تاریخ درج خبر : 1392/10/11
کد خبر : ۱۷۴۲۸۷
+ تغییر اندازه نوشته -

تولید دستگاه دروغ سنج در آمریکا و تولید اصلاحیون سنجی در کهگیلویه و بویراحمد

سایت استان: بهاره حسینی

بزرگوارن هم کیش، کسبه و زارع و همه اقشار، اصلاح کنیم رخنه ها را تا تاج بر سر بگردانیم و امیدهای واهی نبندیم و راهی شویم به دیار غربت چون به عقل و به حکم و به عرف دستگاهی در آمریکا خلق کردند تا مگر دروغی به ظاهر و ظاهری به ریا، باب نگردد و ناب نجوید به ایده و عقده، تا که تاب برآورند و حتی تاب برنیارند. دروغ نمیگویم اگر دروغگو باشم چون نعوذ بالله قسم هزاران را میخورم و اگر نپذیری به حکم مهتاب و الیاس … … بی دینی. بی دین، بی کیش، بی مرام، بی معرفت …. ببخشید از مطلب خارج شدم!

کهگیلویه و بویراحمد، یک واو در وسط دارد و هزاران “تا” تا برسیم به یک مرز مشترک و برسیم به یک فرار، فرار از هزاران دروغهای شیله پیله دار که باب شدند، باب اصول طلبی و اصلاح گرایی، باب به شهرستانی بودن، بابی به هم فامیلی، بابی بی باب و در و پیکر، بی جثه و خالی! به هزاران بهانه های واهی، به نام تقسیم ارثیه، ارثیه میراث مسند نشینان، ارثیه به جا مانده از وارثان توسعه نیافتگی استان، ارثیه ناخلف تا که بلنگد پای چپ و برقصد دست راست.

به هشت سال دولت کریمه، بهانه پشت بهانه و اخم و تخم رو به سینه و لبخند تمسخر پشت در، موجب شد که نخبه ها پشت حصار حصیری بمانند به نیروی محوطه و مطالعه روزنامه ای درراهرو. دریغ از یک انتخاب به دلایل عرض شده بالا. دروغ نمی گویم و شما فرض کنید که دروغ نگفته ام. نیازی به دروغ سنجتان نیست ای ابر فسق و فساد و فجور پرستاره، که همه ستاره های توخالی و اهی و پوچ و دروغگوئید و سمبول دروغگویی.

اما که یک حیف داریم، به وقت سکوت ساکتیم و به وقت شلوغی غارتگر. به هنگام ریاست رئیسیم و به هنگام کیاست رمال. پشت پنجره کسی نگاه نمی کنیم که هم آغوشی دارند یا آغوشی پر از نارنجک. از زیر سفره سفره را سولا نمیکنیم و بر سر سفره بوی نفت تراوش نمی کنیم، شاید هم خردل، شاید هم … نمیدونم. بی ادب نیستم چون: دروغ نمی گویم و شما فرض کنید که دروغ نگفته ام.

ول کنیم این ادبیات پر از کنایه و پیچیده را که خودم هم نمیفهمم چی بود و چی شد و چی خواهد شد. به این وکیل الوکلای استان، بی ریا بگم که هنگام هشت ساله دولت کریمه چه محلی از اعراب گذاریهای استان به شما دادند و چه منصبی به منتسبین ات دادند که اینک ارث بچه های اصلاح طلب را به بهانه وکیل بودن، به غارت میدهی و نخبگان استان را فدای سهم خواهی می کنی؟

فییده نیاره همو لری بگیم بهتره؛

(کرو بهلیتون ای استان رنگ و بوی ایلیاتیش، با رمالل و کیاسلِ موقعیت طلب، قر و قاطی وانبوهه. فکر و اندیشه صادقانه ننه یل و متیلل سرکجکی و وعده یل آخرتی، زلالی دل صاف دورِ ایل، چین و چروک پیشتیک و پینه یلِ و دل ترکیده دهسلِ باوایل، بگه و بخند کر و دورلِ من کپری، دیِ سرمه کشِ من کومه یل، والله به خوا چه بگُم، ای همه یه رنگی و یه دلی یه قاطی نکنیتون بی؛ فاتحه خونی یل دروغی، رمالی یلِ تو بالا بلندی و غیرَ تو کُر نییمه من ولایت.

