تاریخ درج خبر : 1392/02/10
کد خبر : ۱۷۲۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

روشنفکری دینی و فلسفه سیاسی

یکی از مسائلی که از دیرباز مورد مناقشه بوده است، نقش مردم و اراده آنها دراداره اموراست. هر زمان که انسان هویتی مستقل و یا کرامتی بالفعل یافت، اراده ی معطوف به “اداره” از درون آنها سردرآورد. سرها، سودای سَر شدن و اراده ها، هَوَسِ اداره کردن یافتند. بوی پخت دماغِ ریاست به فضا پیچیده و کیاست در کارها فتاد و سودای سیاست، آتش به خرمن دیانت انداخت. از “تدبیر منزل” تا “سیاست مدن” و از”جمهور” افلاطون تا جمهور مدرن، راهی بود که بشر در “فلسفه سیاسی” پیمود.
در دنیای اسلام اما، ماجرا حکایت خاص خود را دارد. به آن معنایی که در غرب معمول است (به خصوص پس از رنسانس)، در اسلام، فلسفه سیاسی رشد چندانی نیافت. در دنیای اسلام اغلب تحقیقات حول دو محور کلی بود: عقلیات و نقلیات. علوم عقلی بیشتر در فلسفه الهیات و حوزه مجردات چنگ می انداخت و علوم نقلی نیز، به فقه التفات تام داشت. لذا عقل حکما بیشتر به مجردات نظر می افکند و درعالم مجردات سیر می کرد. و سیره و احکام و شرایع، نقلِ اصولیین نقال بود.
با این حال گاهی به فراخور طبع حکیم و یا به اقتضای صرفِ حلیم! وقعی به سیاست و فلسفه ی آن نهاده می شد.
در دنیای اسلام می توان فارابی را اولین کسی دانست که در این حوزه گام برداشت. گام فارابی هر چند کوچک اما آغازگر فلسفه سیاسی اسلام در حوزه نظری بود. بعد از آن ابن سینا نیز گام هایی برداشت. سپس امام محمدغزالی و ملااحمد نراقی تحریراتی نسبتاً منظوم و به سبک هم عرضه کردند. پس از آن در دوران صفویه بازهم شاهد نظراتی چند راجع به حاکم و مشروعیت حکومت بودیم که اکثراً فلسفه بافی و روایت سازی هایی جهت مشروعیت سازی برای حکومت گرانِ وقت بود. وچندان نظریه سازی های آنان در خورِ التفات نیست.
چند گام که پیش تر نهیم به مشروطه میرسیم. مشروطه نقطه عطفی در فلسفه سیاسی در اسلام بود. اولین و شاید مهمترین اثر در فلسفه سیاسی اسلام، مربوط به این دوره است. اثر ثقلیل ” تنبیه امت و تنزیه ملت” مرحوم علامه نائینی مربوط به این دوره است. این اثر با قلم فقیهانه ای و جسارت دلیرانه ای در پاسخ به اشکالات مرحوم شیخ فضل الله نوری بر مجلس شورای ملی و مشروطه، نگاشته شده است. بعدها مرحوم آیت الله طالقانی پاورقی و مقدمه مبسوطی بر این اثر نوشت.
