تاریخ درج خبر : 1392/09/29
کد خبر : ۱۶۲۹۹۱
+ تغییر اندازه نوشته -

“یلدا – چله”

سایت استان: امید داورپناه

یَلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال بر پا می کنند ، در روز سی ام آذر سابقه ای بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر .این رسوم ویژه ی آریایی هاست و بخصوص پیروان آیین مهر ،هزاران سال است آن را در ایران زمین بر پای می دارند. شب یلدا ،شب زایش و تولد مهر که به یادگار آن جشن برگزار می شد.ریشه ی این باور و اعتقاد بر می گردد به کاه شماری و اندیشه هایی که ایرانیان مهری دین از آن داشتند.چنانکه که اشاره شد،سابقه ی شب یلدا ،یا چنانکه امروزه اصطلاحاً نامی است شب چله چندین هزار سال در ایران سابقه داشته و اولین روز زمستان یا نخستین شب زمستان که زایش خورشید یا جشن تولد مهر ،خورشید شکست ناپذیر بوده است.مردم عهود دور و گذشته ،که پایه ی زندگی شان بر کشاورزی _ چوپانی قرار داشت و در طول سال ،با سپری شدن فصول و تضادهای طبیعی خوی داشتند ،بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیت هاشان را بر اثر آن تنظیم می کردند.روشنی و روز و تابش خورشید و اعتدال هوا در نظرشان مظاهر نیک و موافق و ایزدی بودتاریکی شب و سرما را نیز از اعمال اهریمن می پنداشتند.ملاحظه می کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می شود.به همان نسبت بلندی،از روشنی و نور خورشید بیشتر استفاده می کردند و می نگریستند که شب ها کوتاه است.کم کم این اعتقاد بر ایشان پیدا شد که نور و روشنی و ظلمت و تاریکی مرتب در نبرد و کشمکش هستند،گاه خورشید و فروغ چیره شده و ساعات بیشتری در پرتو خود مردم را نیرومند نگاه می دارد و گاه مقهور تاریکی واقع شده و ساعات کمتری با فروغ و تابش اندکی فیض می رسانددر طول سال ،دریافتند که کوتاهترین روزها ،آخرین روز پاییز ،یعنی روز سی ام آذر و بلندترین شب ها ،شب اول زمستان،یعنی نخستین شب دی ماه است.اما بلافاصله پس از این بلندترین شب سال ،از آغاز دی ،روز ها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاه تر می شودخورشید هر روز بیشتر در آسمان می پاید و نور و گرمی نثار می سازد،به همین جهت آن شب را یلدا نامیدند،یعنی تولد ،زایش خورشید شکست ناپذیر،و آن را آغاز سال قرار دادند،یعنی انقلاب شتوی و آغاز زمستان .اقوام قدیم آریایی،از هند و ایرانی _ هند و اروپایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان نی گرفتند.به ویژه((ژرمنی ها عید تولد آفتاب را در آغاز زمستان گرفته و آن ماه را به خدای آفتاب نسبت می دادند و این بی تناسب نیست،چه واقعاً آغاز زمستان مثل تولد جدید خورشید است که از آن روز در نصف کره ی شمالی رو به فزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود.به قول بیرونی در آثار الباقیه ،ص 255 ،روز اول ماه دی ،خور نیز نامیده می شود و در قانون مسعودی نسخه ی موزۀ بریتانی لندن خُره روز ثبت شده ،اگر چه در بعضی مآخذ دیگر خرم روز نامیده می شود
آشکار است که به موجب بلندترین شب که تاریکی بیشتر در زمین می پایید که مظهر اهریمن است ،این شب را نحس و بدیمن می شمردند.در برهان قاطع ذیل واژۀ یلدا چنین آمده :یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدْی و آخر قوس باشد،و آن درازترین شب هاست در تمام سال و آنش ب و یا نزدیک به آن شب آفتاب به برج جَدْی تحویل می کند ،و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می باشد،و بعضی گفته اند یلدا یازدهم جَدْی است.اما معارض و ضد تاریکی ،روشنایی است .تاریکی نماینده اهریمن و از آثار وجودی اوست.روشنی از تجلیات و آثار یزدانی می باشد.به همین مناسبت در شب هاست که آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند.همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کار سازش تقدس پیدا کرده بود ،آتش نیز همان تقدس و والایی را نزد مردم دارا شد.چون تاریکی فرا می رسید،در پرتو و روشنی آتش ،تاریکی اهریمنی را از میان می بردند.در شب یلدا ،یا تولد خورشید ،جهت رفع این نحوست،آتش می افروختند.گرد هم جمع می شدند .خوان ویژه می گستردند.هر آنچه میوه ی تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند.این سفره جنبه ی دینی ( دین طبیعی ) داشت و مقدس بود.از ایزد خورشید و روشنایی برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره ،تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت در پیش داشته باشند.همه شب را در پرتو چراغ و نور آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد.چنانکه که ملاحظه می شود ،این مراسم پس از هزاران سال ،تا کنون باقی و بر جاست و در سراسر ایران زمین به نام شب چلّه برگزار می شود. چرا پس از نوروز ، تنها آیین شب یلدا همچنان به قوت خود باقی است ، چنین به دید می آید ، چون آیین شب یلدا – اگر هم ریشهای دینی ( دین طبیعی ) دارد – تنها از سوی کشاورزان و دهقانان ، بدون نمایش دینی برگزار شده است ، توانسته است همچنان پویایی خود را نگه دارد . و چون تا دهه های نزدیک ما جمعیت کشور بیشتر کشاورز و روستایی بوده است ، این جشن کم کم توانسته است ، از راه روستاییان مهاجر و شهر نشین شده – از این رو که جشنِ یادآورِ روزگارانِ گذشته ایرانیان است – به میان همۀ مردم رخنه بکند . اما امروزه چرا چله _ چله بزرگ می نامند. چله ی بزرگ از اول دی ماه است تا دهم بهمن ماه که چهل روز تمام ادامه می یابد.چله ی کوچک از دهم بهمن ماه است تا بیستم اسفند،و از آن جهت چله ی کوچک می گویند که از شدت سرما می کاهد
یَلدا یک واژه ی سُریانی است به معنی تولد.مسیحیان سُریانی واژۀ یلدا را با خود به ایران آوردند و از آن زمان تا کنون در ایران ماندگار شده است
سفرۀ شب یلدا ،سفرۀ مْیَزْد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک،نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لُرْک که از لوازم این جشن و ولیمه بود که به افتخار و ویژگی اورمزد و مهر یا خورشید برگزار می شد.به مناسبت آغاز غلبه ی خورشید و ازدیاد تدریجی طول روز ،ولاجرم شکست اهریمن و ولادت مجدد مهر جهانتاب ،تیرگی اهریمنی دیر پای یلدا را به صبح روشن اورمزد روز از دی ماه می رساندند.ماهی متبرک و روزی مقدس،که نام ماه و روز به نام دادار اورمزد بود.