بچه یلِ پاک و بی ریای اصلاحات نشهسنه من همو گوشه ی که هشت سال نشونده بیین. سفره رنگینلِ شو هشت ستادی اومینه و نَرَه، یَه ستاد بی تِنُم و ستادی دیه بی تنم. کرو گِرُهتِنِه او یل بییَن و او هیبتته!)
یا علی! دروغ نمی گویم و شما فرض کنید که دروغ نگفته ام. نه یه وقت فکر کنید به تصمیم های جناب تاجگردون خرده می گیرم و می گویم ارث را به غارت نده، نه، چون موقعیت از هر موقعی مهمتر است. مهم این است که ما بینیم که نشسته ایم هرچند باید راه می رفتیم، مهم این است که ما بفهمیم که نمی فهمیم هر چند باید خود را به نفهمیدن بزنیم. مهم این است که ساکت باشیم هرچند که فریاد می زنیم. مهم این است که ما مرده ایم هرچند که باید زنده باشیم…. شرمنده باز هم گیرپاژ، بهتر این است دستگاهی به کهگیلویه و بویزاحمد بدهیم تا بفمیم معنی “واو” چیست، اصلاح طلب هستیم یا اصولگرا!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • نوروز می‌گه:

    جنابان ehsan و افشین از چرام:
    سلام و وقت‌تان بخیر

    منظورتان را از توهین نمی‌فهمم.اگر انتها نداشتن حماقت است٬ منظورِ این حقیر به دوستی‌ست که اشاره به زلفِ نویسنده داشته‌اند و آن را مایه‌ی بی‌فرهنگی دانسته‌اند٬ که در هضم کلمات مشکل دارند و پناه به این بهانه! می‌برند.

    در مورد نامفهوم بودن منظور و یا ادبیات نویسنده‌٬ همین بس که دوستان دیگری متن را به درستی خوانده و منظور نویسنده را دریافته‌اند! البته٬ اگر حضرات در این مورد -که افرادی متن مقاله را خوانده‌اند و عیبی در آن ندیده‌اند- شبهه‌ای دارید٬ این حقیر راهی برای درمان شبهه شما ندارم.از این باب معذرت می‌خواهم.
    به عقیده‌ی حقیر٬ ایشان -نویسنده مطلب- ادعای تحلیلی که شما به دنبال آن هستید٬ نداشته‌اند.مقالات بسیاری نوشته‌ می‌شوند آن هم در روزنامه‌های پر تیراژ که ارزش یک‌بار خواندن هم ندارند٬ برای یک مقاله و یک کامنت این‌قدر غم به دلتان راه ندهید.

  • واو می‌گه:

    افتضاح بود چرت پرتی بیش نبود

  • افشین از چرام می‌گه:

    ممنون ehsan که پاسخ نوروز را دادید.

  • دانشگاهی می‌گه:

    به به چقدشاعرانه…من نمیدونم چراکسانی دم ازهویت وتمدن می زنندهمه اش ازبیگانه ها تعریف می کنند به نظرشمااین وابستگی فرهنگی یافرهنگ زدگی نیست؟خانم…دکترین غاصبان آمریکابرپایه دروغ است دستگاه دروغ سنجی رابرای اصلاح طلبان درست کردندکه به بهانه اصلاحات چشموبه جای اصلاح ابروکورکردندیادت باشه توی این پیرایش های اصلاحاتی نری که نابینامیشی…..حیف است ازاین قلم رمانتیک برای نوشتن قصه های کودکانه ننویسی….تفکراصلاحات یعنی شیرین عبادی که به همجنس بازی رای مثبت داد……ووووووووووووای که شماچقدبیچاره اید…

