تاریخ درج خبر : 1392/10/10
کد خبر : ۱۷۴۰۹۶
+ تغییر اندازه نوشته -

“موج سواری ممنوع !”

سایت استان: اسلام رسایی نسب

حاشیه های انتخابات ریاست جمهوری سال 88 را می توان از خود انتخابات و دولت بیرون آمده از آن مهمتر دانست. آن وقایع آن قدر مهم بوده و هستند که پس از گذشت بیش از 4 سال و جایگزین شدن دولت جدید هنوز جای بحث و مجادله است. این مساله نشان از وجود نظرات مختلف در این مورد و وجود سوالات بی پاسخ و شبهات در جامعه است. مساله ای که اگر از ابتدا با سلامت و صداقت و بدور از جانبداری با آن برخورد می شد قطعا نتایج بهتر و یا دست کم خسارت کمتری می داشت. به هر شکل قبل و بعد از انتخابات مسائلی رخ داد که جامعه را دچار تنش و آسیب کرد. در این میان عملکرد غیر شفاف و یکسونگرانه و برخوردهای توهین آمیز و بعضا سختگیرانه با معترضین بیش از هر چیز آزردگی و در نهایت دو دستگی و شکاف در جامعه ایجاد نمود. عده ای نیز فرصت را غنیمت دانسته و با گفتار و رفتاری که در شان و شخصیت مردم عادی کوچه بازار هم نبود نمک بر این زخم پاشیدند تا خود و منافعشان را حفظ و تضمین نمایند. و امروز و هر روز می بینیم و می شنویم از “شهازها[i] و پیشتازهای” آن جریانِ به ظاهر مدافع اسلام که چه بر سر اسلام و  مسلمین و مملکت اسلامی آورده اند و به واقع “فتنه گران واقعی” خود آنها بوده اند که در آن غبار، بار خود را بسته و به تاخت رفته اما به امید و وعده الهی به مقصد نرسیده و نخواهند رسید. نمی خواهم و نمی توانم منکر جریحه دار شدن احساسات برخی مردم در جریان آن وقایع و نگرانی آنها از باب آسیب به انقلاب و مملکت شوم . اما نکته مهم همان مبنای احساسی و تحریک آن به منظور نیل به هدف گروهی ماکیاولیست است که با فرصت طلبی ویا کینه توزی بر این موج سوار شده و منافع خود یا ضرر بقیه را طلب می کنند. مطلبی که آقای سید عبدالحمید موسوی درباره راهپیمایی 9 دی نوشتند را در همین راستا و به طور خاص در جهت ضربه به اصلاحات و دولت در حال تلاش برای جبران خطا و اشتباهات دوستان پر غلطشان دیده و از این منظر جوابیه زیر آماده و ارائه شده است.

جناب آقای موسوی

اولا خود بهتر می دانید که به دلیل عدم وجود برابری در فضای سیاسی، امکان طرح همه مسائل بصورت شفاف از سوی منتقدین و معترضین وجود ندارد و از سوی دیگر شرایط برای پاسخ به مسائل و مواردی که شما و دیگر دوستانتان با فراغ بال و فارغ از هر پیامد نگران کننده احتمالی مطرح می سازید فراهم نیست. با این وجود و در حدی که فعلا مقدور است و اگر به قبای شما و کلاه برخی دیگر برنخورد، موارد زیر در پاسخ به مطلب بی منبع و بی منطق شما که در آن به اصلاحات تازیده اید و تازیانه به گرده حقیقت و عدالت زده اید، ارائه می شود با این توضیح که بنده معتقد به وجود اشتباه در هر فرد و فکری هستم و دفاع از جریان اصلاحات دفاع بی قید و قاعده ای نیست:

1-     از نظر شما انقلاب و بطور خاص انقلاب اسلامی ما “ راه حل قاطعی برای حل مشکلات و پاسخ به آرمانهای مطرح شده …است “. محض اطلاع حضرتعالی تمامی کنشهای اجتماعی غیر قطعی هستند و حتمی فرض کردن پاسخ به تمامی مسائل و مشکلات از ناحیه هر راه حل سیاسی اجتماعی غیر مطقی است و این نسخه های فوری و آماده تنها در عطاری شما و دوستانتان که اندیشه های جزمی دارید پیچیده می شود. یقینا انقلاب برای تغییر بنیادین مفاهیم جامعه انجام می شود و اما این که تا چه حد بتواند پاسخگوی مشکلات مختلف باشد مساله ای است که باید با دقت و حساسیت بیشتر با آن برخورد کرد و اگر نظر شما را بخواهیم بپذیریم چه سازوکار یا نهاد و شخصی مسئول این همه مشکلات و نا بسامانیهای فعلی جامعه ما خواهد بود!؟ منظور این که صرف تکیه بر انقلاب و نپرداختن به آسیبها و اشتباهات ما را به توهم دچار و از اصلاح غافل می سازد.

