تاریخ درج خبر : 1392/02/05
کد خبر : ۱۵۹۶۲
+ تغییر اندازه نوشته -

یعقوب غفاری

نام: یعقوب

نام خانوادگی: غفاری

متولد: کهگیلویه وبویراحمد،ساکن شهر یاسوج.
محل تحصیل به ترتیب روستای مصیری ممسنی(مرکز فعلی شهرستان رستم)دبستان جلوه کازرون،دبیرستان سلطانی بهبهان و دانشسرای تربیت معلم بهبهان(به مدت دو سال).
در سال 1337 در اداره ی فرهنگ(آموزش پرورش) بهبهان استخدام شدم و به مدت دو سال در روستای شامبراکان که جزو شهرستان بهبهان بود مشغول کار شدم و در آن دو سال آنقدر جوان و کم تجربه بودم که هم از لحاظ سن و هم از لحاظ تجربه بنظر خودم تفاوت زیادی با خیلی از شاگردانم نداشتم.دو سال بعد به دوگنبدان(مرکز فعلی شهرستان گچساران)منتقل شدم.در سال 1342 پس از شورش عشایر بویراحمد تحت (عنوان غائله ی فارس) مأمور شدم به منطقه ی خالی از سکنه ی یاسوج که به تازگی به عنوان مرکز فرمانداری کل کهگیلویه و بویر احمد تعیین شده بود عزیمت کنم.مدتی طول کشید تا توانستم تعدادی از فارغ التحصیلان کلاس ششم را که همگی ساکن روستا های اطراف بودند، ثبت نام کنم. بهر حال در سال 1345 اولین دبیرستان با تعداد 54 نفر دانش آموز پسر آغاز به کار کرد.
در سال 1358 به تهران منتقلم کردند.بعد از 4 ماه سرگردانی مرا به عنوان دبیر ادبیات فارسی به فارس فرستادند و در هنرستان نمازی شیراز مشغول به کار شدم،بعد از مدتی مدیر کل آموزش و پرورش فارس مرا احضار کرد و نامه ای بدستم داد که خطاب به وزارت خانه نوشته بود در فارس نیازی به دبیر ادبیات نداریم.به وزارت خانه مراجعه کردم گفتند: مدیر کل فارس تقاضای سه نفر دبیر ادبیات کرده و غیر از شما دو نفر دیگر هم باید بفرستیم.
و در نامه ای که به دستم دادند نوشتند که انتقال حامل نامه امری عادی نیست و ایشان باید در فارس مشغول به کار شود.ناگریز به شیراز بر گشتم و نامه را به مدیر کل آموزش وپرورش دادم،ایشان با اوقات تلخی گفت: به لامرد ( بخشی از شهرستان لار )میروی؟گفتم بله، گفت به سپیدان می روی؟گفتم بله، گفت به نورآباد می روی؟ باز هم گفتم بله؛ دستور داد مرا به کنار تخته که بخشی ازکازرون بود بفرستند.به کنار تخته رفتم. سال بعد به نور آباد منتقل شدم و بعد از سه ماه تدریس نامه ی انتظار خدمتم را که به امضای وزیر آموزش پرورش(کاظم اکرمی) بود بدستم دادند و طی نامه ی دیگری ابلاغ کردند که خود را به هیأت رسیدگی به تخلفات اداری در شیراز معرفی کنم.به شیراز رفتم آقای وفا عسکری عضو یا رئیس هیأت از من پرسید کتاب ‹‹نمونه ای از اشعار محلی مردم کهگیلویه و بویر احمد›› را شما نوشته اید؟گفتم بله. گفت:شما کتاب توهین آمیزی نوشته اید.در پاسخ گفتم در این کتاب به کسی توهین نکرده ام.بعلاوه این کتاب هم دارای مجوز چاپ و هم مجوز انتشار است.افزود بروید تا پرونده تان رسیدگی شود.من بسیار خوشحال شدم،زیرا در آن روزگار نیاز فراوانی به وقت داشتم تا بتوانم اقلاً هفته ای یکبار پسرم را که در زندان قزلحصار بود ملاقات کنم و برادرم را نیز در زندان اوین ببینم و به برادر دیگرم در زندان گچساران سری بزنم و برادر سومم را که متواری بود و در یک خانواده ی دامدار قشقائی بعنوان چوپان خود را مخفی کرده بود دیدار کنم و به زندگی خانوادگی خود و برادرانم رسیدگی نمایم.بنابراین از آقایان کاظم اکرمی (وزیر آموزش پرورش) و آقای وفا عسکری (عضو هیأت رسیدگی به تخلفات اداری) و همچنین آقای فرخ روز (مدیرکل آموزش پرورش فارس)که ناخواسته چنین امکاناتی را برایم فراهم کرده بودند نه تنها کینه ای به دل ندارم،بلکه اگر با آنها رو به رو شوم با لبخند از آنان احوالپرسی خواهم کرد . ! !
سر انجام آبان ماه 1367 دومین نامه ی آقای کاظم اکرمی به من ابلاغ شد که به مدت سه ماه دیگر منتظر خدمت شده بودم.چون در آذرماه 1367 خبر اعدام فرزندم حمید غفاری را که در زندان عادل آباد بود و بیش از هفت سال از مدت پانزده ساله¬ی زندان وی می گذشت به من دادند.دیگر به آموزش و پرورش مراجعه نکردم تا اینکه در سال 1368 طی حکمی با تقلیل گرو و پایه به افتخار بازنشستگی نایل شدم!!!