  • ehsan می‌گه:

    نوروز کاش فکرت هم نوروز بود و نقد و تحلیل دیگران را مثه بعضی از سیاسیون حماقت نمیخواندید.هر تحلیل همیشه باید متقن و مستدل باشد نه حالت افواهی و ژورنالیستی. حق دارید به دیگران توهین کنید چون غوغا سالاری پیشه امثال جنابعالی ست.

  • نوروز می‌گه:

    سرکار علیه! متن جالبی -البته نه آنچنان زیبا- نوشتند٬ نوشتن آزاد است٬ هر چه دوست دارید بنویسید.
    از اشکالاتی که به زلفِ شما یا نامفهوم بودن کلمات‌تان می‌گیرند٬ غمی به دل راه ندهید.
    این‌ها همه دلایلی‌ست برای اینکه بدانیم! حماقت انتهایی ندارد.

  • افشین از چرام می‌گه:

    متاسفانه این چندمین باریست که متوجه نوشته های خانم حسینی نمیشوم و تا حال هم چیزی به عنوان تحلیل درنوشته های ایشون در نیافته ام.
    مدیر محترم سایت همانطور که خود بهتر میدانید ارزش و اعتبار و محتوای مقاله چیزی غیر ازاین هست که خانم حسینی مینویسند که بیشتر به تاملات درونی که بسیار هم سردر گم وگیج و گنگ آنها را مینگارد شبیه است تا مقاله.

  • احسان می‌گه:

    خانم حسینی واژه اصلاحات و اصلاح پذیری اصولگرایی و تحزب و این عناوین پرطمطراق برای جامعه ایران لقمه بسیار بزرگی هست.امروزه چیزی به نام حزب وجود خارجی نداره و اگرم باشه منتهی به جیب و منافع شخصی افراد میشه. جامعه ایران و مردم وفادار به میهن همیشه مظلوم بودن و آماج تاخت و تاز سیاسون . افکار پوسیده و تاریخ مصرف گذشتشان بوده است.من نه اعتقادی به اصولگرایش دارم نه اصلاح طلب. چون اصولا این عناوین وجود خارجی نداره و سیاسون ملون بخاطر منافع شخصی هرروز به سبک و سیاقی درمیایند.پس بهتره از خودمان برای این افراد خرج نکنیم.

  • ع-پناهی می‌گه:

    عشق ایایه آ خرش گلگهن آبای ایکنه شون ایرچاکنه خورشید آزای ایکنه

  • میر مصطفی می‌گه:

    «اصول طلــــبی و اصلاح گـــــرایی» با حال بود.

  • پیوند می‌گه:

    ول کنیم این ادبیات پر از کنایه و پیچیده را که خودم هم نمیفهمم چی بود و چی شد و چی خواهد شد.
    خانم حسینی یادته چند ماه پیش بهت گفتم خودت هم نفهمیدی چی گفتی؟
    خوشحالم که گفتی فهمیدی اما گمان نکنم.
    به خودت بیا ببین هدفت از این سر هم بندی کلمات چیست اگه خودنمایی است که بده عکستو بزرگتر کنن.
    اگه فکر و اندیشه است کمی فکر کن بعد قلم دست بگیر

  • تان می‌گه:

    سایت خوب شما که دنبال فرهنک سازیید لطف کنید یک عکس با حجاب بذارید از این خانم محترم

  • سیروس می‌گه:

    من نمی دانم که چرا می گویند
    اسب حیوان نجیبی ست
    کبوتر زیباست
    وچرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
    گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
    چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
    خانم حسینی مطالبی که نوشتین بسیار جالب بود ولی نباید انتظار داشته باشید هر کسی بفهمه به قول سهراب جور دیگر باید دید.