2-     بیان داشته اید که عده ای در هسته انقلاب نفوذ کرده اند و …“، نمی دانم آن روزها که همین افراد به زعم شما نفوذی! در میدان مبارزه و زندان مقاومت بوده اند، شما اصلا بوده اید و اگر بوده اید کجا بوده و چه می کرده اید؟ و چگونه است که انقلابی چنان! با حضور و فعالیت افرادی چنین! هسته اش شکل گرفته و ساقه اش تناور گشته و سرشاخه هایش به بار نشسته است؟ به صرف وجود جوی عمدتا کاذب و یک سویه که شاکی و قاضی یک نفر و یک جریان! بدون حضور متهم و مدافع و اصلا بدون تشکیل محکمه، حکم به فتنه و فساد می دهید و پیش از محاکمه خواستار مجازات می شوید. کذب گویی در مورد دیگران امری خلاف اخلاق و ایمان است و از شما برادران مومن ضد غرب و ماکیاول! بعید می نماید.

 در مورد تشکیک در مبانی اعتقادی مردم دیگران را متهم ساخته اید اما یک بار هم از خود و همپالگی هایتان پرسیده اید، در طول این سالهایِ سیاه دروغ و فریب، چه میزان از دین و ایمان و اخلاق هزینه زیاده خواهی و طمع ورزی و بی دانشی و بی تدبیری کرده اید. کدام را بگویم که بار سنگین خاطرات و مخاطراتِ این مثنوی هفتاد من سالیان سال بر گُرده این مردم و مملکت سنگینی خواهد کرد. از معجزه هزاره سومتان بگویم که  در سازمان ملل معجزه ای برایش رخ داد و هاله ای از نور در برش گرفت؟ یا از یارانه ی از جیبِ تولید و اشتغال برداشته شده که به نام امام زمان سند خورد تا مجالی برای انتقاد و اصلاح نمانَد و حال معلوم گردد که ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی و تورم خانه و خانواده و خانمان سوز،  لابلای همین اسکناسهای متبرک ملعون[ii] بوده است! نبش قبر نکنیم بیخیال کُردان و کُردانیسم! ماجرای سوگند دروغ آقای مرتضوی برای استعفایش از تامین اجتماعی و کلاه تاریخی که بر سر مجلسیان با بصیرت – که فریادشان فقط برای معترضین و منتقدین بلند بود- را خاطر مبارک هست؟و… اجازه دهید “یه بَردی بِنیم سَر حَیِش[iii]“!

 با ذکر همین چند اتفاق تلخ که “مشتی نمونه خروار” بود و دیگر سرک به آخور خاوری ها و زنجانی ها و ضرابها و … نمی کشیم، شما حلقه تباهی و سیاهی مبانی اعتقادی و اجتماعی و اقتصادی بوده و هستید یا اصلاحات ؟!

3-     بر این باورم که هر باور و مرامی اگر مراقبت و محافظت نشود می تواند در دام خودرایی و خودبرتر بینی بیفتد. اما مگر اصلاحات چه توان و نیرویی جز پشتوانه مردمی داشته و دارد که بتواند اعمال قدرت و دیکتاتوری نماید؟ با کدام ابزار؟ اصلاحات توان دفاع از نیروهایش را در برابر تهدید و آزار و اذیت چونان شمایان هم ندارد. فراموشمان نشده حمله به آقای مهاجرانی و نوری و کروبی و … و در نمونه اخیر عده ای از دوستان همیشه در صحنه تان بصورت خودجوش! اما با امکانات وسیع و بدون دغدغه هر گونه برخورد انتظامی و قضایی، مانع از برگزاری جلسه سخنرانی آقای زیبا کلام در سمیرم و شهرضا شده اند و دولت هم قدرت برخورد با آنها را ندارد. آیا می توان عکس این واقعه را حتی متصور شد!؟