سابقه ی تحقیقاتی :

اول تابستان 1346 که گروه تحقیقاتی بخش عشایری دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران به سرپرستی زنده یاد دکتر نادر افشار نادری بنیانگذار تحقیقات عشایری در کهگیلویه وبویراحمدتحقیقات خود را آغاز کردند، همکاری خود را با آنان آغاز کردم .این گروه از محققین معروفی از جمله: دکتر جواد صفی نژاد،هوشنگ کشاورز،عزیز رخش خورشید، حسن پارسا، خانم دکتر الویا رسترپو (همسر دکتر نادر افشار نادری) تشکیل می شد،که نتیجه تحقیقات آنها انتشار 6 جلد مونوگرافی و یک جلد اطلس ایلات کهگیلویه و بویر احمد بود.از این گروه تحقیقاتی خیلی چیز ها و از جمله روش تحقیق را آموختم و در مقابل به عنوان فردی بومی و آگاه به فرهنگ مردم و مورد اعتماد آنها موجب فراهم کردن تسهیلاتی برای گروه تحقیقاتی نامبرده شدم که در نوشته هایشان قدردانی لازم را به¬¬عمل آورده اند.
بهر حال تا سال 1354 فقط با پژوهشگرانی که از داخل و خارج کشور برای تحقیقات به منطقه می آمدند همکاری می کردم و از سال 1355 تصمیم گرفتم بطور مستقل به پژوهش درباره ی مسائل مختلف کهگیلویه و بویراحمد ادامه دهم که نتیجه ی آن تألیفات و مقالاتی به شرح زیر می باشند:

تالیفات و مقالات:

1- پوشش گیاهی کهگیلویه وبویراحمد شامل: نام محلی، محل رویش،اعتقادات، اشعار، طرز استفاده دارویی، غذایی،صنعتی و علوفه ای و سایر دانستنیهای مردم درباره ی گیاهان منطقه به شماره 1-15/5/1356 فرهنگ و هنر کهگیلویه بویراحمد.چاپ داریوش یاسوج ناشر مؤلف.
2- شیر فندین و گایل صاف صادق یا گاو آخری، چاپ داریوش یاسوج چاپ اول 1/9/1357 ناشر مؤلف.
3- نمونه ای از اشعار محلی مردم کهگیلویه و بویراحمد، چاپ امیر یاسوج 1362 ناشر مؤلف.
4- بازیهای محلی استان کهگیلویه و بویراحمد. نشر روایت تهران،چاپ اول 1374.
5- شناسنامه ایلات و عشایر کهگیلویه و بویراحمد، نشر روایت تهران،چاپ اول 1374.
6- تاریخ اجتماعی کوه گیلویه و بویراحمد، نشر گلها، اصفهان،چاپ اول 1387.
7- مراسم عروسی و دگرگونیهای آن در کوه گیلویه و بویراحمد، انتشارات نقش مانا،اصفهان 1390.
8- طب سنتی و تاریخچه ی طب جدید در استان کوه گیلویه و بویراحمد، انتشارات نقش مانا اصفهان 1391.
9- غذا های سنتی مردم بومی استان کهگیلویه و بویر احمد، انتشارات بهتا پژوهش اصفهان 1391.
10- مقاله روند فروپاشی سازمان ایلی و لزوم هدایت آن به سمت توسعه، ارائه شده به کنفرانش بین المللی منعقد شده توسط وزارت امور خارجه، دانشگاههای اصفهان و شهرکرد با همکاری سازمان جهانی فائو (F.A.O) و مرکز تحقیقات علمی فرانسه (C.N.R.S) و مؤسسه ی اسکاندیناوی آفریقایی.
11- مقاله ای تحت عنوان جنگلها و مراتع و توسعه ی استان کهگیلویه وبویراحمد، چاپ شده در مجموعه مقالات کنفرانس رشد و توسعه ی استان کهگیلویه و بویراحمد توسط معاونت ترویج و مشارکت مردمی،1373.
و چندین مقاله ی دیگر.

