تاریخ درج خبر : 1392/09/29
کد خبر : ۱۶۲۱۷۱
+ تغییر اندازه نوشته -

جایی از قانون نمی لنگد، اجرایش اما…!!!

سایت استان: آرزو غلامی*

این روزها صحبت از اشتباهات 8 ساله ریاست جمهوری «محمود احمدی نژاد» بسیار بر سر زبان ها نقل می شود. اما اینبار فقط از مردم کوچه و بازار و کارمند دولت و بازرگانو عامه شنیده نمی شود، بلکه ناظران، مسئولان، نمایندگان مجلس و حتی برخی روزنامه های محافظه کار هم بعضاً افراط و تفریط های هزینه بر آن 8 سالرا می شمرند و سری به تاسف تکان می دهند.
در این مورد اما نظام و قوانین و آئین نامه هایی برای اجرای سیاست و نحوه اداره کشور و نظارت براداره کنندگان وضع شده است.آزمون و خطاهای بسیاری از سر گذشته است و دیگر وقت اش است که بگوییم به تعریف و ثبات مشخصی رسیده ایم. کشور دیگر تحمل آزمون و خطا را ندارد، هنگام آن است که نظریه پرداز و صاحب نظر باشیم، خطوط قرمز، مصالح کشور و بایدها و نبایدها را با معیار عقل و پیشبرد کشور بسنجیم، دُگم فکر نکنیم و در ابراز و اعلام و اعتقاد نسبت به افکارمان انعطاف نشان دهیم. زمان آن استکه ایران را یک کشور در میان کشورهای جهان تعریف کنیم و نه یک محدوده مرزی که تک و تنها با آرمانهای خود بر کره ی خاکی زندگی می کند. هنگام این است که برای سیاست تعریف ارائه کنیم. آنکسی که رئیس جمهور می شود، با رای مردم نمی تواند حاکم بر مقدرات مردم باشد و باید چهارچوب رفتاری مشخصی داشته باشد. باید خطوط قرمز او و رئیس جمهور پیش یا پس از او یکی باشد که اگر نه عاقبتش تحمیل خسارت های 8 ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد است.
اکنون بر نظریه پردازان علم سیاست محرز است که بهترین شیوه اداره کشور قالب نظام پارلمانی است. اما زمانی معنی واقعی نظام پارلمانی ظاهر می شود که تفکیک قوا و تعریف دقیق وظایف، صلاحیت ها وخطوط قرمز مشخص باشد. منظور از خطوط قرمز صرفاً مسائل عقیدتی نیست. بلکه رفتارهایی است که فرهنگ، اقتصاد و دیگر بنیان های یک جامعه را به خطر می اندازد.
هدف اما از این مقدمه پرداختن به نوع عملکرد مجلس شورای اسلامی به عنوان موثرترین قدرت ناظر و بازدارنده ی عملکرد رئیس جمهور در زمان تصدی احمدی نژاد است. عوامل بیشماری می تواند منجر به پیروزی یک کاندیدا در رقابت ریاست جمهوری باشد. در این باره مواردی را می توان برشمرد که اساساً به چه دلیل احمدی نژاد در سال 84 توانست مسند ریاست را بر عهده بگیرد. فردی که نسبت به دیگر نامزدها سابقه اجرایی کمتری داشت و عملکرد او در شهرداری تهران هم چندان درخشان نبود و ردپای تخلفات مادی در دوره حضورش به چشم می خورد. البته این بحث مفصل و خارج از حوصله ی این نوشتار است.