 در ادامه از ارتباط حقیقت با سیاست صحبت کرده اید، که البته بازگشایی این بحث نیازمند مجال مشخص و فرصت مفصلی با حضور اهل فن است که از حوصله و توان این نوشته و نویسنده اش خارج است . اما در همین حد که شما به آن اشاره داشته اید، به نظر شما کسانی که منکر همه اتفاقات خلاف قبل و بعد از انتخابات مساله ساز 88 شدند از جمع سیاست و اخلاق درماندند یا کسانی که در برابر نابرابری ها و فجایع دولت عدالت گسترتان نتوانستند سکوت کنند که البته به شیوه های مختلف مورد مهرورزی قرار گرفتند؟ شما و همفکران فکورتان! که به واسطه بصیرت مثال زدنی، اشراف به مسائل مردم و مملکت داشته و دارید، چرا مانع آن همه تخلف و خیانت و رانت و فساد بی حد و حساب دوستان انقلابی تان نشدید تا این روزها که “هر دم از آن باغ بری می رسد” بتوانید پاسخگوی حمایتهای مشکوک و عجیبتان باشید. شما خوب گره زدید حقیقت و سیاست را که برای حفظ منافع محدود چند روزه، حاضر به سرپوش گذاشتن بر تمامی آن خطاها و خیانتهای پیدا و پنهان شدید و منافع ملی و میهنی را به خطر و تباهی کشاندید. مثالی عرض کنم: به یاد دارم و دارید صحنه دلخراش رد شدن خودروی نیروی انتظامی از روی بدن یکی از معترضن که در رسانه های یکپارچه در اختیارتان آن را به سخره گرفتید و آن را نمایشی و صحنه سازی می گفتید اما امسال و پس از 4 سال از آن حوادث تلخ جناب آقای احمدی مقدم اذعان و اعتراف به آن کرده و حتی مدعی پرداخت غرامت و خسارت به خانواده متوفی شدند. یقین بدانید موارد این چنینی که تکذیب شد و عنوان کنندگانشان تعقیب گردیدند باز هم وجود دارد و روزی تاریخ در مورد آن چه گذشت گواهی درست تری خواهد داد!

4-     در جایی که از دموکراسی سخن گفته اید متوجه تناقض ذاتی با این مقوله نشده اید، شاید هم هر جا لازم باشد مصادره به مطلوب می کنید. چه اهمیت دارد یکجا غرب واندیشه هایش را لگدمال کنید و در جای دیگر که لازم شود از آن مایه بگیرید. بهتر است شما تکلیفتان را با حوزه تفکرات غربی مشخص کنید. همچنان که کسی نباید و نمی تواند منکر دوره درخشان علم و پیشرفت در قرون اولیه تمدن اسلام باشد، نگاه انکاری به تمدن درخشان غرب پس از قرون تاریک جهل و حاکمیت مسیحیت سیاه ارتجاعی، اصراری بیهوده بر اشتباهی بزرگ است و نتیجه این برخورد غلط عقب ماندگی بیش از پیش در حوزه های نظری و عملی است.
دموکراسی برای شما واژه ای ترسناک از بعد اجتماعی و بسیار خطرناک در بعد اعتقادی بود. واژه ای بود که در دوران اصلاحات که از زبان دولتمردان وقت بیان می شد فحش و ناسزا پنداشته می شد اما به هر روی  امروز جای خوشبختی و امیدواری است که شما نیز از آن وام گرفته و برای توجیه و استدلال به آن تکیه می کنید. با شما در مورد حضور بالای ایرانیان در فرآیند انتخابات موافقم که دلایل متفاوت و مختلفی دارد اما محض خاطر مبارک عرض شود که دموکراسی تنها حضور در روز انتخابات و رای دادن نیست. دموکراسی تحقق خواست مردم پس از انتخابات است و باید حقوق و نظر مردم محترم و در تصمیمات و برخوردها لحاظ گردد. آیا در حال حاضر این مورد به طور درست و کامل رعایت می شود؟ فارغ از هر دولت و مسئولی به نظر شما میزان پاسخگویی جدی و واقعی مجموعه حاکمیتی به خواسته ها و مطالبات مردمی چه حد است! می توانید تصور کنید که همین فردا من و شما و عده ای دیگر از دوستان به جهت نگرانی از قطع درختان بلوط کهنسال منطقه حفاظت شده دنا – که چند سال پیش توسط شرکت پیمانکاری شرکت ملی گاز قطع شد و قرار بود مدعی العموم پیگیر شود و نشد- تجمعی داشته و اعتراضی نمایند و کسی بیاید و پاسخگو باشد و نتیجه آن به مردم داده شود؟
اگر درکشورهای دموکراتیک غربی مسئولین نگران از عدم پاسخگویی به مردم و مطالباتشان هستند به این دلیل است که سازو کار طرح و پیگیری آن تا حصول نتیجه تا حد قابل قبولی مشخص و قابل انجام است اما در کشور ما!؟ پس قیاس مع الفارق شما در اینجا موضوعیتی ندارد و بهتر است مسائل را واقعی و ملموس ببینید و صرف قانون و نوشته ملاک قرار نگیرد. گرچه امیدواریم روزی این قوانین موجود به طور کامل فعلیت یافته و در جامعه ساری و جاری شوند.