(اتوبیوگرافی یعقوب غفاری)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    سلام یقینا اقای سید یعقوب غفاری از افتخارات قوم لر می باشند ارزوی توفیق روز افزون برای ابشان وخانواده محترم شان داریم .امیدواریم که قدر دان باشیم وبهتر بتوانیم از وجود پر بار اقای غفاری بهرمند شویم.دوستدار شما از دیار فارس

  • ندا می‌گه:

    متاسفانه در دهه ۶۰، در استان کهگیلویه و بویراحمد قوه‌قضاییه تصمیمات اشتباهی گرفت که هرگز بر اساس عقلانیت نبود، چرا که در شهرستان بویراحمد هرگز تروری انجام نشد اما خونهای زیادی به ناحق ریخته شد

  • یعقوب غفاری می‌گه:

    درسال ۱۳۶۰ عده¬ای در خیابان فعلی جمهوری اسلا¬می یاسوج پایین¬تر از پمپ بنزین سابق راهپیمایی می¬کردند و فردی که بلند¬گو را در دست داشت شعارمی¬داد زندانیان باید اعدام گردند عده¬ای از افراد هم این شعار را تکرار می¬کردند من به فردی که بلند¬گو را در دست داشت گفتم چنین شعاری درست نیست و بهتر است شعار این باشد که از دادگاه خواسته شود که زندانیان را عادلانه محاکمه نماید، وی برای دقایقی سکوت اختیار کرد و مجددا به تکرار شعار قبلی ادامه داد با استقرار در جلوی زندان در قطعنامه¬ای از پیش تهیه¬شده خواهان اعدام فوری همه¬ی زندانیان شدند روز بعد حاکم شرع مرا احضار کرد و مورد تهدید قرار داد و گفت : چرا دیروز مانع شعار دادن شدی ؟ پاسخ دادم : بنده چیز بدی نگفتم فقط به شخصی که بلندگو در دستش بود تذکردادم : باید شعار این باشد ” که دادگاه عادلانه رسیدگی وحکم صادر کند “.حاکم شرع باعصبانیت به من گفت : چون قصد داریم ۵ ،۶ نفررا اعدام کنیم خودمان دستورداده¬ایم ضمن راهپیمایی چنین شعاری داده شود و خطاب به من افزود تو بیخود کردی، من پسر خودت را هم اعدام می¬کنم گفته¬ی ایشان موحب بهت و حیرت من و آقای عطا طاهری شد و طولی نکشید که شش نفراز زندانیان اعدام شدند و پسرم را که کمتر از ۱۶ سال سن داشت باز داشت و به ۱۵ سال زندان محکوم کرد من بارها به حاکم شرع و سایر مسئولین مراجعه می¬کردم و به آنها می¬گفتم در شهرستان بویراحمد تاکنون هیچگونه ترور و یا برخوردی از سوی افراد زندانی صورت نگرفته اگر در شهرستانهای دیگر حکم اعدام اجراء می¬شود به سبب ترورها و رفتار قهر¬آمیز می¬باشد . متا¬سفانه ایشان توجهی به گفته¬ی من نکرد و تعدادی اعدام شدند و البته آن عده از زندانیان که آزاد شدند تاکنون عمل خلاف قانونی از آنها مشاهده نگردیده است . منظور من زندانیان آزاد شده¬ی شهرستان بویراحمد می¬باشند .

