تاریخ درج خبر : 1392/10/07
کد خبر : ۱۶۱۰۴۱
+ تغییر اندازه نوشته -

“آقا شیروان” سفیر صلح و یکی از آخرین تک سواران نسل پسین بویراحمد

سایت استان: دکتر علی آرام

سلسله کوی دوست حلقهَ دام بلا است  / هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

بر آن بودم تا نقدی بر پژوهش نویسنده محترم جناب آقای تقوی بهبهانی بنگارم، اگر چه کدها و نشانه هایی مثبت از آن نوشته در رسای نسل جدید دیده می شود، چه آنکه از آن نبشته منتج می شود قبلاُ در گفتار نویسنده شهیر(1) که به این مضموم میگوید « ملت های جهان سوم وقتی به گذشته و پیشینه تاریخی خود می نگرند، جز بیابان برهوت چیزی ندارند یا نمی یابند.» که خود این نظریه جای بحث دارد، توسط پژوهشگر محترم به عاریه گرفته بماند. دوم آنکه نتیجه گیری نویسنده محترم مبتنی بر هیچکدام از ابزارهای تحقیق و پژوهش علمی (مطالعات میدانی، مطالعات کتابخانه ای، مدلها و روشهای تاریخی، و …) نمی باشد. سوم آنکه نویسنده محترم بدون لحاظ کردن عنصر زمان و مکان در پژوهش و بدون آنکه آن پیشینه تاریخی را حضور و یا تحقیق کرده باشد، بر اساس شاخصها، معیارها، و الگوهای جاری وساری کنونی نتیجه گیری غیرمستند و غیر علمی ارائه نموده اند. و باید گفت که نویسنده محترم فارغ از پژوهش و تحقیق تاریخی بوده و این سیاهه بهانه ای است بر آن عزم.

IMG_5439

غروب دوشنبه 11/9/92 با جمعی از دوستان و برادران به دیدار مردی از همان پیشینه تاریخی بویراحمد در بیمارستان امام خمینی دهدشت رفتیم. حضور چشمگیر زنان و مردان در محوطه بیمارستان و فضاهای اطراف حکایت از اتفاقی ناگوار وتلخ تداعی می نمود. با راهنمایی آقا “مهدی” به بخش آی سی یو رفتیم. در هجوم سرم ها و کمک نفس ها، بر روی تخت مردی بی صدا با چشمانی بسته اما همچنان با صورتی بشاش چون گذشته، تمام قد فراتر از طول تخت آرمیده بود. گرمی و فشار دستش آهنگ نوید و امیدی را در جانمان ریخت. ویاد و خاطراتش را در وجودمان زنده کرد.

دوره اول: رزمیدن برای اثبات وجود

آن دیدار ما را به گذشته های دور فتح سمیرم، جنگ با شیخ خزعل جدایی طلب، و… و خاطرات شبهای بیاد ماندنی اش برد. جنگیدن و رزمیدن برای بقا، زنده ماندن و غلبه بر فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بجا مانده از حکومت های ملوک الطوایفی، قرارگرفتن در حلقه انسانی، به حساب آوردن بخش اصیلی از ساکنین ایران محصور مانده در تیغه های بلند زاگرس، تنها وتنها کنش مردان کهن این بوم بود در آن برهه از زمان. آنقدر پای دررکاب فشردند و قرقاچ زدند و دست بر ماشه بردند تا صدایشان به گوش مرکز نشینان تهران رسید(2)، به بهای به جوخه اعدام سپرده شدن، به بالای دار برده شدن، به صلابه و فلک بسته شدن، در زندان پوسیده شدن و رنجها و مرارتهای بیشماری که شیر مردان و شیر زنان لر عشایر به جان خریدند؛ تا آنشد که از دو دهستان کهگیلویه در زعامت بهبهان و بویراحمد در زعامت فارس با کمترین جمعیت، ثروت، وسعت در میان سه ایالت قدرتمند اصفهان؛ خوزستان و فارس استانی خلق کردند واینک ما میراث خواران آن استانیم.