5- در مورد اسطوره بودن محمود احمدی نژاد محبوبتان بنده نیز به نوعی با شما هم عقیده ام! اما به این تک بیت در این مورد بسنده می کنم و خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل که :
“دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه      ***     هر دو جان سوزند، اما این کجا و آن کجا!”
در ادامه به بوروکراسی سه دولت آقایان موسوی ، هاشمی و خاتمی اشاره و مشکلات کشور را به گردن آنها انداخته اید که بنده دروجود اشکالات درآن دوره ها هم شکی ندارم اما اگر انصافی باشد شرایط آن دوران (جنگ،سازندگی ویرانه های جنگ و درآمدهای ضعیف و خفیف نفتی) از یک سو و نوع و عمق مسائل و تخلفات آنها قابل مقایسه با هشت سال صدارت دولت مشعشع پاک دست مورد مهر و نظر شما نبوده و نیست. مضافا این که در هشت سال دولت مدیریت جهانی! تمامی ارکان حاکمیت و قدرت، یکپارچه و تمام قد حامی و پشتیبان دولت فخیمه وقت بودند. اما سنگ اندازیهای همه گونه در دولتهای اصلاحات و همین چند ماهه دولت جدید مانع از پیشبرد صحیح امور می شود و مغایر با همان دموکراسی است که از آن داد سخن داده اید. مردم با رای خود خواستار تغییر در روند تصمیمی و اجرایی جامعه شده اند و شما حاضر به قبول آن نیستید و به هر طریق و بهانه سعی در تخریب و ضربه زدن به سیستم در حال استقرار و عمل دولت جدید دارید.

6-     در مورد علت به قدرت رسیدن آقای خاتمی در خرداد 76 قطعا پارامترهای متعددی دخیل هستند اما شک نکنید یکی از کم رنگ ترین و کم اثر ترین موارد روحانی بودن ایشان بوده است. نمی دانم فراموش کرده اید یا خود را به فراموشی زده اید که آقای ناطق نوری سمبل روحانیت وجریان حاکمیت و اصولگرایی شما بود. شاید هم به خاطر برخی نظرات و موضع گیری های اخیر، وی را -دست کم در ذهن خود- خلع لباس فرموده اید و ما بی خبریم که آقای خاتمی را نماد و سمبل روحانیت در آن انتخابات معرفی می فرمایید؟ این گونه برداشتها و تحلیلهای سطحی و احساسی همراه با بغض و نفرت، نشان از فاصله شما و دوستانتان از فضای واقعی مردم و خواست و توقعاتشان دارد که البته از جماعت “کیهانی!” سیر فضا و آفاق و انفس دور از انتظار نیست و اصلا شما را چه به زمین خاکی پست و مردم آلوده به گناهش!