  • ناشناس می‌گه:

    خانم حسینی فکر کنم قبلًاً برای موحد هم مطلب مینوشتی

  • رضا می‌گه:

    ای ول داری ……………………………………/////////////………………………………….///////////////////////////…………………………………

  • ادبیات می‌گه:

    خانم دکتربه نصیحت های این رسانه گوش کن،همشون بجا بودن

  • اهالی رسانه می‌گه:

    خانم نگارنده،بابا خواهش می کنم این دل نوشته هات رو رسانه ای نکن.اگه این دنیای مجازی نباشه بیای تو یه جمعی که سواد درست و حسابی دارن دو تا سوال از اصول نگارش ازت بپرسن بعد چی میخای بگی.در ضمن دلیل اینکه اصلاح طلبایی که میگی چند ساله هزینه دادن و الان بی اعتنایی میشه بهشون، دلیلش امثال شما هستی که الان شدی آوانگارد.وقتی چند سال پیش آش و حلوا نمیدان امثال شما ها هم سیاست رو ثقیل الهضم می دونستین و اهل میدون مین و سختی نبودین و خالی کردین، حالا که آش میدن و بساط تزویر و ریا فراهمه و اسباب سیاست ورزی سهل و ممتنع شده شما ها هم اومدین به میدون.راستی علوم انسانی به جز چند تا دانشگاه دولتی تهرون ول معطله،نگو که با مدرک آبکی …….. می خوای از موضع سواد آکادمیک ظاهر بشی،ننویس،لطفاٌ،هر وقت تفاوت های اولیه قالب های نگارشی رو یاد گرفتی بنویس تازه اونم نه تو سیاست، چون تو فیس بوک هم 25 میلیون سیاسی آزادی خواه داریم، سیاست استخون می خواد واسه خورد شدن نه صفحه مجازی برا پز دادن.

  • محسن کریمی می‌گه:

    سلام ادبیلتت که خوب بود ولی اینی که ساختی رو بهت تبریک میگم و دوس دارم از نزدیک ببینمش ؟؟

  • کر لر می‌گه:

    کرو وته نفهمسم چ وابی ؟ ؟ ؟
    اما یه روانشناس میگفتش اگه ادم بتونه در موقع دروغ گفتن به اونی که داره میگه با یه اطمینان خاطر و یه خونسردی کامل بیان کنه و باور داشته باشه دروغهاشو .. هیچ دروغ سنجی حتی یه اپسیلون هم نمیتونه ثابت کنه
    من امتحان کردم جواب داد خیلی ی ی هم خوب

  • مهمان می‌گه:

    حیف که اون قسمت لریت خیلی ثقیله و میخواد با دره بین لری بخونیش

  • جواد می‌گه:

    خانم حسینی عالی بود مخصوصا اون تکه آخریش که و لری نوشته بییید.

  • مهمان می‌گه:

    بهار نوشته ها در قلم « بهاره» بانو ست. به نوشته هاش خوب دقت کنید غلیظ و با معنی می نویسد و روح بلندی دارد. دارم بهاره خانم.

  • مسافر می‌گه:

    بانو بهاره قلمش بهاری ست. با این ادبیات شیرین و غلیظش هر کسی را یارای درک کم است

  • حاج یوسفی مهریان می‌گه:

    جانا سخن از زبان ما میگویی … اما …اما تا بود چنین بوده…..

  • غلامی می‌گه:

    اولین موردی است که دیدم خود نویسنده هم به نگارشش انتقاد میکنه.
    به هر حال بنده هم با نظر شما موافقم خانم حسینی.

  • خودم می‌گه:

    ول کنیم این ادبیات پر از کنایه و پیچیده را که خودم هم نمیفهمم چی بود و چی شد و چی خواهد شد

  • رضا می‌گه:

    تا دروغ نباشد زندگى رواج ندارد

200x208
200x208