شروع به کار دولت مهرورز همه در انتظار آن بودند تا نحوه صحیح استفاده از بیت المال را ببیند و بیاموزند و اسراف نکنند! اما آنچه در این هشت سال اتفاق افتاد دقیقا مصداق عبارتیست که از محمد قائد در ابتدای همین نوشتار امده است: “ترکیب غیر قابل هضم بلاهت، فاجعه و پوچی”. رئیس دولت ساده زیستی که در همان ابتدا محمد خاتمی را به این بهانه که دیگر سمتی در دولت ندارد از اتاقش در ساختمان ریاست جمهوری به بیرون هدایت کرده بود بعد از گذشت 8 سال از آنروزها، در اختیار گرفتن ساختمان “لادن” را کمترین حق خود میداند.
محمود احمدی نژاد که قبل از رسیدن به پاستور فقط یک بار طعم سفر به خارج از مرزهای ایران را چشیده بود در این 8 سال عقده گشایی کرد و حتی از سفر به “کومور” و”بنین” نیز نتوانست بگذرد. (البته برای او سفر با هلی کوپتر و هواپیما طعم دیگری داشت تا جایی که برای افتتاح آزاد راه تهران- شمال مسیر 38 کیلومتری تهران تا محل افتتاح پروژه را نیز با ماشین طی نکرد تا به قول خودش اولین رئیس جمهوری باشد که از سقوط هلی کوپتر جان سالم به در برده است! ولی بعدا معلوم شد یکبار در اوایل دهه 60 بنی صدر در حادثه ای مشابه از مهلکه گریخته است و محمود عشق هیجان به رده دوم سقوط کرده است!)  اما “نیویورک “جایی بود که شهر رویاهای احمدی نژاد نام گرفت.
علاقه اش به نیویورک به حدی بود که گفته میشد 6 ماه اول سال را در رویای سفر آخر شهریور به نیویورک سپری می کند و در 6 ماه دوم سال با خاطرات سفر به نیویورک روزگار میگذراند! او هر ساله با لشکر کشی چند ده نفره به همراه دوستان و خانواده به نیویورک نحوه استفاده صحیح از بیت المال در سفرهای خارجی را به همه نشان می داد! او آنقدر در نقاط مختلف نیویورک برای خودش مصاحبه و سخنرانی ترتیب داد و به نقاط مختلف نیویورک سرک کشید که طنز نویس ایرانی فرنگ نشین به شهردار نیویورک پیشنهاد کرد که از او بعد از دوران ریاست جمهوری اش به عنوان راننده تاکسی و یا راهنمای توریستهای نیویورک استفاده کند! ( جالب اینکه او در این 8 سال حاضر نشد با هیچ خبرنگار مستقل ایرانی گفتگویی چالشی داشته باشد و در این بین فقط مرتضی حیدری با آن دکتر دکتر کردنهای معروف و تائید همه حرفهایش و البته سوالاتی که از قبل برای دفتر دکتر فرستاده شده بود افتخار هم صحبتی با دکتر را یافت).
احمدی نژاد و مریدانش از همان روزهای اول بارها تاکید کردند که او از نهاد ریاست جمهوری ریالی دریافت نمیکند و با حقوق دریافتی از دانشگاه روزگار میگذراند. (احتمالا تبدیل آن خانه کلنگی در نارمک به ساختمانی چند طبقه و میلیاردی با همین چندر غاز حقوق بخور و نمیر استاد محمود صورت پذیرفته است)
هرچه از عمر آن دولت گذشت تعداد پرونده هایی که در آنها سوء استفاده از بیت المال شاه بیتشان بود بیشتر و بیشتر شد تا جایی که مردم کمتر روزی را بدون خبری از این پرونده ها و متهمان گاها نام آشنایش به یاد می آورند. این رویه آنقدر ادامه پیدا کرد تا واکنش مردمی که دیگر در مقابل اخبار دست درازی به بیت المال واکسینه شده بودند، چیزی شبیه واکنششان به گم شودن پول خردهای کودک همسایه شود. پرونده اختلاس 3000 میلیاردتومانی، سوءاستفاده های گسترده مالی ازشرکتهای بیمه، بریز و بپاشهای عجیب وغریب در سفرهای استانی، پرونده های مالی حیرت انگیز در مناطق آزاد، ناپدید شدن بیش از 2000 اشیا و هدایای قیمتی و 16میلیارد پول نهاد ریاست جمهوری در روزهای آخر، رو شدن بخش عظیمی از عملکرد درخشان و پولهای حیف و میل شده و شرکتهای هبه شده در زمان ریاست قاضی القضات! دکتر سعید مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی ، پاداش ها و واگذاریهای خارج از عقل وعرف به دوستان و نزدیکان و… همه وهمه در زمان کسی اتفاق افتاد که مریدانش اورا معجزه هزاره سوم نامیده و مدعی بودند صبحها بعد از خواندن نماز صبح ناهارش را در بقچه ای می پیچد وبه پاستور می آورد تا یک وعده غذایی به نفع مردم صرفه جویی کرده باشد.