اما باید پرسید که 8 سال اعمال سیاست های اشتباه، احساسی و هیجانی که مشخصاً زندگی و معاش مردم را هدف گرفته و مهم تر از هر چیز رفتارهای خلاف قانون و مصوبات مجلس و عرف سیاست، چگونه از درهای مجلس عبور می کرد؟. چگونه پس از پایان این دوره 8 ساله، امروز آمار و ارقام نجومی تخلف هر روز از گوشه کنار یک اداره و وزارتخانه سر بر می آوردو کسی تاکنون نمی دانست؟ بالاخره تفاوت عامه مردم و فرهیختگان سیاست چیست؟ چگونه می شود 8 سال ریخت و پاش های جبران ناپذیری کرد و کسی وقعی نگذارد که آیا این همان پول بیزبان بیت المال نیست؟ چطور می شود یک فرد تصمیم بگیرد و 8 سال بدون همفکری حتی یک کارشناس در حوزه تخصصی اش ساخته هایی را که چندین سال برای رسیدن به نقطه کنونی، هزینه و وقت صرف شده است تخریب کند؟ مگر وزرای ایشان از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد نمی گیرند؟ چگونه است که افراد غیر متخصص، افرادی که نه تنها به گذشته بلکه به آینده هم فکر نمی کنند، اینگونه راجع به نظام اقتصاد،فرهنگ، محیط زیست و جزیی ترین مسائل کشور تصمیم های جبران ناپذیر می گیرند و هر گونه اعتراض از سوی مردم، انجمن های محیط زیست، کارگری یا اهل هنر اقدام علیه نظام خوانده می شود؟
یک جای کار می لنگد. جایی از قانون نمی لنگد، بلکه اجرای آن است که درست نیست. چرا که قانون در هیچ کجا دست دولت منتخب را آنقدر باز نگذاشته که به گشاده دستی در هر روز از دوره 8 ساله ریاست جمهوری خود اینگونه کشور را به قهقرا بکشاند. اینجاقهقرا اغراق نیست. فقر و اختلاف طبقاتی، حاکم شدن بی اخلاقی و دروغ و رفتارهای هیجانی وتصمیم های بی پشتوانه، مصلحت اندیشی به سود عده ای معدود از اطرافیان و قربانی کردن ملت، بزرگنمایی کارهایی که اصلاً اتفاق نیافتاده و نشان دادن راهکار دروغ در رسانه ملی، این موارد پس از گذشت تجربه انقلاب و35 سال حکومت اسلامی معنی اش به قهقرا کشیدن یک کشور است.
اما این ها نباید تا اینجا پیش می آمد. گذشت یک سال، دو سال و نهایتاً چهار سال برای ارزیابی عملکرد یک فرد کافی نیست؟ مشکل ریشه ای است. آنقدر که احمدی نژادرا مقصر این وضعیت می دانیم باید سر را کمی کج کنیم و در پشت سرش نگاهی به مجلس بیاندازیم. «محمود احمدی نژاد» بدون عداوت همان چیزی را که بود عرضه کرد. فکر او همین بود، واکنش هایش هم حاصل همان اندیشه های بی تجربه در سیاست و غیرکارشناسی و خامی و عدم تخصص بود. جز آن چیز که می اندیشید رفتار نمی کرد. مانند یک کارمند ساده که تجربه کاری ندارد و به ناگهان سر از شرکت تخصصی تولید قطعات خودرو با سمت طراح در می آورد. اما پرسش اینجاست که اگر چند سال دیگر فردی مانند احمدی نژاد با رای مردم بر سر کار بیاید باز هم کشور همین تاوان را باید بپردازد؟
پاسخ صرفاً در قالب احترام به رآی مردم خلاصه نمی شود.عوامل را می توان یک به یک شمرد. اما هدف این نوشته بررسی عملکرد مجلس شورای اسلامی و یافتن دلیل این همه سازش و همراهی با «محمود احمدی نژاد» طی سال های اخیر از سوی قوه ای است که موثرترین نقش را می توانست ایفا کند.

