تاریخ درج خبر : 1392/09/25
کد خبر : ۱۵۷۴۹۱
+ تغییر اندازه نوشته -

مزیت طنزهای اصیل ماندگاری و قدرت ارتباط بالا با مخاطبین است/ غضنفر 5 تا عید به بازار می آید/ آخ تا قیومت سی طبع بلند و دَهسِه تُنُک

سایت استان: “غضنفر علیجانی” را اکثرا خوب می شناسیم و ساعت ها با طنز گاها تلخش در روزهایی که خندیدن سخت بود، بهترین خاطراتمان را رقم زده ایم.

پای صحبت غضنفر نشستن لذتی دارد که بی شک هر کسی دوست دارد دمی در کنار این مرد بذله گو بنشیند، در آستانه انتشار “غضنفر ۵″ و به همین بهانه خواستیم پای دردل های صاحب این اثر بنشینیم و” احمد خاکیان ” که کمتر تمایل به رسانه ای شدن دارد، به گرمی و با گشاده رویی درخواستمان را پذیرفت.

خالق چهار اثر “غضنفر علیجانی” که این روزها در تدارک راهی کردن پنجمین سری از این مجموعه به بازار است، حرف های شنیدنی و دردل های زیادی دارد. از ضرر وزیان فراوان اثر قبلی و کپی غیرمجاز غضنفر گرفته تا خاک خوردن اثر جدیدش که بواسطه نداشتن پشتوانه مالی است، ناگفته های ” احمد خاکیان” است.

غضنفر-علیجانی

خاکیان که در اواخر دهه ۷۰ و شروع دهه ۸۰ نوار کاست طنزی با عنوان غضنفر علیجانی خیلی زود توانست جای خود را در بین مردم مناطق لرنشین باز کند، متولد ۱۳۵۸ شهرستان ممسنی ودارای مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی از دانشگاه آزاد دهاقان استان اصفهان است. خاکیان ازدواج کرده و یک دختر ۳ ساله دارد. ایشان مدرس دانشگاه و نویسنده و کارگردان رادیو در صدا و سیمای مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد است.

گفتگوی جذاب و خواندنی با احمد خاکیان را از دست ندهید:

* قبل از هر چیز بفرمائید که احمد خاکیان صدایتان کنیم یا غضنفر!؟

هرچند هر چه از دوستان رسد نیکوست اما احساس می کنم خاکیان خطاب شوم راحت تر هستم.

* تکه کلام های غضنفر در بین مردم بسیار رواج دارد که نشان از تاثیر پذیری جامعه از این کار است. خودتان که قطعا پیگیر واکنش های مخاطبان هستید، چه ارزیابی از اثر چهارم دارید؟

در ارتباطاتی که با مردم به گونه های مختلف به خصوص تماس تلفنی، پیامک و ایمیل داشته ام متوجه شدم که اثر چهارم انتظارات را به طور کامل برآورده نکرده است. به نظر می رسد با توجه به اینکه بعد از مدتی طولانی کار را وارد بازار کردیم و از طرفی مردم هم انتظار اثری قوی تر از اثر سوم را داشتند؛ انتظارات برآورده نشده و به همین دلیل مورد نقد جدی از طرف مخاطبان قرار گرفته است.

* اتفاقا کیفیت پائین تر اثر چهارم نسبت آثار قبل یکی از سوالاتی بود که ذهن بسیاری را مشغول کرده، به نظر شما چرا به رغم تجربه ۸ ساله و خلق بیش از ۵۰۰ طنز رادیویی، اثر چهارم غضنفر ضعیف تر از آثار قبلی از آب درآمد؟

همانطوری که مستحضر هستید ۸ سال گذشته اساسا دوران رکود صنعت فرهنگ بوده وشرایط نا بسامان اقتصادی ،اجتماعی و… بدون تردید عرصه را بر بسیاری از صاحبان قلم وهنرمندان (من هنرجوهستم) تنگ کرده وباعث کاهش کمی وکیفی اثار هنری گردیده آثار من نیز از این قاعده مستثنی نیست اما در نگاه خرد نگر من نیزدر شرایط روحی وفکری مساعدی نبودم اما اکنون به قولی سپیده دم را می بینم لذا از من به شما قول شرف که در اثر جدیدم به لحاظ طنز وتحلیل محتوا کاری در خور پیش کش خواهم کرد.

