تاریخ درج خبر : 1392/09/30
کد خبر : ۱۶۳۹۹۷
+ تغییر اندازه نوشته -

دل نوشته ای برای “سید کریم موسوی”

سایت استان: دکتر علی مندنی پور از فعالان سیاسی و اجتماعی استان طی یادداشتی که نسخه ای از آن در اختیار سایت استان قرار گرفته است در وصف مرحوم “سید کریم موسوی”  می گوید: روحانی خوش مشربی که گوئی درونش همه سوز بود و سرما و برونش نشان از گرما، نشاط و آرامش داشت ، ساحل نشسته یی بی قرار و مسولیّت پذیر که “شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حایل” را به شوق رسیدن به ساحل نجات بدون احساس خستگی ، واماندگی و یاس، با پایمردی و همراهی یاران شفیق درمی نوردید…

30538321482937775056

متن کامل این یادداشت در پی می آید:

هم او که در شادی های مردم شاد بود و در عزا و ماتم شان دلتنگ و غمگین و اشهد گوی وداع پایانی مسافران سرای ابدیت . پیش از آنکه با اشتیاق نظاره گر رشد و نموّ سبزینه های سبز امید در بهار آرزوهای خود وهمفکرانش باشد ؛ بنا گاه ، در آخرین روزهای فصل خزان ، برگهای درخت شاداب زندگی اش به زردی گرائید ودر کوتاه زمانی فرو ریخت و زمستان عمرش فرا رسید ؛ ودر میان بهت وناباوری همگان دنیای”رنگارنگ” و پرهیاهو و خانه ی سست و بی بنیان خاک نشینان را به جانب معبود یگانه و به مقصد سرای جاوید رهنمون گشت ، و سبک بار وسبک بال به خیل وداع شوندگان ابدی پیوست.
روحانی خوش مشربی که گوئی درونش همه سوز بود و سرما و برونش نشان از گرما، نشاط و آرامش داشت، ساحل نشسته یی بی قرار و مسولیّت پذیر که “شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین حایل” را به شوق رسیدن به ساحل نجات بدون احساس خستگی، واماندگی و یاس با پایمردی و همراهی یاران شفیق درمی نوردید.

