تاریخ درج خبر : 1392/10/01
کد خبر : ۱۶۵۲۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -

فرهنگ ایران توپ فوتبال نیست!

1541

سایت استان: فضل الله یاری

هجوم گروهی از کاربران فیس بوک به صفحه شخصی لیونل مسی بازیکن مشهور آرژانتینی آن چنان دل آزار بود که بسیاری از مردمی که نگران نام و اعتبار ایران بوده اند، را واداشت تا اقدام به تقبیح این عمل کنند و انصافاً ده‌ها برابر آنچه که آن کاربران توهین و بی خردی روا داشتند این گروه اخلاق از خود نشان دادند و پوزش خواستند. در این میان مقاله‌ها در این باره نوشته شد و هر کسی ازمنظر خود گوشه ای از اخلاق و فرهنگ مردمان ایران زمین را یاد آور شد. برخی از مسئولان ورزشی از طریق رسانه ملی به عذر خواهی برخاستند و برنامه‌های بسیاری را برای طراحی یک عذرخواهی ملی از مهاجم تیم ملی آرژانتین مطرح کردند.

اما آنچه که برای بسیاری از مردم جالب توجه به نظر می‌رسید عذرخواهی یک پیشکسوت هنر و سینمای ایران جمشید مشایخی از این بازیکن بود. جمشید مشایخی از بزرگان هنر این سرزمین است. نقشهایی که او بر پرده سینمای ایران زده جزئی از خاطرات چندین نسل بوده که کم کم به بخشی از فرهنگ مردم ایران تبدیل شده است.دل آزردگی این پیر هنر ایران و اندوهی که از خدشه دار شدن نام ایران در میان بخشی از مردم جهان ( آرژانتین) او را فراگرفت، قابل ستایش است و عذرخواهی ایشان از بابت کاری که دیگران کرده اند، نیز خود گویای بخشی زیبا و دلنشین از فرهنگ ایرانی است.
تا این جای کار، احساسی جز ستایش نمی‌توان یافت که در برابر این کار ابراز کرد. اما کار وقتی آزار دهنده می‌شود که پیشنهاد می‌شود برای محکم کاری از پذیرش پوزش ملت ایران، استاد جمشید مشایخی شخصاً راه اقامتگاه لیونل مسی را در پیش بگیرد و به نمایندگی از فرهنگ و تمدن ملتی زیر عنوان «ایران » از یک بازیکن فوتبال محبوب و معروف عذر تقصیر بخواهد.

در این باره چند موضوع به نظر می‌رسد که قابل یادآوری است:

1-گویا به همان اندازه که کاربران فیس بوک عنان اختیار از کف دادند و مانند ارتشی در خیابانهای دنیای مجازی لشکر کشیدند و به در خانه لیونل لیونل مسی رسیدند و تنها از فرط هیجان هر چه از دهن شان در آمد، گفتند و مشت بر در و دیوار خانه اش کوفتند، برخی دیگر نیز تحت تاثیر هیجانات از آن طرف افتادند.چنان به پوزش طلبی برخاستند که گویی به خاطر بمباران اتمی شهرهای آرژانتین عذر خواهی می‌کنند. به نظر می‌رسد که دو طرف ماجرا در موضوع افراط همداستان بوده اند.

2- در این ماجرا مسئولانی در تلویزیون حاضر شدند و به نمایندگی از ملت ایران از ستاره آرژانتینی باشگاه بارسلونا عذرخواهی کردند که خود اشتباهاتی بسیار فراتر از خطای کاربران اینترنتی حمله به صفحه شخصی مسی، در کارنامه مدیریتی خود دارند. اگر حمله کنندگان به بازیکن آرژانتینی، بخشی از آبروی ایرانی را به حراج گذاشته اند، برخی از این مدیران بخش بسیار بزرگتری از منافع ملی را تلف کرده و حیثیت کشور را در مجامع عمومی خدشه دار کردند، اما هیچ گاه تا نزدیکی مفهومی تحت عنوان «عذرخواهی» نیز پیش نرفتند. گویا حتماً یک سر عذرخواهی باید به خارجی‌ها وصل باشد.

3- جمشید مشایخی با چند دهه فعالیت هنری خود به نمادی از فرهنگ کنونی ایران تبدیل شده است؛چه آنجا در لباس کمال الملک نقاش، هنر خودش را با هنر این نقاش بزرگ ایرانی همراه کرده و تصویری ماندگار از فرهنگ ایران به نمایش می‌گذارد و چه در آنجا که در قامت رضا خوشنویس از زبان علی حاتمی بخش دیگری از تاریخ هنر این سرزمین را روایت می‌کند. او متعلق به آسمانی است که در آن می‌توان ستاره‌های پر نوری را رصد کرد. حافظ،سعدی،فردوسی، مولوی، نیما، شاملو، سهراب، فروغ،حاتمی،کیمیایی، مهرجویی، بیضایی،انتظامی، بنان،شجریان، دولت آبادی، گلشیری، احمد محمود و ده‌ها چهره دیگر،در بسته ای زیبا و شکیل« ایران» را به جهانیان معرفی کرده اند؛ بسته ای که محتوای آن را فرهنگ،تمدن،هنر، شخصیت و صلح طلبی ایرانی تشکیل می‌دهد.

به نظر می‌رسد که از این منظر اعزام یکی از نمایندگان این فرهنگ جهت عذرخواهی از فوتبالیستی- که البته نمی‌توان منکر خلاقیت و قدرت او در مستطیل سبز فوتبال بود- چیزی جز تحقیر تمدن و فرهنگ ایرانی درپی ندارد. لیونل مسی حتی اگر چنان که گفته می‌شود به برخی از صفات خوب یک انسان متمدن امروزی آراسته است، اما در موقعیتی برابر با نماینده فرهنگ ایران نیست. بازیکن آرژانتینی در میان ایرانیان همتایانی دارد که هم از جنس توپ گرد و مستطیل سبز اند و هم در جهان اسم و رسمی دارند. اگر قرار است کسی به نمایندگی از بازیکن آرژانتینی عذر خواهید کند باید نماینده فوتبال ایران به عنوان بخس کوچکی از فرهنگ ایرانی این کار را انجام دهد، نه به نمایندگی از همه فرهنگ کهنسال ایران زمین.
وارد کردن استاد جمشید مشایخی با هر استاد دیگری از حوزه‌های غیر فوتبال به نظر می‌رسد که پاس گلی که به سمت این گلزن حرفه ای جهان فرستاده می‌شود تا با شلیکی سنگین،دروازه حیثیت ایران را باز کند.

سرمقاله ابتکار – یکشنبه اول دی 92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    وبلاگ خوبی داری معلوم است دردرست کردن ان نقشی نداشتی

  • همشهری می‌گه:

    من میترسم مشایخی بنده خدا از فرط بی پولی این وظیفه را بر عهده گرفته جناب یاری ، اونور قضیه معلوم نیست.خدا کنه که اینطور نباشه هنر ما به گدایی به در ورزش وارد بشه.واسفاااااااااا

  • saeid می‌گه:

    سال 88 قرار های فیس بوکی!!!

    سرکوب!!

    سال 92 . . .

    این جماعت رام نشدنی !!

  • سعيدبخشوده می‌گه:

    درود بر یارى با نوشته زیباشون.جانا سخن اززبان ما مى گویى

200x208
200x208