تاریخ درج خبر : 1392/10/01
کد خبر : ۱۶۴۵۷۴
+ تغییر اندازه نوشته -

از آقاى تاجگردون انتظارِ بیشترى مى رفت و مى رود

سایت استان: دکتر مهدی غفاری

آقاى غلامرضا تاجگردون در یادداشتى با عنوانِ ” دلایل بروز رانت و فساد در اقتصاد کشور ” نکاتى را ذکر کرده اند که با توجه به سابقه ىِ مدیریتى و تجربه اى که از ایشان سراغ دارم، کمتر توقعى را برآورده است. در این نوشته مى کوشم البته به اختصار و گزیده مواردى را در نقدِ یادداشت جنابِ تاجگردون مطرح کرده و یادآورى کنم که از او انتظارى فراتر مى رفت و مى رود.

تاج-گردون-317x300

یکم؛

گفته اند؛ ” ظهور فساد و رانت مسئله تازه ای در اقتصاد ایران نیست. همواره اقتصاد ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن شاهد این پدیده شوم در اقتصاد بوده است. ”
کمتر کسی ست که این ادعا را نپذیرد. بدیهى ست که براى مقایسه ى کمیّت و کیفیّت فساد در این دو برهه ىِ زمانى همینطور در دولت هاى مختلف بعد از انقلاب نیاز به آمار و ارقام است که این آمار و رقم هم در جامعه ىِ ما حکایتى ست براى خودش. در هر حال با این سخن موافقم که فساد همواره بوده هرچند با کم و کیفى متفاوت.

دوم؛

گفته اند؛ ” افرادی که مسبب اصلی این مسئله هستند، ارتباط تنگاتنگی با ساخت قدرت در کشور دارند. ”
این ادعا نیز به خودىِ خود درست است اما این نقد بر آن وارد است که ” فسادِ اقتصادى را به افراد و اشخاص فرو مى کاهد و ساختار را یا نادیده مى گیرد یا آن را در رده هاى پایین تر و در نتیجه کم اهمیت تر به شمار مى آورد. ”
البته همه نیک مى دانیم که این اشخاص و افراد هستند که فساد مى کنند و از نمونه هاى این فساد مى توان به دزدى، اختلاس، رانت خوارى، رشوه، پولشویى، قاچاق، فرار مالیاتى، زمین خوارى، تجارتِ انحصارى وابسته به قدرتِ سیاسى، دلّالى به مفهومِ عام آن، سند سازى و یغماى منابع بانکى در کنارِ استفاده از این منابع در بازارِ سیاه و عدمِ پرداختِ این تسهیلات با انواع حیله و ترفند، دور زدن قوانین و ساخت و پاخت! با نهادهاى نظارتى و … اشاره کرد. بى تردید هر کسى که مرتکبِ فساد شود ( فارغ از اینکه شخصیتى حقیقى داشته باشد یا حقوقى و در قالبِ یک نهاد ) باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشد و متناسب با فسادِ مرتکب شده، نه تنها آن را جبران کند بلکه مجازات هم شود.
پرسشِ نخست این است که آیا این همه را مى توان تنها به آز و طمع ورزىِ اشخاص، توانمندىِ ژنتیک یا اکتسابىِ آنها در برقرارى ارتباط با قدرتِ مستقر و زیرکى شان در دور زدن و به اصطلاح پیچاندنِ قانون مربوط دانست؟
پاسخ مشخص است؛
– نه!
از هم این رو آقاى تاجگردون در یادداشتش چنین پاسخ مى دهد؛
” ظهور این افراد در ساخت اقتصادی کشور علل گوناگونی دارد.
اولین دلیل را در این رابطه می توانیم در نحوه ىِ تنظیم قوانین جستجو کنیم.
نکته دوم در این زمینه این است که قوانین مورد توجه قرار نمی گیرند. هنگامی که افراد خود را از قوانین بالاتر می بینند، باید منتظر باشیم تا رانت و فساد در فضای کشور بروز کند. مدیران هرگاه خود را بالاتر از قوانین ببینند، به راحتی قوانین را دور می زنند و هیچ ارزشی برای اجرایی کردن قوانین قائل نیستند.
نکته سوم که سبب بروز فساد در عرصه اقتصادی کشور می شود، انتخاب و انتصاب نیروهایی است که بدون هیچ ضابطه و تنها از روی رابطه در رأس قرار می گیرند.
نکته چهارمی که در این زمینه وجود دارد، عدم نظارت کافی در کشور است.”
اگر ما نیز تنها به شکلِ ظاهرىِ پدیده ها و قضایا نگاه کنیم و با از یاد بردنِ ” عمق ” در ” سطح ” بمانیم آنچنان که به نظر مى رسد نویسنده ى یادداشت چنین کرده، داورى ها و قضاوت هایمان از این فراتر نخواهد رفت و در نهایت راه به جایى نخواهد برد.
پر واضح است که این دلایل اگر نگوییم که دلیل نیستند و به عنوان بخشى از فساد خود به دلیلِ مهم ترى بروز کرده اند، در خوش بینانه ترین حالت مى توان از آنها به عنوانِ زمینه سازان ( و نه دلیلِ فساد ) نام برد و سپس به دنبال راهى براى یافتنِ آن دلیل اصلى و در نهایت درمان آن رفت.
فرو کاستنِ فساد از یک فساد ساختارى و ساختار بیمار به یک مجموعه از افراد، اشخاص و نهادهاى فاسد در بهترین حالت منجر به اتلاف وقت در تلاشى بیهوده براى یافتنِِ شبهِ دلایلى مى شود که خود بخشى از این فساد اند و نه دلیلِ آن.
مَثَلِ ما و این اقتصادِ بیمار کم و بیش حکایتِ آن آدمِ پنجاه شصت ساله ىِ بیمارى ست که در همه ى این سالها بارهاى بار در بیمارستان هاى مختلف به وسیله ىِ تیم هاى پزشکىِ کم و بیش متفاوت تحتِ رژیم هاى درمانىِ بسیار قرار گرفته و علیرغمِ گهگاه آرامشى در تن و اندام و تسکین هاى کوتاه مدت ( بسته به امکانات بیمارستان ها و دقتِ نظرِ پزشکان ) به معناى درستِ کلمه بهبود نیافته و درمان نشده است. براى این بیمار که از سرطانِ خون رنج مى برد البته مهم است که عفونت را ریشه کن، کم خونى را مهار، درد را برطرف و سیستمِ ایمنى را تقویت کرد اما مهم تر از آن درمان خودِ سرطان و از میان بردنِ آن است. در این بیمار ما با یک مسئله مواجهیم و چندین شبهِ مسئله. این درست که نمى توان و نباید شبه مسئله هایى چون عفونت، تب و لرز، ضعفِ قواى جسمانى، درد، کم خونى و از این قبیل موارد را نادیده گرفت اما پرداختن به اینها و تلاش براى برطرف کردنشان نباید ” مسئله ” ىِ اصلى یا همان سرطان را از دیده پنهان ساخته و دور از ذهن نگاه دارد.