طالقانی در مقدمه آن کتاب می نویسد: «این بحث های دقیق در فروع و احکام مگر برای عمل و سعادت فرد و اجتماع نیست؟» و سپس به صورت استهفام انکاری می پرسد: «مردمی که یک فرد یا یک دسته بی پروا این گونه بر او حکومت و ستم نمایند آیا روی صلاح و سعادت خواهند دید؟ آیا نباید بیشتر نیروی فکر و عمل را برای ایجاد محیط مساعد و جلوگیری از اراده های خود خواهانه متوجه نمود؟» (نایینی- علامه- تنبیه امت و تنزیه ملت)
به این صورت اولین اثر منظوم در آیین شهریاری در اسلام آفریده شد. سؤال های مرحوم طالقانی در آن مقدمه، حکایت از دغدغه های “امر سیاسی” دارد. مرحوم شهید مطهری نیز” تنبیه امت و تنزیه ملت” را مهمترین و بزرگترین منبع در فلسفه سیاسی اسلام می نامد و می گوید که پس از آن هم مثل آن نوشته نشده است. شاید نائینی را بتوان اولین کسی دانست که پای عقل را به بحث حکومت داری در اسلام گشود. او که درچهل سالگی ردای بزرگترین فقیه عالم تشیع را به تن کرد، در باب حکومت، استدلالی در خور تأمل دارد. وی معتقد بود در نبود معصوم، هر حکومت غاصب است. اما غصب ها مراتب و درجات دارد. هرچند بد داریم اما بدتر هم داریم. عقل ذاتاً بد را به بدتر ترجیح می دهد. وی ادامه می دهدکه غصب توسط یک نفر و یا چند نفر بسیار بدتر از غصب توسط همه مردم و یا اکثر مردم است. از طرفی عقل جمعی کم اشتباه تر از عقل فردی است. پس طبق قاعده “دفع افسد به فاسد”، حکومت ملی توسط نمایندگان مردم، بهترین بدهاست. از این جهت در نبود معصوم، بهترین روش اداره حکومت توسط خود مردم یا نمایندگان آنان است. نائینی در آن کتاب آورده است که دو نوع سلطنت داریم: سلطنت ولایتیه و سلطنت تملیکیه. اساس اولی بر آزادی و مساوات است و اساس دومی براسارت و تبعیض. نائینی می افزاید که در نبود عصمت، “نظارت بیرونی” حافظ سلطنت ولایتیه است. وی تحقیق نظارت بیرونی را موقوف به دو امر میداند: تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورا ملی. «اول: مرتب داشتن دستور ( قانون)ی که به تحدید مذکور و تمیز مصالح نوعیه لازمه الاقامه از آنچه در آن حق مداخله و تعرض نیست …دوم: استوار داشتن اساس مراقبه و محاسبه و مسؤلیت کامله بگماشتن هیأت مسدده و رادعه ی نظاری از عقلا و دانایانِ مملکت و خیرخواهان ملت که به حقوق مشترکه ی بین الملل هم خبیر و به وظایف و مقتضیاتِ سیاسیه عصر هم آگاه باشند، برای محاسبه و مراقبه و نظارت در اقامه ی وظایفِ لازمه ی نوعیه وجلوگیری از هر گونه تعدی و تفریط، و مبعوثان ملت و قوه علمیه مملکت عبارت از آنان و مجلس شورای ملی، مجمع رسمی ایشان است.» (نایینی- علامه- تنبیه امت و تنزیه ملت)
وی درآن کتاب “استبداد دینی” را هم از سایر انواع استبداد بدتر و خبیث تر معرفی می کند. می گوید استبداد ام المرایض مرض های بشر است که نوع دینی و قدسی آن، از بدترین آنان است. جلوتر که می رویم به مرحوم دکتر علی شریعتی برمی خوریم. وی البته نظرگاه دیگری دارد. شریعتی به اسلام و فلسفه سیاسی آن، بسیار آرمانی تر و انقلابی تر نگاه می کرد. “امت و امامت” شریعتی، تخم اسلامی را دلها کاشت که هیچ گاه، دموکراسی خواهی از درون آن نرویید. بعد از توفان شریعتی نوبت به نسیم مطهری رسید. وجهی از تفاوت مطهری و شریعتی را می توان به تفاوت الگوها و مرادهایشان نسبت و تحویل داد. تلاطم و آشوب شریعتی، نتیجه توفانی بود که ابوذر به دل شریعتی انداخته بود و آرامش عقلانی مطهری، ادامه اسلامِ ابن سینا بود! مطهری نگاهی عقلانی به اسلام داشت و دراندیشه سیاسی او می توان رگه هایی از خردورزی پوپری و لیبرالیسم عقلانی دید. او به صراحت میگوید “شیوه حکومت اسلام، دموکراسی است … و حتی شیوه حکومت خلفای راشدین نیز دموکراتیک بوده است” (مجموعه آثار- مطهری)
شخص دیگری که متأثر از ابن سینا بود و “هم کفو” او هم نامیده شد، مرحوم علامه محمد تقی جعفری بود. اوهم تفسیری انقلابی از اسلام سیاسی نداشت. وی در فلسفه سیاسی تلاش زیادی مصرف داشت. نتیجه جهد او اجتهادش در اندیشه سیاسی اسلام است. از جمله آثار وی در این زمینه کتابی با موضوع تفسیر فرمان مالک اشتر، تحت عنوان ” حکمت اصول سیاسی اسلام” است.