1- همسویی حزبی

پس از مجلس هفتم، با روی کار آمدن رئیس جمهوراصول گرا (اگر چه بعدها این گرایش حزبی انکار شد) بعد از رد صلاحیت گسترده رقبا و برگزاری انتخابات، مجلس هشتم با اکثریت اصولگرا روی کار آمد. درست است که نمایندگان هر کدام خود را متعلق به حزباصول گرا یا اصلاح طلب می دانند (و البته به تازگی قطب سومی به نام جبهه پایداری)، اما حکومتِ فضای دوقطبی در مجلس شورای اسلامی در بسیاری موارد به تصمیم ها رنگ و بوی سیاسی و عقیدتی می دهد.در این میان اما قابل مشاهده است که در میان دو حزب، حمایت اصول گرایان از یکدیگر به مراتب بیشتر از اصلاح طلبان است. البته این امر را از منظر دیگری هم می توان بررسی کرد و آن اینکه اصولگرایان اهل انتقاد نیستند و بی چون و چرا از هم حزبی شان دفاع می کنند. همانطور که بیشتر اصولگرایان تا مدتها از پذیرش اشتباهات احمدی نژاد سر باز زدند و در نهایت اطرافیانش را جریان انحرافی خواندند و اگر امکانش فراهم بود «محمود احمدی نژاد» را هم در جریان انحرافی قرار می دادند. اما مگر می شود فرد مورد حمایت اصول گرایان که اتفاقاً بیش از هر زمان دیگری در تاریخ پس از انقلاب تا این اندازه پشوانه اصولگرایان را داشت، در جرگه منحرفان قرار بگیرد یا این واقعیت را انکار کنند که او از خودشان و البته چشم امید جریان اصولگرایی است. احمدی نژاد هم از هوش ذاتی اش بهره برد و تا زمانی که قهرمان مجلس بود انتصاب های پرسش برانگیز انجام داد و با همراهی مجلس و دولت که معمولاً کمتر اتفاق می افتد آنچه می خواست کرد و آنچه می شد راند. اما خیلی زود با نخستین مخالفت مجلس نوع نگاه احمدی نژاد نسبت به جایگاه مجلس عیان شد. اینکه «مجلس در راس امور نیست.»

2- به مصلحت دانستن تصمیمات

در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد، مجلس از ابزار های قانونی خود ماننداستیضاح استفاده نمی کرد و اگر استفاده می کرد هم به راحتی فریبِ یک کودک قانع می شد و یا ادامه پرسش را با توجیح به مصلحت نبودن تحقیق و پرسش و توضیح از دولت در نیمه راه رها می کرد. مجلس مدعی بود که این رفتار و کوتاه آمدن به مصلحت کشور نیست، اما کدام مصلحت؟ پرسش نکردن از وزرای رئیس جمهور، تحقیق از نحوه هزینه بودجه کشور، صرف هزینه های هنگفت از بیت المال برای سفرهای استانی، اختلاسی که تعداد صفرهایش در تاریخ بی سابقه است در حالی که شائبه دست داشتن معاون اول رئیس جمهور در آن می رفت، عزل و نصب های غیرموجهه مخافان و موافقان، دیپلماسی غیرمتعارف و ابراز عقیده شخصی در مجامع بین المللی به عنوان رئیس جمهور ایران و بسیاری مساله دیگر و سکوت مجلس و اتفاقاً گاهی خواندن بیانیه هایی در تایید عملکرد محمود احمدی نژاد و در نکوهش مخالفان از سوی رئیس مجلس در قالب مصلحت اندیشی برای کشور چه نتایجی به همراه داشت؟
طبق اصل‏ 76 قانون اساسی مجلس‏ شوری‏ اسلامی‏ حق‏ تحقیق‏ و تفحص‏ در تمام‏ امور کشور رادارد و بر اساس اصل88
در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد. با این شرایط چرا از این حق قانونی استفاده نشد؟ مگر نمایندگان در زمان انجام وظیفه از مصونیت ماهوی برخوردار نیستند؟ مصلحت مردم یک کشور معاش، عزت نفس، احساس امنیت شغلی، تحصیلی، حیثیتی و منطقه ای مردم است. نمی توان پذیرفت که یک وکیل دعوای موکلش را بدون رضایت او به سازش خاتمه دهد و در نهایت بگوید که مصلحتت در این بود.
پرسش از احمدی نژاد طی این 8 سال می توانست جلوی بسیاری از اشتباهات را به جای سرپوش گذاشتن وسر دادن شعار مرگ بر منافق در برابر هر انتقادی از او بگیرد. وضعیت اقتصادی در این چند سال در کشوری که ثروتمند و غنی است، مردم را به روزی نشاند که حتی خبر دزدی از نانوایی هم به گوش می رسد. آن گاه قوی ترین قدرت اجرایی با مصلحت اندیشی از انجام وظایفش کوتاه می آید.
نمایندگان مجلس با رای مردم انتخاب شده اند. جایگاهی فراتر از کشمکش حزبی دارند و معتمد مردمند. عنوان وکیل را یدک می کشند و حافظ جان و مال و ناموس مردم هستند و البته وقتش است که در برابر مردم پاسخگو باشند. گرو کشی و بگم بگم های احمدی نژاد زمانی در مجلس مورد انتقاد قرار گرفت که رئیس مجلس هم دستی بر آن آتش گذاشت و سوخت. مگر میشود یک رفتار زمانی با شعار مرگ بر منافق تایید شود و زمانی دیگر موجب اخراج از صحن مجلس شود؟ مصلحت یک بام دو هوا ندارد.