این شب را ،شب چلۀ بزرگ نیز می نامند.چلۀ بزرگ از یکمین روز دی ماه که اورمزد نام دارد،تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آن را چلۀ بزرگ می نامند،بدان سبب که شدت سرما بیشتر است.آن گاه چلۀ کوچک فرا می رسد که از دهم بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود.

کرده خورشید صبح ملکت تو
روز همه دشمنان شب یلدا
مسعود سعد

***

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا

زانکه به مهرت بود تقرب مؤمن
زانکه به کینت بود تفاخر ترسا
معزی

***

روز رویش چو برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست

و بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد
که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پر و نیم

و نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر گه که هست یلداییست

یاد آسایش گیتی بزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
سعدی

***

چون حلقه ربایند به نیزه ،تو به نیزه
خال از رخ زنگی بر بایی شب یلدا
عنصری

***

نور رایش تیره شب را روز نورانی کند
دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند
منوچهری

***

شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
گریه های سحرم را اثری پیدا نیست
انجمن آرا

***

او بر دوشنبه و تو بر آدینه
تو لیل قدر داری و او یلدا

گر نیاید خوی ایشان در نیاید خلق را
روز روشن دربر دانا شب یلدا شود

قندیل ضروری به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا
ناصرخسرو

***

همه شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز به چاه شب یلدا بینند

گر آن کی خسرو ایران و تور است
چرا بیژن شد اندر چاه یلدا

هست چون شب آشکارا کاین صباح چند را
بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من

آری که آفتاب مجرد به یک شعاع
بیخ کواکب شب یلدا برافکند
خاقانی

***

سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شاید
که در از نامی از نام مسیح یافت یلدا
سیف اسفرنگی

***

کتابنامه

گاهشماری و جشن های ایران باستان ، هاشم رضی ، 1380

لغت نامه دهخدا ، شماره مسلسل 194 ، شمارۀ حرف (( ی )) ، 1345

جشن های ایرانی ، پرویز رجبی ، 1386

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208