  • 1 می‌گه:

    چرا پسرشون اعدام شدن؟ جرمش چی بود>

    • یعقوب غفاری می‌گه:

      درسال ۱۳۶۰ عده¬ای در خیابان فعلی جمهوری اسلا¬می یاسوج پایین¬تر از پمپ بنزین سابق راهپیمایی می¬کردند و فردی که بلند¬گو را در دست داشت شعارمی¬داد زندانیان باید اعدام گردند عده¬ای از افراد هم این شعار را تکرار می¬کردند من به فردی که بلند¬گو را در دست داشت گفتم چنین شعاری درست نیست و بهتر است شعار این باشد که از دادگاه خواسته شود که زندانیان را عادلانه محاکمه نماید، وی برای دقایقی سکوت اختیار کرد و مجددا به تکرار شعار قبلی ادامه داد با استقرار در جلوی زندان در قطعنامه¬ای از پیش تهیه¬شده خواهان اعدام فوری همه¬ی زندانیان شدند روز بعد حاکم شرع مرا احضار کرد و مورد تهدید قرار داد و گفت : چرا دیروز مانع شعار دادن شدی ؟ پاسخ دادم : بنده چیز بدی نگفتم فقط به شخصی که بلندگو در دستش بود تذکردادم : باید شعار این باشد ” که دادگاه عادلانه رسیدگی وحکم صادر کند “.حاکم شرع باعصبانیت به من گفت : چون قصد داریم ۵ ،۶ نفررا اعدام کنیم خودمان دستورداده¬ایم ضمن راهپیمایی چنین شعاری داده شود و خطاب به من افزود تو بیخود کردی، من پسر خودت را هم اعدام می¬کنم گفته¬ی ایشان موحب بهت و حیرت من و آقای عطا طاهری شد و طولی نکشید که شش نفراز زندانیان اعدام شدند و پسرم را که کمتر از ۱۶ سال سن داشت باز داشت و به ۱۵ سال زندان محکوم کرد من بارها به حاکم شرع و سایر مسئولین مراجعه می¬کردم و به آنها می¬گفتم در شهرستان بویراحمد تاکنون هیچگونه ترور و یا برخوردی از سوی افراد زندانی صورت نگرفته اگر در شهرستانهای دیگر حکم اعدام اجراء می¬شود به سبب ترورها و رفتار قهر¬آمیز می¬باشد . متا¬سفانه ایشان توجهی به گفته¬ی من نکرد و تعدادی اعدام شدند و البته آن عده از زندانیان که آزاد شدند تاکنون عمل خلاف قانونی از آنها مشاهده نگردیده است . منظور من زندانیان آزاد شده¬ی شهرستان بویراحمد می¬باشند .

  • فتحیان نوراباد می‌گه:

    استاد بزرگ سید یعقوب غفاری انقدر بزرگواری که شجاعانه زندگی نامه ات را شرح دادید نه نیاز دیدید که در تصویر تان جور دیگه باشید نه لازم دیدید که در گفتارتان ودیدگاهتان یه جوردیگه باشید نه برای پست ومقام وشهرت و….یه جور دیگه باشید. تکبرو غروردر وجود شما جای نداره برخلاف لطف و
    مهربانی که انجا همه کاره – از شما بزرگوار که از طرف بعضی اینقدر انتقاده . متاسفانه به نظر میرسه بعضی یاشون از روی ناشناخته – شما صفت بخشتدگی و انتقاد پذری راشیوه خودکرده اید. خودرا بی نیازو بی نیاز از تعریف و تمجید کرده اید. بزرگ بودیدو بزرگ هستید و بزرگ خواهید ماند .