*ازیادداشتهای روزانه سروان ارتش بریتانیا آلکساندر استیوارت که در سال 1964در هشتادوشش سالگی در گذشت. نقل از ماهنامه هارپرز .مارس2008

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • م.ح می‌گه:

    خسته نباشی حمید جان مثل همیشه نثر محکم و روان و مستدل.
    ارادتمند شما دوست قدیمی …م-ح

  • سبحانی می‌گه:

    علام حیرت محمدعلی نجفی معاون دکتر روحانی از جرأت مدیران دولت پاک دست احمدی نژاد در چپاول بیت المال! کشف اقدامات عجیب و غریب مدیران دولت دهم در بهره برداری از بیت المال موجب شوکه شدن و حیرت معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده است! محمدعلی نجفی، معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دیدار چندی پیش خود با اهالی فرهنگ، حیرت خود را از شیوه های چپاول بیت المال در دولت گذشته ابراز داشته است. نجفی گفته است: بنابر بررسی های انجام شده اکثر مراکز درآمدزای دولتی از قبیل اماکن توریستی، رستوران ها و سایر مراکز ورزشی و فرهنگی، در قراردادهایی عجیب و غریب به بخش خصوصی اجاره داده شده اند! نکته نخست این قراردادها، رقم های پایین تر از میزان کارشناسی برای اجاره بهاست که در واقع رانت هنگفتی را وارد جیب مرتبطین با مقامات دولت گذشته می کند، اما مسأله عجیب تر این است که در بسیاری از این قراردادهای ذکر شده، اجاره بها به جای حساب های دولتی، به حساب های شخصی مدیران دولت قبل واریز می شود!!! اکنون اجاره کنندگان مدعی هستند قراردادهایی قانونی بسته و اجاره را پرداخت کرده اند، اما به جهت شخصی بودن حساب های مذکور، معلوم نیست چه بر سر مبالغ هنگفت ناشی از این قراردادها رفته است! ظاهرا مسایلی نظیر تعیین هیأت امنا از اعضای حلقه های نزدیک به احمدی نژاد توجیهی برای خارج کردن این پول از حساب های دولتی و عدم نظارت بر هزینه کردن آن شده است و مشخص نیست چه میزان از این پول صرف فعالیت های سیاسی و جناحی شده، چه مقدار به جیب این مدیران سرازیر شده و چه اندازه نیز در حساب باقی مانده یا صرف هزینه های دولت قبل شده است! ظاهرا تحصیلات دکترای ریاضیات نجفی در دانشگاه ام آی تی نیز برای محاسبه و فهم چگونگی حیف و میل بیت المال توسط مدیران پرجرأت دولت گذشته کافی نبوده است و باید سال ها وقت دستگاه های نظارتی صرف ردگیری و محاسبه میزان برداشت شده از بیت المال توسط این گروه گردد! لینک خبر در آینده آنلاین:

  • موزیسین می‌گه:

    اندر جواب سعید
    8سال گفتید شنیدیم و ایوب شدیم
    لحظه ای مستمع کارنامه محمود شوید

  • زرین می‌گه:

    جانا سخن از زبان ما می گویی…
    درود بر حمید با صفا..

  • امید می‌گه:

    من ترجیح میدم بجای ادامه حرف های ناتمام دوست نویسنده،خسته نباشید بهش بگم.اون دوستانی هم که نمی خوان این واقعیت ها رو بپذیرن و یه جایشون میسوزه بدونن که خیلی آدم های داغونی هستند

  • حمید رضا صفایی می‌گه:

    “میشل بن سایق در کتاب زندگینامه و مبارزات خود میگوید:مردم بین انچه میبینند وانچه که صرفا به عنوان یک شعار مطرح میشود وانچه که در واقعیت زندگی جاریست تفاوت زیادی می گذارند.
    هدف از این نوشتار این بود که پاکترین دولت تاریخ! به اندازه تاریخ تمام دولت ها درایران وجهان در باب صیانت از بیت المال شعار داد ولی انچه بر کشور ومردم در این 8 سال گذشت انقدر ملموس وعینی بود که انکار ان فقط از عهده 2 گروه بر می اید
    1)نو کیسه گانی که در این 8 سال انبان ها پر کردند و از هیچ به همه رسیدند وحالا علاوه بر قطع جیره ومواجب باید درباب کیسه هایی که دوختند وپرکردند وانبانها یی که ساختند وانباشتند نیز جواب پس بدهند والبته به جز کیهان استاد حسین رسانه دیگری را به رسمیت نمیشناسند.بیایید منصف باشیم و به این گره حق بدهیم که عصبانی باشند !
    2)یک فرد نابینا وناشنوا که در این 8 سال نه چیزی دیده ونه چیزی شنیده.البته تفاوت این گروه با گروه اول این است که اینها حتما با گوشت وخون وپوست خود رنجها ودرهایی که این 8 سال برخود وخانواده شان تحمیل شده را لمس ودرک کرده اند ولی انها انقدر حواسشان به بیت المال بوده که نه دیده ونه شنیده ونه درکیده اند!
    سوگند یاد میکنم که انچه نوشته ام فقط بخش کوچکی از فجایعی بود که اقلیتی کوچک به مردم وکشور تحمیل کردند وکیست که نداند نوشتن و پرداختن به همه شاهکارهای کابوس هزاره سوم از دست وزبان که براید!؟؟؟!!!!!!!! 