دوره دوم: دفاع جاودانه برای تثبیت دستاوردهای انقلاب نوپا

“آقا شــــــــــــــــیروان کاظـــــــــــــمی” در هجوم بی امان سریان وعبریان و تازیان و تمامی خصم ایران آهنگ مرزهای ایران زمین میکند و در سن بالای 70 سال با همان کنش نهادینه شده بی ادعای پسینیان می خروشد عزم دفاع از مام میهن را جزم میکند وبار دیگر همدم های گذشته اش چقه، زناره، قطار دو رو و برنوی زردش او را همراهی می کنند. هم رزمش حاج رضا (قلندر) آرام نقل می کند “در لشکر 28 کردستان به فرماندهی سرهنگ صیاد شیرازی به سنندج اعزام و در گردنه های قروه – اسد آباد استقراریافتیم. حاج شیروان در دیدار با سرهنگ صیاد شیرازی گفت: سرهنگ ما شیوه چریکی عشایری خود را آزموده ایم و با برنوی خود ماَنوس تریم، ما را از اسلحه سازمانی، کلاه خود و پوتین معاف کنید و فقط فشنگ برنوهای ما را تامین کنید و دیدبانان ما به موقعیت و محل استقرار دشمن آگاه سازید. و آن سردار دلاور با طمانینه پاسخ می دهد: پدر شما در تاکتیک عشایری خود آزادید و خواسته های شما را سریعا تامین می کنم.” تجارب آن سیاره و چریک پیر کوهستانهای زاگرس مرکزی آوازه گوشها و جانهای رزمنده گان جوان عشایری بود که در قالب گروهان اول 50 نفری عشایر لـــــر کهگیلویه وبویراحمدی، رهسپار نبرد نابرابر در کوهستانهای زاگرس غربی، در سال 59 شده بودند. گروهان دوم عشایر به فاصله دو روز بعد به جبهه های جنوب کشور قبل از سقوط خرمشهر در آبادان مستقر می شوند.

دوره سوم: سفیر صلح و مبشر اصلاح طلبی

نقش بی بدیل، کارآمد وموثر “حاج شیروان کاظمی” در حل وفصل منازعات و مناقشات محلی و قومی و قبیله ای و اصلاح- طلبی بین ایلات و طوایف مختلف استان و حتی استانهای همجوار در قبل و بعد از محاکم دادگستری، با قضاوتی انصاف مدارانه و انسانی با مشی عدالت طلبی بدون هیچ چشمداشتی، در راستای بازگشت امنیت و آرامش به جامعه بدون خدشه ای برهمگان آشکار و مبرهن است. تا آنجا که مفتخر به اخذ نشان و لوایح صلح و نوعدوستی متعدد از دانشگاه، دادگستری و شورای تامین شهرستان می گردد و برگ زرین دیگری بر زندگی سراسر کنش و منش خود می افزاید.

با خداحافظی از مردمی که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد و آقا “آیت” فرزند آن مرد بزرگ، از این گذر تاریخی عازم یاسوج شدم و هنوز هنوز در این افکارم که آیا این مردان بزرگ، شجاع، توانمند، مصلح، با کنش و منش بی مانند بخشی از تاریخ و هویت ما نیستند؟ آیا می توان تلاش بی وقفه تلاشگران و مبارزان با عرصه جهل و بی سوادی و تاریکی چون عطا طاهری بویراحمدی با اولین دلنوشته اش “بخوان” را انکار کرد؟ آیا می توان هویت و پیشینه تاریخی آن پدران عرصه کارزار، اجتماع و فرهنگ و چنین بزرگ مردانی را انکار نمود؟ آیا همچنان باید پای بر گذشته برهوت این نسل فشرد.

نتیجه گیری:

1- اقوام لـــــر کهگیلویه وبویراحمدی در دوره اول برای بقا و اثبات وجود می رزمند، در دوره دوم برای تثبیت دستاوردهای انقلاب نوپا جاودانه دفاع می کنند و در دوره سوم ابتدای شکوفایی و به بار نشستن نسل جدیدش در عرصه ملی ایران اسلامی را سپری می نمایند.

2- توسعه نیافتگی استان کهگیلویه وبویراحمد اگر چه ریشه در ادوار تاریخی دارد اما قطعا علت آن هم پیشینیان و گذشته گان آن نیست که انکارشان نماییم. علل و عوامل این توسعه نیافتگی در مقالات متعددی (3) بیان شده که در این نوشتار نمی گنجد.

3- قدر مسلم نسلهای پیشین ریشه در آن کنش ها و منش های بجا مانده از آن انسانهای بی بدیل، بی ادعا، متهور، مصلح، فرهیخته و بالنده پسین و طلوع مکتب انسان ساز اسلام دارد که امروزه شاهد شکوفایی و توانمندی های بلندشان در عرصه ملی ایران عزیز هستیم و بی شک نسل پسین میراث گرانبها و بی مانند نسل پیشین خواهد بود.