3- مصادره گفته های رهبری توسط اصولگرایان

سالهاست که اصولگرایان خود را طیف نزدیک به اندیشه مقام معظم رهبری تصور می کنند و گفته های ایشان را مصادره به مطلوب می کنند. جالب آنکه رئیس جمهور منتخب اصولگرایان خود را در مقابل برخی از فرمایشات صریح رهبری قرار داده و در عمل مخالفت خود را ابراز میکرد. مانند انتخاب رحیم مشایی به عنوان مشاور و تعیین وزیر اطلاعات. رفتاری که در طول تاریخ انقلاب بی سابقه بود. در حالی که هر صدای مخالف و انتقاد با عملکرد زیانبار محمود احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی با شعار مخالفت با رهبری و انقلاب مورد هجمه قرار می گرفت. مگر می شود رهبر جمهوری اسلامی ایران یک طیف را مخاطب خود قرار دهند یا به عنوان مثال جریان اصولگرایی با ایشان همسو و جریان اصلاح طلب در تقابل با ایشان باشند؟
4-سکوت تعجب برانگیز مجلس در مقابل بی حرمتی های احمدی نژاد
دوره محمود احمدی نژاد را می توان بی عزت ترین دوران مجلس دانست. تا جایی که در جلسه استیضاح وزیرش برای دفاع در مجلس حضور نیافت. تا جایی که بارها و بارها تاکید کرد که مجلس در رأس امور نیست. تا جایی که اقدامات مجلس را فراتر از قانون خواند و در رسانه ملی علت ناکارآمدی پروژه های عمرانی و طرح های عقیم خود را مخالفت مجلسیان اعلام کرد و تا آنجا پیش رفت که حتی برای یک سال هم لایحه بودجه را در زمان قانونی به مجلس تحویل نداد که از این باب زیان های بسیاری متوجه مردم شد. بدون اجازه مجلس از خزانه کشور پول برمی داشت و پول حاصل از فروش نفت را به خزانه واریز نمی کرد و کسی نمی پرسید که چه بر سر آنها آمد و جز زمزمه هایی آن هم از چند روزنامه اصلاح طلب صدایی در نمی آمد.
جز یکی دو نماینده دیگران گویی در خواب به سر میبردند. رفتارهای خلاف قانون احمدی نژاد و سکوت ممتد مجلس تا جایی پیش رفت که مجلس شورای اسلامی در نظر مردم تبدیل به نهادی شد که صرفاً هزینه پرداخت دستمزد به نمایندگان را بر کشور تحمیل می کند. مقایسه عملکرد مجلس در 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و سختگیری های عجیب مجلس در دوره ریاست «محمد خاتمی» زمین تا آسمان تفاوت دارد. حتی عملکرد مجلس و رد صلاحیت وزرای آقای روحانی هم گویای رفتار دوگانه مجلس نشینان است. چالش نفس گیر با اصولگرایان رادیکال همواره مانع دولت ها بود وسکوت این افراد اما در دوره احمدی نژاد حیرت آور است.
مجلس هنوز هم به سکوتش ادامه می دهد و برای هر ایرانی پرسش پیش می آید که مگر سرمایه و بودجه کشور پول جیب رئیس جمهوری است که بر سر کار می آید و او می تواند به هر طریق که می خواهد صرف کند و دولت و کشور را با ارقام نجومی بدهی به دولت بعد از خود بسپارد؟ اگر مجلس در این زمینه پاسخگوی بی توجهی و کم کاری خود نباشد در چه زمینه ای در مقابل ملت باید پاسخگو باشد؟ آیا پایان دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد برای به پایان رسیدن مسئولیت این بدهی های هنگفت کافی است؟ او رفت، چه بر سر کشور می آید اگر بار دیگر این نوع مدیریت تکرار شود و از قضا رئیس جمهور از طیف اصول گرایان باشد؟ به همین سادگی می توان از بیت المال و نان سفره مردم دانشگاه بین المللی تاسیس کرد و بقیه دست روی دست بگذارند و تماشا کنند؟ مگر می شود وکلای ملت را با تهدید به افشاگری ساکت کرد؟ مگر تهدیدی بزرگتر از در هم ریختگی کشور در این دوره 8ساله ریاست محمود احمدی نژاد هم وجود دارد که مجلسیان را به افشای آن تهدید می کند و در واقع چه چیز در نظر مرد ناپسندتر از سکوت مجلس و دفاع نکردن از حق مردم است. نمایندگانی که مردم به آنها رای داده اند، زبان مردم هستند، حافظ حقوق مردم هستند. آیا سکوتشان سرشار از ناگفته هاست؟