* دلیل این برداشت چه بود؟

بدون شک اثر چهارم ضرب آهنگ، جذابیت و شور و حال آثار قبلی را نداشته که دلایل زیادی دارد. یکی از این دلایل استفاده از طنزهای اینترنتی در اثر چهارم بوده در حالی که در آثار قبلی از طنزهای اصیل برگرفته از فرهنگ همین دیار استفاده کرده بودم، مزیت طنزهای اصیل ماندگاری و قدرت ارتباط بالا با مخاطبین می باشد. از طرفی فضای کار بیشتر در یک محیط محدود و ساکن طراحی شده که خود موجب یکنواختی و کاهش هیجان اثر گردیده است. در اثر چهارم؛ غضنفر که می بایست کاراکتر اصلی باشد به حاشیه رفته است و این حقیقت باعث کاهش صحنه های کمیک و همچنین کاهش حرکت های زیرکانه و بذله گویی های وی شده است.

* چه واکنشی نسبت به انتقادات داشتید؟

به قول یک ضرب المثل اروپایی «هیچ کس سگ مرده را لگد نمی زند» بدون تردید وجود نقد در خصوص یک اثر هنری بیانگر تأثیر آن اثر در جامعه می باشد. من همواره در مقابل منتقدین به ویژه خردمندان اهل قلم کرنش کرده واین کرنش را وظیفه اخلاقی خود می دانم.

* به نظر شما چرا اثر چهارم غضنفر فروش خوبی نداشت؟ مشکل اساسی کار کجاست؟

متأسفانه اثر چهارم بیش از ۹۵ درصد به صورت کپی غیرمجاز در اختیار مخاطبین قرار گرفته به طوری که تنها تا به امروز فقط بیش از ۶ هزار نسخه از این اثر فروخته شده است در حالی که طبق براورد مسئول یکی از شرکتهای فرهنگی فارس هر کدام از آثار قبلی من بیش از ۳۰۰ هزار نسخه بین مردم منتشر شده که اگر در عدد ۵۰۰ به عنوان سود هر سی دی ضرب شود مبلغی معادل ۱۵۰ میلیون تومان خواهد شد این واقعیت در حالی است که چند هزارسی دی من به فروش نرفت و علیرغم حمایت مالی حوزه هنری کهکیلویه وبویراحمد متضررگردیدم به طوری که حتی نتوانستم حق الزحمه همکارانم رامنصفانه بپردازم و شرمنده اشان گردیدم .

دوست نازنین من، بگذارید بی تعارف بگویم سالیان درازیست از درآمد ناچیز زندگی شخصیم با افتخار وبدون چشمداشت مالی برای شادکامی شما هزینه کرده ام اما دریغا که دیگر نتوانم ….

با کمال تاسف مدتهاست کار جدید من آماده است اما از ترس این بازار بداخلاق و به دلیل مشکلات مالی در کنج اتاقم خاک می خورد اثری که تنها تدوین آن تا امروز بیش از ۳۰۰ساعت زمان برده اثری که نویسندگیش سالها به طول انجامیده آن هم برای مردمانی که بیش از هر زمان دیگر نیاز به شادی دارند. باور بفرمایید نمی خواهم موج منفی دهم اما حقیقت را نیز نمی توانم کتمان کنم…

* به نظر شما چه دلیلی دارد که اثر ۴ فقط ۶ هزار نسخه فروش کرده است؟

در یک نگاه کلی فروش اثر به شکل غیر اورجینال از طرف مراکز ضد فرهنگ، خریداری و پذیرش آثار کپی از طرف برخی مخاطبان از عوامل مهم کاهش فروش اثر قلمداد می گردد. ضمن اینکه تبدیل نوار به سی دی به دلیل سادگی رایت و همچنین وجود فلش، بلوتوث و… عرصه را بر ما بسیار تنگ کرده و موجب شده فروش ما به شدت کاهش پیدا کند.

* آقای خاکیان شما طرفداران پروپا قرص زیادی دارید؛ چرا از مردم به ویژه در شبکه های اجتماعی تقاضای حمایت مالی نمی کنید!!؟

دوست من تردیدی ندارم اگر چنین تقاضایی از مخاطبانم داشته باشم حمایت خواهند کرد تا کنون تا آنجایی که به خاطر دارم بیش از دهها مورد پیشنهاد حمایت شخصی داشته ام اما شاید این محبت دوستان پیامد اجتماعی مطلوبی برای من نداشته باشد در حقیقت پذیرش حمایت شخصی با روحیه وسبک وسیاق من سازگار نیست. (بخت پازلف بیتلی مرحم بوا قصد خودستایی ندارم اما به قول غضنفر آخ تا قیومت سی طبع بلند ودَهسِه تُنُک .و یو گذشته بسکنَم تر آبرو گشتیم خِرَه تاس وابیدیم واخ واخ واخ……..)