Mosavi
رهروئی آرام و متین که روش، منش، و بویژه بینش اش چندان به مذاق “صاحبان قدرت ” خوش نمی آمد، و خود نیز در عمل رغبتی به هم آوایی با بادهای موسمی معمول در زمانه ما چنانکه عادت معهود “خلایق” است، نشان نمیداد؛ بگونه ای که شنا کردن در جهت مخالف امواج سهمگین با همه سختی ها و مشقاّتش را به هم سوئی با جزر و مدهای طبیعی و “هدایت شده” ترجیح میداد ؛ خوش رو و خوش بیان بود و نگاهش به مقوله ی “سیاست” بر خلاف روش شناخته شده ی بسیاری از سیاست مردان این روزگاران در میدان عمل با ” اخلاق” گره خورده بود ، ودر این عرصه ثابت قدم و مصمم ّمی نمود، مردم آزاری در مشربش جائی نداشت؛ و در گذر ایام رنج هایی کشید که نپرس، درشتی هایی دید که نبین؛ و سخن هایی شنید که نگو ! متواضع بود و خاکی و با ” تعلق ّ” و ” تملق ّ” پیوندی نداشت ، ساده زیست بود این همه را از آموزه های مکتب سرخ علوی ، سیره عملی جّدش حسین (ع ) و استاد و آموزگار و الگوی شجاعت ، آزادگی و وارستگی همگان آیت اله سیّد کرامت ا… ملک حسینی هم اوکه برای همیشه ” مردمی ترین مرد دیار ما ” در اذهان عمومی باقی خواهد ماند، به یادگار داشت. دردانه شب ایرانی ، شب زایش مهر و میترا ، شب پیروزی خوبی بر بدی “یلدا” در راه است؛ گویند: آنگاه که تولد دختری بی گناه در میان جاهلان مایه ننگ بود و بنام سنّت و به کام قدرت و جاهلیّت نعمت خداداد زندگی را از ” نوزادان دختر ” دریغ می داشتند و ساعتی بیشتر بعد از تولد اجازه حیات و زندگی از آنان سلب میشد؛ نیاکان پاک ما؛ بلندترین شب سال را در پاسداشت نقش وجایگاه والای زن، شب تولد مینو ( الهه زن ) و میترا ( الهه خورشید ) نام نهادند. از آن زمان یلدا جایگاه خود را در دل فرهنگ اقوام بزرگ ایرانی در سرزمین پهناور پارس باز کرد و تا به امروز علی رغم نامهربانی های بسیار حضور گرم و پرشکوه خود را در فضای زندگی ایرانیان فرهنگ دوست در تمامی نقاط دنیا به نمایش گذاشته و هنوز هم . . . .
” یلدا ” یادگار بزرگ فرهنگ پیشینیان تداعی گر ” پایان شب سیه سفید است ” پیامی زیبا و پر معنا در خود بهمراه دارد و آن اینکه : زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن ، فرصتی است ارزشمند در راستای، همدلی به دور هم جمع شدن ، به یکدیگر مهر ورزیدن و سنگ صبور همدیگر بودن. و مگر نه این است که به قول حکیم سخن شیخ اجل سعدی شیرازی : ” بنی آدم اعضای یکدیگرند “؟ فرصت ها را غنیمت شمرده به خویشتن خویش نهیب زنیم که : مردگان رفتند ، زندگان را دریابیم . ای بسا فردا دیر است . بی آنکه از یاد ببریم ، هر شبی اگر چه ” یلدا ” باشد سرانجام به صبح خواهد رسید . ” یلدا و یلداهایمان ” را با همت ، همدلی و وحدت شادمانه به ستیغ گرم و درخشان خورشید صبح صادق بسپاریم . دیدن وبهره بردن ، گذشتن و گذاشتن ، چشم انداختن و دل نباختن و شیفته سینه چاک زرق و برق ” عجوزه پیر ” و ” عروس هزار چهره ” زندگی نکبت بار و روزگار غدّارنشدن ؛ این است قاعده نجات بخش زندگی و راه و رسم گام برداشتن به سلامت در میان همسفران ، و در مسیر شتابان و پردست انداز گذر عمر در این دنیای وانفسا ! ضمن تسلیت اربعین حسینی به تمامی رهروان راستین آموزه های مدرسه عالی عاشورا ، درگذشت نابهنگام سیّد بی تکلف ، صبور ، مردم دار و خوشفکر دیارمان را به خانواده عزادار ، روحانیت معظم استان ، وابستگان ، دوستان و بویژه یاران شفیق و همیشه همراه تسلیت گفته ؛ و از درگاه ایزد یکتا برای آن روان شاد آمرزش الهی و برای بازماندگان بردباری و سلامت آرزو دارم .
” ما منتظر شب یلدائیم – دستی به دعا تا فرج فردائیم “

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • یعقوب م ... می‌گه:

    متاسفانه در این شهر از پشته پنجره ی شب هایش نخواستن روشنی ستاره هارا به نظاره بنشینند، تنها سیاهی شب هارا تصویر کردند.
    ولی خوشبختانه نمیتوانند ستاره هارا پنهان و انکار کنند که انها خوده واقعیت هستند.
    دکترجان شما از پله تصویر و انکار رد شدید و نماینده همه ی محرومییت شکنی ها و بی مهری ها نسبت به این استان که تاریخ را مدیون خود کرده و در حاله حاضر منزوی مانده ،هستید

  • سعيدبخشوده می‌گه:

    افرین بر دکتر که انصافا با بیان شیواحق مطلب را اداکرد.

200x208
200x208