4- رویکرد متفاوت مجلس نشینان در برخورد با دو دولت

حال اما شاهد سختگیری های بی مورد و سنگ اندازی های نمایندگان اصولگرا در مقابل دولت تدبیر و امید هستیم. مشکل این تفاوت رویکرد نگاه حزبی نمایندگان است. رفتاری که اهداف بزرگ را به دلایل کوچک زیر سوال می برد. بی شک مردم در کنار آن سهل گیری ها این سختگیری ها را برنمی تابند. شان و جایگاه نماینده مجلس محترم است. جایگاه خاصی دارد. آن ها صرفاً حقوق بگیر دولت نیستند. وام دار شعور مردم هستند. اما باید گفت مجلس اصول گرا عملکرد مثبتی نداشت. رفتار همراه با به گمان خود مصلحت اندیشیمشکلات جبران ناپذیری به بار آورد. مشکلاتی که دامنگیر کلیه ایرانیان به خصوص قشر ضعیف و آسیب پذیر شد. حال آنکه مجلس محل مناقشه و گروکشی حزبی و سیاسی نیست.

5- رابطه مستقیم مطالعه نمایندگان و عملکردشان

و در آخر اشاره به میزان مطالعه، اطلاعات و استقلال نمایندگان مجلس می تواند محل بررسی باشد. زمانی که نماینده مجلس شورای اسلامی به جای ان پی تی (NPT) ، پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای، آن را به صورت ام پی تی(MPT) در قالب یک طرح نوشته و ارائه می کند چه جای گله و شکایت باقی می ماند. مطلب فوق اشاره به ارائه طرح از سوی نماینده شهر مشهد می باشد که طی یک هفته پیش به عنوان طرح ارائه کرد ، در حالی که هنوز نمی داند که ام پی تی درست نیست و درست آن، ان پی تی است و قصد دارد در این خصوص قانونگذاری همبکنند. جالب آنکه حدود صد نماینده دیگر هم زیر طرح را امضاء کردند حال یا طرح را نخوانده اند! که جای پرسش است در این صورت چه چیز را امضاء کرده اند؟ و یا از معاهده ای که کشورمان سالهاست به صورت مستقیم و غیر مستقیم با آن در ارتباط است بی اطلاع هستند!. نماینده گان باید جزو فرهیختگان کشور باشند. کار اصلی آنها قانونگذاری است، وظیفه ای خطیر و حساس. نمایندگان چشم و گوش مردمند. شاید لازم است مردم هم از آنها انتظار بیشتری داشته باشند. انتظاری فراتر از آنچه از عامه مردم می رود.