* بخش خصوصی هم می تواند در این زمینه حمایت کند، چرا اسپانسر نمی گیرید؟

به نظر می رسد یکی از راهکارهای مطلوب برای برون رفت از شرایط فعلی پیدا کردن اسپانسر است البته اسپانسر می تواند دولتی باشد بویژه ادارات فرهنگی یا هم خصوصی باشد که در مقابل حمایت مالی مانیز برای ایشان روی جلد سی دی تبلیغ کنیم. البته ما می توانیم نوع جدیدی از تبلیغات را برای شرکتهای خصوصی انجام دهیم آنهم تبلیغ با نماشهای طنز صوتی. اتفاقا در صورتی که طنز قوی باشد بسیار اثر گذار است به دلیل اینکه در دراز مدت بین مردم خواهد ماند.

* در زمینه جلوگیری از کپی غیرمجاز کارهایتان تاکنون کاری انجام داده و پیگیر بوده اید؟

پس از توزیع اثر سوم، من در شش شهرستان پیگیری حقوقی کردم که خوشبختانه در آن زمان با همکاری جدی قضات پرونده با متخلفین برخورد شد اما من با یک جریمه بسیار ناچیزی همه آنها را بخشیدم اما اشتباه بسیار بزرگی مرتکب شدم و الان پشیمانم اما تصمیم دارم بازهم پیگیری کنم اما این بار قاطع تر از قبل.

* با توجه به گستره طیف مخاطبان آثارتان بخصوص در استان های لرنشین آیا گرایشی برای جذب بیشتر منطقه خاصی مثلا استان فارس یا کهگیلویه و بویراحمد داشتید؟

باور بفرمایید من این حد و مرز جغرافیایی را تنها در علم جغرافیا به رسمیت می شناسم ودر مخفی ترین جای ذهن من مرزبندی وجود ندارد به همین دلیل است که با کمال افتخار از بازیگران و موسیقی استان کهگیلویه وبویر احمد به ویژه در کار جدیدم استفاده نموده ام و به گواه تاریخ عرض می کنم ایل ممسنی و ایل دنا عموزادگان نسبی یکدیگرند

* برخورد مسئولان استان کهگیلویه وبویر احمد چطور بود؛ از انتشار اثر چهارم حمایت کردند؟

در بین دستگاههای فرهنگی، حوزه هنری استان کهگیلویه و بویراحمد به من محبت ویژه ای داشتند

* شما مدرس دانشگاه هستید، در کلاس های درس از واژه ها و اصطلاحات طنز غضنفر استفاده می کنید؟

اصولا من در روابط اجتماعی جدی هستم ولی چون معتقدم که شوخ طبعی در حد معقول فضای کلاس را فرحبخش کرده وبه یادگیری مفاهیم علمی کمک می کند گهگاهی شوخ طبعی می نمایم.

1503952_501264886639370_1800950022_n

* تاکنون بازتاب اجتماعی کارهایتان را به وضوح در بین مردم دیده اید!؟ اگر خاطره ای دارید به زبان غضنفر برایمان بگوئید:

در سال ۱۳۸۳هجری شمسی پیری کهنسال و فرتوت بر من تلفن کردندی و بلادرنگ بر متافق مِلِ سر دشنام ودیده گوری فراوان دادندی من نیز با گشاده رویی و مهر از وی پرسیدمدی ای پیر فرزانه دلیله آن همه دشنام و ناسزا که به من دادندی چه بودندی؟آن پیرعاشق پیشه پاسخ دادندی مالک زاده ای هستم صاحب حشمت وثروت بی کران از دیاری دور مدتی است دختری ۱۷ ساله بغایت زیبا ،رنگین چشم وسیمین روی از خانواده ای تنگدست را خواستگاری کردمدی وصاحب اختیار ان دخت زیبای ،وی را به من ارزانی داشتندی وبسیار شادمانی همی کردندی اما قبل از عقد ونکاح نوار غضنفر ملعون (شماره ۱) به دست ان عشق نازنین افتادندی و داستان پیرمرد حراقه را مکرر گوش دادندی ودیگر هرگز به من نکاح نکردندی ….پایان نقل قول… من نیز پس از شنیدن این حقیقت از آن پیر چپش مسلک از شادکامی سر به بیابان نهادمدی وبهکلاره های بسیار سر دادمدی چرا که دختری زیبا را نجات دادمدی.. هییییم اگر صاحب اختیار پوفیوز ان دختر زیبا را می دیدمدی به ایشان می گفتمدی که این نکاح اول تا اخر نه به دلیل تهی دستی بودندی لاکن به دلیل تهی مغزی بودندی چرا که اگر در مزارگه بانگ سر دهیم هیچ کس ازتنگدستی و بربیق نمردندی و در فرجامین تل انگوشی در گوش وی می نواختمدی البت اگر می توانستمدی (این داستان واقعی است اگر ادبیات را پالهن کردم عرذاخی کردمدی)