4- پیشنهاد: امید است بزرگداشت و نکونام تمامی نام آوران و افتخار آفرینان دیروز و امروز این مرز و بوم در “زمان حیات شان” در همه ارکان اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی اعم اصحاب ادب و هنر، پزشکان، مهندسان، وکلا، ورزشکاران، سرداران زنده و شهید جنگ تحمیلی و جانبازان قهرمان و … توسط متولیان امر چون سازمانهای آموزش و پرورش، ارشاد اسلامی، دانشگاههای آزاد، دولتی و پزشکی، سازمان ورزش و جوانان، نهاد های اجتماعی چون سازمانهای نظام مهندسی، سازمانهای نظام پزشکی و… برگزار و اجرایی گردد تا ارزشها و خلاقیت ها و دستاوردهای انسانی و الهی به یادگار گذشته از آن نام آوران، فراسوی راه جوانان و آیندگان گردد.

*******

(1). یاداشت های جناب آقای محمود دولت آبادی؛ صاحب رمان کلیدر

(2). ایل من بخارای من. استاد فرهیخته محمد بهمن بیگی، بنیانگذار آموزش عشایر ایران

(3). مقاله علل و عوامل توسعه نیافتگی استان کهگیلویه وبویراحمد، استاد دکتر مندنی پور، دانشیار دانشگاه شیراز و رئیس کانون وکلای دادگستری ایران. 1382.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مجیدبهادرتامرادی می‌گه:

    سعدیا مردنکونام نمیردهرگز.بی شک افرادی درتاریخ بویراحمدهمیشه ماندگارندوخواهندماندچرا که اینان برای ماهیت و اقتداربویراحمدجنگیدندوبسیارکوشیده اند.خداوندروح بلندشان راشادکند.درجواب اقای ناصری ودکترعمادراجع به نوشته اقای تقوی بایدبگویم ایشان نقدنکردنداگرشما معنی نقدبدانید درنقد گزینه ای بنام توهین وبی احترامی نیست وفقط بدیها ومعایب اورده نمیشود.بهترهم شما مطالعه کنیدهم اقای تقوی ادب نوشتن رایادبگیرند.

  • حمید افشون می‌گه:

    با سلام به دکتر عماد عزیز و هوشمند.جوهر مقاله تقوی این است که پس از انقلاب مشروطه و ایجاد دولت مدرن ،دیگر عمر حکومتهای محلی به سر آمده بود.مقاومتهای کور و بیهوده کلانتران منطقه در مقابل دولت مرکزی ناشی از جهل آنها به موضوع بوده است.هم خود کلانتران قربانی شدند.هم مردم را آواره کردند.هم مدنیت و شهرنشینی را پنجاه سال عقب انداختند.اگر کلانتران پیروز شده بودند هنوز آنها خان و ما رعیت بودیم.نمیدانم امثال دکتر آرام چطوری از حرکتهای ارتجاعی میخواهند دفاع کنند.با مقاله فاخر و تحلیلهای علمی تقوی ،تاریخ بویراحمد ورق خورد و در مسیر و بستر واقعی اش افتاد.از این به بعد ببینید که کتابهای تاریخ محلی چگونه نوشته می شود.با تشکر از روشن اندیشی شما.

  • دکترعماد می‌گه:

    یعنی الان شما فکرمیکنید با یک تیر دو نشان زده اید هم تجلیلی کردید از مفاخر خود و هم جوابی دندان شکن به اظهارات آقای تقوی !!!
    این که به هر بهانه ای سعی میشود هرکس به زعم خود تحلیل های علمی مستند اما تلخ جناب مهندس تقوی در مورد تاریخ بویراحمد را به نقد بکشد نشان از استدلال های قوی جناب مهندس و تاثیر گذاری فرمایشات ایشان میباشد .

  • ناصری می‌گه:

    صدها مقاله در نقد مقاله تقوی بهبهانی نوشته شد. که هیچکدام نتوانست از تاثیر فوق العاده مقاله تقوی بکاهد. شما هم بنویسید تا نتیجه را ببینیم.دکتر مندنی پور و قاسم یزدانی و……….. از پس او برنیامدند. تحلیل تقوی از تاریخ معاصر بویراحمد کاملا علمی و مستند است.منتظر نوشته شما میمانیم. موفق باشید.