*کارشناس حقوق

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فرزانه می‌گه:

    نقد بسیار جامع و ریزبینانه ای ست .

  • Ehsan می‌گه:

    حقوق با سیاست میانه ای ندارد خانم غلامی. در مملکت ما همیشه سایه شوم و ترسناک سیاست و سیاست زدگی و سیاست نمایی بر حقوق و قانون حاکم بوده است.اگر واقعا قانون و حقوق بر جامعه ما حاکم بود تعداد زیادی از سیاسیون الان بایدپشت میله های زندان بودند نه بر مسند حکومت.ولی چه کنیم که این رشته سردراز و دارد و ما فقط با اسم روحانی و امثال روحانی دلمان را داریم خوش می کنیم و بس.

  • اسلام رسایی نسب(بخشایش) می‌گه:

    مخلص کلام:
    وقتی ناپاکی همه گیر شود سکوت و چشم پوشی فراگیر می شود

  • سوفیا می‌گه:

    در پاسخ به آقای آرش.
    بله همه ما خوب بلدیم صحبت کنیم و بهتر از آن بلدیم انتقاد کنیم.زبان نقد سطحی دراز است چرا که به آگاهی چندانی نیاز ندارد.
    این مطلب در انتقاد از مجلسی است که هنوز در حال کار است و نه دولت آقای احمدی نژاد که دوره اش به پایان رسیده. اگر دقیق تر بخوانید متوجه این موضوع میشوید که این حقیقت نوشداروی پس از مرگ سهراب نیست و هنوز هم بخش اعظمی از جامعه فقط یک نفر را قهرمان یا مقصر نهایی میدانند و عملکرد دیگر ارگانها مخصوصا مجلس را نادیده می انگارند.

  • آرش می‌گه:

    سلام_نظراتتون جامع و موشکافانه بود ولی چرا الان میگین خانوم غلامی_نوشدارو پس از مرگ سهراب_مگه شما در دوران ریاست جمهوری قبلی کجا بودین؟همه مون بلدیم فقط حرف بزنیم اما عملی در کار نیست…فقط باید به حال این کشور غبطه خورد.

  • مصطفی خاکسار می‌گه:

    خانم غلامی از مطلب صریح و بلیغتان متشکرم..
    با سپاس

  • کدیور می‌گه:

    خانم غلامی
    معلوم است که شما صاحب نظر و دلسوز و وطن پرست هستید. مطلب شما را خواندم به نکات بسیار ظریف خصوصا در خصوص نماینده های مجلس اشاره فرمودید. درست است که نماینده مردم نباید درگیر حذب باشد. بلکه مسئولین و نمایندگان باید از خود جرائت و جسارت نشان می دادند. خانم محترم لطفا ادامه دهید من و همکارانم از نوشته های شما استفاده خواهیم کرد.

  • مینا می‌گه:

    سرکار خانم غلامی. از نقد کامل و بدیع تان مچکرم.

  • قاصدك می‌گه:

    نقد بسیار خوبی بود، اما نکته دیگری که می بایست بیشتر به ان پرداخت دریافت کارت هدیه بانکی بیش از ١٠٠ نفر از نمایندگان مجلس از سازمان تامین اجتماعی و شخص سعید مرتضوی می باشد. هرعملکردی قابل دفاع است به جز فساد مالی نمایندگان مردم در مجلس کشوری اسلامی . مماشات،اغماض و مصلحت دراین کار جایز نیست.این چرخه ی فساد به لابی پشت پرده منجرشده و به گسترش ادبیات بسیار منفی عادی سازی فساد مالی دامن می زند.بنابراین پاک دستی نمایندگان مجلس لازمه ومقدمه و الفبای نظارت آن هابرسایر ارکان است.نمایندگانی که کارت هدیه دولت را-آن هم از حساب بیمه شدگانی که یک عمر تلاش می کنند تا زندگی اشان تامین داشته باشد-دریافت کرده اند؛علاوه بر آنکه جرمشان در قوه ی قضاییه مورد رسیدگی قرار می گیرد،باید نمایندگی مجلس را رها کنند،فسادمالی نافی نظارت است.