* خیلی ها به دنبال پاسخ این سوال هستند! از غضنفر ۵ چه خبر؟ کی به بازار می آید؟

در این کار بیش از ۲۰ موضوع اجتماعی را تحلیل کرده ایم به لحاظ طنز با افزایش نقش گشمرد وحضور دیوانه با احتیاط خوشبینم و در اولین فرصت وپس از پیدا کردن اسپانسر به بازار خواهم فرستاد ۹۹درصد عید به دست مخاطبان خواهد رسید.

* یک تیکه از این اثر را برای مخاطبان بیان کنید!؟

غضنفر : از موعدی تایر کوشکو ترکتل افتاس نهی تایر گپو؛ کشکو گپویی هم ول ابی

* صداپیشگان وعوامل تولید غضنفر ۵ را هم معرفی کنید:

آقای پیمان عبدالهی اجراکننده نقش گشمرد وعبدوشاه، سرکار خانم فاطمه میرزایی از پیشکسوتان تئاتر نقش همجان، ایرج شریفی ازبازیگران سیمای بویر احمد اجراکننده نقش سرمست، سرکار خانم فرشته ذوالفقاری نقش سارا؛ همچنین سرکار خانم معمار گودرزی از بازیگران رادیو شیراز نقش عروس عبدوشاه را اجرا می کنند.

غضنفر و دیوانه همچنین نویسندگی، تدوین وکارگردانی را البته با همکاری دوستان بنده بر عهده دارم.

* این کلمات را با یک کلمه توصیف کنید:

غضنفر: سالاربیراس آباد

گلمبر: عشق و وفا

گشمرد: نافهم ترین مرد بیراس اباد

کپی کاران غیرمجاز: بدترین دزدان جهان (کلاکروترین دزدان ولات)

زیباترین جمله در باب هنر: غیر از هنر که تاج سر آفرینش است، بنیان هیچ سلطنتی جاودانه نیست

پول: ماهی متو

فضول ترین انسان: اَغو

بهترین بازیگرطنز: پیمان عبداللهی مردی آزاده ونازنین

راه حمایت مخاطبان: خرید آثار اورجینال در فرجامین همتباران، من هرگز با دنیای زیبای هنر ارتزاق نکرده ام اگر به منافع مادی من نمی اندیشید ، صلاح مملکت خویش خسروان دانند اما این را بدانید بی انگیزگی وناتوانی من به معنای بر باد فنا رفتن لبخندهای بسیاریست بر لبان زیبای شما روزگاران به فرزانگی ومهر واهورای دانا نگاهبان … اول تا آخر چرنگ خرنگ تش چالتونم هالوزایل و تاتیل سردیارم

و …

احمد خاکیان! : خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش— بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر…

* کلام آخر؛

بینهایت سپاس از جناب دکتر بیژن قاسمی از اساتید جامعه شناس به پاس همه درسهای انسانی که از او آموختم همچننین یه خرمن گل سوسن ویاس تقدیم به جناب اقای دبیقی معاون رادیو دنا جناب آقای پارسیان نژاد مدیر حوزه هنری استان همچنین جناب مهندس شهامت مدیر سابق نظام مهندسی استان کهگیلویه و بویراحمد وهمه مخاطبان نازنینم روزگاران به فرزانگی ومهر واهورای دانا نگاهبان …

* آقای خاکیان عزیز از اینکه “من ای تش بر کننون” وقتتان را در اختیار ما قرار دادید بی نهایت سپاسگزاریم.

جناب ارجمند، محبت ومهربانی شما و همکارانتان را تا فرجوم قیومت فراموش نخواهم کرد.

(گفتگو: جمشید ارجمند – بویرنیوز)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208