  • فیلم وعکس آلبوم آبی می‌گه:

    کاش قبل ازاین اتفاق به ماجوان هامیگفتیدچه انسان باارزشی کنارمابودتابیشترازوجودگرانقدرش بهره ببریم. خواهشمندم کسانی که به این بزرگان نزدیک هستن کاری کنندکه نسل های بعدآنهاآنهاروبیشتربشناسن وآنان راسرلوحه زندگی خودقراردهند

  • کمال می‌گه:

    راستی بچه هاش و نوه هاش کاره ای هستند به جایی رسیدن مینتونند جاشو بگیرن

  • جلیل جباازشیراز می‌گه:

    انشااله روح مرحوم حاج شیروان بامقربان درگاه الهی محشور گردد.حال بیاییددیگربزرگان شهرودیارمان راقبل ازرفتن دریابیم .کسانی مانندحاج عطاطاهری کی بهرام همایون فر کی امیربهادر کی اسفندیارآروین ودههابزرگ مردایل ودیارمان که میرود گذر زمان آرام آرام آنان راازیادهامان پاک کند

  • ??/?? می‌گه:

    دوست عزیزی که مرغ همسایه را غاززززززززززز می بینی مگه ونک وتجریش راکه شما اینقدر بزرگ می بینی کجاست به غیر از اینکه یک بخشی از کشور ایران( تهران ) است که ساکنین آن هرکدام از یک دیاری آمده اند وشما هم که اینطور که معلومه خیلی درحسرت هستی بچه آنجا بودی واصالت خودت را زیرسوال می بری که چی ؟ پس خواهش می شود درهر نقطه ای ازکره زمین که هستید اصالت خود را حفظ کنید

  • صالحونی می‌گه:

    ضمن تسلیت به خانواده مرحوم آقا شیروان کاظمی، یادش بخیر در منطقه نرماب جایی که منطقه سرحد نشین مرحوم بود چند خونه بهاری داشت که مردم بخش کبکیان تا فبل از اومدن ایل نرمابی بسیار شبها وروزهارا در آن بیتوته میکردند وازاین طریق در سرمای طاقت فرسای نرماب پناهگاهی بود برای مردم بخصوص جوانان عاشق کوهنوردی ، خدا اورا در بهشت برین جای دهد

  • ناشناس می‌گه:

    بی عرضه ضرغام آبادی هرجاباشه باعرضه است مخوادبگه اونجاهم به لربودنم افتخارمیکنم

  • ؟؟؟؟؟؟؟؟ می‌گه:

    یه جوری میگن ضرغام ابادیهای مقیم تهران که انگار ونک وتجریش منطقه مسکونی ضرغام ابادیهاست مقیم تهران برا کلاسش بود

  • با سلام خدمت دکتر علی آرام بسیار خوب بود.و عرض تسلیت به خانواده کاظمی نرمابی و تیره اولاد سیاه دهدشت.خدا رحمتش کنه

    • ضرغام آبادي هاي مقيم تهران می‌گه:

      باسلام وتشکراز آقای دکتر آرام که با جملات وادبیات بسیار خوبتان ، طوری از آقاشیروان صحبت به میان آوردی که با هربارخواندن این متن شما ، احساس می کنم که این افراد زنده هستند وهرگز نمی میرند . البته آقا بیژن فرزند ارشدو فرهنگی مرحوم آقا شیروان اشعار وجملات بسیار خوبی در مراسم ختم ایشان سرودند که جا دارد از ایشان نیز تشکر شود وکاش مطالب مختلف را دریک مجموعه منظم ومرتب دسته بندی کنند که همه دوستتداران این فرهنگ استفاده نمایند

  • هم شهری می‌گه:

    احسنت.
    اشخاصی بزرگ همانند:آقاشیروان نرمابی،
    ملاقباد سی سختی،ملاخدامراد تیرتاجی،کی محمدزکی طاس احمدی، کی محمدعلی تامرادی،کی لهراس باطولی،میرغلام شاهقاسمی ،میرعباس شاهقاسمی،آقامحمدتقی خوبانی،کی علیخان کی گیوی،ملاخورشیدگودرزی و…قابل احترام هستنند…

    • ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﺤﺮاﺑﻲ ﺑﻠﻬﺰاﺭ می‌گه:

      ﺩﺭﻭﺩ و ﺗﺸﻜﺮ اﺯ اﺳﺘﺎﺩ ﮔﺮاﻣﻲ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﻛﺘﺮ ﺁﺭاﻡ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﻮﻳﺮاﺣﻤﺪ ﻛﺎﺭﻱ اﺳﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺪاﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻮﻳﺮاﺣﻤﺪ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻣﺮﺩاﻥ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺩاﺷﺘﻪ اﮔﻪ ﺑﺸﻪ ﻣﺮﺩاﻥ اﺳﻂﻮﺭﻩ اﻱ ﺑﻮﻳﺮاﺣﻤﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺑﺸﻦ ﺧﻮﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﺁﻗﺎ ﺷﻴﺮﻭاﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺭﺣﻤﺖ اﻟﻬﻲ