  • دانشجو می‌گه:

    سلام خانم غلامی میشه یه رزومه ای از خودتون بگین یا کسایی که میشناسن بگن

  • ایراندوست می‌گه:

    خانم غلامی مطلب سیاسی اجتماعی را خواندم بسیار جالب و خواندنی بود البته باید این مطلب در مورد همه مسولین کشوری صدق میکند. بلکه مسولین امروز اشتباهات و خود محوری و خودخواهی مسولین اصولگرای گذشته را تکرار نکنند

  • سوفیا می‌گه:

    از مطلب بسیار جالبی که نوشتید سپاسگزارم. دقت شما در این موضوع که در این 8 سال عوامل دیگری هم در کنار آقای احمدی نژاد به فقر اخلاقی و مالی دامن زند، قابل تحسین است. امید که هرکس فکر مخالف را در کنار فکر خود پذبرا باشد، مسئولین اتنقادپذیر باشند و روزی فرا رسد که دیگر شاهد دیدن رفتارهای تند و افراطی نباشیم…
    مطلب شما بسیار دقیق است و کاش فضای دولت اصول گرا آن قدر منعطف و اتنقاد پذیر می بود که مطلب شما در آن دوره می توانست منتشر شود مگر برخی آقایان گمنام بیدار شوند و به جای شعار دادن و چشم بستن، کمی هم ضعف های خود را ببینند…

  • گمنام می‌گه:

    فقط میتونم بگم متاسفم برای همه اصلاح طلبان قانون گریز

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر شما.بسی خورسندیم که چون شما هایی هستند و با این بیان گویا و مستند مردم را آگاه میکنند.سپاس از شما منتظر دیگر دیدگاههای شما هستم شخصا

  • رسايي نسب می‌گه:

    خوب و مستدل، دست مریزاد!
    مادام که در جامعه قانون حاکم نشود و تنها حاکمان و متولیان قدرت وقت، قانون را تعریف و تعیین کنند و در زمینه اجرا هم سلیقه ای و منافعی با آن برخورد شود آش همین است و کاسه همین!
    مادام که قانون با ابزارهای فراقانونی منکوب و با تشخیصهای فردی منحرف و با استفاده ابزاری از هیجانات توده در مسیر خواست گروه و فرد خاص قرار گیرد نمی توان به ثبات آن در حوزه نظری و ضمانت اجرای آن در حوزه عملی امید چندانی داشت.
    وقتی قانونگذار خود قانونمدار به معنای واقعی نباشد یا مجری آن به هیچ وجه محدودیتهای قانونی را برنتابد یا بدتر از آن قانون را بازیچه قرارداده و ابزارهای در اختیار را به شکلی قانونی اما ضد قانون به کار گیرد اصلاح امور و ثبات امور دور از انتظار است.

    تعاریف نا مشخص و غیر کنترلی از شاخصهای ارزشی جامعه و ملاک و معیار قرار دادن آنها به جای جاری ساختن شفاف قانون مانع از تحقق درست قانونمندی و مدنیت مورد نیاز برای تحولات سیستماتیک در طول زمان می شود.

  • ناهيد می‌گه:

    خانم غلامی،سپاس از مطلب زیبا و کاملتون

  • سيسختي می‌گه:

    أحسنت وتبارک الله خانم غلامی الحق خیلی مستند وقوی مجلسیان رو به بوته نقد کشاندی اما اشاره به شورای نکهبان نیز در نوشته های بعدیت ضروری به نظر میرسد که به جای شورای نکهبان ملت ، شدن عامل شورای نکهبان اصول کراها . این رشته سردرازی دارد.

  • جواد می‌گه:

    خسته نباشید،زیبا،جالب اما طولانی بود.منتظر یاداشتهای بعدی شما هستیم.

  • شجاعت می‌گه:

    درود بر شما.نظراتتتون حرف نداشت

200x208
200x208