  • ارش غفاری می‌گه:

    با کمال احترام برای دایی گرامیم
    اقای یعقوب غفاری و یعقوب غفاری های دیگر را محکوم نمایید تاریخ انها را تبریه خواهد کرد

  • ضرغامي نژاد می‌گه:

    اقای یعقوب از عزیزان این استان می باشند و من خودم قلم ایشون رو دوست دارم چون بر عکس نظر بعضی دوستان ایشون کاملا در نوشته هاشون بی طرفانه قضاوت می کنند و اتفاقا کتابی که راجب مردم استان نوشتن تنها کتابی است که از بزرگ نمایی دروغین شما ردی پیدا نمی کنی در کتب بیشتر نویسندگان استان به خاطر اشنایی و دوستی با بعضی از اشخاص بزرگ نماییهای دروغینی میبینیم و حتی بعضی نویسندگان پا رو فرارتر گذاشتند و بیشتر افتخارات استانی ما رو به فامیل خودشون نسبت دادند اقای یعقوب غفاری جاوید باشی پدر عزیز

  • منتقد می‌گه:

    از آقای غفاری انتظار میرفت در نگارش کتابهایشان بی طرف باشند ولی اینگونه نشد.

  • یه دوست می‌گه:

    آقا رضای عزیز ! قطعا هنوز پدر نشدید که عشق پدر و فرزند رو درک کنید. داغ فرزند آن هم نه از روی حادثه یا بیماری ، چیزی نیست که فراموش بشه و مطمعن باشید آفای غفاری با اینکه سال ها از اون حادثه گذشته ، اما هر وقت از ایشون مصاحبه میشه اون مسئله جزئی از بیوگرافی ایشونه و بخش دردناک زندگیشون که هیچگاه فراموش نمیشه و اینقدر شجاعت دارن که بی هیچ ترس و واهمه ای از این بخش زندگیشون بگن. اما آیا شمااین جرات و جسارت رو دارین؟ آیا در گذر زمان تغییر هویت نمیدین و به قول معروف وزش باد به هر طرف که باشه موافق آن نمی چرخین؟احترام گذاشتن به دیگران هم با هر عقیده ، تفکر ، دین ، مذهب ، ملیت و قومیتی جزئی از شخصیت هر انسانه پس شخصیت خودتون را بی دلیل و بدون شناخت از افراد زیر سئوال نبرید و لگد مال نکنین

  • پیمان نعمتی می‌گه:

    بهتر به خاطر ان چه هستی از تو متنفر باشند تا ان چیزی که نیستی عاشقت باشند، اندره ژید

  • پیمان نعمتی می‌گه:

    در هر صورتی بهتر است احترام اطرافیانمون رو داشته باشیم، اقای غفاری از اهل قلم شهرمان است و دارای تالیفات و گرداوری های فراوان در زمینه های مردم شناسی و فرهنگ بومی و تاریخ استان میباشد، توهین بدون شناخت و فقط با توجه به شنیده هایی که گاها خود گوینده در صحت انها شک دارد واقعا کاری ناشایست و کودکانه است. با احترام.

  • پیمان نعمتی می‌گه:

    … وقتی که تو، قد راست کرده بودی و یک بند فریاد میزدی
    من دوست دارم
    من دوست دارم
    من دوست دارم
    بعدش نشسته بودی و حرفی نمیزدی
    تنها از حواشی شاد از ان نگاه بادامت خورشید میدمید

  • ایلدخت می‌گه:

    با عرض سلام واحترام خدمت همه هم استانیهای عزیز.خواستم بگم که انهایی که یعقوب غفاری را میشناسند میدانند که قدر زر زرگر شناسد……………/اما خدمت کسانی که نا شناخته نظر منفی به واقعیتهای یعقوب غفاری میدهند عرض کنم که این شخص مثل درخت تنومندی بود که سایبان خیلی خوب برای تبر به دستان آفتاب زده بود و ای کاش کمی به فکر فرو روند که دگر بار تابستانی خواهد آمد و سایبانی لازم خواهد شد نه فقط بفکر دسته تبر خویش باشند .