جعفری نیزاعتقاد داشت که حکومت اسلامی باید با رأی و نظرمردم اداره شود. وی در مقاله “جماعت و شوری” دلایل عقلی و نقلی زیادی دال بر اسلامِ دموکراتیک می آورد. جعفری اصلی ترین منبع حکومت [در زمان غیبت] را اراده ی عمومی مردم می داند و معتقد است حتی اگر رای مردم نیزاشتباه باشد باز هم خللی بر مشروعیت رأی آنها وارد نمیشود.
«حتی اگر اکثریت، رأی به امر اشتباهی دهند، باز هم خللی بر مشروعیتِ رای اکثریت وارد نیست چرا که رأی غلط آنان ناشی از یک ناتوانی جبری تاریخی غیر اختیاری است و حرجی بر آنان نیست» (جعفری- مقاله جماعت و شوری)
***
باری؛ فلسفه سیاسی در اسلام هنوز هم مورد مناقشه است. تقریباً می توان گفت که این موضوع یکی از مسائل جدل الطرفین شده است. عده ای در ادامه فلسفه نائینی، طالقانی، مطهری و جعفری امروز در پی دموکراسی سازگار با دین هستند. و نگاهی دموکراتیک به حکومت اسلامی دارند. می گویند در زمان غیبت معصوم، در اداره امور جامعه، حجت، عقل و شرع است. عقل دموکراسی را برمی گزیند و شرع، دین را. و این دورا باید با هم آشتی داد و در کنار هم نشاند. سیاست سهم شرع است و باید اخلاقی و دینی شود و حکومت سهم عقل است و باید علمی و دنیایی شود. این گروه معتقدند هر فهمی از دین فهم بشری است و واجد همه محدودیت های بشری و فهم ها و قراعت بشری باید با محک های بشری آزموده شوند.
این گروه می گویند ما به حکم آفرینش، در این دنیاییم و به حوالت تاریخی در این زمان. لذا باید “این دنیایی” بودن و “معاصر” بودن را در زندگی خویش لحاظ کنیم. از طرف دیگر متشرعینی هستند که به عقل اجازه ورود به فلسفه سیاسی و حکومت را نمی دهند. می گویند اینجا قلمرو دین است و چه جای دخالت عقل بشری؟! حکومت را مدلول می دانند و نه معلول. فلذا درهمه ی دارو دیار، نظر اسلام راجع به حکومت را یکی می دانند. صراحتاً می گویند که چرا اروپا و آمریکا “ولایت فقیه” ندارند؟! و به همه عالم توصیه می کنند که بیایند و مدل حکومتی ما را برگزینند.
روشنفکران در ایران، بیشتر مانند گروه نخست می اندیشند. در نظام معرفتی روشنفکران دینی، نهاد حکومت، معلول نهان جامعه است. اگر جامعه، دینی بود، حکومت هم باید دینی باشد. می گویند حکومت غیر دینی در جامعه دینی کارگر نمی افتد و بالعکس. فلذا حکومت ها باید معلول باشند نه مدلول.
آنان می گویند رای مردم تزیینی نیست. مردم به معنای واقعی صاحبان اصلی حکومت اند. همان طور که آن را انتخاب می کنند همان طور هم می توانند آن را برکنار کنند. هم حق “تأیید” دارند هم حق “رد”. از طرفی مردم ناظران بالفعل حکومت اند. همه مسؤولین باید در مقابل آنان پاسخگو باشند. به عقیده این گروه، ملت، خط قرمزی در پرسیدن و به چالش کشیدن اخلاقی قدرت ندارند. اما در اندیشه گروه دوم، رای مردم مشروعیت ساز نیست. صراحتاً اعلام می کنند رای مردم، مقبولیت می آورد اما مشروعیت نمی سازد. می گویند مقبولیت، زینتی زیبا برای مشروعیات است. فلذا رای مردم را تزیینی اعلام می کنند.
امروز می توان بسیاری از اختلافاتِ اسلام گرایان را به تفاوت این دو قراعت احاله داد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208