  • ناشناس می‌گه:

    در حد تیم ملی عقده گشایی کردی.تو چطور تو این 8 سال زنده موندی و سکته نکردی؟!

  • احسان گنجی می‌گه:

    نثر خوب + موضوع خوب + پرداخت خوب

  • ا-نوروزی می‌گه:

    ارام عزیز..انتخاب نوشته های از این دست چه به لحاظ مضمون چه به لحاظ نکارش و شکل وزبان نوشتاری باعث بالابردن عیار کارتان می باشد….سپاس از شما و دوست عزیزم حمید صفای

  • سعید می‌گه:

    برادر محترم کسی که مبنای گفتارش خبرنگاران بدون مرز است که تکلیفش مشخص و مسیرش مشخص است. گوارای وجودت غوطه ور شدن در میان هم سلکانت. اونقدر خارج از شان نوشتی که قلمم یارای فرسودن و نگاهم تاب شنا کردن در لنجن پراکنیت ندارد. پاک مبرهن است که وجدان خود شما پاسخ یک به یک اتهاماتتان را بهتر از هر کسی دارد و از سویی با پاشیدن خاک بر چهره خورشید نور حقیقت و خورشید کم نمی گردد.

  • مطلع می‌گه:

    در پاسخ به وای بر شما:
    برادر محترم خیلی اسناد خاصی لازم نیست. همین الان قضیه کارت های هدیه سعید مرتضوی در زمان ریاست بر تامین اجتماعی که مبلغ های 50 میلیون و 100 میلیون به وزرای پاک ترین دولت تاریخ !!!!!!!!!! خبر اول رسانه ها است.
    3000 میلیارد در یک نوبت
    400 میلیارد در بیمه ایران
    قضیه مناطق آزاد
    قضیه ارز های دارو که به خرید پورشه و مازراتی انجامید
    و
    و
    و

    واقعا اگر یکی از اینها را در دولت سابق از وزرا می گرفتن چکارشون میکردن.

  • وای بر شما می‌گه:

    من هیچ علاقه ای به احمدی نژاد ندارم ولی دو نکته در این متن قابل تأمله:
    1-بر چه اساسی چنین مطالبی بدون ارائه مدرک و دلیل در یک سایت خبری رسمی درج میشه و باعث افزایش چنین حرکت بی فرهنگی در جامعه میشه.
    2-چرا همیشه این فکر در ذهنتون وجود داره که مرغ همسایه غازه؟-جایی که جنگ جهانی باشه بی اهمیت ترین چیزی که ممکنه به ذهن خاطره نویسان جنگ برای ترفیع درجه اخلاقی یک کشور استعمارگر خطور کنه امثال اینهاست.در چنین جنگی اگر بخوان عملی انجام بدن بازخواست سربازان از رها کردن اسلحه و پوکه ها در برخی مکانهای استراتژیک و یا درست تقسیم نکردن جیره غذایی و امثال اینها هست.مطمئن باشید با خودزنی خودمون به هیچ جایی بجز پسرفت بیشتر نمیرسیم.آنچنانکه همین خودزنی و خودکم بینی یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی استان ک.ب هست.

    • موزیسین می‌گه:

      دررود بر صقایی عزیز. به گوشه ای از هنرنمایی های استاد و تیمش اشاره کردی اما اینو خوب میدونم که ادامه این دستنوشته از حوصله تو، دوستان و سرعت 512 خارجه. برای بیشتر نوشتن باید شب دراز داشت و قلندر بود و قلبی که موقع نوشتن از فشار زیاد هیجان دچار حمله نشه البته استاد الان دیگه در جبهه علم به رشادت و هنرنمایی میپردازند. 16 میلیارد خارج شده حساب ریاست جمهوری برای دانشگاه ایرانیان یکیشه

  • از چرام می‌گه:

    درست گفتند تمام هزینه های تبلیغات، هدایای مردمی بوده
    ، لابد چون بیت المال مال مردم است . اختیار برداشت آن از آن اقایان. مردمی بوده دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • ناشناس می‌گه:

    تازه این بخشی است مه میتوان گفت قطعا مبالغ بسیار هنگفت تر از این هاست این ها را غیر خودی ها برده اند هنوز خیلی از خودی ها مانده اند

  • سعيدبخشوده می‌گه:

    درود خداوند بر صفایى عزیز که با مطلبى شیوا ,درست وبه موقع مقدار ناچیزى ازشاهکار اقایان را بیان کرد.این اقایان درهشت سال کشور را غارت کردند و هنوز با زبان درا زى میگویند پاکترین دولتند درحالیکه عده اى از مردم بعلت فقر در حال خودفروشیند

200x208
200x208