7-     عادت معمول و شیوه مرسومتان شده که با فرافکنی شانه از بار مسئولیت و اشتباهات خود خالی کنید. روایت شما از حکایت تلخ کوی دانشگاه 78 و قتلهای زنجیره ای باند سعید امامی و ترور سعید حجاریان هم خنده آور است هم زجر آور! یا واقعا بی اطلاعید یا خود را به کوچه ای زده اید که همه آدرسش را دارند اما پیدایش نمی کنند! جواب سوال کوی دانشگاه را از انصار حزب الله و نیروی انتظامی و آقای ده نمکی جدیداً حساس و هنرمند بگیرید! قتلهای زنجیره ای هم سعید امامی بنده خدا که مرده شد! اما دوستانشان از جمله آقای حسینیان که مجلس ختمشان رفته و از نزدیک با ایشان و البته شماها دوستی و قرابت فکری دارد زنده هستند و شاید بتوانند جوابی برایتان داشته باشند. سعید حجاریان هم که از عامل ترور خود سیعد عسکر که خود بهتر می دانید عضو کجا و کجا بوده و هست سخت شاکی است، نه به سبب انجام ترور بلکه بدین خاطر که نتوانسته طرح تروری را که به گفته شما کیهانیان توسط خودش طراحی شده بود را بخوبی اجرا نماید.  آخر کدام عقل سلیمی این آسمان ریسمان بافی های متوهمانه شما را می تواند بپذیرد؟ این که گروهی دست به چنین خود زنی بزرگی کند و مهمترین چهره ها و پشتوانه های خودش را حذف کند تا چه به دست آورد؟

جناب آقای موسوی

شما عقیده ای دارید ، درست یا غلط، اما برای رسیدن به هدف باندی و فکری خود این گونه همه چیز را فدا و فنای آن نکنید و در این آسمان ریسمان بافی خود شما هستید که در آن کلاف بی سروته گم می شوید.

به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانی!

خدایا چنان کن سرانجام کار **** تو خشنود باشی و ما رستگار


 بُز نرِ جلودار گله  [i]

[ii] گرته از یکی از اشعار حسین پناهی عزیز (… مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون که میترکاند یکی یکی حفره های ریه هایم را …)

[iii] ضرب المثل لری: سنگی برای تعیین حد و حدود قرار دهیم (بیشتر از این جلو نرویم و ادامه ندهیم)

 

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • منتقد می‌گه:

    در پاسخ کبگیان باید بگویم حضور میلیونی میدان فلسطین تهران که قرار بود سردار نقدی سخنرانی کند که تعدادآنها به ۳۰۰نفر نمی رسید مجبور شد سخنرانی نکند !

  • کبگیان می‌گه:

    در پاسخ به بادر باید بگویم شما چر نگران حضور مردم بود ه ا ید دشمنان قسم خورده ایران اسلامی به حضور با شکوه 9دی اعتراف نموده اند تو که دشمن نیستی و چرا حضور را کم اهمیت جلوه دادی من نظر محمد را تایید میکنم به عنوان یک اصلاحاتی مردم ما هر جا که احساس نیاز به حضور نمایند میلیو نی وارد میشوند

  • بادر می‌گه:

    اقای محمد روز نه دی اکثرا دانش اموزان و کارمند أنی بودند که به إجبار به راهبیمایی امدند و درخودتهران أمار به سختی به دویست هزار نفر می رسید واین قابل مقایسه با راهبیمایی های خودجوش إصلاحی مردم نبود ، أمسال هم که سردارنقدی با دیدن جمعیه قهرکرد ورفت . نکته ای که مهمه اینه که یه عده ای این وسط دارن نون میخورن

  • عادل می‌گه:

    آقای محمد درجهت آب حرکت کردن خیلی ساده است ،جهت آب حرکت کردن هنر نیست ،خلاف جهت آب حرکت کردن هنر است ،چشم بر واقعیت بستن هنر نیست ،واقعیت را گفتن هنر است ،اگر از شما وهمفکرانتان سواستفاده از ارزشهای اسلامی که متعلق به همه مسلمانان و همه مردم ایران است را بگیرند چه چیزی برای گفتن دارید،خسته نشدید از کلمه فتنه که اینقدر تکرار می کنید، معلوم نیست چه کسانی از روز عاشورا سواستفاده کردند،کسانی که به حقوق مادی ملت تجاوز می کنند چه توقعی است، که به اعتقادات دینی مردم هم تجاوز ننمایند،اعتقاد مردم بر این باوراست که هرکسی زمینه هتک حرمت به اعتقادات دینی آنها را مهیا می کند وحرمت شکنان ،همچنین سواستفاده کنندگان از ارزشهای دینی فرقی با هم ندارند،فتنه گران تنها یک گروه خاص نبودند بلکه اولین فتنه گر کسی بود که مردم را خس خاشاک نامید تا احساسات مردم را برانگیخته کرد.در پایان امیدوارم خداوند به همه ما بصیرتی عنایت فرماید تا واقعیات راببینیم وخوب هم قضاوت نماییم.چه خوب است نیمه پر ،خالی لیوان را باهم ببینیم .چه خوب بود همه مقصرین را به ملت معرفی می کردند،نه فقط یک عده را،اگر موسوی وکروبی تقصیر دارند احمدی نژاد هم تقصیر داشته.
    ر

