تاریخ درج خبر : 1392/09/29
کد خبر : ۱۶۲۱۸۷
+ تغییر اندازه نوشته -

«یلدا » از کجا آمد؟

سایت استان: غلامحسین هادیانی نژاد

«باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش/صبح صادق ندمد تا شب «یلدا» نرود.

درجهان پر آشوب امروزی بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازگشت فرهنگ بومی داریم. فرهنگ‌های بومی و وطنی در حال انحلال اند و ممکن است نسل‌های بعدی با فرهنگ نیاکان خود کاملاً بیگانه شوند. مردمی که فرهنگ و زبان بومی را به فراموشی می‌سپارند حیثیت تاریخی خود را به یکباره از دست می‌دهند.یکی از کانون‌های نمادین فرهنگ،جشن‌ها و آئین‌هایی است که از فراسوی هزاره‌ها به یادگار مانده و تیره‌های گوناگون ایرانیان آنها را بر پا داشته و ارج نهاده اند و بر این اساس بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که این جشن‌ها را دگر باره در جامعه بگسترانیم. هفت هزارسال پیش نیاکان ما به تقویم خورشیدی دست پیدا کردند؛که البته کار آسانی نبود، زمانی طول کشید تا بفهمند که اولین شب زمستان بلندترین شب سال است. همین نیاکان حرکت خورشید را در برج‌های آسمان اندازه گیری کردند و برای هر برجی نامی گذاشتند. یلدا یکی از قدیمی ترین جشن‌های ایرانی است. از همین حالا برق و چشمک هندوانه و آجیل و انارها شروع شده،اما حیف که دیگر مثل قدیم‌ها کرسی ای نیست که دور آن بنشینند. قدیم‌ها این طور نبود که با خوردن آجیل و انار وهندوانه به رختخواب رفته وبخوابند. باید تا دمیدن اولین پرتوهای خورشید بیدار می‌ماندند و تولد خورشید را تماشا می‌کردند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند بخواهند. اگر مراسمی مانند شب یلدا و دهها عید ملی دیگر در کنار اعیاد مذهبی با پشتوانه تاریخی هزاران ساله با حضور اهالی محل در قالب کاروان شادی بر گزار شود مطمئن باشیم که پس از چند سال از بی هویتی نسلی که قرار است کشور به آن تکیه کند گلایه نخواهیم کرد.جشن‌ها باید در شهر‌ها و روستاها به صورت عمومی بر گزار شود به گونه ای که شادمانی و تحرک اجتماعی شکل گیرد. در کشور‌های دیگر به بهانه هر یک از اعیاد کاروانهای شادی بر پا می‌شود و گرامیداشت یک مناسبت دینی یا ملی با موجی از شادی در سطح شهر همراه است. شاید انتظار فعلی آحاد مختلف جامعه ما آن است که مسئولان فرهنگی کشور در فضای امید بوجود آمده نشاط آفرینی همراه نجابت را رونق دهند و هر روز موجی از طراوت و شادابی در لایه‌های گوناگون اجتماعی مردم اعم از نخبگان و دانشگاهیان گرفته تا بازاریان و مردم عادی ایجاد کنند. چرا که هر جامعه ای از کوچکترین آنها که خانواده باشد تا بزرگترین آن یعنی کشور و حتی جهان محتاج فرح بخشی و نشاط است و متولیان باید طوری فرح زایی کنند که غم بر شادی سنگینی نکند و شادمانی در سطح جامعه کارکرد‌های اقتصادی،سیاسی و فرهنگی دارد چرا که جامعه ی شاد به راحتی فعالیتهای اقتصادی می‌کند و فضای سیاسی و فرهنگی تحت تاثیر این موضوع پر توان می‌شود و درست از زمانی که دورنمایه‌های غم و انزوا بر افکار عمومی مستولی شود،کارکرد‌های منفی آن در سطح کلان جامعه به راحتی به چشم می‌خورد. جشن‌های کهن ایرانی باید با رعایت شئونات اسلامی بر پا شود و با توجه به نیاز فعلی شادی و نشاط را به جامعه تزریق کرد و راهکار‌هایی برای برون رفت از انزوای روانی و فکری فراهم شود.

« هنوز با همه دردم «امید» درمان است/که آخری بودآخر، شبان «یلدا» را.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • امراله می‌گه:

    درود بر شما ،افسردگی های شایع در متن این جامعه ی با شادی بیگانه خود ناشی از نبود همین کارناوالیزمی است که به گفته ی باختین منبعی است برای شور و بازسازی آنچه در متون هزارتوی فرهنگ گذشته وجود داشته است کارناوالیزمی بدور از هیجانات توده گرایانه ای که قدرتهای استبدادی به راه می اندازند

  • سيسختي می‌گه:

    با جناب هادیانی موافقم بخشی زیادی از نارا حتی های روحی وروانی موجود درجامعه و سکنه های قلبی وعرقی منجر به مرک در جامعه که درزمانه کنونی به عنوان مهمترین عامل مرک ومیر شناخته شده ناشی از نبود فضای شادی وشادی أور است که درنهایت تاسف بخشی از مسئؤلین با شادی مخالفند

200x208
200x208