  • ناشناس می‌گه:

    آقا شیروان مرد بزرگی بود خدا بیامرزش
    روحش شاد

  • ناشناس می‌گه:

    آخ و صد حیف تا قیامت
    مردان بزرگی دارند ما را ترک می کنند
    خدا رحمتش کنه
    خداوند متعال نیز روح مرحوم آقا کاووس جمال سیرت بزرگ طایفه باباکانی را شاد کند
    حونه آقا مردان بزرگی داشت خدا همه شان را رحمت کنه

  • ناشناس می‌گه:

    خدا روح ان مرحوم را غریق رحمت نماید:ان مرحوم را در همان حدی که منشا خیر و اثر بود معرفی کنی هم واقعی است و هم کم نیست،لذا نیازی به اغراق و قلم فرسایی بی مورد نیست.اغراق معادل اجحاف در فرهنگ ماست

  • ابالفضل می‌گه:

    روح آقا شیروان قرین رحمت الهی و به امید سرفرازی ایل بویراحمد اعم از بالا و پایین و گرمسیر

  • مهدی کاظمی می‌گه:

    باسلام وعرض ادب خدمت استاد فرهیخته جناب آقای دکتر علی آرام:تشکر وقدر دانی داریم . از مطلب بسیار زیبایتان بر ما خانواده کاظمی منت گذاشتی. ومسئولیت ما را دوچندان امید واریم که ما بتوانیم. جوابگوی اینهمه محبت مردم باشیم. اگر چه زبان قاصر است. .وتنها ما از خداوند منان ودر این تاسوعای حسینی متوسل به سرورآزادگان امام حسین میشویم که مردم عزیز وبا محبت استانمان و شما در این دنیا وجهان آخرت در برابر خالق یکتا روسفید وموفق و سلامت باشید وشما همواره دکتر عزیز مایه فخر این استان باشید. خانواده – کاظمی نرمابی و فامیلهای وابسته

  • ابراهبم حسینی فرد می‌گه:

    درود بر استاد گرامی جناب دکتر آرام و عرض تسلیت به همه خویشاوندان و دوست داران آن سفیر صلح…

  • درخشنده می‌گه:

    درود و سپاس بر دکتر آرام
    مطالب مفید و بسیار جالبی بود.

  • دنا می‌گه:

    خدا رحمتش کند

  • فرهنگ می‌گه:

    عالی بود و خیلی مفید

  • حسنعلی شابون می‌گه:

    درود بر دکتر عزیز

  • آویش می‌گه:

    باسلام خدمت دکتر آرام عزیز
    مطالب بجا و دلنشینی بود
    امیدوارم بازهم نوشته های شما را در این سایت ببینیم

  • کارمند راه می‌گه:

    درود بر دکتر علی ارام مدیر باسوادخیلی عالی بود.

  • احسان می‌گه:

    تشکرمیکنم ازدکترارام عزیزونوشته شیواوخوبشون

  • سالم اباد می‌گه:

    جالب بود . خدایش بیامرزاد

  • بویراحمد می‌گه:

    روحش شاد

  • غیر مقیم می‌گه:

    از مقاله خوب و پربارتان استفاده کردیم سپاس .

  • زیلایی می‌گه:

    باسلام خدمت دکتر علی ارام بسیار عالی و مفید بود.

  • مریم آران پور می‌گه:

    با سلام و احترام خدمت آقای دکتر،واقعا جالب بود ممنون به خاطر مطالب جامع ،رسا و کامل تون ، عالی بود

  • وحید نرگس نژاد می‌گه:

    زیبا بود جناب دکتر..خلاصه و پر مفهوم

  • حقیقت می‌گه:

    درود بر دکتر علی ارام یک مدیرپرتلاش و پرقدرت و پرتوان و پاک استان ک-ب موفق باشید.

  • سیدمصطفی عبدالهی می‌گه:

    زیبا و مختصر ، جامع و کامل -به نظر من یکی از بهترین مقاله هایی بوده که تاکنون در سایت درج شده است.

  • شهرام مومن نسب می‌گه:

    باسلام خدمت استاد گرانقدر اقای دکتر ارام
    ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت بزرگ مرد ایل غیور و وطن پرست بویر احمد به تمام کسانی که قلبشان برای آزادگی و آرامش مردم این دیار متپد،مکتوبه وزین دکترآرام که برگرفته از واقعیت تاریخی استان بوده و اسنادی به استواری کوه دنا دارد که برگرفته از زندگی جوانمردانه مردم این خطه است.

200x208
200x208