  • غلامی می‌گه:

    پست آقای محمد و ابراز عقیده شان مهرتایید مطلب شما بود جناب رسایی نسب.
    با تشکر

  • نوروز می‌گه:

    جناب محمد!
    کاش در ادبیات‌ مطلبی که نوشتید کمی درنگ می‌کردید تا متوجه اشکال کار شوید! دیگر نیازی به توضیح دادن نبود

  • محمد می‌گه:

    برادر رسایی نمدانستم که خیلی ناراحت میشوی از روی دلسوزی این سخن گفتم من از اصلاح طلبان تند رو و اصول گرای تند رو بیزارم دوست داشتم شما به عنوان یک تحصیل کرده واقعیت را بهتر قلم میزدی ان لشکر دهها میلونی 9دی پاسخ قاطعی به فتنه گران دادند مفاسد اقتصادی در هر دولتی باشد محکوم است من نمیخواهم از بابک زنجانی وامثال ان دفاع کنم اما میدانم که شرایط حساس کدام است ای کاش بعد از انتخابات کسانی که رای نیاوردند با سعه صدر وبا شهامت حساب خود را از بدخواهان نظام جدا میکردند تا به قول شما امروز ما شرایط مان متفاوت بود به نوروز عزیز بگویم نه بدنبال تهمت بوده ونه دوست دارم حرفی بزنم که فردی ناراحت شود مگر اینکه قلم زنی عادلانه نباشد امید ان است که مملکت سرافراز باشد دوست دارم در مورد مسایل واقعیات بیان شود تمام مشکلات اقتصادی ما از مفسدان اقتصادی است لعنت بر انهایی که با رفتارهای مفسده شان زندگی را برای مردم سخت میکنند

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    ضمن تشکر از توجه و حساسیت دوستان
    جناب آقای محمد! هم چنانکه در نظر یکی از کاربران گرامی(نوروز) هم اشاره درستی شده است ادر این نوشته سعی شد ضمن انتقاد از پدیده شوم فرصت طلبی و موج سواری که متاسفانه شایع و رایج شده است ، پاسخی به ادعاهای دوستتان آقای موسوی. باشد. شما همیشه با ذهنیت قبلی و شاید بدون اینکه زحمت مطالعه درست و دقیق بدهید حکم می دهید.
    آقا محمد! شما همه آن جمع و جمعیت میلیونی را فتنه گر میدانید? مادام که به وجود منتقد و مخالف قائل نباشید وشنوای ایده و عقیده ایشان نباشید و سیستم حاکمیتی امکان به فعلیت رساندن ظرفیتهای موجود اما مغفول مانده قانون اساسی برای آزادی بیان و بیان اعتراض را فراهم ننماید، باید منتظر چنین رفتارهای واکنشی گاه خارج از قانون هم بود. چه رسانه و امکانی برای بیان نظر معترضین و منتقدین در اختیارضان بود یا با چه وسیله می بایست جریان ناراحت و مشکوک به آن انتخابات مدیریت میشد? شما چرا مرز خود با مفسدین داخلی و کسانی که تمامی ارکان اعتقادی و اجتماعی و اقتصادی کشور و مردم را تضعیف و تخریب کردند ندارید! شما که این همه نگران دشمنان هستید ، می دانید دوره دولت ضد هولوکاست احمدی نژاد برای اسرائیل طلایی بود و همسایگان شمال و جنوبمان همه دشمن شدند و تا توانستند از ما خوردند تا جایی که کشور کوچکی چون قطر در منطقه مهتری و سروری کند!
    برایم جالب است که از تخریب اموال بیت المال اظهار نگرانی کردید. کل هزینه آن خرابی ها را با یک شب نشینی و پارتی آقای ضراب و زنجانی با دخترکان ترک و تاجیک تاق بزنیم?! شما این همه سیاهی و تباهی و فساد و رانت و آسیب سیاسی و اقتصادی و اجتماعی برآمده از دولت و دوستان شعارگوی ریاکار بی دانشتان را نمی بینید?
    به نظر شما کسانی که خواستارشفافیت و پاسخگویی حاکمیت هستند و نگران آینده مردم و کشورشان همراه دشمنند یا دیگرانی که به بی سابقه ترین شکل انواع تخلف و فساد سیستماتیک را به انجام رساندند و کشور را در تمامی شاخصها به عقب کشاندند?
    ایستادن بر سر حق و حقیقت رو نمی خواهد که شما به آن اشاره کرده اید، صداقت و حقیقت جویی لازم دارد و از قضا این شما هستید که با وجود این همه سیاهی و تباهی همچنان اصرار بر راه و روش خبط و خطای خود دارید و حاضر به عذرخواهی نیستید و سنگ پا هم در برابر شما کم آورده است!
    لطفا درباره عملکرد اصولگرایان در هشت سال اخیر که در نهایت اختیار و اقتدار و حمایت بی چون چرا بود توضیح دهید و دست از سر ” خس و خاشاک” که همان موقع گردگیریشان کردید، بردارید.
    تذکر داده اید که حواسمان باشد! آن را تهدید تلقی نمیکنم و نصیحتی مشفقانه میگیرم. بنده هم از شما میخواهم در این دنیا وجدان و البته عقل و منطقتان را فراراه قرار دهید و همه باید بدانیم که عاقبت روز جزا و حساب فرارویمان است و آنجاست که ” سیه روی شود هر که در او غش باشد”