سوم؛

در اظهار نظر پیرامونِ فسادِ اقتصادى از کسى با جایگاه و تجربه ى آقاى تاجگردون انتظارى فراتر از این یادداشت مى رفت و مى رود.
اگر ایشان به دنبالِ ارائه ى راهى در ریشه کن کردنِ فسادِ اقتصادى است باید در پىِ پاسخى براى این پرسش ها باشد که
– چرا نحوه ى تنظیم قوانین به گونه ایست که منجر به فساد مى شود؟
– اگر قانون ملاکِ عملِ افراد و نهادهاست، چه کسانى با چه پشتوانه اى و چرا به قانون بى توجهى کرده آن را اجرا نمى کنند؟
– رازِ اینکه یک مدیر مى تواند خود را فراى قانون ببیند و بى اعتنا به قانون خودسرى ورزد، چیست؟
– تقدمِ رابطه بر ضابطه چرا؟ بى ضابطگى در انتصاباتِ اقتصادى چرا، به چه دلیل و چگونه؟
– چرا نظارت کافى نیست؟
– از میانِ این دو پرسش کدام اولویت دارند؛ ” مقصر کیست؟ ” یا ” تقصیر از چیست؟ ”
– آیا اینکه قانون را مى توان نادیده گرفت یاآن را دور زد یا اینکه از ضمانت اجراىِ لازم برخوردار نیست، از ضعفِ ساختارىِ قانون ناشى نمى شود؟
– ” سوراخ هاى بسیار در کف و دیوار انبار که هر موشى را وسوسه مى کند چه رسد به موش هاى حریصى که سالهاست با انواع و اقسامِ تله ها آشنایند و بعضى شان با انباردارها سر در یک آخورند و … ” چرا باید چنین باشد؟
– اِشکالِ کار از کجاست؟ از افراد؟ از نهادها؟ از قوانین؟ یا از ساختار؟
– کدام مؤلفه هاى فرهنگى و اخلاقى در جامعه زمینه ساز این فساد و تباهى، تداوم آن، فرو ریختنِ قبح و زشتى اش، حساسیت زدایى از آن و مایه ى به فراموشى سپردنش هستند؟
– …
– مسئله کدام و شبه مسئله ها کدام اند؟