  • رضا زمانی می‌گه:

    در جواب رضا

    ای کاش با شخصیت سید یعقوب غفاری از نزدیک اشنا بودی وانوقت
    همچون همفکرانت قلم میزدی .اینده قضاوت میکند …

  • هموطن می‌گه:

    آقا رضای عزیز
    من سالهای مدیدی هست که توفیق آنکه به ایران برگردم و از استاد عزیزم کسب علم کنم نداشتم ، به جرات می توانم بگویم بهترین کتابی که تاکنون در زمینه تاریخ استان نوشته شده کتاب تاریخ اجتماعی استان هست و بی شک اگر بخواهیم از دو مرد یزرگ استان نام ببریم کسی جزا کی عطا طاهری و یعقوب غفاری نخواهد بود ، میهن پرستان واقعی که برای استیلای ایران بزرگ و سرافراز بهای زیادی دادند ، به خصوص غفاری عزیز که جگر گوشه خود را از ذست داد .

  • حسن بهرامی می‌گه:

    ارزش انسان های محترم و فرهیخته ای چون یعقوب غفّاری موردراز، عطا طاهری تاس احمدی و دکتر افضل مقیمی بر اهل فرهنگ و هنر کهگیلویه و بویراحمد پوشیده نیست. یادمان باشد: بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    برای اصلاح متن قبلی باید اضافه بشه که مرحوم صدراله رودشتیان هم از معلمین استخدامی دکتر حسابی بوده اند و البته فرزندشان مرحوم هوشنگ رودشتیان هم از معلمین دانشسرای عشایری جناب بهمن بیگی بودند.
    سال شروع به تحصیل جناب غفاری و طاهری در دانشسرای بهبهان هم 1335 می باشد که به اشتباه 1333 تایپ شد. و البته باز هم یکسال قبل از آغاز دانشسرای عشایری در شیراز بوده است.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    با سلام خدمت رضا
    مثل اینکه توی همین خیابون کوچیک خیلی چیزها رو برات ناقص تعریف کرده اند یا حتا تحریف شده اما با این سطح مطالعه ای که می گی باید خودت خیلی از واقعیت ها رو بویژه در مورد تاریخ آموزش و پرورشی که این قدر بهش علاقه داری رو بهتر بدونی؟
    احترام مرد بزرگی مثل جناب حسینی واجبه اما همه می دانند که تاسیس مدرسه در استان ما به خواست ملاقباد سی سختی در سی سخت شروع شده و بعد هم مدرسه تل خسرو که با شاه گردش 1320 مدرسه تل خسرو تعطیل شد و مدرسه سی سخت هم باید بررسی بشه تا بدونیم چقدر تعطیل بوده و کی دوباره راه اندازی شده چون خودم هم اطلاع دقیقی ندارم.
    و اما شروع مجدد آموزش در سال 1331 یا 1332 به همت شخصی دانشمند فقید دکتر محمود حسابی وزیر وقت فرهنگ دولت ملی دکتر محمد مصدق در استان شروع شد که جناب میرزا ابوالحسن حسینی هم یکی از معلمین انتصابی ایشان برای آغاز کار مدارس در بویراحمد بوده اند که داستان مفصل این موضوع در اسناد تاریخی مختلف موجود است که برای مثال می توانید به نشریه فراسو ویژه نامه بهمن بیگی مراجعه کنید.
    و اما یعقوب غفاری و عطا طاهری در سال 1333 به دانشسرای تربیت معلم بهبهان رفته و سپس به خدمت در مدارس استان مشغول شده اند یعنی قبل از شروع بکار مرد فقید تاریخ آموزش عشایر ایران زنده یاد محمد بهمن بیگی و در واقع در آموزش استان حتا از سیستم آموزش عشایری مذکور پیش کسوت تر بوده اند و یعقوب غفاری با تاسیس دبیرستان در یاسوج که داستان آن هم به تفصیل در منابع مختلف ذکر شده بانی آموزش تکمیلی در استان است و با کمی انصاف جایگاه او و تفاوتش با معلمان عادی که البته زحمات آنها هم با ارزش و غیرقابل انکار است را می توان تشخیص داد پس برادر من اگر خوابی که با یک قطره بیدار خواهی شد اگر هم خود را به خواب زده ای آب دریا هم کاری برایت نخواهد کرد…
    عرض خود میبری و زحمت ما میداری.