  • ناشناس می‌گه:

    چه خوب گفتی جناب رسایی نسب؛
    من به عنوان یک ایرانی شیعه و دوستدار انسان آزاده ای چون امام حسین(ع)حرکت افرادی را که در لباس و بنام اصلاحاتی وقایع ناخوشایندی را در عاشورای 88 رقم زدند محکوم می کنم.
    خائنین واقعی به نظامی که با سختیهای بسیار قوام یافته دولت احمدی نژاد و افراد تنگ نظری است که با کوته فکریشان بزرگترین ضربه ها را به نظام وارد کرده و می کنند.بعنوان مثال فکر می کنم واقعآ نمی دانستند که رفتن پرونده به شورای امنیت یعنی چه و چه عواقبی دارد و قلمبه گویی آقایان …
    دوستان باور بفرمائید در زمانی نیستیم که بگوئیم سرمایه گذاری کشورهای صاحب تکنولوژی و… در کشور استعمار بهمراه دارد.این حرف همان افراد موج سواری است که جناب رسایی گوشه ای از خیانت هایشان را بیان کرده اند.
    در هر صورت برای حفظ این نظام و ارزش هایش بایستی اصلاحاتی را در تفکر و عمل بوجود آورد و دست افرادی را که سالهاست در لباس ولایتمداری و دوستدار نظام و امام،موج سواری می کنند را از سر مردم کوتاه کرد.
    درد دل زیاد است،ببخشید که پراکنده گویی کردم،سیاسی نیستم و فقط نظر شخصی خودم را بیان کردم.

  • ناشناس می‌گه:

    درود بر تو ای مرد آزاد اندیش
    کاش مارا اینقدر ترسو بار نیاورده بودند تا اینکه می توانستیم هر کدام رسایی نسبی باشیم نه اینکه خود را پشت سر جناب مهندس مخفی کنیم و بصورت نشناس خود را معرفی کنیم.

  • ناشناس می‌گه:

    مردم ما همانطور که در همه تاریخ خود وصحنه های مختلف انقلاب از خود غیرت وشجاعت نشان داد ه اند امروز نیز با همان هدف در راه رسیدن به اصلاحات و جامعه مدنی و پیشرفته مجدانه ومصرانه به راه خود ادامه می دهد واین را در 3خرداد و 24 مرداد که فضا تقریبا رقابتی بود به اثبات رسانیده اند .