چهارم؛

آقاى تاجگردون به درستى گفته اند که
” مقابله با این پدیده شوم در اقتصاد کشور، نیازمند عزم و اراده جدى تمام مسئولان کشور است. ”
آرى. براى درمانِ این بیمارىِ مزمن و کهنه فراتر از همه ى مسؤلان، عزم و اراده اى عمومى و ملى لازم است اما این به تنهایى کافى نیست. مهم تر آن است که در بینش و نگرشِ ما نسبت به امور تحولى بنیادین و اصلاحى فراگیر صورت پذیرد. تا این امرِ مهم و سرنوشت ساز اتفاق نیافتد، ” آش همان آش و کاسه همان کاسه! “

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • خودم می‌گه:

    درود دکتر مهدی عزیز … قبل از انقلاب را نمی دانم ولی بعد از انقلاب تا جایی که یادم می ایددر اغلب موارد سارقان قبل از همه فریاد ..اااای ی ی دزد سر میدهند نمونه هاش هم زیادند مدیر مبارزه بامفلسد اقتصاد و الخ …اما به نظر میرسد دزد چکمه های کدخدارا دزدیده چون رد پایش خیلی شبیه!!..

  • ارادتمند شما وقلم تان تا این لحظه از دیار غریب می‌گه:

    جناب دکتر بسیار زیبا بود زاوبه نقد تان ولی نسخه بسیار ساده اگر حاکمان بپذیرند تمام مشکلاتمان حل خواهد شد ا- در یک برنامه زمان بندی مردم را به حقوقشان آگاه کنند 2- مردم را از حق بازخواست حقوقشان منع نکنند وپاسخگو باشند ولو کم کم وبسیار اندک وفضای تحمل را بالاببریم اول از بحث آموزش وبعد درمان که الفبای حقوق حقهمان است که هردو رانت شده اولی جوری شد که رئیس دولت براش دکان باز کرده بود حیات خلوتش را دانشگاه ایرانیان نامید وتنها کارنامه موفق فرشیدی وزیر آموزش پرورش داشتن مدیریت موفق در موسسه آموزشی خصوصی ووزیر فعلی بهداشت موفق در کلنیک نور ولی چه کسانی می توانند آنجا خود را درمان کنند وچیزهای دیگری که من شما حق اعتراضش را نداریم وباید ببینینم کظم غیض کنیم که فردی برای سیر کردن شکمش کابل برق را می دزدد وباجان خود ریسک می کند ودادستان عدالت را اجرا می کند ممنون ولی چرا نه برای همه ودیگری 3000میلیارد را می بلعد همه دنبال پرتقال فروشند ومرا به یاد نقلی انداخت که در فضایی مجازی میلیونها بار چرخید
    میدا نید چی بود با این عنوان «خیلی نامردیه!»
    «گردان پشت میدون مین رسیده و زمین گیر شده بود. چند نفر رفتند معبر باز کنند. او هم رفت، 15 ساله بود.
    چند قدم که رفت، برگشت. یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتین هایش را به یکی از بچه ها داد و گفت؛
    تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله!… پابرهنه رفت!… راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!»
    آیا آقای دکتر انصافا شخصا می دانستید یارانه آرد ونان یا بنزین چقدر بوده وسهم استفاده شما یا خانواده ات چقدر بود وهست وچه کسانی آن را می خوردند پس چه رسد به اون بیمار دهاتی که مریض شماست ودلش به دیدار شما به درمانش خوش است به شیراز برای راه و هزینه ریادش نمی رود ورنج نشستن بر صندلی را ساعت ها می پذیرد ومی گوید شکر ونکته بعد عزم همه را می طلبد به امید آن روز
    ارادتمند شما

  • گرجی پور می‌گه:

    آقای تاجگردون شما نباید از رانت و دلایل رانت بگویی زیرا هرکسی که دورماند از اصل خویش
    باز جوید روزگار وصل خویش …

  • دنا می‌گه:

    درود برشما دکتر جان موفق باشید.

  • ساسان می‌گه:

    دکتر جان قشنگ نوشتی مثل همیشه

    ارام شروع شد و تا اخر مطلب کم کم وارد مطلب شدی و کامل مطلبو باز کردی-همه چیز رو زیبا گفتین-

200x208
200x208