  • رضا می‌گه:

    احسان ازاد عزیز جهت تنویر فکر جنابعالی :
    یاسوج یه شهر کوچیک و یک خیابونیه ، و همه ، همه رو میشناسند ، شما طوری می گویید نقش بزرگ در تعلیم و تربیت که یکی ندونه خیال میکنه ایشون اقای محمد بهمن بیگی یا حاج ابوالحسن حسینی یا مرحوم رودشتیان هستند ، که اولی نقشی ارزنده در اموزش عشایر در جنوب و دوتا بعدی پدران اموزش و پرورش و اولین پایه گذاران مدارس عشایری در شهرستان بویر احمد می باشند ، و نکته جالب انجاست که اقای حسینی هنوز زنده و در حال گذراندن دهه نهم زندگی خودشون میباشند ، و ساکن یاسوج ، بگذریم . من به شما توصیه میکنم که کتاب اقای ولی الله عباسپور رو حتما مطالعه بفرماید ، و گاهی اوقات به گروه شفق سرخ و امثال ان که فکر می کنم ، میگم خدا این انقلاب نو پا رو چجوری حفظ کرد . هر کشوری احسان جان قانون داره ، و کسانی که به خودشون ین اجازه رو میدن تو خیابون بر روی زن و مرد و کودک مردم اسلحه بکشند و مردم رو قتل عام بکنند ، باید اماده همچین پاسخ هایی باشند ، گواه من هم 12 هزار شهید ترور توسط سازمان منافقین و 17800 شهید ترور در کشور .من خواهان حذف این قسمت از بیوگرافیشون نیستم ، چون مساله و تاریخی هست که بر ایشون گذشته ولی چیزی که مهم هست ، یه جایی مثل این سایت جای بحث کردن در مورد این مسائل نیست . من بچه همین شهر هستم و نسل سومی ولی تاریخ منطقه ام رو خوب می دونم .(بخش اعظمی از اطلاعاتم رو از کتابهای اقای غفاری کسب کردم ، شناسنامه ایلات و عشایر و تاریخ اجتماعی کهگیلویه و بویراحمد عالی بودن ولی کتاب دومیه خیلی تلاش کرده بود که نقش بعضی جبهه ها رو برجسته نشون بده .)

  • احسان آزاد می‌گه:

    بدون شک آقای غفاری از افتخارات بویراحمد است که نقش بزرگی در تعلیم و تربیت مردم استان داشته است
    و در جواب رضا باید عرض کنم
    بدون شک نیاز هست همه بدانند عناصر ضد فرهنگ با انسانی که تمام عمر خود را صرف تعالی فرهنگ مردم منطقه کرده چه آوردند !!
    همه باید بدانند چرا و به چه دلیل نوجوانی که هنوز به سن تکلیف هم نرسیده بود باید …… گردد !!
    و آقای رضا شما باید بدانید که جناب غفاری قبل از هر چیزی یک پدر است برای فرزندش و یک برادر است برای برادرانش و بدون شک جفایی که در حق ایشان شد نه قابل فراموشی است و نه آنقدر کوچک و بی اهمیت که شما خواهان آن هستید که این قسمت از بیوگرافی زندگی ایشان را به این راحتی حذف کنید !!!!
    آری ایشان یعقوب غفاری پدر همان نوجوانیست که به …… شد !!

  • رضا می‌گه:

    اقای غفاری ، حالا واقعا لازم بود که اینقدر سرگدشتتون رو با اب و تاب بگید و بگید پسرتون اعدام شده و خانوادتون متواری بودن؟اینجا یه سایت فرهنگیه ، انوقت شما با این بیوگرافی نوشتنتون دل یه ادم که از بیرون میاد و سایت رو میبنه به درد میاره.

    • رضایی می‌گه:

      سلام.ای کاش ما قدر استاد غفاری و امثال ایشان و بیشتر میدانستیم.بعضی ها با درک صحیح حقیقت مشکل دارن .بله سرگذشت زندگی بزرگان برا ما که اهمیت داره ولی بقیه رو نمیدونم؟

  • تقوی می‌گه:

    استاد یعقوب غفاری از مفاخر وسرمایه های گرانقدر این استان است.کاش بیشتر حرمتش را پاس میداشتند.و از تجربیات و دانش بیکران او نسل حاضر میتوانستند استفاده لازم را بکنند.او هم مرد عرصه فرهنگ است هم در عرصه اخلاق یگانه است.حیف که قدرش مجهول مانده است.

200x208
200x208