  • محمد می‌گه:

    برادر رسایی تو خود میدانی که همراه شدن با دشمنان انقلاب در سکوت بانیان فتنه کاملا هویدا بود اگر تصمیم برای مقابله با نظام را نداشتند چرا سکوت خود نشکستند و حساب خود را با سلطنت طلبان و منافقین جدا نکردند متاسفانه بعضی از شما ها با شیپور دشمن شروع به اشوب نموده اید و اموال بیت المال را تخریب نمود ه اید که جرقه ان در یاسوج هم فراموش نشدنی خواهد ماند کسانی که برای امام وانقلاب دل میسوزاندند متاسفانه همراه با شیپور دشمن شدند جای تعجب است شما با چه رویی دوباره دست به قلم برد ه اید بوی گند فتنه تا سالها از این مملکت زدوده نخواهد شد مگر اینکه مطابق قوانین اسلامی مورد مجازات قرار گیرند امیدوارم به عنوان یک ایرانی و تحصیل کرده حواست را جمع کنی وبه اینده کشورت تو جه کنی واجازه ندی دشمنان از قلمت سو استفاده نمایند

    • نوروز می‌گه:

      جناب آقای محمد٬ رندی کردن و آمدن و تهمتی زدن به آقای رسایی و رفتن! شیوه مناسبی است برای شما که عادت دارید به چنین ترفندهایی.در این مملکت اگر کسی دروغ بزرگی بگوید٬ تهمتی بزند! چونکه عادتمان داده اند زود باور می‌کنیم و هر چه فرد مورد تهمت واقع شده٬ در جواب٬ پاسخ درست و صادقانه بدهد دیده نمی‌شود.نمی‌گذارید دیده شود.آب به جوی ریخته شده‌ای ست.مطلب ایشان در رد یا تایید آن اتفاقات نیست.در نحوه بیان آقای موسوی است که انگار می‌خواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.موج سواری بکنند.همان کاری که شما می‌کنید.

      دوست عزیز شما و تفکر شما ….زدید که نتیجه‌اش شد این! نیازی نیست مثل همیشه هرجا که برایتان نفعی داشت فریاد وا اسلاما سر دهید! مطمعن هستم کفن پوشیده نظرتان را می‌نویسید.این ملت غم زده را به حال خود بگذارید.ملتی که هر روز هر چه کیفتان کشید بر سرشان چماق می کنید.یک روز وطن فروش٬ یک روز بی …..و …!
      البته همان ملتی که روز نیاز سلحشور و ولایت مدار خطاب می‌شوند.

      کسی با سلطنت طلب هم نوا نشده! حماقت شماست که فکر می کنید هنوز در سال 2014 کسی به دنبال نظام شاه و شاهی و ارباب رعیتی‌ست.حساب منافقین! و هر آنکه دستش به خون مردم بیگناه این سرزمین آلوده است٬ جداست.هیچگاه کسی با آنها هم نوا نمی‌شود.
      سوالی که وجود دارد این است که اگر دشمان نظام در این مملکت این همه زیاد هستند و همنوا با سلطنت طلبان! شما چه کرده‌اید که مردم در دل سلطنت طلب می‌شوند و منافق و بی بصیرت و وطن فروش! اگر کم هستند چرا این همه دست و پای خود را گم کرده اید.چرا این همه راه پیمایی خودجوش! البته آن هم سه روز پس از حادثه عاشورا(که هر زمان هر بی حرمتی صورت بگیرد به هر میزان و هر صورتی محکوم است)!

      خلاصه کنم جناب عاقل با بصیرت:
      هر که و کرم نساخت٬ خره وش ایزنه! طاقت منتقدین درون نظام را نداشتن سرانجامش تحمل مخالفین نظام است و این بلایی است که شما بر سر این کشور و اسلام آورده اید با تفسیر به رای و عقل ناقصتان.اما زحمت و درد و …..برای مردم!
      بگذارید این مردم را به حال خویش….

  • اسلام رسایی نسب می‌گه:

    بابت به هم ریختن شماره بندی متن عذرخواهی می کنم گرچه متن اصلی درست تنظیم شده بود اما با قرار گرفتن روی سایت مشکل پیدا شده که انشاالله دوستان لطف می کنند و اصلاح خواهد شد.

  • ناشناس می‌گه:

    درودبه شرفت.حقیقت رافریادبزن ونترس ازبیان حق.چون رسایی عزیز.یادمون باشه که اینانه دی راهم مصادره میکنند.همانظوکه د روحانی گفتندنه دی متعلق به همه است ونه جریان خاصی

    • جامه بزرگی می‌گه:

      شما چرا با اسم ناشناس تایید می فرمایی و می ترسی حقیقت را فریاد بزنی دوست عزیز

200x208
200x208